با کد تخفیف Salam اولین کتابتان را با ۵۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کنید.
کتاب زایو اثر مصطفی رضایی کلورزی

دانلود و خرید کتاب زایو

۴٫۵ از ۳۲۵ نظر
۴٫۵ از ۳۲۵ نظر

برای خرید و دانلود  کتاب زایو  نوشته  مصطفی رضایی کلورزی  و خواندن و شنیدن هزاران کتاب الکترونیکی و صوتی دیگر،  اپلیکیشن طاقچه  را رایگان نصب کنید.

دانلود و خواندن کتاب در اپلیکیشن طاقچهدرباره طاقچه بی‌نهایت

معرفی کتاب زایو

«زایو» رمانی نوشته مصطفی رضایی کلورزی (-۱۳۶۹) نویسنده معاصر است. این داستان فضایی خیالی دارد و در آینده و سال ۱۴۲۰ شمسی می‌گذرد. ویروسی عجیب شناسایی شده‌است که گفته می‌شود بیشتر کشورهای دنیا را آلوده کرده و رسانه‌ها اعلام کرده اند که هیچ راهی هم برای ساختن ضد ویروس نیست....

بخشی از داستان:

هواروِ دکتر پارسا به سمت مرکز شهر و دانشگاه حرکت کرد. در راه، هواروهای دیگر در ارتفاع‌های مختلف مشغول پرواز بودند و به سمت مقصدهای مختلف در آسمان شهر تهران پرواز می‌کردند. با آمدن هواروها، چند سالی بود که تهران از شر دود و ترافیک خلاص شده بود.

نیم ساعت نگذشت که دکتر پارسا به دانشگاه تهران رسید. هوارو در جای مخصوصش فرود آمد. درِ هوارو به آرامی به سمت بالا باز شد، و دکتر پارسا پس از خاموش کردن هوارو، از آن پیاده شد.

کنار هواروها، یک هواروِ مشکی شش‌در، با شیشه‌های دودی پارک شده بود؛ چیزی که توجه دکتر پارسا را به خود جلب کرد. از سردر اصلی، وارد دانشگاه شد. قبل از ورود به دانشکده، باید به ایستگاه کنترل و پاک‌سازی می‌رفت. این ایستگاه‌ها که در تمام شهرها گسترش یافته بودند، اختراع خود دکتر پارسا بود که مثل یک تونل ضدعفونی‌کننده عمل می‌کردند. ایستگاه‌های ویژهٔ اساتید، قبل از ورود به ساختمان دانشکده‌ها نصب شده بودند. دکتر پارسا وارد یکی از ایستگاه‌ها شد و کیفش را تحویل مسئول ایستگاه داد.

_ سلام استاد! امروز صبح زود، دو نفر اومدن که با شما کار داشتن.

_ یعنی زودتر از الآن؟!... خب، اسمشون چی بود؟

_ هیچی نگفتن. گفتن محرمانه‌ست. بعد از اینکه از ایستگاه پاک‌سازی رد شدن، گفتن: «ما توی آزمایشگاه منتظریم.»

_ ممنون!

دکتر کتش را درآورد و وارد اولین اتاقک ایستگاه شد؛ یک اتاقک نایلونی. گاز شست‌وشو از افشانهٔ بالای اتاقک پخش شد و همزمان تهویهٔ کف اتاقک روشن شد. دکتر پارسا به مدت پنج ثانیه در جریان گاز ویژهٔ شست‌وشو قرار گرفت. سپس با روشن شدن لامپ سفید، وارد اتاقکی تیره شد. در اتاقک دوم، لحظه‌ای در برابر اشعهٔ گاما قرار گرفت و بعد از آن، به آخرین اتاقک وارد شد. چراغ آبی روشن شد، و افشانه‌ای ذرات ضد نفوذ را در فضا پخش کرد. چند لحظه بعد، با خاموش شدن لامپ بنفش، دکتر از خروجی ایستگاه بیرون آمد و وسایلش را تحویل گرفت.

مهدی میرجلیلی
۱۳۹۹/۰۱/۱۵

اگه اهل کتابخوانی نیستید. این کتاب میتونه شما رو جذب کنه که حداقل هفته ای یک کتاب بخونید. موضوع عالی، داستان پردازی، خلاقیت عالی وقتی کتاب رو خوندم فقط یاد فیلم های هالیوود افتادم

T(Ali)ebi
۱۳۹۶/۰۶/۱۰

جالب بود دربرابر افکار منفی که درمورد خودمون داریم، مثل یه فیلم ابرقهرمانی ایرانیه

Omid H
۱۳۹۷/۰۲/۱۰

حقشه بیشتر از این دیده بشه چون کار تازه و جذابیه

الهم صلی علی محمدوآل محمدوعجل فرجهم
۱۳۹۹/۱۰/۰۶

تخیلی و جذاب🧐.این دفعه برعکس فیلم های هالیوودی ایران نجات دهنده جهان شد.🙂🤩

A.R.Fakhar
۱۳۹۷/۱۱/۲۱

بنظرم بهترین رمانی است که در این زمینه نوشته شده است؛ با توجه به این که اولین کار نویسنده است واقعاً قلم قوی‌ای رو مشاهده کردم. فضاسازی، تصویر سازی آینده و..... عالی بود.

amir2004
۱۳۹۹/۰۱/۱۸

این کتاب واقعا فوق العادست و جذاب هرچی میخونید و میرید جلو تر باز بهترم میشه هیجانی و عالیه یه جورایی اعتیاد اوره و دوست دارید هرچه سریع تر بخونید و تمومش کنید و هی بفهمید بعدش چی میشه مثله

- بیشتر
Amir Hatami
۱۳۹۹/۰۲/۰۳

مگه از این بهترم داریم؟ فوق العاده است

کاربر ۱۵۸۶۴۷۴
۱۳۹۹/۰۲/۰۱

من نسخه چاپی این کتاب را دارم این کتاب فوق العاده است واقعا ارزش خرید دارد

"s.safari"
۱۳۹۹/۰۲/۰۵

خیلی خوب بود . مثل یک سریال ماجراجویانه ، جذاب و ... که همش میخواستی بدونی بعدش چی میشه ؟ 😉

♡🥀
۱۳۹۷/۱۲/۱۸

واقعا جالب بود من یک یال پیش این کتابو خوندم اما هنوز وقتی اسمش میاد باد لذت موقع خوندنش میوفتم شاید به اندازه خیلی از کتابا قوی نباشه ولی طرح جالبی داره و نویسنده به نظرم همه چیز رو خیلی عالی

- بیشتر
بریده‌هایی از کتاب
مشاهده همه بریده‌ها (۹۳)
ادواردو روبات را روشن کرد و پس از دقایقی رو به او گفت: هی نکبت! موقعیت‌یابی کن، ببین کجا هستیم! روبات پاسخ داد: ما باید نزدیک ایتالیا باشیم. با احترام باید بگویم، نکبت هم خودتان هستید، جناب ادواردو!
𝑬𝒍𝒏𝒂𝒛
این گذر زمان است که مشخص می‌کند چیزی ارزش است یا فضاحت؛ و گذر زمان همیشه در حال وقوع است. حتی الان!
"Shfar"
توی این دنیا بعضی از زور ثروت می‌میرن و بعضی از فقر.
M.M. SAFI
داستان رهبران بزرگ دنیا، هیچ وقت فراموش‌شدنی نیست. رهبران بزرگ، نگین حلقهٔ تاریخ‌اند.
M Kh72
این گذر زمان است که مشخص می‌کند چیزی ارزش است یا فضاحت؛ و گذر زمان همیشه در حال وقوع است. حتی الان!
z.gh
ادبیات و هنر هر ملت، آینهٔ فرهنگ، فکر و زندگانی اون ملته. هر قدر که آثار هنری ملتی بزرگ‌تر، عمیق‌تر و شگفت‌تر باشه، یعنی مردمش بزرگ، عمیق و شگفت‌انگیزند. همهٔ این‌ها در گرو عقیدهٔ مردمه.
M Kh72
گذر زمان ارزش واقعی چیزها رو مشخص می‌کنه.
MOBINA
از ارتفاع زیاد به زمین چشم دوخت. متوجه درخشش طلایی‌رنگ گنبد بیت‌المقدس شد؛ مانند یک ستاره در میان ابرها.
zahra zafarani
او از پنجره و از آن ارتفاع به شهر نگاه می‌کرد، به ساختمان‌های بلند تهران با معماری‌های زیبای سنتی، به خطوط منحنی و شیشه‌های رنگی، به ماشین‌ها و هواروها که با نظم خاصی حرکت می‌کردند. پرتو خورشید از لابه‌لای ساختمان‌ها به سطح شهر می‌رسید. نور خورشید جلوه‌ای زیبا به شیشه‌های رنگی ساختمان‌ها می‌داد و انعکاس آن روی گذرگاه‌های غیرهم‌سطح، همچون رنگین‌کمانی در دل شهر پخش شده بود.
M Kh72
یه هوارو ثبت نام کرده‌م. ایران خودرو گفته یه ماهه تحویل می‌ده. _ به سلامتی! سطح تردد داشتی یا خریدی؟ _ نه، یه سطح تردد بیست کیلومتری رو با باجناغمون شریکی خریدیم. من از امتیاز استادی‌م استفاده کردم و اونم از امتیاز پولداری‌ش!
tata.b

اطلاعات تکمیلی

دسته‌بندی
تعداد صفحات۲۹۲ صفحه
قیمت نسخه چاپی۶۰,۰۰۰ تومان
نوع فایلEPUB
تاریخ انتشار۱۳۹۵/۰۷/۱۲
شابک‌‫‬‌‫‬‮‭۹۷۸-۶۰۰-۹۵۴۵۰-۸-۷
تعداد صفحات۲۹۲صفحه
قیمت نسخه چاپی۶۰,۰۰۰تومان
نوع فایلEPUB
تاریخ انتشار۱۳۹۵/۰۷/۱۲
شابک‌‫‬‌‫‬‮‭۹۷۸-۶۰۰-۹۵۴۵۰-۸-۷