
کتاب به دیدن پدرم رفتم
معرفی کتاب به دیدن پدرم رفتم
کتاب به دیدن پدرم رفتم نوشته شین کیونگ سوک و ترجمه آنیتا پارسا و ویراسته الهام صیفی کار، رمانی معاصر است که در سال ۱۴۰۳ توسط انتشارات دانشآفرین منتشر شده است. این رمان در قالب روایتی شخصی و خاطرهمحور به بازخوانی رابطهی نویسنده با پدرش میپردازد و لایههای عمیق عاطفی، خانوادگی و اجتماعی را در بستر زندگی روزمره و خاطرات گذشته واکاوی میکند. نویسنده تجربههای زیستهی خود را از کودکی تا بزرگسالی، مهاجرت، فقدان و بازگشت به خانهی پدری روایت میکند. این اثر با تمرکز بر پیوندهای خانوادگی، گذر زمان و تأثیر فقدان، تصویری ملموس از زندگی در جامعهی کرهای و دغدغههای انسانی ارائه داده است. نسخهی الکترونیکی این اثر را میتوانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.
درباره کتاب به دیدن پدرم رفتم اثر شین کیونگ سوک
کتاب به دیدن پدرم رفتم به قلم شین کیونگ سوک (Kyŏng-suk Sin)، رمانی معاصر است در باب بازگشت به ریشهها و مواجهه با خاطرات و احساسات فراموششده. این رمان در قالب خاطرهنویسی و روایت اولشخص، داستان زنی را دنبال میکند که پس از سالها دوری و تجربهی فقدان، به خانهی پدری بازمیگردد تا مدتی را کنار پدر پیر و تنهای خود بگذراند. شین کیونگ سوک با جزئینگری و دقت در توصیف فضاها، اشیا و روابطْ تصویری از زندگی روستایی، مناسبات خانوادگی و تغییرات نسلی ارائه داده است. ساختار کتاب بر پایهی رفتوبرگشت میان گذشته و حال شکل گرفته و هر فصل با خاطراتی از کودکی، نوجوانی و بزرگسالیِ شخصیت اصلی پیوند میخورد.
رمان به دیدن پدرم رفتم به موضوعاتی همچون پیری، تنهایی، فقدان، احساس گناه و تلاش برای آشتی با گذشته پرداخته است. نویسنده، تجربهی زیستهی خود را بهگونهای روایت کرده است که همزمان هم شخصی و هم جهانشمول به نظر میرسد. عنوان اصلی این کتاب Abŏji ege kassŏssŏ است و عنوان آن در زبان انگلیسی برابر است با I went to see my father. این کتاب از متن انگلیسی به پارسی برگردانده شده است.
خلاصه داستان به دیدن پدرم رفتم
هشدار: این پاراگراف بخشهایی از داستان را فاش میکند!
رمان با خبر بیماری مادر و تنهاماندن پدر در خانهی قدیم آغاز میشود. راوی که مدتهاست بهدلیل فقدان دخترش و دوری از خانواده، ارتباطش با والدین را به حداقل رسانده، با شنیدن خبر اشکریختن پدر تصمیم میگیرد به زادگاهش بازگردد و مدتی کنار پدر بماند. این بازگشت بهانهای میشود برای مرور خاطرات کودکی و نوجوانی؛ مغازهی کوچک پدر کنار ریل قطار، صندوق چوبی دستساز، روزهای مدرسه و عبور از پل دههیونگری و لحظات خداحافظی و جدایی. نویسنده به گذشتهی پدر میپردازد؛ کودکی سخت، ازدستدادن والدین در نوجوانی، کار در مزرعه و مغازه و تلاش برای تأمین خانواده. رابطهی راوی با پدر، میان فاصله و نزدیکی، سکوت و گفتوگو و احساس گناه و دلتنگی در نوسان است. حضور حیوانات خانگی، اشیای بهجامانده و جزئیات خانه، هرکدام بهانهای برای یادآوری و بازاندیشی در پیوندهای خانوادگی و معنای خانه میشوند. نویسنده با روایت لحظات ساده و روزمره به لایههای عمیقتر احساسات انسانی، فقدان، پشیمانی و امید دست مییابد.
چرا باید کتاب به دیدن پدرم رفتم را بخوانیم؟
این رمان تجربهی مواجهه با پیری والدین، بازگشت به خانهی کودکی و آشتی با گذشته را به تصویر کشیده است. ویژگی شاخص اثر، توانایی نویسنده در بازآفرینی فضاها و خاطرات بهگونهای است که احساسات پیچیدهی دلتنگی، گناه، عشق و فقدان را ملموس میکند. خواندن این کتاب فرصتی است برای تأمل در روابط خانوادگی، معنای خانه و تأثیر گذر زمان بر پیوندهای انسانی. همچنین این رمانْ تصویری از زندگی روستایی و مناسبات اجتماعی در کره ارائه داده که میتواند برای دوستداران فرهنگهای شرقی جذاب باشد.
خواندن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم؟
خواندن این کتاب به کسانی پیشنهاد میشود که دوستدار ادبیات داستانی قرن ۲۰ کره هستند و به موضوعاتی مانند رابطه با والدین، تجربهی فقدان، بازگشت به ریشهها یا تأمل در خاطرات گذشته علاقه دارند. همچنین این اثر برای علاقهمندان به رمان در قالب خاطرات مناسب است.
درباره شین کیونگ سوک
شین کیونگ سوک (Kyŏng-suk Sin) که در سال ۱۹۶۳ میلادی به دنیا آمده، یک نویسندهی اهل کره و نخستین زن اهل این کشور است که در سال ۲۰۱۲ میلادی جایزهی ادبی مرد آسیا را بهخاطر نگارش کتاب لطفاً مراقب مامان باشید دریافت کرده است. هافینگتون پستِ کره در ۱۶ ژوئن ۲۰۱۵ گزارش داده که شین کیونگ سوک از کتاب افسانه به قلم یوکیو میشیما، سرقت ادبی کرده است. نویسنده بابت این موضوع معذرت خواست. ناشر اعلام کرد این مجموعه داستانهای کوتاه را از قفسهها جمعآوری خواهد کرد. از کتابهای شین کیونگ سوک میتوان اشاره کرد به «به دیدن پدرم رفتم» (I Went To See My Father) و «رقصندهی دربار» (The Court Dancer).
این کتاب یا نویسنده چه جوایز و افتخاراتی کسب کرده است؟
شین کیونگ سوک جایزهی ادبی مرد آسیا را بهخاطر نگارش کتاب لطفاً مراقب مامان باشید در سال ۲۰۱۲ میلادی دریافت کرد.
بخشی از کتاب به دیدن پدرم رفتم
«گفتی دربارهٔ پدر صحبت کنم؛ طی چند روز گذشته خیلی به آن فکر کردم. باعث شد بفهمم که چقدر کم به او فکر میکردم. عجیب است. داستانهای زیادی از مادر دارم و چیزهای زیادی هست که میخواهم دربارهٔ او بگویم اما، فکر حرف زدن دربارهٔ پدر باعث میشود درنگ کنم. این احساس دقیقاً چیست؟ انگار کلمات از دهانم بیرون نمیآیند. مدام فهرست هفت سؤالی را که به من دادی مرور میکنم. مخصوصاً سؤال هفتم را. دوست داری با پدر چکار کنی؟ غافلگیر شدم. نباید هیچ تردیدی سر پاسخ دادن به سؤال وجود داشته باشد اما سرم بلافاصله تبدیل شد به یک قوطی حلبی مهرومومشده. فکرش را بکن؛ فکر نمیکنم طی این چند سال کاری انجام داده باشم که دلم بخواهد با پدر آن را انجام دهم. فکر کنم همهچیز از وقتی شروع شد که همه ــ آخرِ هفتهها ــ نوبتی به جی برگشتیم. فکر نمیکنم اگر پدر و مادرمان در سلامت کامل بودند، این برنامه را ایجاد میکردیم. هرچه بیشتر به آن میاندیشم، بیشتر به این موضوع پی میبرم که با این اتفاق پدر دست از نصیحت کردن و پیشنهاد دادن برای انجام کارها به ما برداشت و فقط کارهایی را که ما به او میگفتیم انجام داد. نه صبر کن، یک کار بود. با هم به قبرستان بالای کوه میرفتیم. پدر حتی در روزهایی که تعطیل نبود هم به آنجا میرفت و علفها را میکند و مزارها را تمیز میکرد. انگار که هر روز صبح برای دویدن بیرون میرفت. فکر نمیکنم هیچوقت بتوانیم او را از آن کوهستان جدا کنیم.»
حجم
۳۵۵٫۵ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۳
تعداد صفحهها
۳۵۲ صفحه
حجم
۳۵۵٫۵ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۳
تعداد صفحهها
۳۵۲ صفحه
نظرات کاربران
ارزش یک بار خواندن دارد