
کتاب روش شناسی گذر از استعمار نو
معرفی کتاب روش شناسی گذر از استعمار نو
کتاب روششناسی گذر از استعمار نو نوشتهی عبدالمجید مبلغی و بهکوشش پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی منتشر شده است. این کتاب سومین جلد از «مجموعهی سیجلدی استعمارشناسی در ایران» و بخشی از مجموعهی اول با عنوان «استعمارشناسی معرفتی و زبانی» است. نویسنده که استادیار پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی است در این اثر به سراغ یکی از پیچیدهترین لایههای استعمار رفته است؛ لایهای که نه با اشغال سرزمین بلکه با تسلط بر ذهن، زبان و نظام آگاهی جوامع عمل میکند. محور اصلی کتاب استعمار معرفتی و نسبت آن با استعمار نو است و نویسنده تلاش کرده است نشان دهد چگونه «مستعمرهسازی معرفتشناسانه» میتواند بدون حضور مستقیم قدرتهای استعماری، ساختار فهم و قضاوت یک جامعه را دگرگون کند. در این کتاب، استعمار نه فقط بهعنوان یک تجربهی سیاسی و اقتصادی بلکه بهمثابه جریانی دانشی، گفتمانی و روششناختی بررسی شده است. نویسنده با تکیه بر سنت استعمارشناسی ایرانی - اسلامی، از پیوند این جریان با بیداری اسلامی و انقلاب اسلامی سخن گفته است و آن را در امتداد تلاش تاریخی ایرانیان برای حفظ هویت و استقلال فکری تحلیل کرده است. ساختار کتاب بر محور روششناسی بنا شده و نشان میدهد چگونه میتوان با بازاندیشی در روشهای پژوهش، نسبت با سنت و تجدد و نقد شرقشناسی، از دام استعمار معرفتی فاصله گرفت. نسخهی الکترونیکی این اثر را میتوانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.
درباره کتاب روش شناسی گذر از استعمار نو
کتاب روششناسی گذر از استعمار نو در دل طرحی گستردهتر با عنوان «مطالعات عالی استعمارشناسی در ایران» قرار دارد که در مقدمهی موسی نجفی معرفی شده است. در این مقدمه، استعمار بهعنوان پدیدهای چندقرنی و جهانی توصیف شده که نهفقط ایران بلکه بخش بزرگی از جهان را تحتتأثیر قرار داده است. نجفی از «استعمارشناسی ایرانی» بهعنوان تلاشی برای فهم علمی و بومی تجربهی ایرانیان در مواجهه با استعمار سخن گفته است؛ تلاشی که در تلاقی با جریان بیداری اسلامی و انقلاب اسلامی به سطح یک «مکتب استعمارشناسی ایرانی – اسلامی» ارتقا یافته است. در این چارچوب، استعمارشناسی فقط بازخوانی گذشته نیست بلکه بهطور مستقیم با مسئلهی هویت ملی، استقلال سیاسی، حضور دین در جامعه و نسبت ایران با قدرتهای جهانی گره خورده است. کتاب روششناسی گذر از استعمار نو در ادامهی همین افق نوشته شده و تمرکز خود را بر «استعمار معرفتی» گذاشته است؛ یعنی نوعی از استعمار که بهجای اشغال سرزمین، اذهان را هدف میگیرد و بهجای تصرف جغرافیا، نظام آگاهی و علایق جوامع را شکل میدهد. ساختار کتاب پس از مقدمهی نجفی و مقدمهی مفصل نویسنده، در سه فصل اصلی سامان یافته است. فصل اول با عنوانی نزدیک به «روششناسی و کارکرد آن در گذار از استعمار معرفتی» به نسبت میان استعمار معرفتی و روششناسی، چیرگی شرقشناسی بر علوم انسانی، و گونههای مختلف روششناسیهای رایج و بومی میپردازد؛ از روششناسیهای مدرسی اروپایی، تفسیری، پدیدارشناختی و زبانشناختی تا روششناسیهای فلسفی – کلامی، فقهی و عرفانی اسلامی – ایرانی. فصل دوم با تمرکز بر «تأملات روششناختی در مواجهه با تجدد» به تمهیدات روششناختی، پیشفرضها و قیدها، مفهومبندیها، چندلایهبودن تجدد، تمایز میان معرفتشناسیهای سخت و نرم تجدد و امکان «غربپژوهی بومنگرانه» میپردازد. فصل سوم با عنوانی نزدیک به «تأملات روششناختی در بازگشت به خویشتن» به عقل عملی در سنت، ظرفیتهای روششناسیهای بومی در حوزههای سیاست، تاریخ، هویت ملی، الهیات و شهر، و نیز «فهم انضمامی و نوگرایانهی سنت» اختصاص یافته است. در پایان نیز نتیجهگیری، کتابنامه و نمایه آمده است تا مسیر استدلال کتاب و جایگاه آن در مجموعهی استعمارشناسی ایرانی روشنتر شود.
خلاصه کتاب روش شناسی گذر از استعمار نو
نویسنده در روششناسی گذر از استعمار نو بحث را از تعریف و تبیین «استعمار معرفتی» آغاز میکند. استعمار معرفتی بهعنوان جانمایهی استعمار نو معرفی شده است؛ نوعی استعمار که بهجای تصرف مستقیم سرزمینها، به «مستعمرهسازی معرفتشناسانه» میپردازد و نظام آگاهی جوامع را بهگونهای شکل میدهد که خود، داوطلبانه در جهت منافع استعمارگر حرکت کنند. در این چارچوب، شرقشناسی غربی بهعنوان یکی از مهمترین سازوکارهای دانشی این استعمار تحلیل شده است؛ دیسیپلینی که به تعبیر ادوارد سعید، انسان غیرغربی را وادار میکند خود را از پشت عینک دیگری تعریف کند و خویشتن را در نسبت فرودست با غرب بفهمد. نویسنده با ارجاع به فانون، چامسکی و دیگران نشان داده است که چگونه این ذهنیت، گذشتهی جوامع شرقی را بربرگونه و بیارزش و تمدن غربی را یگانه معیار عقلانیت و پیشرفت جلوه میدهد. در ادامه، کتاب نشان میدهد که استعمار معرفتی فقط ادامهی مستقیم استعمار کلاسیک نیست و حتی کشورهایی که تجربهی استعمار رسمی نداشتهاند نیز میتوانند درگیر آن شوند. ایران نمونهای است که با وجود حفظ حاکمیت سیاسی، از امواج استعمار معرفتی مصون نمانده است. پاسخ کتاب به این وضعیت، طرح «گذار روششناختی از استعمار معرفتی» است. این گذار بر دو گام اصلی استوار شده است: «فهم بومنگرانهی تجدد» و «بازگشت نوگرایانه به سنت». فهم بومنگرانهی تجدد یعنی دیدن مدرنیته در زیستبوم تاریخی و هویتی خود، تشخیص لایههای سخت و نرم آن، و سنجش آن با نیازها و ظرفیتهای بومی؛ نه پذیرش یکپارچه و نه رد مطلق. بازگشت نوگرایانه به سنت نیز بهمعنای رجوع عاطفی یا تزئینی به گذشته نیست، بلکه تلاشی است برای کشف ظرفیتهای روششناختی سنت در حل مسائل امروز، بهویژه در حوزهی عقل عملی؛ از سیاست و قانونگذاری تا تاریخنگاری، هویت ملی، الهیات و شهر. کتاب برای تحقق این دو گام، بر نقش روششناسی تأکید کرده است. در فصل اول، نویسنده گونههای مختلف روششناسیهای رایج در علوم انسانی غربی و نیز روششناسیهای بومی اسلامی – ایرانی را دستهبندی کرده و نشان داده است که چگونه میتوان از آنها برای تشخیص، پرهیز و گذار از استعمار معرفتی بهره گرفت. در فصل دوم، با استفاده از مفاهیمی مانند پیشانگاشتها، پیشفرضها، قیدها و مفهومبندیهای روششناختی، بنیادهای عقل نظری غرب و چندلایهبودن تجدد تحلیل شده است تا امکان «غربپژوهی بومنگرانه» در برابر شرقشناسی فراهم شود. در فصل سوم، نویسنده به ظرفیتهای روششناختی سنت اسلامی – ایرانی در حوزهی عقل عملی میپردازد و نشان میدهد چگونه میتوان از منطقهای بومی در سیاست، تاریخ، هویت ملی و الهیات برای استعمارزدایی معرفتی استفاده کرد. در سراسر کتاب، خطر دو افراط «غربزدگی» و «سلفیگری» برجسته شده و گذر از استعمار معرفتی در گرو پرهیز همزمان از تجدد بیاعتنا به بومنگری و سنتگرایی بیاعتنا به نوگرایی دانسته شده است.
چرا باید کتاب روش شناسی گذر از استعمار نو را بخوانیم؟
روششناسی گذر از استعمار نو اثری است که استعمار را از سطح سیاست و اقتصاد به سطح عمیقتری یعنی سطح معرفت، روش و گفتمان میبرد. این کتاب نشان میدهد چگونه میتوان بدون اشغال نظامی، ذهن و زبان یک جامعه را بهگونهای شکل داد که خود، روایت استعمارگر را بدیهی و طبیعی بداند. تمرکز کتاب بر «استعمار معرفتی» و «مستعمرهسازی معرفتشناسانه» باعث شده است که بحث از کلیگویی دربارهی استعمار فاصله بگیرد و به پرسشهای مشخصی مانند نسبت شرقشناسی و علوم انسانی، نقش دانشگاهها در بازتولید یا نقد گفتمان مسلط، و جایگاه سنت و تجدد در نظام آگاهی ایرانی بپردازد. ویژگی دیگر کتاب، پیوندزدن بحثهای نظری با تجربهی تاریخی ایران است. نویسنده از یکسو به جریان جهانی مطالعات پسااستعماری و استعمارزدایی توجه کرده و از سوی دیگر بر «استعمارشناسی ایرانی» و «استعمارشناسی ایرانی – اسلامی» تأکید کرده است. در این چارچوب، پرسشهایی مانند اینکه چرا ایران با وجود فشار قدرتهای استعماری، مستعمرهی رسمی نشد، یا اینکه چگونه میتوان وضعیت «نیمهاستعماری» و وابستگیهای دانشی را فهمید، در متن بحث قرار گرفته است. کتاب همچنین نشان میدهد که نقد استعمار معرفتی بدون بازاندیشی در روششناسی ممکن نیست؛ ازاینرو خواننده با طیفی از روششناسیهای رایج و بومی آشنا میشود و میبیند چگونه میتوان آنها را در خدمت فهم بومنگرانهی تجدد و بازگشت نوگرایانه به سنت بهکار گرفت. برای کسانی که به نسبت دین، هویت ملی، تجدد و علوم انسانی علاقهمند هستند، این کتاب فرصتی فراهم کرده است تا استعمار را نهتنها بهعنوان یک تجربهی تاریخی بلکه بهمثابه مسئلهای زنده در حوزهی اندیشه، دانشگاه، سیاستگذاری و سبک زندگی دنبال کنند. تأکید کتاب بر خطر دوگانهی غربزدگی و سلفیگری و تلاش برای یافتن راهی میان این دو، آن را به متنی قابلاستفاده برای بحثهای نظری و نیز گفتوگوهای فکری در فضای فکری ایران تبدیل کرده است.
خواندن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم؟
خواندن روششناسی گذر از استعمار نو به پژوهشگران و دانشجویان علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، علاقهمندان به مطالعات پسااستعماری و استعمارزدایی، فعالان فکری و فرهنگی دغدغهمند نسبت به هویت ایرانی – اسلامی، و کسانی که در حوزهی سیاستگذاری علم، تحول در علوم انسانی و بحث سنت و تجدد کار میکنند پیشنهاد میشود.
حجم
۱٫۸ مگابایت
سال انتشار
۱۴۰۳
تعداد صفحهها
۲۷۸ صفحه
حجم
۱٫۸ مگابایت
سال انتشار
۱۴۰۳
تعداد صفحهها
۲۷۸ صفحه