
کتاب رساله لغت موران
معرفی کتاب رساله لغت موران
کتاب رساله لغت موران نوشته شهاب الدین یحیی سهروردی با ترجمه و شرح غلامرضا لایقی توسط نشر اطلاع منتشر شده است. این کتاب یکی از رسائل فارسی شیخ اشراق به شمار میرود و با تصحیح و مقدمهی سید حسین نصر ارائه شده است. کتاب رسالهی لغت موران، اثری از متون عرفانی و فلسفی فارسی است که در قالب ۱۲ فصل کوتاه و داستانی، مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی را با زبان تمثیل و حکایت بیان میکند. متن کتاب با بهرهگیری از اشعار عربی، آیات قرآن و شرح لغات دشوار، خواننده را به دنیای رمزآلود و پررمزوراز عرفان اسلامی میبرد. نسخهی الکترونیکی این اثر را میتوانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.
درباره کتاب رساله لغت موران
کتاب رسالهی لغت موران از آثار برجستهی شهاب الدین یحیی سهروردی است که در قالب داستانهایی تمثیلی و کوتاه، مفاهیم فلسفهی اشراق و عرفان اسلامی را به تصویر کشیده است. این کتاب با ترجمه و شرح غلامرضا لایقی و تصحیح سید حسین نصر، بهعنوان یکی از متون مهم عرفانی فارسی شناخته میشود. ساختار کتاب شامل ۱۲ فصل است که هرکدام با روایتی از حیوانات، اشیا یا شخصیتهای اسطورهای، به موضوعاتی چون رهایی انسان از قید دنیا، حقیقت وجود، سلوک عرفانی و نسبت انسان با جهان و خداوند میپردازد.
در هر فصل، داستانی مستقل اما مرتبط با مضمون کلی کتاب روایت شده است و از زبان حیوانات یا اشیا، مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی بیان میشود. استفاده از آیات قرآن، اشعار عربی و ارجاعات به متون صوفیانه، فضای معنوی و تفکر برانگیزی به کتاب بخشیده است. کتاب رسالهی لغت موران نهتنها اثری ادبی، بلکه متنی فلسفی و عرفانی است که با زبان تمثیل، خواننده را به تأمل دربارهی جایگاه انسان در هستی و مسیر سلوک معنوی دعوت میکند.
خلاصه کتاب رساله لغت موران
هر فصل کتاب رسالهی لغت موران با داستانی تمثیلی آغاز میشود که حیوانات یا اشیا در آن نقش دارند و از خلال گفتوگوها و رویدادها، مفاهیم عرفانی و فلسفی مطرح میشود. فصل اول با گفتوگوی مورچهها دربارهی منشأ قطرات شبنم آغاز میشود و به اصل بازگشت هر چیز به سرچشمهی خود اشاره دارد. در فصل دوم، لاکپشتها دربارهی ماهیت مرغی که بر آب بازی میکند بحث میکنند و با ظهور باد و پرواز مرغ، به موضوع فراتر بودن صوفی از زمان و مکان پرداخته شده است.
فصل سوم به داستان مرغان دربار سلیمان و عندلیب میپردازد و از طریق آن، ضرورت ترک آشیانه و حرکت بهسوی حقیقت را مطرح میکند. فصل چهارم دربارهی جام گیتینمای کیخسرو است که نمادی از آگاهی و شهود عرفانی به شمار میرود. در فصل پنجم، به ملوک جن و اشعار صوفیان اشاره شده و باز هم بر جدایی از علایق دنیوی تأکید شده است. فصل ششم داستان دشمنی خفاشان و حربا را روایت میکند که در آن، حربا با قرار گرفتن در معرض آفتاب، به رهایی و حیات حقیقی میرسد و این ماجرا با اشاره به سرگذشت حلاج و مفهوم فنا در عرفان همراه است.
فصل هفتم به ملاقات هدهد و بومان میپردازد و از طریق آن، موضوع تفاوت ادراک و شهود میان اهل ظاهر و اهل باطن را بررسی میکند. فصل هشتم داستان طاوسی است که در قفس و با کمترین غذا زندگی میکند و با برداشتهشدن قفس، به اصل و حقیقت خود بازمیگردد. فصل نهم تا دوازدهم نیز هرکدام با تمثیلهایی دربارهی ماه و خورشید، خانه و کدخدا، حجابهای راه سلوک و ناپدیدشدن چراغ در آفتاب، به مفاهیم عمیقتری از سلوک عرفانی و شناخت حقیقت میپردازند. در مجموع، کتاب با زبانی نمادین و داستانی، مراحل سلوک، رهایی از قیدهای مادی و رسیدن به حقیقت را شرح داده است.
چرا باید کتاب رساله لغت موران را بخوانیم؟
کتاب رسالهی لغت موران با بهرهگیری از زبان تمثیل و روایت داستانی، مفاهیم پیچیدهی عرفانی و فلسفی را بهشکلی ملموس و قابلدرک ارائه کرده است. این کتاب فرصتی فراهم میکند تا خواننده با اندیشههای سهروردی و فلسفهی اشراق آشنا شود و از زاویهای تازه به موضوعاتی چون حقیقت وجود، سلوک معنوی و نسبت انسان با جهان بنگرد. ویژگی شاخص این اثر، استفاده از حکایتهای کوتاه و شخصیتهای نمادین است که هرکدام حامل پیامی عمیق دربارهی رهایی، شهود و بازگشت به اصل خویش هستند؛ همچنین شرح و ترجمهی لغات دشوار و اشعار عربی، فهم متن را برای مخاطب امروزی آسانتر کرده است. مطالعهی این کتاب نهتنها برای علاقهمندان به عرفان و فلسفه، بلکه برای کسانی که بهدنبال تأملی عمیقتر دربارهی زندگی و معنای آن هستند، تجربهای ارزشمند به شمار میآید.
خواندن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم؟
خواندن کتاب رسالهی لغت موران به علاقهمندان عرفان اسلامی، فلسفهی اشراق، متون کلاسیک فارسی و کسانی که دغدغهی شناخت حقیقت، سلوک معنوی و رهایی از قیدهای مادی دارند، پیشنهاد میشود؛ همچنین این اثر برای دانشجویان و پژوهشگران حوزهی فلسفه و ادبیات فارسی، منبعی ارزشمند است.
بخشی از کتاب رساله لغت موران
«فصل ششم از دشمنی خفاشان و حربا حکایت میکند که خفاشان خواستند حربا را مجازات کنند و جهت قتل او، او را در آفتاب نهادند به گمان این که بدترین عذابهاست، در حالی که او را راهی بهتر از این از برای مردن نبود. به قتل حلاج و گفتار او هنگام مرگ اشاره شده است. فصل هفتم دربارۀ ملاقات هدهد و بومان است که آنان قیاس به نفس کرده و باور نداشتند که هدهد روز در نور آفتاب حرکت کند در حالی که کوری در روز نزد آنان هنر بود. هدهد نیز جهت رهایی از مرگ خود را روز کور قلمداد کرده و از افشای سر ربوبیت و آفتاب روز خودداری میکند. در فصل هشتم سخن از پادشاهی میرود که باغی داشت و در آن طاوسهایی بودند زیبا. یکی را دستور داد که «چرم کنند» و فقط از روزنهای به او غذا دهند به نحوی که بعد از اندک مدتی طاوس شکل اصلی خود فراموش کرد و به کمی غذا راضی بود و فقط هر گاه بادی میوزید و بوی خوش گلهای باغ به مشام او میخورد به هیجان میآمد، تا اینکه روزی پادشاه دستور داد چرم از او برداشته شود.»
حجم
۲۸۳٫۷ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۳
تعداد صفحهها
۵۳ صفحه
حجم
۲۸۳٫۷ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۳
تعداد صفحهها
۵۳ صفحه