
کتاب قندیل
معرفی کتاب قندیل
کتاب قندیل نوشتهی کیانوش گلزار راغب و به همت انتشارات سوره مهر منتشر شده است. این اثر روایتی مستند و شخصی از زندگی و تجربههای بهار، یکی از اعضای سابق گروه پژاک، است که با زبانی صریح و بیپرده، خاطرات و فراز و نشیبهای حضور خود در این گروه را بازگو میکند. نویسنده با انجام مصاحبههای مفصل و پژوهشهای میدانی، تلاش کرده است تا تصویری نزدیک و ملموس از فضای فکری، ساختار سازمانی و واقعیتهای زندگی در دل گروههای مسلح کردستان ارائه دهد. قندیل نهتنها به روایت زندگی فردی بهار میپردازد، بلکه به بررسی زمینههای اجتماعی، خانوادگی و روانی جذب جوانان به گروههای مسلح نیز توجه دارد. نسخهی الکترونیکی این اثر را میتوانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.
درباره کتاب قندیل
کتاب قندیل با محوریت خاطرات بهار، عضو سابق سازمان پژاک، به قلم کیانوش گلزار راغب نوشته شده است. این کتاب در قالب روایت اولشخص، به بازخوانی زندگی، انگیزهها و تجربههای بهار در مسیر پیوستن به گروه پژاک و حضور در کوههای قندیل میپردازد. نویسنده با بهرهگیری از مصاحبههای عمیق و پژوهشهای میدانی، تلاش کرده است تا لایههای پنهان و آشکار جذب جوانان به گروههای مسلح را واکاوی کند. ساختار کتاب بر پایهی روایت خطی و خاطرهنویسی استوار است و از کودکی و نوجوانی بهار آغاز میشود و به تدریج وارد فضای سیاسی و اجتماعی کردستان و فعالیتهای گروه پژاک میشود. در این میان، بهار از چالشهای خانوادگی، فشارهای اجتماعی، آرزوهای فردی و تضادهای درونی خود سخن میگوید و تصویری از فرآیند جذب، آموزش، زندگی روزمره و مناسبات درونگروهی ارائه میدهد. کتاب قندیل علاوهبر روایت شخصی، به تحلیل زمینههای اجتماعی و روانی جذب جوانان به گروههای مسلح، نقش رسانهها، تبلیغات و شبکههای اجتماعی و همچنین تأثیرات مخرب این گروهها بر خانواده و جامعه میپردازد. نویسنده با نگاهی پژوهشمحور و روایی، تلاش کرده است تا واقعیتهای کمتر دیدهشدهی این فضا را به تصویر بکشد و خواننده را با ابعاد مختلف زندگی در دل گروههای مسلح آشنا کند.
خلاصه داستان قندیل
کتاب قندیل با روایت زندگی بهار، دختری از سنندج، آغاز میشود که در نوجوانی و جوانی با چالشهای خانوادگی، فشارهای اجتماعی و آرزوهای استقلال و آزادی روبهرو است. بهار که در محیطی سنتی و مذهبی رشد یافته، بهتدریج تحت تأثیر روابط عاطفی و فضای سیاسی پیرامونش، به سمت آشنایی با گروه پژاک کشیده میشود. ارتباط با سیروان و شاهو، دو نفر از فعالان این گروه، نقطهی عطفی در زندگی اوست و باعث میشود بهار به تدریج جذب ایدهها و تبلیغات پژاک شود. او با رؤیای مبارزه با داعش و دستیابی به آزادی زنان، تصمیم میگیرد از خانواده جدا شود و به کوههای قندیل بپیوندد. در ادامه، کتاب به شرح جزئیات فرار بهار از خانه، عبور از مرز و ورود به ساختار سازمانی پژاک میپردازد. بهار با واقعیتهای تلخ و سخت زندگی در کوهستان، آموزشهای نظامی، جدایی از خانواده و ممنوعیت روابط عاطفی روبهرو میشود. او با دختران و پسرانی آشنا میشود که هرکدام با انگیزهها و مشکلات خاص خود جذب گروه شدهاند. کتاب به توصیف فضای آموزشی، قوانین سختگیرانه، فشارهای روانی، انتقادهای جمعی و نقش تبلیغات و رسانهها در جذب نیرو میپردازد. بهار در این مسیر با تضادهای درونی، دلتنگی برای خانواده و تردید نسبت به آرمانهای گروه مواجه میشود و به تدریج به واقعیتهای پنهان و آسیبهای این نوع زندگی پی میبرد. روایت کتاب با جزئیات زندگی روزمره، چالشهای جسمی و روانی و تجربههای تلخ و شیرین بهار در دل کوههای قندیل ادامه مییابد و تصویری عمیق از فرآیند جذب، آموزش و زیست در گروههای مسلح ارائه میدهد.
چرا باید کتاب قندیل را بخوانیم؟
قندیل اثری است که با روایتی صریح و بیواسطه، تجربههای کمتر شنیدهشده از زندگی در گروههای مسلح کردستان را بازگو میکند. این کتاب با تمرکز بر خاطرات بهار، به بررسی فرآیند جذب جوانان، نقش تبلیغات و شبکههای اجتماعی، فشارهای خانوادگی و اجتماعی و واقعیتهای زندگی در دل گروه پژاک میپردازد. خواندن این کتاب فرصتی است برای آشنایی با لایههای پنهان و کمتر دیدهشدهی گروههای مسلح، شناخت آسیبهای روانی و اجتماعی این فضا و درک بهتر از چالشها و تضادهای جوانانی که در جستوجوی هویت و آزادی، مسیرهای پرخطر را انتخاب میکنند. قندیل با جزئیات دقیق و روایت ملموس، تصویری واقعی از فراز و نشیبهای زندگی در چنین گروههایی ارائه میدهد و به پرسشهای مهمی درباره انگیزهها، پیامدها و واقعیتهای این نوع زندگی پاسخ میدهد.
خواندن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم؟
خواندن قندیل به علاقهمندان به مطالعات اجتماعی و سیاسی، پژوهشگران حوزهی مسائل کردستان، فعالان حوزهی جوانان و خانواده، و کسانی که دغدغهی شناخت فرآیند جذب جوانان به گروههای مسلح و پیامدهای آن را دارند، پیشنهاد میشود. همچنین به کسانی که به دنبال روایتهای واقعی از زندگی در گروههای مسلح و تجربههای زیستهی اعضای سابق این گروهها هستند، این کتاب توصیه میشود.
بخشی از کتاب قندیل
«از کودکی حس حقارت همراه جسارت رفیق راهم بود. به هر نحوی سعی داشتم خودم را ثابت کنم تا از دیگران عقب نمانم. کمبودها را درونم میریختم و زجر میکشیدم، ولی با پررویی تلاش میکردم از غافله عقب نمانم. از وقتی یادم میآید، طعنه و نگاههای تحقیرآمیز همسایهها آزارم میداد. همیشه نوعی خودبرتربینی در نگاه و رفتارشان بود. خودشان را بالاتر و بهتر از ما میدانستند و ما را دهاتی و غریبه. محلۀ ما شهرکمانندی در سنندج بود که بیشتر اهالی فامیل بودند. بچههایشان مرا به جمعشان راه نمیدادند. اجازه نمیدادند با دخترهای همسنوسالم بازی کنم و من هم بهناچار با پسرها در کوچه بازی میکردم. هر جور بود سعی میکردم پابهپای آنها بدوم و کم نیاورم. آنها هوای همدیگر را داشتند و به من زور میگفتند. گریه میکردم، ولی با قلدری جواب میدادم. از صبح تا شب در کوچه و بیابان و کوهستان بازی میکردم و خستهوکوفته شب به خانه برمیگشتم. پدرم مذهبی سنتی بود و هوای بچههایش را داشت. آزادی عمل داده بود و حق داشتم کوه بروم و در شهر بچرخم. ولی همیشه یک نصیحت میکرد و میگفت: «آبرومندانه زندگی کنین و کاری هم به سیاست و حزببازی نداشته باشین. مواظب باشین به دام گروهکها نیفتین!» سرد و گرم روزگار را چشیده بود و نتیجۀ عضویت در گروهکها را دیده بود. عقیده داشت عاقبت عضویت در گروهکها بدبختی است. ولی این حرفها به گوش من نمیرفت. از دو سال پیش که با سیروان آشنا شدم، یواشیواش حس پیوستن به پژاک به جانم افتاده بود و با آن رؤیاها بافته بودم.»
حجم
۶۹۳٫۱ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۴
تعداد صفحهها
۱۸۴ صفحه
حجم
۶۹۳٫۱ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۴
تعداد صفحهها
۱۸۴ صفحه