گروهی از اسرای عراقی درحال انتقال به پشت خط بودند. یکی از پیشمرگان کرد عراقی، ساعتی را از مچ اسیری باز کرد. متوسلیان این صحنه را دید، سیلی محکمی به صورت پیشمرگ زد و گفت: چرا به اسیر ظلم میکنی؟
- این ساعت، غنیمت جنگیه.
- غنیمت جنگی، مهماتیه که تو میدون جنگ باقی میمونه، نه وسایل شخصی اسرا، فوراً ساعتشرو پس بده!
اشک توی چشمهای اسیر عراقی حلقه زد.