با کد تخفیف Salam اولین کتابتان را با ۵۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کنید.
شب‌های حرم‌خانه

دانلود و خرید کتاب شب‌های حرم‌خانه

۴٫۳ از ۴۸ نظر
۴٫۳ از ۴۸ نظر

برای خرید و دانلود  کتاب شب‌های حرم‌خانه  نوشته  مریم بصیری  و خواندن و شنیدن هزاران کتاب الکترونیکی و صوتی دیگر،  اپلیکیشن طاقچه  را رایگان نصب کنید.

معرفی کتاب شب‌های حرم‌خانه

«شب‌های حرم‌خانه» نوشته مریم بصیری (-۱۳۴۸)، داستانی تاریخی-اجتماعی است که نگاهی دارد به فضای حاکم بر حرمسراهای دوره قاجار و رویدادهای جاری در آن. علاوه بر این، موضوع تعزیه‌خوانی برای زنان دربار ناصرالدین شاه دستمایه‌ی خلق اثری شده است. 

مریم بصیری، نویسنده‌ی کتاب، فارغ‌التحصیل رشته‌ی تئاتر است و علاقه‌ی خاصی به نمایش سنتی تعزیه دارد که بازتاب آن را در این رمان به‌خوبی مشاهده می‌کنیم. بنابر گفته‌ی وی پژوهش‌های فراوانی در حوزه‌ی تعزیه و خصوصاً مسئله‌ی زنان انجام داده است. نویسنده، در این داستان، مسئله‌ی زنان و تعزیه را با هم آمیخته و بیانی جذاب روایت کرده است. 

داستان از محوریت «ملاباجی» ـ‌ مسئول راه‌اندازی تعزیه‌ برای زنان دربار ناصری ـ حکایت دارد:

«آیلارخانم بادبزنش را تکان داد و با لحن گوشهکنایهداری گفت: بالاخره وقت روضهخوانی و مصیبتخوانی سر آمد که فکر مولودیخوانی افتادید؟ سنبلسادات استکان را در نعلبکی گذاشت و گفت: مَقتلخوانی جای خود دارد، مَنقبتخوانی جای خود. عروسی جای خود، عزا جای خود. سیارهباجی میدانست اگر پای تعزیه به میان بیاید کسی نمیتواند روی حرف سنبلسادات چیزی بگوید. طوری که هم حسادتش را پنهان کند و هم خود را دوستدار ملاباجی محبوب حرمخانه نشان دهد، گفت: «سنبلسادات! همه که مثل شما از طایفه‌ی سادات جلیله‌ی عقیلی کُردکوی نیستند که تعزیهخوانی فهم کنند. آیلارخانم خود را به نشنیدن زد و بادبزنش را تندتر تکان داد.»






نظرات کاربران

مشاهده همه نظرات (۳۰)
آسمان
۱۳۹۸/۱۰/۰۷

یا لطیف مدت ها بود نام نشر «اسم» را می‌شنیدم و مردد بودم کتابی ازشان بخرم یا نه. تا اینکه به برکت تخفیف های یلدایی این رمان را خریدم و باید بگویم عاشقش شدم... یک رمان قوی با شخصیت هایی عمیق و

- بیشتر
n re
۱۳۹۸/۱۱/۱۳

دوستانی که میخوان این کتاب رو خریداری کنن پیشنهاد میکنم به خاطر ظاهر زیبا و نوع خاص صفحه آرایی و همچنین فونت زیبا، نسخه چاپی این کتاب رو تهیه کنن و لذت ورق زدن این کتاب رو از دست ندن کلا

- بیشتر
سادات
۱۳۹۷/۰۵/۰۵

نقاط قوت کتاب: - طراحی جلدِ برجسته ی جذااااب و غیرکلیشه ای و به نوعی بیانگر سبک داستانی که در خودش گنجونده. - خوش دست و سبُک. - تلفیق واقعیت (تاریخ) و مذهب و ادبیات. -فضاسازی موفق، البته واژه های ثقیل و قدیمی و

- بیشتر
راضیه بهرامی
۱۳۹۹/۰۶/۰۵

من نسخه‌ی چاپی این کتاب رو خوندم..داستانی با نگاهی متفاوت به عاشورا از قلب روضه‌های زنانه دوره‌ی قاجار... داستانی که شما رو به قلب تاریخ میبره...

maryhzd
۱۳۹۸/۰۸/۱۴

خیلی خوشم آمد... انتظار چنین روایت غنی، ساده، خوشخوان و جذابی را نداشتم. روایتی که با نثری زیبا و البته روان تحریر شده بود و گوش آدم را با نثر قدیم فارسی نوازش می داد! یکی از ویژگی هایی که

- بیشتر
بهزاد
۱۳۹۸/۰۷/۰۹

به نظرمن رمان خیلی عالیی بودونویسنده ان همانطورکه درمعرفی کتاب امده است دررشته خودتبحرکافی داردورمان درصورت ارتباط درست باان نه تنهاخیلی جذاب بلکه ضمناخیلی روان نوشته شده است .این رمان نشاندهنده اطلاعات ادبی اجتماعی وحتی فولکلوریک دوره ای نزدیک ازتاریخ

- بیشتر
کاربر ۱۰۶۸۲۱۸
۱۳۹۸/۰۸/۰۷

بسیار زیبا بود،رمانی فاخر با پشتوانه ای قوی از تحقیق و واقعیت، افرین بر توانایی نویسنده در گردهم اوردن شخصیت های واقعی و خیالی بسیار و روایتی دلنشین از هنر تعزیه و شبیه خوانی

توحيد
۱۳۹۹/۰۶/۱۰

داستان خوبی بود اما اونطور که از پیش فضاش بردتشت می شه، مرتبط با محرم نیست. بیشتر روایت ظلم های پس پرده ی دربار قاجار به زنان و بررسی بخشی از سهم سلسله ی قاجار به عنوان یک علت برجسته

- بیشتر
s.shahryari
۱۳۹۹/۰۱/۲۸

به نام خدا اولش یه کم گیج کننده بود به خاطر پرش های ناگهانی قصه و اسامی زیاد ولی درکل ، داستان پردازی خانم بصیری رو خیلی دوست داشتم. چه توصیفات عالی داشت...

فاطمه
۱۳۹۹/۰۵/۰۷

کتاب در مورد شرایط و ماجراهای حرم سرای ناصرالدین شاهه. ماجراهای جالب، تاسف آور و بعضا وحشتناک. با اینکه شخصیت های داستان زیادند و ممکنه باعث گیجی خواننده بشه ولی روایت گری شیرینی داره. من از خوندنش لذت بردم مخصوصا

- بیشتر
بریده‌هایی از کتاب
مشاهده همه بریده‌ها (۱۳)
چراکه شنیده بود چند زن صداقشان را به شوهرانشان بخشیده‌اند تا اجازه دیدن آن تعزیه را بگیرند.
آسمان
در کنار مَلک‌زاده‌خانم بودن شور دیگری داشت. او دل‌سوختهٔ واقعی بود. با اینکه چهار بار به دل‌خواه سلطان، به عقد وزرای او درآمده بود، هنوز در خانهٔ یحیی‌خان مشیرالدوله، عکس امیرِ شهید در سرسرای خانه‌اش بود.
آسمان
فکر می‌کرد شاهی که خانه‌اش به آن بزرگی است و آن تعداد زن و بچه دارد، باید قد یک دیو بزرگ باشد.
آسمان
آینه رک و راست، حماقتی به قامت یک عمر را برابرش گذاشت.
sunlight
جز مادرش که مدام غم او را می‌خورد، ندیمه‌ای داشت تا از غصه‌هایش بگوید و اندوهش فروکش کند.
آسمان
- من تعزیه‌خوان مردم در تکیهٔ پاچنار و پامنار و تکیهٔ میرزاآغاسی هستم. نه تعزیه‌خوان شاهی که دلش زیاده خوش است و برای نشان دادن جاه و جلالش نزد وزرا و سفرا، چنان تکیه را به زر و زیور آراسته که به کاخ تنه می‌زند. هیچ می‌دانستید صندلی‌های میان تعزیه همه آب طلا داده شده‌اند؟ دختر به یاد صندلی طلای سلطان افتاد. از بس در کاخ زر و زیور دیده بود، به خیالش تکیهٔ سیدالشهدا نیز باید در خور کاخ‌نشینان باشد.
maryhzd
گل‌بخت با دیدن سرخی درون جام‌ها پنداشت خون سرخ به جوش آمدهٔ اوست. دیگر تحمل نگاه‌های پیرمرد را نداشت که حتی از میان سکمه‌دوزی‌های ریز روبندش، گویی اجزای چهرهٔ او را بیرون می‌کشید.
آسمان
از سلطانی که هفته‌ها از حرم‌خانه بیرون نمی‌رود جز این انتظاری نیست. مراوده‌اش با زنان بیش‌تر است تا با رجال و سیاسیون!
اَسمآ
راست است که زن جوان، مرد پیر را به جوانی می‌رساند؟ - دروغ از این کثیف‌تر نشنیده‌ام. طبابت از این زیباتر و زشت‌تر ندیده‌ام.
اَسمآ
سفرهٔ مردانه را گسترده بودند که اردوان از راه رسید. از مقابل مطبخ که رد می‌شد گل‌بخت کنار دیگ غذا ایستاده بود. حوروَش در دیگ را برداشت و مرد، در میان بخار غذا رُخ دختری را دید. سریع سر را به زیر انداخت و تصویر دختر در سرش بخار شد و تا ستاره‌های آسمان بالا رفت.
N

اطلاعات تکمیلی

دسته‌بندی
تعداد صفحات۳۴۴ صفحه
قیمت نسخه چاپی۲۸,۰۰۰ تومان
نوع فایلEPUB
تاریخ انتشار۱۳۹۵/۰۵/۰۵
شابک۹۷۸-۶۰۰-۹۵۰۵۰-۸-۱
تعداد صفحات۳۴۴صفحه
قیمت نسخه چاپی۲۸,۰۰۰تومان
نوع فایلEPUB
تاریخ انتشار۱۳۹۵/۰۵/۰۵
شابک۹۷۸-۶۰۰-۹۵۰۵۰-۸-۱