معرفی و دانلود کتاب پیشتازان و اربابان مرگ - جلد نخست -طلوع تاریکی + خلاصه رایگان
با کد تخفیف OFF30 اولین کتاب الکترونیکی یا صوتی‌ات را با ۳۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کن.
تصویر جلد کتاب پیشتازان و اربابان مرگ - جلد نخست -طلوع تاریکیsubscriptionAvailable

کتاب پیشتازان و اربابان مرگ - جلد نخست -طلوع تاریکی

نوع کتاب
۳.۱ امتیاز(از ۱۳ رأی)
پدیدآورندگان: 
نیما کهندانی
انتشارات: 
نشر موج

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy

معرفی کتاب پیشتازان و اربابان مرگ - جلد نخست -طلوع تاریکی

«پیشتازان و اربابان مرگ» مجموعه داستانی فانتزی نوشته نیما کهندانی(-۱۳۷۰) نویسنده جوان ایرانی است. جلد حاضر با عنوان طلوع تاریکی نخستین جلد از این مجموعه است. جوان‌هایی به نام‌های آریا، آرسام، پوریا و پویان به همراهی نیما درگیر سفری می‌شوند. در این سفر آن‌ها متوجه می‌شوند که توانایی‌های خاصی دارند و باید از این توانایی‌ها در مواقع مورد نیاز استفاده کنند. در ابتدای راه با هیولایی ماوراءالطبیعه‌ مواجه می‌شوند که این اولین مواجهه‌ی آن‌ها با خطرهای سفر طویل و درازشان است و آن‌ها با قاطعیت این هیولا را از سر راه بر می‌دارند. همچنین با معماهای رمزآلودی برخورد می‌کنند که با بهره گرفتن از قدرت و درایت خود آن‌ها را حل می‌کنند. آن‌ها کم‌کم در می‌یابند که به «پیشتازان» معروف هستند و وظیفه‌شان پس گرفتن موجودی به نام «ذهن زیبا» از چنگال اربابان مرگ است. پس گرفتن این موجود نه تنها کل قلمروی آسمان، بلکه کل جهان هستی را تحت‌الشعاع قرار می‌دهد و اگر در دست اهریمنان باقی بماند، آن‌ها برای اهداف شومشان از آن سوء استفاده می‌کنند و پایان خوشی را رقم نخواهند زد. پیشتازان تحت نظارت قلمروی آسمان به سرپرستی روهام به جنگ با اربابان مرگ می‌روند. در این بین آن‌ها از فرشتگان صورتی که گونه‌ای دیگر از نیروهای خیر هستند، کمک می‌گیرند...

برای تجربه‌ای بهتر در دانلود کتاب پیشتازان و اربابان مرگ - جلد نخست -طلوع تاریکی و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را به‌صورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن می‌توانید مطالعه‌ی خود را شخصی‌سازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتاب‌ها را همیشه و همه‌جا تجربه کنید. علاوه‌بر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیف‌های ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.

مشخصات کتاب الکترونیکی

نام کتابپیشتازان و اربابان مرگ - جلد نخست -طلوع تاریکی
موضوعداستان کودک و نوجوانان، فانتزی
نویسندهنیما کهندانی
انتشاراتنشر موج
سال انتشار نسخه فیزیکی۱۳۸۸/۰۳/۳۱
فرمت کتابEPUB
حجم فایل کتاب۳.۶۵ مگابایت
شابک۹۷۸-۹۶۴-۵۸۳۴-۵۰-۸
تعداد صفحه‌ها۴۰۸ صفحه
قیمت کتاب۹۲۰۰۰ تومان
برچسبمجموعه پیشتازان و اربابان مرگ، کمپین دنیای قشنگ تو - ۹۸، کمپین دنیای قشنگ تو - ۹۹

نظر شما دربارهٔ این کتاب

به این کتاب چه امتیازی می‌دهید؟

۱
۲
۳
۴
۵

نظرات کاربران

saleh
توصیه می‌کنم.
۱۳۹۹/۰۱/۰۲

به نظر من داستان بسیار جالبی داره آقای نیما کهندانی قلم بسیار خوب پر از آرایه های ادبی داره مخصوصاً تشبیه. من خیلی خوشم اومد و بسیار از کتاب های آقای نیما کهندانی راضیم و خیلی خیلی دوست دارم قلم ایشون رو.

۰
Abolfazl.RPx
۱۳۹۸/۰۵/۲۹

خیلی خوبه و حقیقی

۱
کاربر 3149140
مطمئن نیستم.
۱۴۰۴/۰۶/۱۹

خیلی عالی ولی پایانه خوبی نداره جلد اول رو بخونی نمی تونی دو تا ی دیگه رو نخونی بعضی شخصیت ها ادم های خوب رو میکشن وقتی که باهم دوست بودن

۰
نیما
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۴/۰۴/۱۵

عاللییی

۰
reyhane
توصیه نمی‌کنم.
۱۴۰۲/۰۴/۲۱

مدل روایت داستان یه جورایی ازار دهنده راحت نیست انگار همش راویی داره داستان میگه

۰
Amir.M
توصیه می‌کنم.
۱۳۹۹/۰۳/۰۶

بسیار زیبا بود. داستانی تخیلی عالی که به هیچ عنوان از نمونه های خارجی الهام نگرفته بود و همه چیز ساخته ذهن خود نویسنده بود.

۰

بریده‌هایی از کتاب

"Shfar"
۱۶
هر کوششی نتیجه‌بخش خواهد بود.
"Shfar"
۹
- امید به قدرت‌هایمان تنها چیزی است که می‌تواند وحشت را از وجودمان بیرون کند، هرچند موقتی و نه چندان طولانی.
"Shfar"
۸
باید بدانید سرنوشت گاهی انسان‌ها را آزمایش می‌کند...
MOBINA
۶
هر کوششی نتیجه‌بخش خواهد بود.»
Amir.M
۴
زمانی‌که هاله‌ی صورتی رنگ به سلطان که چندمتری جلوتر از یاران ایستاده بود، نزدیک شد، به‌آرامی محو و چهره‌ی معصوم دختری پدیدار شد. چشمانش خاکستری بود.
Amir.M
۳
ستارگان شب تاریک به‌تدریج خاموش می‌شدند اما نه آن‌که بخواهند آسمان را به طلوع ببخشایند، بلکه هراس نابودی، آن‌ها را در آغوش گرفته بود و اکنون سنگ‌های پاره‌پاره جای‌شان را می‌گرفتند تا قدرت را از طبیعت بازپس گیرند و آن را به دستان «کاساینِس» بسپارند.
MOBINA
۲
امید به قدرت‌هایمان تنها چیزی است که می‌تواند وحشت را از وجودمان بیرون کند، هرچند موقتی و نه چندان طولانی.
مهدی تمدن رستگار
۰
فصل نخست: قانون بی‌طبیعت گوش‌ها کار چشم‌ها را هم انجام می‌دادند. مه سرد و نمناک که همه جا پراکنده شده بود، هر لحظه غلیظ‌تر می‌شد. تک پرتو نوری که از چنگال محیط ظلمت رها شده بود، گویای غروب خورشید بود؛ غروبی غم‌انگیز. صدای پا، محیط وهم‌آلود را به لرزه درآورد، فردی، آرام‌آرام مه را می‌شکافت و به راهش ادامه می‌داد. گویی که برگ‌های دفتر سرنوشت، فرش زیر پایش بودند و هر سو را که می‌رفت باید پوشش می‌دادند.
saleh
۰
پوریا در حالی‌که این‌بار به جای لبخندی همیشگی، لبخندی سرشار از محبت صورتش را فرا گرفت به سمت سلطان رفت. رو در رویش قرار گرفت. بازوانش را گرفت و با لحنی آرامش‌بخش گفت: «نیما، تو نباید خودت رو ببازی. ما یارانت هستیم. می‌دونم که من هم چیز زیادی رو در موردت نمی‌دونم اما نامت رو من هم فهمیدم... این باعث اعتماد بیشتر یارانت میشه... ما همچنان تو رو سلطان صدا می‌کنیم... این وظیفه‌ی ماست و من به‌خوبی می‌دونم که قصرآسمانی هم در چنین نامی هدفی خاص رو جستجو می‌کرده. به هر حال این مأموریت خیلی مهمه... منم دلم می‌خواد خیلی چیزا رو بدونم و با خصوصیاتی که از من سراغ داری، می‌دونی که بیشتر از هرکسی دلم می‌خواد کنجکاوی کنم اما در این چند هفته روهام به من چیزی رو آموخت و اون این که بهترین سلاح یک شکارچی صبره... من با صبرم می‌تونم به هر چی می‌خوام بدونم دست پیدا کنم... سُل... نیما، تو هم باید صبر کنی.