جملات زیبای کتاب پروانه های سیاه | طاقچه
تصویر جلد کتاب پروانه های سیاه

بریده‌هایی از کتاب پروانه های سیاه

انتشارات:نشر بیدگل
دسته‌بندی:
امتیاز
۲.۷از ۶ رأی
۲٫۷
(۶)
زورا احساس می‌کند از خاطره‌هایش تهی شده. احساس می‌کند همهٔ چیزهای اطرافش کیلومترها دورتر اتفاق می‌افتند. دیگر نامه نمی‌نویسد. دیگر هیچ‌چیزی نیست که جلوی فروپاشی او را بگیرد.
Hepatitis G
لنکا دستش را سایه‌بان چشمش می‌کند و نگاهی به تپه‌های آن بالا می‌اندازد و می‌گوید: «مردم می‌گن دخترهای صرب با بیکینی روی تانک‌ها حموم آفتاب می‌گیرن و در همون حال مردهاشون ما رو هدف قرار می‌دن. کل قضیه واسه‌شون مثل یه بازیه. راجع به “مسافرهای آخرهفته” چیزی شنیدی؟ صرب‌ها و مونته‌نگرویی‌هایی که روز جمعه بعد از کار هفتگی‌شون سوار اتوبوس می‌شن و می‌آن اینجا که واسه تفریح ما رو گلوله‌بارون کنن.»
Hepatitis G
«بعضی از آدم‌ها دنبال جنگن.» «توی سارایوو نه. هیشکی اینجا به ملیت آدم‌ها اهمیتی نمی‌ده، خودت بهتر می‌دونی. همهٔ اهالی سارایوو توی خونواده‌هایی با پیشینه و مذاهب مختلف به دنیا اومدن، یا با آدم‌هایی از اقوام و مذاهب دیگه ازدواج کرده‌ن...» «همه نه.» «آپارتمانمون چی می‌شه؟ و آپارتمان مامان؟ همه‌چی رو غارت می‌کنن. فعلا  اینجا هرج‌ومرج حاکمه. قانون یا نظمی وجود نداره.» «دقیقاً به همین دلیله که ازت می‌خوایم اونجا رو ترک کنی.»
Hepatitis G
خانوادهٔ زورا، از هر دو طرف پدری و مادری، قرن‌ها در سارایوو زندگی کرده‌اند. موقعی که زورا بزرگ می‌شد اصلا از قومیت هم‌کلاسی‌هایش اطلاعی نداشت و خوشحال بود که سه عید مذهبی را جشن می‌گیرند، که با احتساب عید فصح یهودیان می‌شد چهارتا. هیچ‌یک از آدم‌های هم‌نسل زورا یا نسل‌های بعد از او آن‌قدرها مذهبی نبودند.
Hepatitis G
این بسته‌های کمک‌های انسان‌دوستانه هم موهبت‌اند هم مایهٔ خنده. به آنها غذا می‌دهند، بله، اما زورا توی بسته‌هایش کنسروهایی پیدا کرده که متعلق به دوران جنگ ویتنام‌اند. ساندویچ‌های گوشت خوک هم که لای ورق فویل پیچیده شده‌اند نشان می‌دهد پشت برنامهٔ غذا دادن به شهری که حالا بیشتر از نصف جمعیتش مسلمان‌اند فکر و تدبیر چندانی نبوده.
Hepatitis G
امروز خیلی پکر بودم. اینجا حالا یک طبقهٔ اجتماعی جدید داریم: صرب‌های خوب، یعنی صرب‌هایی که ناسیونالیست نیستند و نمی‌خواهند کشور را تقسیم کنند و دست به پاک‌سازی قومی بزنند. من دائما باید به مردم اطمینان خاطر بدهم که من یک صرب خوب هستم. این وضعیت دارد دیوانه‌ام می‌کند.
Hepatitis G
زوج صرب سالخورده‌ای که صاحب این آپارتمان بودند در آوریل فرار کردند و یک ماه بعد یک خانوادهٔ پناهجوی مسلمان، که همه زن بودند و اهل یکی از روستاهای کوهستانی شرق بوسنی، به آنجا نقل‌مکان کردند. آنها از شهر می‌ترسیدند و نمی‌دانستند چطور از عرض خیابان‌ها بگذرند. زندگی‌کردن در آن ارتفاع بالا به‌نظرشان غیرطبیعی می‌آمد و بیشتر اوقات داشتند باهم در راه‌پلهٔ طبقات پایین بگومگو می‌کردند. بعد در ابتدای ماه اوت، کل این خانوادهٔ پرجمعیت‌ـ‌ـ‌ـ‌عمه‌ها، مادربزرگ‌ها، خواهرها و دخترعمه‌هاـ‌ـ‌ـ‌یک‌شبه ناپدید شدند و آپارتمان دوباره به همان جای متروکه‌ای تبدیل شد که صداها در آن می‌پیچید.
Hepatitis G
«وحشتناک بود، زورا. هیچ‌وقت همچین حرارتی ندیده بودم. آشنا و غریبه، پیر و جوون، همه‌مون خودمون رو رسوندیم به داخل ساختمون که داشت می‌سوخت و سعی کردیم تا می‌تونیم کتاب‌های بیشتری رو نجات بدیم. بی‌اینکه فکر کنیم دست‌به‌کار شدیم. هیچ‌وقت همچین چیزی شنیده بودی؟ یه زنجیرهٔ انسانی برای نجات دادن کتاب‌ها. یه لحظهٔ متحد شدن و مقاومت کردن. ولی چه فایده؟ می‌گن تقریباً دو میلیون سند اونجا توی آتیش سوخته. نسخه‌های چاپ اول، نسخه‌های خطی کمیاب، سندهای زمین‌ها، آرشیو روزنامه‌ها. میراث ملی‌مون یه‌شبه نابود شد.»
Hepatitis G
زورا سری تکان می‌دهد. اینها حرف‌هایی است که این روزها همه به او می‌گویند و بااینکه از حسن‌نیتشان آگاه است، هر بار که حرف آتش‌سوزی را پیش می‌کشند احساس می‌کند آخرین ذره‌های امید از درونش بیرون کشیده می‌شود و آن حالت تب‌آلود شب‌های بی‌خوابی‌اش دور او حلقه می‌زند و نفسش را بند می‌آورد.
Hepatitis G
طولی نمی‌کشد که نقاشی‌هایش دربارهٔ جنگ دیوارهای خانه‌اش را پر می‌کنند. این نقاشی‌ها منظره نیستند. درواقع، هیچ شباهتی به چیزهایی که زورا قبلا می‌کشید ندارند. بعضی از آنها را می‌توان کم‌وبیش مناظر شهری توصیف کرد؛ تعدادی‌شان آسمان‌های کثیف و پاره‌پاره را به تصویر می‌کشند؛ ولی بیشترشان غیرواقع‌گرا هستند و او در آنها شکل‌ها، ترکیب‌ها و رنگ‌های جدید را امتحان می‌کند.
Hepatitis G
دانشجویانش حالا او را می‌پرستند. از آن‌همه انرژی او و از اینکه به‌رغم از دست دادن آتلیه‌اش همچنان به نقاشی کردن ادامه می‌دهد تحت‌تأثیر قرار گرفته‌اند و هر روز تعداد بیشتری از آنها در کلاس حاضر می‌شوند. این کارِ زورا را یک‌جور مقاومت تلقی می‌کنند و از آن الهام می‌گیرند. مهم این است که آدم طوری کارش را ادامه بدهد که انگار همه‌چیز عادی است. این‌طوری روحیه‌شان را بالا نگه می‌دارند و به سربازهای روی تپه‌ها نشان می‌دهند که زندگی آنها تا حد زندگی حیوانی تنزل پیدا نکرده.
Hepatitis G
آهسته می‌گوید: «لازم نیست نصیحتم کنی، زورا. من عاشق پسرم هستم. اون همه‌چیز منه. به‌خاطر سردرگمی در مورد طرفین جنگ نیست که نمی‌خوام اون بره بجنگه. کاملا واضحه که توی بوسنی صرب‌ها نیروی متجاوزن و توی هرزگوین هم کروات‌ها مقصرن. من نمی‌خوام سمیر بجنگه چون نمی‌خوام پسرم بمیره.»
Hepatitis G

حجم

۲۹۳٫۴ کیلوبایت

سال انتشار

۱۴۰۴

تعداد صفحه‌ها

۳۲۰ صفحه

حجم

۲۹۳٫۴ کیلوبایت

سال انتشار

۱۴۰۴

تعداد صفحه‌ها

۳۲۰ صفحه

قیمت:
۲۱۰,۰۰۰
۱۴۷,۰۰۰
۳۰%
تومان