
کتاب فلسفه اخلاق و جهان بینی
معرفی کتاب فلسفه اخلاق و جهان بینی
کتاب فلسفه اخلاق و جهان بینی نوشتهٔ ویلهلم دیلتای و ترجمهٔ منوچهر صانعی دره بیدی است. گروه انتشاراتی ققنوس این کتاب را منتشر کرده است. این اثر در باب فلسفه و جلد ششم از مجموعهٔ «مجموعه گزیده آثار» است.
درباره کتاب فلسفه اخلاق و جهان بینی
کتاب فلسفه اخلاق و جهان بینی سه موضوع اصلی بررسی شده است: فلسفهٔ اخلاق، ماهیت معرفت فلسفی و جهانبینی. در مبحث فلسفهٔ اخلاق، دیلتای با نقد «اخلاق مسیحی»، «فلسفهٔ زندگی» را بهعنوان مبنای اخلاق مطرح میکند. از نظر او، زندگی منبع فرهنگ است و تمام جلوههای آن، از جمله شناخت، دین، هنر و اسطوره، بر اساس شرایط زیستی انسان شکل گرفتهاند. «معنای زندگی» نیز محصول تحول تاریخی است و در هر دورهای معنای خاص خود را دارد. دیلتای «روش تاریخی» را بهترین روش برای مطالعه فرهنگ میداند. در عصر جدید، با پیشرفت علوم و تغییر شیوهٔ زندگی، اصول اخلاقی جدیدی مورد نیاز است. اصول اخلاقی سنتی دیگر پاسخگوی نیازهای زندگی مدرن نیستند. فضیلت اخلاقی به معنای تغییر شکل انگیزههای زیستی برای استمرار زندگی مطلوب است و حس قدرت و توانمندی از مهمترین عوامل محرک و مقوم فضایل اخلاقی است. در مبحث دوم کتاب، دیلتای به بررسی ذات فلسفه میپردازد و ماهیت تفکر فلسفی را در پیوند با سایر عناصر فرهنگ، از جمله علم، هنر، ادبیات و دین، تعریف میکند. او دورههای مختلف تفکر فلسفی، از جمله دوره یونانی، قرون وسطی و دوران جدید را تحلیل میکند و به تمایز بین تعاریف مابعدالطبیعی و علمی فلسفه و پیوند آن با دین، شعر و ادبیات اشاره میکند. در مبحث سوم کتاب، دیلتای به تشریح جهانبینیها میپردازد و سه نوع جهانبینی فلسفی، دینی و شاعرانه (هنری) را از هم متمایز میکند. از نظر او، روند تکاملی جهانبینیها از شاعرانه به فلسفی است و جهانبینی فلسفی صورت تکاملیافته انواع دیگر است.
خواندن کتاب فلسفه اخلاق و جهان بینی را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم
این کتاب را به دوستداران حوزهٔ فلسفه، بهویژه فلسفهٔ اخلاق پیشنهاد میکنیم.
درباره ویلهلم دیلتای
ویلهلم دیلتای در ۱۹ نوامبر ۱۸۳۳ به دنیا آمد و در یک اکتبر ۱۹۱۱ درگذشت. او مورخ، جامعهشناس، روانشناس و فیلسوفی آلمانی است که همراه با «ماکس وبر» از بنیانگذاران جامعهشناسی تفهمی به شمار میرود. ویلهلم دیلتای از جمله اندیشمندانی است که آثارش به زبان انگلیسی قدری دیر ترجمه شد. آثار این فیلسوف در سال ۱۹۸۹ به زبان انگلیسی برگردانده شدند. «به فهم درآوردن جهان انسانی» یکی از کتابهای اوست.
بخشی از کتاب فلسفه اخلاق و جهان بینی
«هر نوع تولید انسانی از حیات روانی و نسبتهایش با جهان خارج سر برمیآورد. چون علوم همواره در پی قاعدهمندیاند، مطالعه آفرینشهای روحی را باید از قاعدهمندیهای حیات ذهنی آغاز کرد. این قاعدهمندیها دو نوعاند. ما میتوانیم تغییرات حیات روانی را ملاحظه کنیم و شباهتهایی بین آنها برقرار کنیم. نظر ما در قبال این تغییرات شبیه نظر ما نسبت به طبیعت خارجی است. علم با جدا کردن فرایندهای خاصی از تجربههای زیسته پیچیده و استخراج استقرایی قاعدهمندیها از آنها چنین تغییراتی را مشخص میکند. به این ترتیب، به شناخت فرایندهای تداعی، بازتولید یا ادراک میرسیم. در اینجا هر تغییری نمونهای است که قابل طبقهبندی تحت همسانیهاست. اینها جنبهای از روانشناسی را تشکیل میدهند که به دنبال دلایل تبیینی محصولات انسانی است. در این راستا، فرایندهای سازنده متمایز که ادراکات از طریق آنها تبدیل به تخیلات میشوند به عنوان تبیینی جانبدارانه از خاستگاههای اسطوره، داستان، افسانه و خلاقیت هنری عمل ۳۷۳ میکنند. با وجود این، فرایندهای حیات روانی با نوع دیگری از نسبتها نیز مرتبطاند. این فرایندها به عنوان اجزای شبکه حیات روانی با هم وحدت مییابند که من آن را «ساختار روانی» نیز مینامم. این ساختار روانی الگویی است که طبق آن، به موازات رشد حیات ذهن، انواع گوناگون واقعیتهای روانی از طریق رابطه درونی قابل تجربهای به یکدیگر میپیوندند. صورت بنیادی این شبکه روانی با این واقعیت تعریف میشود که هر زندگی روانی مشروط به شرایط پیرامونش است و خود به طور غایتمندانه به این محیط پیرامونی واکنش نشان میدهد. حواس برانگیخته میشوند و طبیعت متکثرِ علل خارجی را بازنمایی میکنند. ما با نسبت این علل با زندگی خودمان و اینکه چگونه در احساس بروز میکنند برانگیخته میشویم و از این طریق علاقه خود را متوجه این انطباعات میکنیم: ما ادراک نفسانی داریم، تشخیص میدهیم، رابطه برقرار میکنیم، حکم میکنیم و دست به استنتاج میزنیم. تحت تأثیر ادراک عینی، بر اساس انبوهی از احساسات، حتی به ارزیابیهای دقیقتری از ارزش جنبههای زندگی و علل بیرونیای دست مییابیم که بر زندگی ما و نظام انگیزههایمان اثر میگذارند. به راهنمایی این ارزیابیها، به وسیله کنشهای هدفمند اراده سامان محیط خارجی را تغییر میدهیم یا به واسطه کنشهای هدفمند اراده فرایندهای زیستی خود را با نیازهایمان تطبیق میدهیم. این طبیعت زندگی انسان است. و درون این شبکه انسانی ادراک، حافظه، فرایندهای فکری، انگیزهها، احساسات، خواستها و کنشهای اراده به شیوههای گوناگون با یکدیگر در هم تنیدهاند. هر تجربه زیستهای به عنوان لحظهای که وجود ما را محقق میسازد امری مرکب است.»
حجم
۴۳۶٫۲ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۲
تعداد صفحهها
۴۴۵ صفحه
حجم
۴۳۶٫۲ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۲
تعداد صفحهها
۴۴۵ صفحه