
کتاب هکس وود
معرفی کتاب هکس وود
کتاب هکس وود نوشتهی دایانا وین جونز با ترجمهی ریحانه جمالی، اثری است که توسط نشر کتابسرای تندیس منتشر شده است. این رمان در ژانر فانتزی و علمیتخیلی قرار میگیرد و با روایتی چندلایه و پیچیده، دنیایی پر از رمز و راز را پیش روی مخاطب میگذارد. داستان در فضایی میان واقعیت و خیال شکل میگیرد و شخصیتهایی با هویتهای چندگانه و گذشتههای مبهم را به تصویر میکشد. هکس وود با الهام از اسطورهها و افسانههای کهن، مفاهیمی چون قدرت، هویت، زمان و سرنوشت را در بستری مدرن و معاصر بازآفرینی میکند. این کتاب با روایتهای موازی و شخصیتهایی که هرکدام درگیر معمایی بزرگتر هستند، مخاطب را به سفری ذهنی و احساسی دعوت میکند. نسخهی الکترونیکی این اثر را میتوانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.
درباره کتاب هکس وود
کتاب هکس وود اثر دایانا وین جونز، داستانی فانتزی و معمایی است که در مرز میان واقعیت و خیال حرکت میکند. روایت کتاب در چندین لایه زمانی و مکانی پیش میرود و شخصیتها در جهانی گرفتار شدهاند که قوانین آن با دنیای عادی تفاوت دارد. داستان از یک مزرعهی اسرارآمیز به نام هکس وود آغاز میشود؛ جایی که دستگاهی باستانی به نام بانوس فعال شده و باعث اختلال در زمان و واقعیت شده است. شخصیتهای اصلی، از جمله آنا، هریسون و موردیون، هرکدام با گذشته و هویتی پیچیده وارد این میدان میشوند و تلاش میکنند رازهای پنهان هکس وود را کشف کنند. روایت کتاب با حضور روباتها، موجودات عجیب و سازمانی مرموز به نام فرمانروایان، فضایی رازآلود و پرتعلیق ایجاد کرده است. دایانا وین جونز در این اثر با بهرهگیری از عناصر اسطورهای و علمیتخیلی، جهانی چندوجهی خلق کرده که در آن مرز میان خیال و واقعیت بهسادگی قابل تشخیص نیست.
خلاصه داستان هکس وود
هشدار: این پاراگراف بخشهایی از داستان را فاش میکند! در هکس وود، داستان با نامهای عجیب به ادارهی مرکزی آغاز میشود که خبر از فعالشدن دستگاهی مرموز در مزرعهی هکس وود میدهد. این دستگاه، بانوس، توانایی تغییر واقعیت و زمان را دارد و باعث میشود مرزهای گذشته، حال و آینده در هم بیامیزد. آنا، دختری نوجوان که به دلیل بیماری خانهنشین شده، از پنجرهی اتاقش شاهد اتفاقات غیرعادی در مزرعه میشود. او با مردی به نام موردیون، که از تبعیدیان کهکشانی است، روبهرو میشود و به تدریج درگیر ماجرایی میشود که به هویت و سرنوشت خودش نیز گره خورده است. در سوی دیگر، شخصیتهایی مانند هریسون و روبات یام، هرکدام با گذشتهای مبهم و نقشهایی کلیدی، وارد میدان میشوند. روایت با حضور سازمانی به نام فرمانروایان و مفاهیمی چون قدرت، تبعید و مقاومت، لایههای تازهای پیدا میکند. داستان با جابهجایی میان خاطرات، رویاها و واقعیت، مخاطب را در هزارتوی هویت و زمان سرگردان میکند و هر بار با افشای بخشی از رازها، تصویر بزرگتری از دنیای هکس وود ارائه میدهد.
چرا باید کتاب هکس وود را بخوانیم؟
هکس وود با ساختار روایی پیچیده و چندلایه، تجربهای متفاوت از داستانگویی را رقم میزند. این کتاب برای کسانی که به روایتهای غیرخطی، معماهای ذهنی و دنیای فانتزی علاقه دارند، جذابیت ویژهای دارد. شخصیتها با هویتهای چندگانه و گذشتههای رازآلود، مخاطب را به کشف حقیقت وادار میکنند. همچنین، ترکیب عناصر اسطورهای با فناوری و مفاهیم علمیتخیلی، فضایی منحصربهفرد و پررمزوراز خلق کرده است. هکس وود نهتنها سرگرمکننده است، بلکه با طرح پرسشهایی دربارهی قدرت، هویت و سرنوشت، ذهن خواننده را به چالش میکشد و او را به تفکر دربارهی مرزهای واقعیت و خیال دعوت میکند.
خواندن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم؟
خواندن این کتاب به علاقهمندان ژانر فانتزی و علمیتخیلی، کسانی که به روایتهای معمایی و چندلایه علاقه دارند، و افرادی که از داستانهایی با شخصیتهای پیچیده و دنیای رازآلود لذت میبرند پیشنهاد میشود. همچنین به نوجوانان و بزرگسالانی که به دنبال داستانهایی با مفاهیم عمیق دربارهی هویت و قدرت هستند، توصیه میشود.
بخشی از کتاب هکس وود
«آنا اندیشید: ولی شاید هریسون مزرعه رو به ارث میبره و خیال میکنه هنوز صاحب همهٔ اینها هم هست. رفتارش که اینطور نشون میده. اما فرضیهٔ اصلی آنا چیز جالبتری بود. آن مزرعهٔ قدیمی خیلی رازآلود بود و هنوز دسترسی آن از لندن آنقدر ساده بود که آدم را متقاعد کند اینجا مخفیگاهی برای خلافکاران است. او مطمئن بود شمشهای طلا یا انبوه بستههای مواد مخدر در زیرزمینهایش جاسازی شده است، شاید هم هر دو، و هریسون جوان نگهبانیشان را میدهد. تکبر هریسون به خاطر این است که اربابان مواد آنقدر به او پول میدهند که رازشان را نزد خود نگه دارد. آنا از چهار مرد خیالیاش پرسید: نظر شما چیه؟ برده طبق معمول ضعیف و از غافله عقب بود. رؤسایش تا توانستند از او کار کشیده بودند. او این فرضیه را خیلی محتمل میدانست. هریسونِ جوان آدم بدی بود که هوا برش داشته بود، برده ذات اینطور آدمها را خوب میشناخت. زندانی به فکر فرو رفت و بعد گفت که اگر حدس آنا درست باشد پس هریسون جوان دارد خیلی بیملاحظه رفتار میکند و اینطوری توجه همه را به خود جلب میکند. فرضیهٔ اول بهتر بود. آنا به زندانی اعتراض کرد که خیلی بیطرفانه به قضیه نگاه کرده است! و نظر شاه را پرسید. شاه گفت که هر کدام ممکن است درست باشد، یا هر دو با هم. آنا وقتی از پسرک مشورت خواست او فرضیهٔ خلافکاری را انتخاب کرد چرا که هیجانانگیزتر بود. آنا خندید. پسرک اینطور فکر میکرد. او در مرز ناکجا گیر افتاده بود و یکجورهایی دستیار مردی بود که مردم او را خدا میدیدند. او از جایی افتاده بود، در مکان و زمان اشتباهی به دنیا آمده بود. همیشه دلش هیجان میخواست و میگفت که این هیجان را فقط از راه گفتوگو با آنا به دست میآورَد.»
حجم
۳۱۶٫۳ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۴
تعداد صفحهها
۳۰۰ صفحه
حجم
۳۱۶٫۳ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۴
تعداد صفحهها
۳۰۰ صفحه