کتاب قندیل کیانوش گلزار راغب + دانلود نمونه رایگان
با کد تخفیف OFF30 اولین کتاب الکترونیکی یا صوتی‌ات را با ۳۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کن.
تصویر جلد کتاب قندیل

کتاب قندیل

امتیاز
۵.۰از ۶ رأیخواندن نظرات

معرفی کتاب قندیل

کتاب قندیل نوشته‌ی کیانوش گلزار راغب و به همت انتشارات سوره مهر منتشر شده است. این اثر روایتی مستند و شخصی از زندگی و تجربه‌های بهار، یکی از اعضای سابق گروه پژاک، است که با زبانی صریح و بی‌پرده، خاطرات و فراز و نشیب‌های حضور خود در این گروه را بازگو می‌کند. نویسنده با انجام مصاحبه‌های مفصل و پژوهش‌های میدانی، تلاش کرده است تا تصویری نزدیک و ملموس از فضای فکری، ساختار سازمانی و واقعیت‌های زندگی در دل گروه‌های مسلح کردستان ارائه دهد. قندیل نه‌تنها به روایت زندگی فردی بهار می‌پردازد، بلکه به بررسی زمینه‌های اجتماعی، خانوادگی و روانی جذب جوانان به گروه‌های مسلح نیز توجه دارد. نسخه‌ی الکترونیکی این اثر را می‌توانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.

درباره کتاب قندیل

کتاب قندیل با محوریت خاطرات بهار، عضو سابق سازمان پژاک، به قلم کیانوش گلزار راغب نوشته شده است. این کتاب در قالب روایت اول‌شخص، به بازخوانی زندگی، انگیزه‌ها و تجربه‌های بهار در مسیر پیوستن به گروه پژاک و حضور در کوه‌های قندیل می‌پردازد. نویسنده با بهره‌گیری از مصاحبه‌های عمیق و پژوهش‌های میدانی، تلاش کرده است تا لایه‌های پنهان و آشکار جذب جوانان به گروه‌های مسلح را واکاوی کند. ساختار کتاب بر پایه‌ی روایت خطی و خاطره‌نویسی استوار است و از کودکی و نوجوانی بهار آغاز می‌شود و به تدریج وارد فضای سیاسی و اجتماعی کردستان و فعالیت‌های گروه پژاک می‌شود. در این میان، بهار از چالش‌های خانوادگی، فشارهای اجتماعی، آرزوهای فردی و تضادهای درونی خود سخن می‌گوید و تصویری از فرآیند جذب، آموزش، زندگی روزمره و مناسبات درون‌گروهی ارائه می‌دهد. کتاب قندیل علاوه‌بر روایت شخصی، به تحلیل زمینه‌های اجتماعی و روانی جذب جوانان به گروه‌های مسلح، نقش رسانه‌ها، تبلیغات و شبکه‌های اجتماعی و همچنین تأثیرات مخرب این گروه‌ها بر خانواده و جامعه می‌پردازد. نویسنده با نگاهی پژوهش‌محور و روایی، تلاش کرده است تا واقعیت‌های کمتر دیده‌شده‌ی این فضا را به تصویر بکشد و خواننده را با ابعاد مختلف زندگی در دل گروه‌های مسلح آشنا کند.

خلاصه داستان قندیل

کتاب قندیل با روایت زندگی بهار، دختری از سنندج، آغاز می‌شود که در نوجوانی و جوانی با چالش‌های خانوادگی، فشارهای اجتماعی و آرزوهای استقلال و آزادی روبه‌رو است. بهار که در محیطی سنتی و مذهبی رشد یافته، به‌تدریج تحت تأثیر روابط عاطفی و فضای سیاسی پیرامونش، به سمت آشنایی با گروه پژاک کشیده می‌شود. ارتباط با سیروان و شاهو، دو نفر از فعالان این گروه، نقطه‌ی عطفی در زندگی اوست و باعث می‌شود بهار به تدریج جذب ایده‌ها و تبلیغات پژاک شود. او با رؤیای مبارزه با داعش و دستیابی به آزادی زنان، تصمیم می‌گیرد از خانواده جدا شود و به کوه‌های قندیل بپیوندد. در ادامه، کتاب به شرح جزئیات فرار بهار از خانه، عبور از مرز و ورود به ساختار سازمانی پژاک می‌پردازد. بهار با واقعیت‌های تلخ و سخت زندگی در کوهستان، آموزش‌های نظامی، جدایی از خانواده و ممنوعیت روابط عاطفی روبه‌رو می‌شود. او با دختران و پسرانی آشنا می‌شود که هرکدام با انگیزه‌ها و مشکلات خاص خود جذب گروه شده‌اند. کتاب به توصیف فضای آموزشی، قوانین سخت‌گیرانه، فشارهای روانی، انتقادهای جمعی و نقش تبلیغات و رسانه‌ها در جذب نیرو می‌پردازد. بهار در این مسیر با تضادهای درونی، دلتنگی برای خانواده و تردید نسبت به آرمان‌های گروه مواجه می‌شود و به تدریج به واقعیت‌های پنهان و آسیب‌های این نوع زندگی پی می‌برد. روایت کتاب با جزئیات زندگی روزمره، چالش‌های جسمی و روانی و تجربه‌های تلخ و شیرین بهار در دل کوه‌های قندیل ادامه می‌یابد و تصویری عمیق از فرآیند جذب، آموزش و زیست در گروه‌های مسلح ارائه می‌دهد.

چرا باید کتاب قندیل را بخوانیم؟

قندیل اثری است که با روایتی صریح و بی‌واسطه، تجربه‌های کمتر شنیده‌شده از زندگی در گروه‌های مسلح کردستان را بازگو می‌کند. این کتاب با تمرکز بر خاطرات بهار، به بررسی فرآیند جذب جوانان، نقش تبلیغات و شبکه‌های اجتماعی، فشارهای خانوادگی و اجتماعی و واقعیت‌های زندگی در دل گروه پژاک می‌پردازد. خواندن این کتاب فرصتی است برای آشنایی با لایه‌های پنهان و کمتر دیده‌شده‌ی گروه‌های مسلح، شناخت آسیب‌های روانی و اجتماعی این فضا و درک بهتر از چالش‌ها و تضادهای جوانانی که در جست‌وجوی هویت و آزادی، مسیرهای پرخطر را انتخاب می‌کنند. قندیل با جزئیات دقیق و روایت ملموس، تصویری واقعی از فراز و نشیب‌های زندگی در چنین گروه‌هایی ارائه می‌دهد و به پرسش‌های مهمی درباره انگیزه‌ها، پیامدها و واقعیت‌های این نوع زندگی پاسخ می‌دهد.

خواندن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم؟

خواندن قندیل به علاقه‌مندان به مطالعات اجتماعی و سیاسی، پژوهشگران حوزه‌ی مسائل کردستان، فعالان حوزه‌ی جوانان و خانواده، و کسانی که دغدغه‌ی شناخت فرآیند جذب جوانان به گروه‌های مسلح و پیامدهای آن را دارند، پیشنهاد می‌شود. همچنین به کسانی که به دنبال روایت‌های واقعی از زندگی در گروه‌های مسلح و تجربه‌های زیسته‌ی اعضای سابق این گروه‌ها هستند، این کتاب توصیه می‌شود.

بخشی از کتاب قندیل

«از کودکی حس حقارت همراه جسارت رفیق راهم بود. به هر نحوی سعی داشتم خودم را ثابت کنم تا از دیگران عقب نمانم. کمبودها را درونم می‌ریختم و زجر می‌کشیدم، ولی با پررویی تلاش می‌کردم از غافله عقب نمانم. از وقتی یادم می‌آید، طعنه و نگاه‌های تحقیرآمیز همسایه‌ها آزارم می‌داد. همیشه نوعی خودبرتربینی در نگاه و رفتارشان بود. خودشان را بالاتر و بهتر از ما می‌دانستند و ما را دهاتی و غریبه. محلۀ ما شهرک‌مانندی در سنندج بود که بیشتر اهالی فامیل بودند. بچه‌هایشان مرا به جمعشان راه نمی‌دادند. اجازه نمی‌دادند با دخترهای همسن‌وسالم بازی کنم و من هم به‌ناچار با پسرها در کوچه بازی می‌کردم. هر جور بود سعی می‌کردم پابه‌پای آنها بدوم و کم نیاورم. آنها هوای همدیگر را داشتند و به من زور می‌گفتند. گریه می‌کردم، ولی با قلدری جواب می‌دادم. از صبح تا شب در کوچه و بیابان و کوهستان بازی می‌کردم و خسته‌وکوفته شب به خانه برمی‌گشتم. پدرم مذهبی سنتی بود و هوای بچه‌هایش را داشت. آزادی عمل داده بود و حق داشتم کوه بروم و در شهر بچرخم. ولی همیشه یک نصیحت می‌کرد و می‌گفت: «آبرومندانه زندگی کنین و کاری هم به سیاست و حزب‌بازی نداشته باشین. مواظب باشین به دام گروهک‌ها نیفتین!» سرد و گرم روزگار را چشیده بود و نتیجۀ عضویت در گروهک‌ها را دیده بود. عقیده داشت عاقبت عضویت در گروهک‌ها بدبختی است. ولی این حرف‌ها به گوش من نمی‌رفت. از دو سال پیش که با سیروان آشنا شدم، یواش‌یواش حس پیوستن به پژاک به جانم افتاده بود و با آن رؤیاها بافته بودم.»

نظرات کاربران

mersad
۱۴۰۴/۱۱/۱۰

متن روان و پرکشش و شفاف بسیار خوب بود

بوک خوان
۱۴۰۴/۱۱/۱۶

کتاب خیلی خوبه برای آشنا شدن با این گروه پیشنهاد می کنم بخونین

z.s.j
۱۴۰۴/۱۱/۱۱

نقطه ریویو یه پرونده برای این کتاب رفته و چندین مرور نوشته به نظرم خوندنش کمک کنندس

کاربر ۲۶۹۹۷۵۵
۱۴۰۴/۱۱/۱۶

عالی و بینظیر

بریده‌هایی از کتاب

دیدگاهم را به جامعه، دولت و خانواده عوض کرد. طوری که انگار یک عمر اشتباه زندگی کرده‌ام و تنها راه درست زندگی‌کردن پیوستن به پژاک است. حجم حقارت زندگی را بر سرم آوار کرد و بهشت رؤیایی را در برابرم نمایان ساخت. خانواده را دشمن فرد می‌دانست و ازدواج را نوعی بردگی تلقی می‌کرد که آزادی زن را سلب می‌کند. سیستم دولت را خیانت به ملت می‌دانست و معتقد بود تمام مردها فاسد و ظالم سیستمی هستند و باید از این قاعده دست بردارند. حتی استفاده از زبان فارسی و هر زبان دیگری غیر از کردی را نوعی مسمومیت از طرف دشمن می‌دانست. پدر، برادر و شوهر را دشمن زن می‌دانست که زن را بردۀ خود کرده و از وجودش سوءاستفاده می‌کنند.
نُهیٰ
از اختلاط دختر و پسر برای جذب جوانان استفاده می‌کردند درحالی‌که اجازۀ ارتباط نمی‌دادند. فقط کسانی که از نزدیک ماجرا را می‌دیدند، می‌فهمیدند همه‌چیز واهی و پوچ است.
نُهیٰ
شاهو هم هر اتفاقی می‌افتاد، به ظلم حکومت ایران ربط می‌داد و احساساتم را برمی‌انگیخت. آتش نژادپرستی در وجودم افروخته شده بود. شاهو تفاوت قومی و نژادی و زبانی و مذهبی را تبدیل به اهرم تبعیض و اختلاف می‌کرد و احساساتم را برمی‌انگیخت. این موضوع‌ها کم‌کم بدبینی‌ام را به حکومت ایران برافروخت.
نُهیٰ
قبلاً از زبان شاهو شنیده بودم که حتی وقتی زن و شوهر قانونی و عقدی هم وارد سازمان می‌شوند، باید تمام روابط زناشویی را قطع کنند و اگر جایی هم اتفاقی همدیگر را دیدند باید مانند همکار با هم رفتار کنند. شرط پیوستن زن و مرد متأهل به سازمان همین بود که رابطۀ زناشویی ممنوع، رابطۀ دوستانه و خانوادگی ممنوع. گریلاها باید تمام‌وکمال در اختیار اهداف سازمان بودند و هرگونه رابطۀ فامیلی و خانوادگی و خونی و قومی را فراموش می‌کردند.
نُهیٰ
موضوع فروپاشی خانواده در اولویت قرار داشت تا پل‌های ارتباطی و احساسی و وابستگی خانوادگی افراد را از بین برده و نقطۀ اتصال و وفاداری به سازمان را ثبت کنند تا مبادا تصمیم به جدایی از سازمان بگیرند. از شیوه‌های معمولشان این بود که فرد را وادار کنند در محافل و کلاس‌های درس از رفتارهای اعضای خانواده‌اش انتقاد کند و آنها هم از فرصت استفاده کرده و بهشت سازمانی را جایگزین مناسبی برای آن حقارت‌ها معرفی کنند تا داوطلب احساس کند از شر جامعۀ ضد انسانی نجات یافته و به بهشت رؤیایی رسیده است.
نُهیٰ
سیاست سازمان همین بود. این‌قدر با روح و روانت بازی می‌کرد و از نظر فیزیکی خسته‌ات می‌کرد تا به‌مرور زمان اهداف و افکار سازمان را در ذهنت نهادینه کند. اما نیروها وقتی بعد از سال‌ها به این حقیقت می‌رسیدند که این مطالب پوچ است و برای بهره کشی از آنها بوده، روحیه و توانشان را از دست می‌دادند.
کاربر ۶۹۷۰۵۴۱
شعار سازمان «زن، زندگی، آزادی» بود. دخترها تحت هر شرایطی باید از همدیگر حمایت می‌کردند، ولی بدترین ضربات را از همان ناحیه همجنس می‌خوردند و فاجعه به بار می‌آمد. مردها را هم تبدیل به دشمن کینه‌جوی دخترها کرده بودند. دختران نه به‌تنهایی توانایی حل مشکلات را داشتند و نه امکان همکاری با مردها را داشتند.
کاربر ۶۹۷۰۵۴۱
«بهار ما چرا باید هموطنامون رو بکشیم؟ من توی چنگشان بودم، در تیررسشان بودم، ولی آن پاسدار منو نکشت. چند بار برگشتم نگاهش کردم و هر لحظه فکر کردم الان از پشت سر شلیک می‌کنه، ولی شلیک نکرد و اجازه داد خودم رو نجات بدم.»
MOON
روش جذب نیرو هم بیشتر از طریق کانال‌ها با پخش فیلم و ویدیو از رقص و آواز و خوشگذرانی دخترها و پسرها در کنار آتش با اسلحه و لباس چریکی بود.
نُهیٰ
چیزی به نام پول و تلویزیون و اینترنت و وسایل ارتباطی و تماس با خانواده وجود نداشت.
نُهیٰ

حجم

۶۹۳٫۱ کیلوبایت

سال انتشار

۱۴۰۴

تعداد صفحه‌ها

۱۸۴ صفحه

حجم

۶۹۳٫۱ کیلوبایت

سال انتشار

۱۴۰۴

تعداد صفحه‌ها

۱۸۴ صفحه

قیمت:
۱۹۰,۰۰۰
۱۳۳,۰۰۰
۳۰%
تومان