کتاب فقر ابله می کند سندهیل مولاینیتن + دانلود نمونه رایگان

معرفی کتاب فقر ابله می کند

کتاب فقر ابله می‌کند (Scarcity) نوشته سندهیل مولاینیتن و الدار شفیر، نشان می‌دهد که هر نوع کمبودی، از فقر مالی و بیکاری گرفته تا کمبود زمان، تنهایی و حتی رژیم‌گرفتن، نه‌تنها روی وضعیت بدنی انسان تأثیر می‌گذارد، بلکه طرز فکر و شیوه‌ی تصمیم‌گیری او را هم عوض می‌کند. کتاب با مثال‌های روزمره، پژوهش‌های آزمایشگاهی و روایت‌های میدانی توضیح می‌دهد که ذهن در شرایط کمبود چگونه تسخیر می‌شود و چرا همین فرایند، هم ما را متمرکزتر می‌کند و هم در تله‌ی فقر نگه می‌دارد. نشر ابرا این کتاب را با ترجمه محسن عصیانی منتشر کرده است. نسخه الکترونیکی این اثر را می‌توانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.

درباره کتاب فقر ابله می کند

کتاب فقر ابله می‌کند با تکیه‌ بر پژوهش‌های گسترده‌ی سندهیل مولاینیتن و الدار شفیر توضیح می‌دهد که کمبود، صرفاً یک وضعیت اقتصادی یا مادی نیست بلکه حالتی ذهنی است که روی توجه، حافظه، تصمیم‌گیری و خودکنترلی اثر می‌گذارد. کتاب مفهوم ذهنیت کمبود را معرفی می‌کند؛ این‌که وقتی چیزی کمتر از نیاز ادراک‌شده وجود دارد، ذهن به‌ طور خودکار روی آن تونل می‌زند و بقیه‌ی زندگی به حاشیه می‌رود. 

سندهیل مولاینیتن و الدار شفیر با مرور آزمایش‌های کلاسیک گرسنگی، مطالعات مربوط به تشنگی، فقر مالی، تنهایی و حتی نگاه کودکان فقیر به سکه‌ها نشان داده‌اند کمبود چگونه توجه را تسخیر می‌کند و ادراک را تغییر می‌دهد. کتاب فقر ابله می کند توضیح داده‌ که کمبود، پهنای باند ذهنی انسان را کاهش می‌دهد؛ یعنی هوش سیال، کنترل اجرایی و توان برنامه‌ریزی را موقتاً پایین می‌آورد و همین کاهش، تله‌هایی می‌سازد که فقر و کمبود را تداوم می‌بخشند. 

کتاب در پایان، این چارچوب ذهنیت کمبود را به‌ عنوان دعوتی برای بازاندیشی در سیاستگذاری، طراحی برنامه‌های ضد فقر و حتی مدیریت شخصی زمان و پول مطرح کرده است.

خلاصه کتاب فقر ابله می کند

کتاب فقر ابله می‌کند نشان می‌دهد کم داشتن فقط به معنای نارضایتی یا محرومیت نیست؛ کمبود، طرز کار ذهن را عوض می‌کند. نویسندگان با مثال‌هایی از فقر مالی، بیکاری، گرسنگی، تنهایی، رژیم‌غذایی و کمبود زمان توضیح داده‌اند که وقتی چیزی کم است، ذهن به‌ طور خودکار روی آن متمرکز می‌شود، مثل دید تونلی. 

این تمرکز، یک سود دارد: بهره‌وری در کارهای فوری بالا می‌رود، ضرب‌الاجل‌ها جدی‌تر گرفته می‌شوند و از منابع محدود بهتر استفاده می‌شود. اما همان سازوکار، هزینه‌ای پنهان هم دارد. تونل‌زدن باعث می‌شود مسائل بیرون تونل، مثل سلامتی، روابط و بدهی‌های آینده نادیده گرفته شوند. نویسندگان نشان داده‌اند که کمبود، پهنای باند ذهنی را کم می‌کند و این کاهش، به تصمیم‌های ضعیف، فراموش‌کاری و اشتباه‌های شناختی می‌انجامد؛ اشتباه‌هایی که خود، فقر و کمبود را عمیق‌تر می‌کنند.

چرا باید کتاب فقر ابله می کند را بخوانیم؟

کتاب چارچوبی منسجم برای فهم این پرسش ارائه کرده که چرا افراد در شرایط کمبود، تصمیم‌هایی می‌گیرند که از بیرون غیرمنطقی به نظر می‌رسد. خواننده با مفهوم پهنای باند ذهنی، سود تمرکز و تونل‌زدن آشنا می‌شود و می‌بیند فقر و کمبود چگونه حتی بر افراد توانمند هم اثر می‌گذارد. این نگاه، هم برای فهم فقر اجتماعی مفید است و هم برای مدیریت شخصی زمان، پول و انرژی.

خواندن کتاب فقر ابله می کند را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم؟

خواندن کتاب فقر ابله می کند به کسانی پیشنهاد می‌شود که به موضوعاتی مانند فقر، نابرابری، تصمیم‌گیری، اقتصاد رفتاری و روان‌شناسی علاقه دارند. همچنین به مدیران، سیاستگذاران، فعالان اجتماعی و افرادی که با کمبود زمان، بدهی یا فشار مالی دست‌وپنجه نرم می‌کنند پیشنهاد می‌شود تا سازوکار ذهن در این وضعیت‌ها را بهتر بشناسند.

جوایز و افتخارات کتاب فقر ابله می کند

  • برنده‌ی جایزه‌ی کتاب William James (سال ۲۰۱۴)
  • نامزد جایزه‌ی کتاب سال Financial Times Business (سال ۲۰۱۳)

چه نسخه‌های دیگری از کتاب فقر ابله می کند منتشر شده است؟

  • کتاب فقر احمق می کند، ترجمه‌ی امیرحسین میرابوطالبی، نشر ترجمان
  • کتاب کمبود، ترجمه‌ی حسین علیجانی رنانی، نشر ققنوس
  • کتاب کمبود، ترجمه‌ی علیرضا باطنی، نشر ۳۶۰ درجه 

بخشی از کتاب فقر ابله می کند

«روان‌شناسان فواید ضرب‌الاجل‌ها یا تعیین مهلت را در آزمایش‌های کنترل شده بررسی کرده‌اند. در یک بررسی، دانشجویان کارشناسی برای تصحیح سه مقاله دستمزد دریافت کردند؛ یک ضرب‌الاجل طولانی به آن‌ها داده شد (سه هفته برای تکمیل کار). دستمزدشان به تعداد خطاهای پیدا شده و به موقع تحویل دادن مقالات بستگی داشت. محققان گروه دیگری با کمبود بیشتر، ضرب‌الاجل‌های محدودتر ایجاد کردند. آن‌ها باید هر هفته یک مقاله تصحیح شده را ارائه می‌دادند. نتیجه؟ درست مانند آزمایش فکری بالا، گروهی که ضرب‌الاجل محدودتری داشتند، بهره‌وری بیشتری داشتند، کمتر دیر می‌کردند، اشتباهات تایپی بیشتری پیدا می‌کردند و درآمد بیشتری کسب می‌کردند.

ضرب‌الاجل‌ها فقط بهره‌وری را افزایش نمی‌دهند؛ به عنوان مثال، دانش‌آموزان سال آخر در ترم دوم با ضرب‌الاجل روبه‌رو هستند و زمان محدودی برای لذت بردن از روزهای باقی مانده دارند. جیمی کورتز روان‌شناس بررسی کرد که چگونه آن‌ها این ضرب‌الاجل را مدیریت می‌کنند. بررسی او شش هفته مانده به فارغ‌التحصیلی آغاز شد؛ شش هفته به اندازه کافی دور است تا پایان تحصیل هنوز کامل ثبت نشده باشد، اما نزدیک هم است تا احساس نزدیک شدن به پایان ایجاد شود. برای نیمی از دانش‌آموزان ضرب‌الاجل بسیار نزدیک (چند ساعت باقی مانده) و برای نیمی دیگر دور (بخشی از سال باقی مانده) تعیین شد. این تغییر در کمبود، مدیریت زمان آن‌ها را تغییر داد. وقتی زمان کمی باقی بود، تلاش کردند از هر روز بیشترین بهره را ببرند، زمان بیشتری صرف فعالیت‌ها کردند و غرق در لذت آخرین سال خود شدند. آن‌ها همچنین گزارش دادند که شادتر بودند؛ احتمالاً از آنچه مدرسه ارائه می‌داد، بیشتر لذت می‌بردند.»

نظری برای کتاب ثبت نشده است