
کتاب مهمان خانه ماتادور
معرفی کتاب مهمان خانه ماتادور
کتاب مهمان خانه ماتادور نوشتهٔ کیوان ارزاقی است. انتشارات کتابسرای تندیس این ناداستان را روانهٔ بازار کرده است. این کتاب دربردارندهٔ یادداشتها و عکسهای سفر به اسپانیا است. نسخهٔ الکترونیکی این کتاب را میتوانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.
درباره کتاب مهمان خانه ماتادور
کتاب مهمان خانه ماتادور برابر با یک ناداستان در قالب سفرنامه ست. کیوان ارزاقی در این کتاب یادداشتها و عکسهای سفرش به اسپانیا را گردآوری کرده است.
در یک تقسیمبندی میتوان ادبیات را به دو گونهٔ داستانی و غیرداستانی تقسیم کرد. ناداستان (nonfiction) معمولاً به مجموعه نوشتههایی که باید جزو ادبیات غیرداستانی قرار بگیرد، اطلاق میشود. در این گونه، نویسنده با نیت خیر، برای توسعهٔ حقیقت، تشریح وقایع، معرفی اشخاص یا ارائهٔ اطلاعات و بهدلایلی دیگر شروع به نوشتن میکند. در مقابل، در نوشتههای غیرواقعیتمحور (داستان)، خالق اثر صریحاً یا تلویحاً از واقعیت سر باز میزند و این گونه بهعنوان ادبیات داستانی (غیرواقعیتمحور) طبقهبندی میشود. هدف ادبیات غیرداستانی تعلیم همنوعان است (البته نه بهمعنای آموزش کلاسیک و کاملاً علمی و تخصصی که عاری از ملاحظات زیباشناختی است)؛ همچنین تغییر و اصلاح نگرش، رشد افکار، ترغیب یا بیان تجارب و واقعیات از طریق مکاشفهٔ مبتنی بر واقعیت، از هدفهای دیگر ناداستاننویسی است. ژانر ادبیات غیرداستانی به مضمونهای بیشماری میپردازد و فرمهای گوناگونی دارد. انواع ادبی غیرداستانی میتواند شامل اینها باشند: جستارها، زندگینامهها، کتابهای تاریخی، کتابهای علمی - آموزشی، گزارشهای ویژه، یادداشتها، گفتوگوها، یادداشتهای روزانه، سفرنامهها، نامهها، سندها، خاطرهها و نقدهای ادبی.
خواندن کتاب مهمان خانه ماتادور را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم
این کتاب را به دوستداران ناداستان و قالب سفرنامه پیشنهاد میکنیم.
بخشی از کتاب مهمان خانه ماتادور
«هنوز چند دقیقه از اولین عکس و استوری در اینستاگرام نگذشته که پیغامهای زیادی از دوستانِ دیده و ندیده به دستم میرسد با این مضمون: «کیوان تو هم رفتی؟» چندنفری هم که علامت سؤال انتهای جمله را نگذاشتهاند، جمله را به شکل خبری و جوری نوشتهاند که انگار آنها از چیزی خبر دارند که من بیخبرم! از قرار معلوم سالها قبل با نوشتن رمان سرزمین نوچ به نماد و اسطوره و مبارزِ ضدمهاجرت تبدیل شدهام!
خیلی از دوستانم که لباس را بریده و تنم هم کردهاند، حالا در پیامهای خصوصی از من ناراحتند که چرا قبل از رفتن از آنها خداحافظی نکردهام. برای دوستان توضیح میدهم که قصدم از سفر، تفریح و نوشتن سفرنامه است و خیال ماندن ندارم. برای اثبات حرفم از چند ایموجی هم استفاده میکنم، ولی گویا ایموجیها و نوشتهها باعث نمیشود حرفم را باور کنند. در جواب جوری نوشتند که یعنی: «میدانیم هرچیزی در بارهٔ عشق و علاقه به ایران نوشته بودی کشک بوده.» شاید هم این دوستان حق دارند چون شرایط به گونهای است که هر عکسی از چمدان و فرودگاه و پاسپورت میبینیم، مهاجرت در ذهن نقش میبندد.
گویا در این زمانه هر رفتنی از ایران به معنای مهاجرت است. تا پیش از این مقصد آمریکا، استرالیا و کانادا بود و حالا بسیاری از دوستان و آشنایان حتی به کشورهای همسایه مثل ترکیه و ارمنستان و آذربایجان هم بسنده کردهاند و میروند که فقط اینجا نباشند و این بدترین شکل مهاجرت است. متأسفانه چندسالی است که هموطنان مهاجرت نمیکنند، در حال فرار از این سرزمین هستند! آمار رسمیِ اعلامشده بیانگر آن است عوارض خروجی هشتماههٔ اول سال ۱۴۰۱ برابر با عوارض خروج سال ۱۴۰۰ است. آمارهای رشد و توسعه در ایران به این صورت شکسته میشود!»
حجم
۲٫۲ مگابایت
سال انتشار
۱۴۰۳
تعداد صفحهها
۲۵۶ صفحه
حجم
۲٫۲ مگابایت
سال انتشار
۱۴۰۳
تعداد صفحهها
۲۵۶ صفحه