معرفی و دانلود کتاب منتخب مثنوی دفتر دوم + خلاصه رایگان
تصویر جلد کتاب منتخب مثنوی دفتر دومsubscriptionAvailable

کتاب منتخب مثنوی دفتر دوم

نوع کتاب
۳.۷ امتیاز(از ۳ رأی)

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy

معرفی کتاب منتخب مثنوی دفتر دوم

«منتخب مثنوی دفتر دوم» با گزینش، تلخیص، مقابله تفاسیر و تحلیل ثریا همت آزاد (-۱۳۲۳) همان‌گونه که از نامش پیدا است گزیده و خلاصه‌ای از اشعار مولاناجلال الدین محمد بلخی است که با تفسیر اشعار و مقابله و سنجش درستی آنها همراه شده و بر وزن آن افزوده است. بخشی از حکایت هشتم را می‌خوانید:

حکایت هشتم: کلوخ انداختن تشنه از سر دیوار در جوی آب

بر لب جو بود دیواری بلند

بر سر دیوار تشنه دردمند

مانعش از آب آن دیوار بود

از پی آب او چو ماهی زار بود

اولّین قدم به‌سوی ایمان، احساس تشنگی کردن است و انسانِ تشنه، این را می‌فهمد که چه کاستی‌هایی دارد و کجای زندگی‌اش می‌لنگد. لذا آماده سفر است، سفری که همّت بلند می‌طلبد، بی‌نیازی می‌خواهد، که قبول رنجی مداوم و سازنده، تا آخرین دَمِ حیات همراه اوست.

ناگهان انداخت او خشتی در آب

بانگ آب آمد به گوشش چون خطاب

چون خطاب یار شیرین لذیذ

مست کرد آن بانگ آبش چون نبیذ

از صفای بانگ آب، آن مُمتَحَن

گشت خِشت‌انداز از آن‌جا خِشت‌کَن

ناگهان آن امتحان‌شونده، خشتی از دیوار کند و در آب انداخت. از افتادن خشت در آب، بانگی به گوش جان او رسید. آن‌چنان بانگی که سرشار از لذّت و مستی شراب پاک بود. از چنین صفا بُردنی، آن خشت‌انداز شد و صداها بود که او را می‌نواخت.

آب کم جو، تشنگی آور به دست

تا بجوشد آبَت از بالا و پَست

حال، تشنه چه می‌کند؟ مگر نه این‌که به دنبال آب می‌رود؟ آب حیات کجاست؟ همین‌جا، در دسترس؟ اگر این‌چنین بود که همه سیرابِ فضیلت بودند و دیگر نیازی به این‌همه حرمان و تلاش نبود!

برای تجربه‌ای بهتر در دانلود کتاب منتخب مثنوی دفتر دوم و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را به‌صورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن می‌توانید مطالعه‌ی خود را شخصی‌سازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتاب‌ها را همیشه و همه‌جا تجربه کنید. علاوه‌بر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیف‌های ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.

مشخصات کتاب الکترونیکی

نام کتابمنتخب مثنوی دفتر دوم
موضوعشعر کهن، پژوهش ادبی
نویسندهمولانا جلال‌الدین محمد بلخی مولوی
گردآورندهثریا همت آزاد
انتشاراتانتشارات حکایت قلم نوین
سال انتشار نسخه فیزیکی۱۳۹۵/۰۸/۰۴
فرمت کتابEPUB
حجم فایل کتاب۲.۴۴ مگابایت
شابک۹۷۸-۹۶۴-۵۹۲۵-۹۰-۹
تعداد صفحه‌ها۲۸۸ صفحه
قیمت کتاب۹۵۰۰ تومان

نظر شما دربارهٔ این کتاب

به این کتاب چه امتیازی می‌دهید؟

۱
۲
۳
۴
۵

نظرات کاربران

کاربر ۲۹۶۸۷۹۳
۱۴۰۵/۰۳/۰۵

پس جلد های بعدی چی این کتاب شش جلده

۰
eeeeeeehsan
۱۳۹۶/۰۷/۲۰

لطفا کتاب های اوحدی مراغه ای رو هم بذارین. اشعارش فوق‌العاده ست.

۰

بریده‌هایی از کتاب

S
۱۶
هنگامی که مارگیر زیان دیده با جنازه دزدک مارگیر رو به رو شد با حیرت گفت: عجب که مار من، جان‌گیر این دزدک مارگیر شد! از آن جایی که من مارم را از دست داده بودم از تَهِ دل از خدا می‌خواستم تا این فرصت را به من بدهد تا او را بیابم و مارم را بستانم. الهی شکر! که خداوند درخواست مرا مستجاب نکرد. با از دست دادن مار، گمانِ زیان می‌کردم، در حالی‌که ربودن آن مار، برای من سود بسیار داشت. سپس مولانا می‌فرماید: چه درخواست‌هایی که از طرف بندگان به سوی خداوند، قابل پذیرش نیست. زیرا خداوند سود آن‌ها را می‌خواهد، بنابراین جواب مثبت به درخواست‌شان نمی‌دهد. درحالی‌که بنده چنین می‌پندارد که خداوند، مهربان به برآوردن خواسته‌های آن بنده نبوده است.
یاش
۱۵
یاد خدا در جایی است که پای حلال و حرام در میان باشد،
S
۱۳
از مهم‌ترین چیزهایی که خداوند بر بندگانش واجب کرده است، زیاد به یاد خدا بودن است. مقصود من از یاد خدا سبحان‌الله و الحمدالله و لااله الا الله و الله اکبر نیست، هرچندکه این‌ها نیز ذکر خداست، اما مقصود من، یاد خدا در جایی است که پای حلال و حرام در میان باشد، پس اگر آن کار، طاعت خدا بود، بدان عمل کند و اگر معصیت باشد، آن را ترک کند. ]
ehsan27
۴
در حدیث قدسی است که موسی (ع) به پروردگار گفت: گاه بود که حاجتی دنیاوی مرا دست می‌دهد و شرم دارم از تو بپرسم. خدایش فرمود: نمک طعام و علف گوسپندت را هم از من بخواه (رساله قشریه، ص ۱۰۸). هر ناقص که شرم کند و به کامل نپیوندد و نقص خود را برطرف نسازد، به ایمان خود، لطمه زده است. پیوسته باید گِرد کاملان گشت و از پرسیدن و خواستن شرم نداشت. ]
ehsan27
۳
از مهم‌ترین چیزهایی که خداوند بر بندگانش واجب کرده است، زیاد به یاد خدا بودن است. مقصود من از یاد خدا سبحان‌الله و الحمدالله و لااله الا الله و الله اکبر نیست، هرچندکه این‌ها نیز ذکر خداست، اما مقصود من، یاد خدا در جایی است که پای حلال و حرام در میان باشد، پس اگر آن کار، طاعت خدا بود، بدان عمل کند و اگر معصیت باشد، آن را ترک کند.
عبدالوهاب
۱
ترک شهوت‌ها و لذت‌ها سَخاست هر که در شهوت فرو شد برنخاست این سخا شاخی است از سَروِ بهشت وایِ او کَز کف چنین شاخی بِهشت ترک شهوت‌ها و لذّت‌های دنیوی، خود نشانه بزرگواری و بخشش انسان‌ها به خویشتن خویش است. هر کس که این در نیافت و در هوس‌ها فروشد، دیگر برنخاست.
عبدالوهاب
۰
گر انگشت سلیمانی نباشد چه خاصیت دهد نقش نگینی؟ «حافظ»
عبدالوهاب
۰
رحمتم موقوفِ آن خوش گریه‌هاست چون گریست، از بحررحمت، موج خاست رحمت الهی، بستگی به گریه‌های لطیف و آگاه ما دارد. اگر به راستی بگرییم، موج دریای رحمت الهی بر سرمان فرو می‌بارد.
عبدالوهاب
۰
هر چه کاری از برای او به‌کار چون اسیر دوستی، ای دوستدار قوت اصلیِّ بَشَر، نور خداست قوت حیوانی، مَرو را ناسزاست بهترین رنگ‌ها، سُرخی بُوَد و آن ز خورشیدست و از وِی می‌رسد صدهزاران بار ببریدم امید از که؟ از شمس، این شما باور کنید؟ تو مرا باور مکن کز آفتاب صبر دارم من و یا ماهی ز آب همچو ماه و آفتابی می‌پَرَم پرده‌های آسمانی می‌دَرَم آن‌که باشد با چنان شاهی حبیب؟ هر کجا اُفتد، چرا باشد غریب؟
عبدالوهاب
۰
بارها از خوی خود، خسته شدی حسّ نداری، سخت بی‌حس آمدی گر ز خسته گشتن دیگر کسان که ز خُلق زشت تو هست آن رسان غافلی، باری ز زخم خود نه‌ای تو عذاب خویش و هم بیگانه‌ای یا تَبَر بردار و مردانه بِزَن تو علی‌وار این دَرِ خیبر بِکَن یا به گُلبُن وصل کن این خار را وصل کن با نار، نور یار را اگر از خسته کردن کسان دیگر که از خُلق بَد تو رنج