
کتاب شنام: خاطرات کیانوش گلزارراغب
۴٫۶
(۶۶)
خواندن نظراتمعرفی کتاب شنام: خاطرات کیانوش گلزارراغب
ماجرای کتاب "شنام" مربوط به سالهای ۶۱-۶۰ از عملیات شنام است که در مریوان به فرماندهی شهید احمد متوسلیان انجام شد. کیانوش گلزار راغب در این کتاب به بیان خاطرات خود از چگونگی مجروح شدن و اسارت خود و برادرش توسط گروهگ کومله میپردازد. نویسنده کتاب"شنام" که ۱۴ماه در اسارت کومله بوده است در این مورد میگوید: اسارتم در این دوران به صورت دوره گردی بود و آنها ۴۰-۳۰ نفری را که در اسارت داشتند و تعداد آنها هم در طول مسیر تغییر میکرد را از این روستا به آن روستا میبردند و همین طور این روند ادامه داشت تا زندان سردشت که دوران اصلی اسارت ما آنجا بود.
وی درباره داستان عشقی این کتاب هم میگوید: در دوران اسارتم قرار بود کومله مرا هم اعدام کند که یکی از خانواده ها که از ترس گروه دموکرات به کومله پناه آورده بود نگذاشتند که اعدامم کنند. این خانواده دختری به نام "شیلان" داشت که هیچ همکاری با کومله نداشت و بیشتر وقتش را با سگها بازی میکرد و در طول مسیر یک ارتباط عاطفی متقابل بین ما ایجاد شد که بنا به تعصبات حزبی گروه مقطعی بود...
عصرهای کریسکان: خاطرات امیر سعیدزاده![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
کیانوش گلزار راغب
پوتین قرمزهافاطمه بهبودی
آن بیست و سه نفراحمد یوسفزاده
فرنگیسمهناز فتاحی
گلستان یازدهم: خاطرات زهرا پناهیروا ، همسر سردار شهید علی چیتسازیانبهناز ضرابیزاده
لشکر خوبان: خاطرات مهدیقلی رضاییمعصومه سپهری
راز نگین سرخحمید حسام
وقتی مهتاب گم شدحمید حسام
آب هرگز نمیمیردحمید حسام
مردی که خواب نمیدیدداوود بختیاری دانشور
به من گفتند تنها بیاسعاد مخنت
پنهان زیر باران (خاطرات سردار علی ناصری)سیدقاسم یاحسینی
زندگی در مه؛ خاطرات اسیر آزاد شده ایرانیداوود بختیاری دانشور
جندی مکلفمحسن صالحیخواه
راز نگین سرخ؛ زندگینامهی داستانی سردار شهید محمود شهبازیحمید حسام
یکی از این روزها به بلوغ رسیدممحمود نجیمی
خاطرات یک لباس شخصیص. خ.
حجم
۱٫۲ مگابایت
سال انتشار
۱۳۹۰
تعداد صفحهها
۲۷۷ صفحه
حجم
۱٫۲ مگابایت
سال انتشار
۱۳۹۰
تعداد صفحهها
۲۷۷ صفحه
قیمت:
۳۸۷,۰۰۰
تومان
نظرات کاربران
من امروز تمومش کردم خیلی آخرش غم انگیز بود 🤕
یک داستان واقعی و به شدت عاشقانه با پایانی بسیار تامل برانگیز. در جاهایی از کتاب می خوانیم که چگونه زندانی و زندانبان از جفای روزگار، دست در گردن هم انداخته و گریه میکنند، کسانی که روزی به خون هم
چند سال پیش خونده بودمش.یکی از اون کتابهایی هست که در خاطرم میماند.عالی بود
کتاب بسیار جالبی است و مخلوطی از دفاع مقدس و عاشقانه ای جالب به همراه سختی های مسیر: که عشق اول نمود آسان ولی افتاد مشکلها
عالی،داستان خیلی خوبس داره.من نسخه چاپی رو دوسه سال پیش خوندم
من کتاب درباره جنگ خیلی خوندم، اما انصافا این خیلی خوب و خاص بود و خیلی هم جا داره حتی تبدیل ب فیلم بشه،
از اون کتابهاییه که در حین مرور برههای از تاریخ دفاع مقدس در اثنای آن عاشقانه ای هم درجریانه. قشنگه .زندگی همیشه جریان داره!
واقعا قبل از خوندن کتاب فکر نمیکردم با چنین اثر گیرایی مواجه بشم. داستان فقط روایت سادهی یه رزمنده از دوران جبهه یا اسارت نیست. نویسنده بدون قضاوت کردن و فقط با ذکر خرده داستانهای واقعی، خواننده رو به درک
توپ توپ.اصلا نمیتونستم کتابو بذارم زمین.یه ماجرای عشقی تو دل اسارت.دمت گرم کیانوش جون! آقای گلزار راغب،الان دیدم یه کتاب دیگه هم نوشتید.بازم کتاب بنویسین.
بسیار کتاب خوب و متن روان و دلنشینی داشت، واقعا چه سختی های زیادی که آزادگان عزیز ما، تحمل کرده اند. فقط کاش نویسنده، در مورد ادامه جنگ تحمیلی و اینکه بعد از آزادی از زندان کوموله، در ادامه دفاع مقدس