معرفی و دانلود کتاب بر مدار حرم + خلاصه رایگان
با کد تخفیف OFF30 اولین کتاب الکترونیکی یا صوتی‌ات را با ۳۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کن.
تصویر جلد کتاب بر مدار حرمsubscriptionAvailable

کتاب بر مدار حرم

زندگی و خاطرات شهید مدافع حرم مرتضی کریمی شالی

نوع کتاب
۵.۰ امتیاز(از ۴ رأی)
پدیدآورندگان: 
گروه تحقیقاتی احیاء
انتشارات: 
نشر معارف

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy

معرفی کتاب بر مدار حرم

کتاب بر مدار حرم نوشته گروه تحقیقاتی احیا نشر معارف است. کتاب بر مدار حرم زندگی و خاطرات شهید مدافع حرم مرتضی کریمی شالی است. 

کسی که راجع به او می‌خوانید، شخصیتی خیالی نیست؛ بلکه کسی است که در کنار ما نفس کشیده و زندگی کرده و با منش و اخلاق و رفتار خود به اطرافیان فهمانده است که جور دیگری هم می‌شود زندگی کرد. نگرش دیگری هم می‌شود به زندگی داشت. برخلاف آنچه غالب انسان‌ها فکر می‌کنند، می‌شود سبک زندگی دیگری در پیش گرفت. او عشق و بخشش را یاد داده است.

خواندن کتاب بر مدار حرم را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم

این کتاب را به تمام علاقه‌مندان به خواندن زندگینامه پیشنهاد می‌کنیم.

بخشی از کتاب بر مدار حرم

سال ۱۳۶۰ بود. یک سالی از شروع جنگ می‌گذشت. مردم در تب‌وتاب کار و اقتصاد و انقلاب بودند و کشور در حال جنگ با دشمن بود. ما هم از این قضایا مستثنا نبودیم. خانوادهٔ ما یعنی کریمی‌ها هم اهل غیرت و شجاعت بودند. از مردان خانوادهٔ ما چندین تن در جبهه‌های جنگ حضور داشتند.

مرتضی را باردار بودم، خبر آوردند که پسر برادرم در جبهه مفقودالاثر شده. پیدایش نمی‌کردند. مدتی گذشت. دی‌ماه بود که مرتضی به دنیا آمد. مادرم زنگ زده بود که برادرهایم دنبال برادرزاده‌ام به جبهه رفته‌اند تا از سرنوشتش خبر درستی بیاورند. گفت: «بچه را که تازه به دنیا آمده، در این هوای سرد همراه خودت نیاور. خبری شد، بهت اطلاع می‌دهیم!» مرتضی ده‌روزه بود.

بعدازظهرِ روز بعد کسی تماس گرفت که بیایید، شهید حسین کریمی را آورده‌اند. هوا سرد و بارانی بود که به سمت قزوین و شال حرکت کردیم. نزدیکی‌های محله‌مان که رسیدیم، خاله‌ام که همراهمان بود، سرش را از پنجرهٔ ماشین بیرون برد و گفت: «چه شده، شهید را آوردند؟!»

گفتند: «حسین را نیاوردند، ولی مادربزرگش مُرد؟!»

گمان بُردم که حتماً بیهوش شده و او را برده‌اند بیمارستان. ما که رسیدیم، دیدیم دَم در خانه خیلی شلوغ است. از دیگران پرسیدم که چه اتفاقی افتاده؟

گفتند: «وقتی که پدر شهید از منطقه آمد، خبر شهادت حسین را آورده، ولی نتوانسته‌اند جنازهٔ شهید را پیدا کنند و بیاورند. مادربزرگ شهید در دَم سکته می‌کند و از دار دنیا می‌رود.»

باورم نمی‌شد. مادرم روز قبل با من تلفنی صحبت کرد؛ اما الان فوت کرده است!

برایم سخت و شوک‌آور بود، اما اتفاق افتاد. مشغول دفن مادرم بودیم که، امام‌جمعهٔ شهر برای عرض تسلیت به خانوادهٔ شهید آمد. او می‌گفت: «کسی که از ماتم شهید دق می‌کند و می‌میرد نیز در زُمرهٔ شهداست.»

بعد از این جریان، خیلی به من سخت می‌گذشت. مریض‌احوال بودم، حال نداشتم که از بچه‌ام به‌خوبی مراقبت کنم. عزادار بودم و آن‌قدر بدحال که از فرط خستگی خوابم برد.

در عالم رؤیا مادرم را دیدم که آمد جلوی در خانه‌مان، با لباس‌های سفید و روسری زیبایی که بر سرش کرده بود. به من گفت: «چرا خوابیده‌ای؟!»

گفتم: «مادر مریضم.»

گفت: «بلند شو. حسین [برادرزادهٔ شهیدم] برایت نان فرستاده، گفته بده به عمه‌ام بخورد، به بچه‌اش شیر بدهد.» بلند شدم. دیدم که چه نان‌های بزرگ و خوش‌عطری بود!

گفتم: «من مریضم و نمی‌توانم نان بخورم.» بعد هم کیسه‌ای که درونش مقداری پول خُرد بود، به من داد و گفت: «این‌ها را بگیر و برو پیش دکتر برای مداوا...»

برای تجربه‌ای بهتر در دانلود کتاب بر مدار حرم و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را به‌صورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن می‌توانید مطالعه‌ی خود را شخصی‌سازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتاب‌ها را همیشه و همه‌جا تجربه کنید. علاوه‌بر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیف‌های ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.

مشخصات کتاب الکترونیکی

نام کتاببر مدار حرم
عنوان دیگرزندگی و خاطرات شهید مدافع حرم مرتضی کریمی شالی
موضوعخاطرات، زندگی‌نامه
نویسندهگروه تحقیقاتی احیاء
انتشاراتنشر معارف
سال انتشار نسخه فیزیکی۱۳۹۶/۰۲/۰۱
فرمت کتابEPUB
حجم فایل کتاب۲۷.۷۱ مگابایت
شابک۹۷۸۶۰۰۴۴۱۱۱۰۳
تعداد صفحه‌ها۱۷۶ صفحه
قیمت کتاب۳۰۰۰۰ تومان

نظر شما دربارهٔ این کتاب

به این کتاب چه امتیازی می‌دهید؟

۱
۲
۳
۴
۵
نظری برای کتاب ثبت نشده است.

بریده‌هایی از کتاب

شیدا
۰
پرچم هر دو گنبد حرم امام‌حسین (ع) و حرم حضرت اباالفضل العباس (ع) را به دست آورد. مرتضی وصیت کرد که این پرچم‌ها را با من در قبرم دفن کنید.
شیدا
۰
با آمدن ایشان در بسیج مخالفت می‌شد. ولی من می‌گفتم: «مگر چند نفر مثل مرتضی کریمی در تشکیلات بسیج داریم؟» متأسفانه خیلی راحت افراد را طرد می‌کردند.
شیدا
۰
از زمان جذب مجید تا شهادتش در سوریه شش ماه بیشتر نشد، اما آمد، چنگ زد و گرفت و رفت.
شیدا
۰
محققان بعد از سال‌ها به این نتیجه رسیده‌اند که مدیریت، مسئلهٔ ذاتی در بشر است، نه اکتسابی و عملی. رفتار مرتضی باعث جذب دیگران می‌شد.
من سعیدم
زینب سادات سیداحمدی
پرواز در سحرگاه؛ زندگی‌نامه و خاطرات شهید محمد غفاری
گروه نویسندگان
پابرهنه در وادی مقدس : زندگینامه و خاطرات شهید سیدحمید میرافضلی
گروه نویسندگان
سوسنگرد به جای منچستر؛ شرحی بر زندگی و شهادت اکبر چهرقانی
گروه نویسندگان
همسفر شهدا
گروه نویسندگان
مزد اخلاص: زندگی نامه و خاطرات شهید علی محمد صباغ زاده
گروه نویسندگان
فانوس حرم
زینب شعبانی
دختری کنار شط؛ زندگی و خاطرات شهید مریم فرهانیان
عبدالرضا سالمی‌نژاد
برای قاتلم؛ زندگی‌نامه و خاطرات سردار عارف شهید حاج علی محمدی‌پور
گروه نویسندگان
مجنون در آتش
گروه نویسندگان
حاج عمار
فاطمه دوست‌کامی
فراتر از زمان
گروه نویسندگان
این مادر آن پسر
گروه نویسندگان
مهمان شام
گروه نویسندگان
دردانه کرمان
سارا افضلی
سلحشور: زندگی نامه و خاطرات سردار شهید قربانعلی ابراهیمی
گروه نویسندگان
ابوطاها
گروه نویسندگان
حبیب خدا: خاطرات شهید حبیب‌الله جوانمردی شهید شانزده ساله‌‌ی انقلاب اسلامی
محسن عمادی
تا شهادت
گروه نویسندگان