
کتاب اندیشه اجتماعی غرب جدید (جلد سوم، ترقی و توسعه)
معرفی کتاب اندیشه اجتماعی غرب جدید (جلد سوم، ترقی و توسعه)
کتاب اندیشه اجتماعی غرب جدید (جلد سوم، ترقی و توسعه) نوشته محمد رضا قائمی نیک و سید سعید موسوی ثمرین توسط نشر مرکز کوثر منتشر شده است. این کتاب به بررسی ریشهها، تحولات و پیامدهای مفاهیم ترقی و توسعه در اندیشهی اجتماعی غرب پرداخته و جایگاه این مفاهیم را در تاریخ اندیشه و تحولات اجتماعی غرب واکاوی کرده است. اثر حاضر برای دانشجویان و علاقهمندان به علوم اجتماعی، فلسفهی تاریخ و مطالعات تمدنی قابلتوجه است. نسخهی الکترونیکی این اثر را میتوانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.
درباره کتاب اندیشه اجتماعی غرب جدید (جلد سوم، ترقی و توسعه)
کتاب اندیشهی اجتماعی غرب جدید (جلد سوم، ترقی و توسعه) اثری در حوزهی مطالعات اجتماعی است که به تحلیل تاریخی و مفهومی دو واژهی کلیدی ترقی و توسعه در تمدن غرب میپردازد. نویسندگان، محمد رضا قائمی نیک و سید سعید موسوی ثمرین، با رویکردی تحلیلی و تاریخی، سیر تحول این مفاهیم را از دوران باستان تا عصر مدرن دنبال کردهاند. کتاب ساختاری روایی دارد و هر فصل آن به یکی از مراحل یا جریانهای مهم در شکلگیری و گسترش اندیشهی ترقی و توسعه اختصاص یافته است.
از اسطورههای باستانی و تاریخنگاری یونانی تا رنسانس، روشنگری، فلسفهی تاریخ، داروینیسم، جامعهشناسی کلاسیک و نظریههای نوسازی، همه در این مسیر بررسی شدهاند. محمد رضا قائمی نیک و سید سعید موسوی ثمرین تلاش کردهاند ضمن ارائهی روایت تاریخی، پیوند میان تحولات نظری و تغییرات عینی در عرصههای اقتصاد، سیاست و فرهنگ را نیز نشان دهند. این کتاب بخشی از یک مجموعهی چندجلدی است که هر جلد آن به یکی از مفاهیم بنیادین اندیشهی اجتماعی غرب میپردازد و جلد سوم بهطور خاص بر مفهوم ترقی و توسعه تمرکز دارد.
خلاصه کتاب اندیشه اجتماعی غرب جدید (جلد سوم، ترقی و توسعه)
کتاب اندیشهی اجتماعی غرب جدید (جلد سوم، ترقی و توسعه) به بررسی ریشهها و تحولات مفاهیم ترقی و توسعه در اندیشهی غربی میپردازد. نویسندگان ابتدا با مرور پیشتاریخ مفهوم ترقی، به اسطورهها و روایتهای باستانی دربارهی تاریخ و سرنوشت انسان اشاره کردهاند و نشان دادهاند که در تمدنهای پیشایونانی، تاریخ بیشتر جنبهی اسطورهای و یزدانسالار داشته است. با ورود به یونان، تاریخنگاری به افعال انسانی معطوف میشود، اما هنوز نگاه به تاریخ، ایستا و تکرارشونده باقی میماند. در ادامه، کتاب به تأثیر مسیحیت بر اندیشهی تاریخی میپردازد؛ جایی که برای نخستینبار مفهوم آینده و سیر یکپارچهی تاریخ مطرح میشود، اما نقطهی عطف اصلی، رنسانس و عصر روشنگری است که در آن، انسان و عقل بشری به مرکز توجه میآیند و ایدهی ترقی و پیشرفت بهعنوان یک اصل بنیادین در اندیشهی غربی تثبیت میشود.
فیلسوفانی مانند ولتر، کندرسه و هگل، هریک بهگونهای به تبیین طرح کلی تاریخ و نقش انسان در پیشرفت آن پرداختهاند. کتاب سپس به قرن نوزدهم و ظهور داروینیسم و جامعهشناسی کلاسیک میرسد؛ جایی که نظریههای تکامل طبیعی و اجتماعی، مفهوم ترقی را به عرصهی علوم تجربی و اجتماعی وارد میکنند. نویسندگان نشان میدهند که چگونه اندیشهی ترقی از یک ایدهی فلسفی به نظریههای علمی و اجتماعی بدل میشود و در قالب نظریههای نوسازی و توسعه، به سیاستگذاری و برنامهریزی اجتماعی راه مییابد. در بخشهای پایانی، کتاب به نقد و بررسی نظریههای توسعه، جهانیشدن و رویکردهای انتقادی نسبت به آنها میپردازد و نشان میدهد که مفهوم توسعه، نهتنها یک ایدهی خنثی و بیطرف نیست، بلکه حامل پیشفرضها و پیامدهای نظری و عملی خاصی است که باید مورد بازاندیشی قرار گیرد.
چرا باید کتاب اندیشه اجتماعی غرب جدید (جلد سوم، ترقی و توسعه) را بخوانیم؟
کتاب اندیشهی اجتماعی غرب جدید (جلد سوم، ترقی و توسعه) با تمرکز بر ریشهها و تحولات مفاهیم ترقی و توسعه، فرصتی برای فهم عمیقتر زمینههای فکری و تاریخی این مفاهیم در تمدن غرب فراهم میکند. خواننده با مطالعهی این اثر میتواند دریابد که بسیاری از اصطلاحات و دغدغههای رایج در حوزهی سیاست، اقتصاد و فرهنگ، ریشه در تاریخ اندیشهی غرب دارند و بدون شناخت این پیشزمینهها، امکان فهم دقیق و انتقادی آنها وجود ندارد؛ همچنین کتاب با روایت تاریخی و تحلیلی خود، به مخاطب کمک میکند تا نسبت به مفاهیم توسعه و پیشرفت، نگاهی سنجیدهتر و آگاهانهتر داشته باشد و از سادهانگاری و برداشتهای سطحی پرهیز کند.
خواندن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم؟
مطالعهی این کتاب برای دانشجویان و پژوهشگران علوم اجتماعی، فلسفه، تاریخ و مطالعات تمدنی مناسب است؛ همچنین کسانی که دغدغهی فهم ریشههای مفاهیم توسعه و پیشرفت را دارند یا در حوزهی سیاستگذاری و برنامهریزی اجتماعی فعالیت میکنند، میتوانند از مطالب این اثر بهرهمند شوند.
بخشی از کتاب اندیشه اجتماعی غرب جدید (جلد سوم، ترقی و توسعه)
«نسبت فضای مسلط علمی و تجربۀ حیات و زیستن کنونی ما با مجموعه مباحث و برنامههایی با عنوان توسعه، توسعهنیافتگی، وابستگی، جهان سوم، رشد اقتصادی، توسعۀ پایدار، نوسازی و بهتازگی جهانی شدن و نظایر آنها، که همگی در ذیل گفتمانی به نام توسعه میگنجند، به طریقی مشابه آنچه در باب نسبت انسان و فرهنگ گفته میشود، نسبت ظرف آب و ماهی مستغرق در آن است. جهان مدرنی که در آن زندگی میکنیم، به لحاظ اجتماعی، سیاسی و فلسفی، متکی بر مفهوم توسعه است و اجتناب و گریز از آن، مترادف با نداشتن درکی از خود و جهان پیرامون تلقی میشود. انسان، دولت، یا ملتی که به توسعه، پیشرفت، و به بیانی دقیقتر، ترقی اعتقاد نداشته باشند، گویی دستکم قلمرویی عینی در این جهان را تصاحب نکردهاند. کافی است از خود بپرسیم واقعاً جهانی بدون توسعه ممکن است؟ آیا جهانی که متکی بر توسعه نباشد، جهانی تصورشدنی است؟ آیا دولتها، سیاستها، یا برنامهها، بدون توجه به مقولۀ توسعه امکان بقا و دوام و از آن مهمتر: اقناع روحی، روانی و فیزیکی مردمان خود را دارند؟»
حجم
۱٫۹ مگابایت
سال انتشار
۱۳۹۳
تعداد صفحهها
۱۸۸ صفحه
حجم
۱٫۹ مگابایت
سال انتشار
۱۳۹۳
تعداد صفحهها
۱۸۸ صفحه