با کد تخفیف Salam اولین کتاب الکترونیکی یا صوتی‌ات را با ۵۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کن.
کتاب تاریخ شفاهی بمباران شیمیایی سردشت اثر علیرضا ملائی توانیoff

تاریخ شفاهی بمباران شیمیایی سردشت

نویسنده:علیرضا ملائی توانیریزان حکمتانتشارات:پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگیسال انتشار:۱۳۹۶تعداد صفحه‌ها:۴۸۰ صفحهدسته‌بندی:امتیاز:
۵.۰از ۲ رأیخواندن نظرات

سال انتشار۱۳۹۶

تعداد صفحه‌ها۴۸۰ صفحه

دسته‌بندی

معرفی کتاب تاریخ شفاهی بمباران شیمیایی سردشت

«تاریخ شفاهی بمباران شیمیایی سردشت» اثر مشترک علیرضا ملایی توانی و ریزان حکمت، در سی‌امین سالگرد این فاجعه و به یاد شهیدان شیمایی این خطه نوشته شده‌است. دورۀ هشت‌سالۀ جنگ عراق علیه ایران از یک‌سو، آکنده از ایستادگی‌ها، مقاومت‌ها و رشادت‌ها و از جهت دیگر، عرصۀ بروز فجایع و خشونت‌های گسترده است که نگارش و تدوین آن‌ها یک ضرورت تاریخی اجتناب‌ناپذیر شمرده می‌شود. فاجعۀ بمباران شیمیایی سردشت و کاربرد سلاح شیمیایی علیه شهروندان بی‌دفاع از سوی رژیم عراق در سال ۱۳۶۶ نمونه‌ای بارز از این نوع رویدادهاست که نه‌تنها از مهم‌ترین و در عین‌حال غم‌انگیزترین رخداد تاریخی این خطه، بلکه صحنه‌ای بس دل‌خراش در تاریخ ایران به شمار می‌آید. اوج فاجعه و اهمیت این موضوع زمانی آشکار می‌شود که بدانیم این شهر اولین قربانی سلاح شیمیایی در دنیا در سال‌های پس از جنگ جهانی است. این اثر می‌کوشد با طرح یک‌رشته پرسش‌های کلی و با استفاده از روش مصاحبه، پاره‌ای از مسائل و موضوعات ناشناختۀ این رخداد را با چند تن از ناظران این واقعه در میان نهد و با گردآوری بخشی از داده‌های خام، دریچه‌ای تازه به‌سوی این موضوع بگشاید تا این داده‌ها بعدها دست‌مایۀ پردازش و تحلیل علمی قرار گیرند.

نظرات کاربران

مهری پرخانی
۱۳۹۹/۱۱/۲۸

عالی بود

سپیده دم اندیشه
۱۴۰۰/۱۰/۰۷

هو الجبار🍃، روز خشم بزرگ فرامی رسد ماییم انتقام گیرندگان(دخان،آیه ۱۶)، من از همینجا دست نویسندگان این کتاب رو می بوسم که چنین کار ارزشمندی انجام دادند.واقعا ما به این کتاب برای شناخت چنین جنایت هولناکی نیاز داشتیم همچنین باید همه دنیا

- بیشتر
بریده‌هایی از کتاب
مشاهده همه (۴۶)
برای غریبان‌های ۷ تیر ۶۶ علیرضا اشکانی غربت فصل انار/ را بارانه های مصموم باران/ و طعم نا مفهوم تنهایی/ را اندام‌های تاول‌زده/ و نوبر کردم افسوس، برای رسوایی آدم‌نماها
سپیده دم اندیشه
گویا قبل از این‌که بمباران شیمیایی شود، یعنی چند لحظه قبل از بمباران هواپیماهای رژیم بعثی، آن‌ها مانوری داده بودند تا این‌که مردم بیشتری به پناهگاه‌ها بروند و با بمباران شیمیایی حداکثر مردم دچار مصدومیت و کشته شوند
سپیده دم اندیشه
به امید صلح و دوستی و جهانی عاری از سلاح‌های کشتارجمعی، در تمام دنیا
سپیده دم اندیشه
بدتر و بیش‌تر از همه‌ی این موارد آنچه روحم را آزار می‌داد، این بود که وقتی موضوع تحقیقم را سر کلاس مطرح کردم، خیلی از همکلاسی‌هایم حتی اطلاع نداشتند که سردشت مورد حمله بمباران شیمیایی قرارگرفته، درحالی‌که حتی مردم خود این کشور از چنین فاجعه‌ی هولناکی اطلاع ندارند، که چه بلایی برسر یکی از شهرهای کشورشان آمده آن‌هم حادثه‌ای به این مهمی چه انتظاری می‌توان از مردم کشورهای خارجی داشت؟
سپیده دم اندیشه
یکی از کسانی که برای مصاحبه به من معرفی شد، آقای قادر مولان‌پور اهل روستای (ره ش هه رمی) بود. او چهار نفر از اعضای خانواده‌اش را در این حادثه ازدست‌داده بود و هیچ‌کدام از آن‌ها به عنوان شهید شناخته‌نشده بودند و باوجود بی‌سوادی یکی از افرادی بود که در دادگاه لاهه‌ی هلند شرکت کرده بود و با زبان ساده ماجرا را برای دادگاه تعریف کرده بود و چنان با صحبت‌هایش دادگاه را تحت تأثیر قرار داده بود که حتی رئیس دادگاه را به گریه انداخته بود.
سپیده دم اندیشه
فهمیدم که اوهم مصدوم شیمیایی است. ۲۴ سال سن داشت، در سن دو یا سه‌سالگی گرفتار چنین وضعیت اسفناکی شده بود. یک کودک بی‌گناه و بی‌اطلاع از همه‌چیز.
سپیده دم اندیشه
چرا افرادی را که شیمیایی شدند، نمی‌کشند و اجازه می‌دهند این‌همه درد و رنج را تحمل کنند
سپیده دم اندیشه
بلع مواد غذایی وآب آشامیدنی آلوده با عوامل خردلی، ممکن است موجب تخریب غشای سلول‌های پوششی و مخاطی دستگاه گوارش گردد. علائم بالینی شامل تهوع، استفراغ، درد، اسهال و ناتوانی است. این علائم ممکن است موجب گردد که مصدوم از خوردن امتناع نماید. استفراغ و مدفوع امکان دارد خون‌آلود باشد و مصدوم ممکن است وارد شوک شود.
سپیده دم اندیشه
آنچه مایه تأسف است، اینکه کسی از اهالی این روستا به‌عنوان مصدوم و جانباز شیمیایی شناسایی نشده است. به این منظور یکی از افراد مصاحبه‌شونده در این کتاب فردی از اهالی «ره ش هه رمی» به نام آقای قادر مولان- پور هست که در این رخ داد ۵ تن از اعضای خانواده‌اش را از دست داد.
سپیده دم اندیشه
اما بمباران عصر روز هفتم تیرماه ۱۳۶۶،‌ مانند بمباران‌های پیشین نبود؛ هوا ناگهان تیره شد؛ گردوخاک و بوی بسیار بدی همچون بوی سیر یا غذای فاسد شده یا سم درختان در فضای شهر پیچید و سرنوشتی دیگر رقم خورد.
سپیده دم اندیشه