
کتاب به حق چیزهای ندیده
معرفی کتاب به حق چیزهای ندیده
کتاب به حق چیزهای ندیده، مجموعهای از داستانوارهها، نمایشنامههای کوتاه و قطعات طنزآمیز دانیل خارمس، از چهرههای شاخص ادبیات روسیه در قرن بیستم است؛ نویسندهای که بهعنوان اولین پوچگرای روس شناخته میشود و آثارش سرشار از طنز تلخ، هجو و نگاه انتقادی به زندگی روزمره و مناسبات انسانی است. در این مجموعه، آثاری با روایتهای غیرمنتظره و ساختارهای غیرمتعارف به تصویر کشیده شدهاند که اغلب با پایانی غافلگیرکننده یا بیمعنا، مرز میان واقعیت و خیال را درهم میشکنند. بابک شهاب این مجموعه را برای نشر خوب ترجمه کرده است. نسخه الکترونیکی این اثر را میتوانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.
درباره کتاب به حق چیزهای ندیده
کتاب به حق چیزهای ندیده، مجموعهای از داستانوارهها و نمایشنامههای کوتاه دانیل خارمس را در خود جای داده است که تصویری کامل از جهانبینی خاص او ارائه میدهد؛ جهانی که در آن پوچی، بیمعنایی و طنز سیاه، عناصر اصلی روایتاند. آثار خارمس در این مجموعه، اغلب با زبانی ساده و ساختاری موجز، به سراغ موقعیتهایی میروند که در ظاهر پیشپاافتادهاند اما با چرخشی ناگهانی، به عرصهی شگفتی و بیمنطقی کشیده میشوند. کتاب، علاوهبر داستانهای کوتاه، قطعات نمایشی و یادداشتهایی را نیز شامل میشود که هر کدام بهنوعی بازتابدهندهی دغدغههای ذهنی نویسندهاند؛ از هجو مناسبات اجتماعی و نقد رفتارهای انسانی تا بازی با فرم و زبان. دانیل خارمس، با نگاهی انتقادی و طنزی گزنده، مرز میان جدیت و شوخی را بارها جابهجا میکند و مخاطب را به تماشای جهانی دعوت میکند که در آن، هر اتفاقی، حتی ابزوردترین چیزها ممکن است رخ دهد.
خلاصه داستان به حق چیزهای ندیده
قطعات کتاب به حق چیزهای ندیده هر کدام با رویکردی متفاوت به زندگی روزمره، روابط انسانی و مفاهیم بنیادین هستی میپردازند. در این کتاب، شخصیتها اغلب در موقعیتهایی قرار میگیرند که منطق معمول را به چالش میکشد؛ پیرزنهایی که پشت سر هم از پنجره سقوط میکنند، مردی که همهچیزش را گم میکند و حتی نامش را فراموش میکند، یا گفتوگوهایی که بهجای حل مسئله، به بنبست و بیمعنایی میرسند. طنز تلخ و هجو، در کنار بازیهای زبانی و ساختاری، فضای غالب این مجموعه را شکل دادهاند. خارمس با روایتهایی کوتاه و ضربهزننده، پوچی و بیهودگی زندگی را به تصویر میکشد و در عین حال، با شوخی و اغراق، مرز میان تراژدی و کمدی را محو میکند. قطعات نمایشی کتاب نیز با ساختاری غیرمتعارف و دیالوگهایی تکرارشونده یا بیسرانجام، رفتارهای اجتماعی و مناسبات انسانی را نقد میکنند. در کنار اینها، یادداشتها و قطعاتی با لحن شخصیتر، نگاه نویسنده به هنر، زیبایی و بیمعنایی را آشکار میسازند. مجموعهی به حق چیزهای ندیده، تصویری از جهانی ارائه میدهد که در آن هیچچیز قطعی یا معنادار نیست.
چرا باید کتاب به حق چیزهای ندیده را بخوانیم؟
ویژگی شاخص این کتاب، ترکیب کردن طنز تلخ با نگاه انتقادی برای بیان حقیقت زندگی روزمره و مناسبات انسانی است. بازیهای زبانی و ساختاری خارمس، مرزهای معمول روایت را جابهجا میکند و امکان نگاهی تازه به فرم و محتوا را فراهم میآورد. این اثر، فرصتی برای آشنایی با یکی از جریانهای مهم ادبیات روسیه و تجربهی مواجهه با جهانی است که در آن، جدیت و شوخی، واقعیت و خیال، بهسادگی جابهجا میشوند.
خواندن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم؟
خواندن به حق چیزهای ندیده را به طرفداران ادبیات روسیه، دوستداران طنز سیاه و کسانی که به آثار ساختارشکن و تجربههای متفاوت ادبی علاقه دارند پیشنهاد میکنیم.
درباره دانیل خارمس
دانیل خارمس (Daniil Kharms) (۱۹۰۵-۱۹۴۲) نویسنده، شاعر و نمایشنامهنویس پیشرو و جریانساز دوران شوروی بود که به عنوان یکی از بنیانگذاران سبک ابزوردیسم و سوررئالیسم در ادبیات مدرن شناخته میشود. او که یکی از اعضای کلیدی گروه ادبی «اوبریو» (OBERIU) بود، با زبانی هجوآمیز و ساختارشکن، پوچی و هرجومرج دنیای پیرامون خود را به تصویر میکشید. آثار خارمس اغلب شامل داستانهای بسیار کوتاه، غریب و گاه تکاندهندهای هستند که منطق سنتی روایت را به چالش میکشند و به همین دلیل، او را پیشگام نویسندگانی ابزودیست و آوانگارد میدانند. با وجود نبوغ ادبی، خارمس در دوران استالین با سرکوب شدیدی روبهرو شد و به دلیل سبک غیرمتعارفش، از انتشار آثار جدی برای بزرگسالان منع گردید؛ موضوعی که او را ناچار کرد بخش مهمی از فعالیت خود را به ادبیات کودک اختصاص دهد. زندگی او در نهایت به شکلی تراژیک در جریان محاصرهی لنینگراد و در زندان به پایان رسید، اما دههها بعد، با بازنشر آثارش، جهان به ارزش هنری او پی برد. از او تا به حال هشت نمایشنامه و داستان کوتاه و قطعهی ادبی به انتشار رسیده که معروفترین آنها «پیرزن» و «برخوردها» هستند.
بخشی از کتاب به حق چیزهای ندیده
«مردی بود موقرمز که نه چشم داشت و نه گوش. مو هم نداشت، از همین رو موقرمز هم نامی بود قراردادی.
نمیتوانست حرف بزند، چون دهان نداشت. بینی هم نداشت.
حتی دستوپا هم نداشت. شکم هم نداشت، کمر هم نداشت، ستون فقرات هم نداشت و همینطور امعاواحشا. هیچچیزی نداشت! به همین خاطر معلوم نیست از چه کسی صحبت میکنیم.
فکر میکنم بهتر باشد دیگر از او حرف نزنیم.
۷ ژانویهٔ ۱۹۳۷»
حجم
۲۲۳٫۳ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۳
تعداد صفحهها
۲۱۶ صفحه
حجم
۲۲۳٫۳ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۳
تعداد صفحهها
۲۱۶ صفحه