معرفی و دانلود کتاب شنام: خاطرات کیانوش گلزارراغب + خلاصه رایگان
با کد تخفیف OFF30 اولین کتاب الکترونیکی یا صوتی‌ات را با ۳۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کن.
تصویر جلد کتاب شنام: خاطرات کیانوش گلزارراغب
off
٪۵۰
subscriptionAvailable

کتاب شنام: خاطرات کیانوش گلزارراغب

۴.۶(از ۷۳ امتیاز)
نوع کتاب
پدیدآورندگان: 
کیانوش گلزار راغب
categoryدسته‌بندی: 
دفاع مقدس

۳۸۷,۰۰۰

۵۰٪

قیمت:

۱۹۳,۵۰۰

تومان

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

معرفی کتاب شنام: خاطرات کیانوش گلزارراغب

ماجرای کتاب "شنام" مربوط به سالهای ۶۱-۶۰ از عملیات شنام است که در مریوان به فرماندهی شهید احمد متوسلیان انجام شد. کیانوش گلزار راغب در این کتاب به بیان خاطرات خود از چگونگی مجروح شدن و اسارت خود و برادرش توسط گروهگ کومله می‌پردازد. نویسنده کتاب"شنام" که ۱۴ماه در اسارت کومله بوده است در این مورد می‌گوید: اسارتم در این دوران به صورت دوره گردی بود و آنها ۴۰-۳۰ نفری را که در اسارت داشتند و تعداد آنها هم در طول مسیر تغییر می‌کرد را از این روستا به آن روستا می‌بردند و همین طور این روند ادامه داشت تا زندان سردشت که دوران اصلی اسارت ما آنجا بود. وی درباره داستان عشقی این کتاب هم می‌گوید: در دوران اسارتم قرار بود کومله مرا هم اعدام کند که یکی از خانواده ها که از ترس گروه دموکرات به کومله پناه آورده بود نگذاشتند که اعدامم کنند. این خانواده دختری به نام "شیلان" داشت که هیچ همکاری با کومله نداشت و بیشتر وقتش را با سگها بازی می‌کرد و در طول مسیر یک ارتباط عاطفی متقابل بین ما ایجاد شد که بنا به تعصبات حزبی گروه مقطعی بود...

برای تجربه‌ای بهتر در دانلود کتاب شنام: خاطرات کیانوش گلزارراغب و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را به‌صورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن می‌توانید مطالعه‌ی خود را شخصی‌سازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتاب‌ها را همیشه و همه‌جا تجربه کنید. علاوه‌بر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیف‌های ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.

مشخصات کتاب الکترونیکی

نام کتابشنام: خاطرات کیانوش گلزارراغب
موضوعدفاع مقدس
نویسندهکیانوش گلزار راغب
انتشاراتانتشارات سوره مهر
سال انتشار نسخه فیزیکی۱۳۹۰/۰۸/۲۴
فرمت کتابEPUB
حجم فایل کتاب۱.۳۸ مگابایت
شابک۹۷۸-۹۶۴-۵۰۶-۹۷۰-۲‮
تعداد صفحه‌ها۲۷۷ صفحه
قیمت کتاب۱۹۳۵۰۰ تومان
نسخۀ صوتیخرید کتاب صوتی شنام: خاطرات کیانوش گلزارراغب

نظر شما دربارهٔ این کتاب

به این کتاب چه امتیازی می‌دهید؟

۱
۲
۳
۴
۵

نظرات کاربران

🌟 najme🌟
۱۳۹۷/۰۴/۱۰

من امروز تمومش کردم خیلی آخرش غم انگیز بود 🤕

۰
jaVad
۱۳۹۶/۰۳/۰۹

یک داستان واقعی و به شدت عاشقانه با پایانی بسیار تامل برانگیز. در جاهایی از کتاب می خوانیم که چگونه زندانی و زندانبان از جفای روزگار، دست در گردن هم انداخته و گریه میکنند، کسانی که روزی به خون هم...بیشتر

۰
Saman
۱۳۹۷/۰۵/۲۰

چند سال پیش خونده بودمش.یکی از اون کتابهایی هست که در خاطرم میماند.عالی بود

۰
HQSAMM
۱۳۹۶/۰۳/۱۸

کتاب بسیار جالبی است و مخلوطی از دفاع مقدس و عاشقانه ای جالب به همراه سختی های مسیر: که عشق اول نمود آسان ولی افتاد مشکلها

۰
اندیشه
۱۳۹۶/۰۲/۰۱

عالی،داستان خیلی خوبس داره.من نسخه چاپی رو دوسه سال پیش خوندم

۰
وحید
۱۳۹۴/۰۵/۲۳

من کتاب درباره جنگ خیلی خوندم، اما انصافا این خیلی خوب و خاص بود و خیلی هم جا داره حتی تبدیل ب فیلم بشه،

۰
ابوذر
توصیه می‌کنم.
۱۳۹۴/۰۴/۲۸

واقعا قبل از خوندن کتاب فکر نمی‌کردم با چنین اثر گیرایی مواجه بشم. داستان فقط روایت ساده‌ی یه رزمنده از دوران جبهه یا اسارت نیست. نویسنده بدون قضاوت کردن و فقط با ذکر خرده داستان‌های واقعی، خواننده رو به درک...بیشتر

۰
homa51
۱۳۹۸/۰۵/۲۲

از اون کتابهاییه که در حین مرور برهه‌ای از تاریخ دفاع مقدس در اثنای آن عاشقانه ای هم درجریانه‌. قشنگه .زندگی همیشه جریان داره!

۰
alimohamad eftekhari
۱۳۹۶/۰۱/۲۴

توپ توپ.اصلا نمیتونستم کتابو بذارم زمین.یه ماجرای عشقی تو دل اسارت.دمت گرم کیانوش جون! آقای گلزار راغب،الان دیدم یه کتاب دیگه هم نوشتید.بازم کتاب بنویسین.

۱
سعید
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۰/۱۰/۲۸

بسیار کتاب خوب و متن روان و دلنشینی داشت، واقعا چه سختی های زیادی که آزادگان عزیز ما، تحمل کرده اند. فقط کاش نویسنده، در مورد ادامه جنگ تحمیلی و اینکه بعد از آزادی از زندان کوموله، در ادامه دفاع مقدس...بیشتر

۰
مهربانو
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۰/۰۸/۲۲

من نسخه چاپیش وخوندم تصورنمی کردم یه رزمنده بادیدن یه دختردچاررویاهای عشقی بشه فکرمیکردم مثل فیلمای جنگی همش درحال ذکرن ولی خیلی جالب بودعشقی جنگی ولی ناکام

۰
mohaddese
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۰/۰۷/۲۱

بینهایت عالی... جز معدود کتابهایی بود که تعریفش خیلی شنیده بودم و خیلی به دلم نشست. فقط حیف که پایانش انقدر تلخ بود!

۰
7426Sara
۱۳۹۶/۰۴/۰۶

من متوجه نشدم اخرش جشمش کی خوب شد؟ داستان با چشمم شروع شد اما بعد محو شد؟؟؟ واسم ی معما شده ک چشمم چی شد بلاخره؟؟ در کل کتاب خیلی قشنگی بود توصیه میکنم بخونینش

۰
ⓈⒶⓂⒶⓃ
۱۳۹۴/۰۵/۰۲

عالی،پیشنهاد میکنم بخونین.

۰
علی(م)
۱۳۹۴/۰۴/۱۰

کتاب خوبی، آدم آخرش درگیر میمونه بازم...

۰

بریده‌هایی از کتاب

جنگ قشنگ نیست ولی حالا که اومده سراغمون باید مردونه جلوش وایسیم.
Mahdi Hoseinirad
۱۳
گروهی از اسرای عراقی درحال انتقال به پشت خط بودند. یکی از پیشمرگان کرد عراقی، ساعتی را از مچ اسیری باز کرد. متوسلیان این صحنه را دید، سیلی محکمی به صورت پیشمرگ زد و گفت: چرا به اسیر ظلم می‌کنی؟ - این ساعت، غنیمت جنگیه. - غنیمت جنگی، مهماتیه که تو میدون جنگ باقی می‌مونه، نه وسایل شخصی اسرا، فوراً ساعتش‌رو پس بده! اشک توی چشم‌های اسیر عراقی حلقه زد.
تنها
۹
یکی از پیشمرگان کرد عراقی، ساعتی را از مچ اسیری باز کرد. متوسلیان این صحنه را دید، سیلی محکمی به صورت پیشمرگ زد و گفت: چرا به اسیر ظلم می‌کنی؟ - این ساعت، غنیمت جنگیه. - غنیمت جنگی، مهماتیه که تو میدون جنگ باقی می‌مونه، نه وسایل شخصی اسرا، فوراً ساعتش‌رو پس بده! اشک توی چشم‌های اسیر عراقی حلقه زد. ساعت را گرفت و به دستش بست.
Mamademad Roshani
۵
یکی از پیشمرگان کرد عراقی، ساعتی را از مچ اسیری باز کرد. متوسلیان این صحنه را دید، سیلی محکمی به صورت پیشمرگ زد و گفت: چرا به اسیر ظلم می‌کنی؟ - این ساعت، غنیمت جنگیه. - غنیمت جنگی، مهماتیه که تو میدون جنگ باقی می‌مونه، نه وسایل شخصی اسرا، فوراً ساعتش‌رو پس بده!
تاسیـآن
۴
به طرفش رفتم و گفتم: عمو قنبر! من سال ۱۳۵۷ تو کرمانشاه درس می‌خوندم. یکی از بچه‌های کرمانشاه که اونم لک بود، همیشه موقع حضور و غیاب ضایع می‌شد و خجالت می‌کشید، آخه اسمش «مهرعلی یک چشم نابینا» بود. یه روز بش گفتم تو که این‌همه زجر می‌کشی، بهتر نیست بری فامیلیت‌رو درست کنی. بعد از دو ماه با خوشحالی گفت: بابام رفته فامیلیمون‌رو درست کرده. - خب مبارکه، حالا چه اسمی ‌رو انتخاب کردین؟ - والا با هزار زحمت تونسته «نا» ی یک چشم نابینا‌رو حذف کنه، حالا شدم: مهرعلی یک چشم بینا! عمو قنبر گفت: یعنی چی؟ - هیچی، خداحافظ.
hamed Hami
۴
روز بعد، صدای بابام که اذان می‌خوند تو کلاس درس پیچید. می‌خوند تا رسید به حی‌علی‌خیرالعمل. یه‌باره پشت بلندگو ننمو صدا کرد و به کردی گفت: آی صفیه، صفیه، دَنگم خاصّه؟
shariaty
۳
یکی از پیشمرگان کرد عراقی، ساعتی را از مچ اسیری باز کرد. متوسلیان این صحنه را دید، سیلی محکمی به صورت پیشمرگ زد و گفت: چرا به اسیر ظلم می‌کنی؟ - این ساعت، غنیمت جنگیه. - غنیمت جنگی، مهماتیه که تو میدون جنگ باقی می‌مونه، نه وسایل شخصی اسرا، فوراً ساعتش‌رو پس بده! اشک توی چشم‌های اسیر عراقی حلقه زد. ساعت را گرفت و به دستش بست.
Sobhan
۳
یک روز که درحال مرمت یک اتاق ننگین! بودیم؛ سربازی اسیر و ساده‌دل همراه با نگهبانی خبیث از راه رسید. سرباز هنوز سلام نکرده بود که بنّا به او گفت: آی پسر، بپر برو اون بیل‌رو وردار و بیار. سرباز که می‌خواست خوش‌خدمتی کند به سرعت دوید اما تیر نگهبان زندان که گمان کرد او درحال فرار است،‌ بر قلبش نشست. او را بی‌نام و نشان پشت زندان به خاک سپردند.
shariaty
۲
زن‌هایی با چهره‌های خسته و درهم که با نگاه‌های شکسته‌، چمباتمه زده، پژمرده و بی‌تحرک با غمزدگی ما همراه می‌شدند و کودکان‌شان را با مشت‌هایی پر از گردو و مویز به سمت ما روانه می‌کردند. این میهمان‌نوازی نجیبانه مردم کردستان در بحبوحه جنگ و ترس برای ما عجیب بود و البته شادی‌آور و باعث می‌شد، لحظاتی کوتاه وجود نیروهای کومله را فراموش کنیم.
Sobhan
۲
یک بار از او پرسیدم: کاک بختیار! مگه شما حق و حقوقی برای زنا قائل نیستین که راحت می‌تونین اونا‌ رو طلاق بدین؟ - وقتی من به زن بگم طلاقت‌رو انداختم، دیگه کارش تمومه، باید فوری از خونه من بره بیرون.
العبد
۱
پوتین قرمزهاتصویر جلد کتاب صوتی پوتین قرمزها
فاطمه بهبودی
جشن حنابندانتصویر جلد کتاب صوتی جشن حنابندان
محمدحسین قدمی
لشکر خوبان: خاطرات مهدی‌قلی رضاییتصویر جلد کتاب صوتی لشکر خوبان: خاطرات مهدی‌قلی رضایی
معصومه سپهری
کوچه‌ نقاش‌ها: خاطرات سیدابوالفضل کاظمیتصویر جلد کتاب کوچه‌ نقاش‌ها: خاطرات سیدابوالفضل کاظمی
راحله صبوری
عصرهای کریسکان: خاطرات امیر سعیدزادهتصویر جلد کتاب صوتی عصرهای کریسکان: خاطرات امیر سعیدزاده
کیانوش گلزار راغب
گلستان یازدهم: خاطرات زهرا پناهی‌روا ، همسر سردار شهید علی چیت‌سازیانتصویر جلد کتاب صوتی گلستان یازدهم: خاطرات زهرا پناهی‌روا ، همسر سردار شهید علی چیت‌سازیان
بهناز ضرابی‌زاده
مردی که خواب نمی‌دیدتصویر جلد کتاب صوتی مردی که خواب نمی‌دید
داوود بختیاری دانشور
خاطرات مرضیه حدیدچی (دباغ)تصویر جلد کتاب صوتی خاطرات مرضیه حدیدچی (دباغ)
محسن کاظمی
در کمین گل سرخ؛ روایتی از زندگی شهید سپهبد علی صیاد شیرازیتصویر جلد کتاب در کمین گل سرخ؛ روایتی از زندگی شهید سپهبد علی صیاد شیرازی
محسن مومنی
آن بیست و سه نفرتصویر جلد کتاب صوتی آن بیست و سه نفر
احمد یوسف‌زاده
جای امن گلوله‌هاتصویر جلد کتاب صوتی جای امن گلوله‌ها
جواد کامور بخشایش
فرنگیستصویر جلد کتاب صوتی فرنگیس
مهناز فتاحی
وقتی مهتاب گم شدتصویر جلد کتاب صوتی وقتی مهتاب گم شد
حمید حسام
آب هرگز نمی‌میردتصویر جلد کتاب صوتی آب هرگز نمی‌میرد
حمید حسام
زندانی فاو؛ خاطرات گروهبان دوم عراقی عماد جبار زعلان الکنعانیتصویر جلد کتاب زندانی فاو؛ خاطرات گروهبان دوم عراقی عماد جبار زعلان الکنعانی
عماد جبار زعلان کنعانی
سنگ‌ریزه‌هایی که شمارش نشدند (خاطرات سرتیپ قیس صبیح الزیدی)تصویر جلد کتاب سنگ‌ریزه‌هایی که شمارش نشدند (خاطرات سرتیپ قیس صبیح الزیدی)
فاطیما فاطری
زندان الرشید؛ خاطرات رئیس ستاد سپاه ششم نیروی زمینی سپاه سردار علی اصغر گرجی زادهتصویر جلد کتاب زندان الرشید؛ خاطرات رئیس ستاد سپاه ششم نیروی زمینی سپاه سردار علی اصغر گرجی زاده
محمدمهدی بهداروند
فرار از موصل: خاطرات شفاهی محمدرضا عبدیتصویر جلد کتاب فرار از موصل: خاطرات شفاهی محمدرضا عبدی
حسین نیری