معرفی و دانلود کتاب میدگارد ۲ + خلاصه رایگان
تصویر جلد کتاب میدگارد ۲

کتاب میدگارد ۲

افسانه چشمه‌ی کوه‌ی مشرق

نوع کتاب
۴.۴(از ۲۳۱ امتیاز)
انتشارات: 
سنجاق
٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy

معرفی کتاب میدگارد ۲

افسانه چشمه کوه مشرق اثر احمدرضا صالحی، دومین کتاب از سری رمان‌های پرفروش میدگارد است که از نظر تم داستانی در میان کتاب‌های فارسی منحصر‌به‌فرد و حتی می‌توان گفت بی‌نظیر است.

افسانه میدگارد حکایتی بسیار جذاب و مهیج از سرگذشت پسری دارد که مادرش آدمیزاد و پدرش غیرآدمیزاد بوده و این امر ناخواسته او را به سرزمین‌های افسانه‌ای می‌کشاند که در آنجا تمام موجودات اهریمنی طمع به دست آوردن قدرت این جوان را دارند و برای آمدنش لحظه‌شماری می‌کنند.

و از این میان یک دختر زیبا روی از طایفه ثارها دشمنی نامشخصی با این پسر داشته و پیوسته درصدد کشتن وی است...

در بخشی از میدگارد ۲: افسانه چشمه کوه مشرق می‌خوانیم:

سرما آنقدر شدید بود که تا مغز استخوان آریا نفوذ می‌کرد. تکه‌های ریز یخ روی مژه‌هایش آزارش می‌دادند. در حالی که هنوز گیج و منگ از اتفاقاتی بود که او را در برداشتند، فقط می‌توانست احساس کند با سرعت سرسام‌آوری در حال حرکت است.

سرعتش به حدی زیاد بود که به سختی می‌توانست پلک بزند، انگار تمام اعضای بدنش را با طنابی نامرئی بسته بودند و با سرعت فوق‌تصوری در سیاهی شب پرواز‌کنان او را پیش می‌بردند.

برای تجربه‌ای بهتر در دانلود کتاب میدگارد ۲ و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را به‌صورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن می‌توانید مطالعه‌ی خود را شخصی‌سازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتاب‌ها را همیشه و همه‌جا تجربه کنید. علاوه‌بر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیف‌های ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.

مشخصات کتاب الکترونیکی

نام کتاب:میدگارد ۲
عنوان دیگر:افسانه چشمه‌ی کوه‌ی مشرق
موضوع:رمان، فانتزی، داستان ایرانی
نویسنده:احمدرضا صالحی‌سیف‌آبادی
انتشارات:سنجاق
سال انتشار نسخه فیزیکی:۱۳۹۶/۰۳/۱۵
فرمت کتاب:EPUB
حجم فایل کتاب:۱.۷۷ مگابایت
شابک:۹۷۸-۶۰۰-۷۷۶۷-۶۷-۲
تعداد صفحه‌ها:۳۵۶ صفحه
قیمت کتاب:۱۲۵۰۰۰ تومان
برچسب:مجموعه میدگارد

نظر شما دربارهٔ این کتاب

به این کتاب چه امتیازی می‌دهید؟

۱
۲
۳
۴
۵

نظرات کاربران

ترنم طبسی
۱۳۹۸/۰۷/۲۸

وحشـــتــــناک قششششششنگه👑👑👑👑

۲
StarShadow
مطمئن نیستم.
۱۴۰۱/۰۲/۳۰

نسبت به جلد قبل، تخیل نویسنده و ماجراهای فانتزی کتاب پیشرفت چشمگیری داشتن به طوری که برخلاف جلد یک، تقلیدها کمتر به چشم میان و شما بالاخره میتونید شاهد بداهه پردازی نویسنده به کمک قوه ی تخیل خودش باشید. اما روابط...بیشتر

۳
Ms
۱۳۹۸/۰۱/۲۵

واقعا عالیه. در مورد قیمت هم باید بگم با این پول ساندویچ هم نمیدن !

۰
عرف
۱۳۹۸/۰۹/۰۳

هنوز نخوندمش ولی واقعا جذب شدم اولین باره کتاب در این ژانر از نویسنده ایرانی میبینم مرحبا به این تغییر قشنگ

۲
sl Majd
۱۳۹۸/۰۲/۲۹

واقعا سبک این داستان در ادبیات ایران،بی نظیره.متنش بسیار شیوا و روان و البته پرکشش.اونقدری ک من توی ۲ روز ۵۰۰ صفحه رو خوندم

۰
فاطمه زهرا
توصیه می‌کنم.
۱۳۹۹/۰۱/۰۱

کاش الان که تو خونه هستیم کتابا رایگان بود من این کتاب میدگارد 2رونخوندم اما چون یکو خوندم مطمعنم خیلی قشنگه لطفا رایگانش کنید بتونم بخرم اصلا این نظر هارو کسی می بینه ؟؟؟؟؟؟؟

۳
چیستا
توصیه می‌کنم.
۱۳۹۹/۰۱/۲۶

فصل اول کتاب رو وقتی خوندم واقعا جذبش شدم خیلی جاها با آریا همراه شدم .... اما خب این فصل واقعا زیاد جذبم نکرد بعضی جا های داستان خسته کننده بود و رد میکردم .. اما درکل داستان عالی هستش ممنون از...بیشتر

۰
aseman
توصیه می‌کنم.
۱۳۹۹/۰۱/۱۸

به جذابیت جلد اول نبود ولی همچنان عالیه

۰
طاها
توصیه می‌کنم.
۱۳۹۹/۰۴/۱۷

عالییییی

۰
shaygun
توصیه می‌کنم.
۱۳۹۹/۰۹/۰۳

آقای صالحی عزیز فکرشم نمیکردم روزی تو این ژانر از کتاب ها کتابی قشنگ تر از نوشته جوزف فازمن کتاب پسران نشاندار بتونم پیدا کنم بخونم واقعا که نویسنده هری پاتر هم به گرد پاتون نمیرسه خیلی خیلی عالیه واقعا...بیشتر

۷
علیرضا
۱۳۹۸/۰۷/۲۸

اووووووووف عاشقشم! یه روزه خوندمش مرسی طاقچه عزیز برای چنین کتابی!

۰
معصومه کاووسی
توصیه می‌کنم.
۱۳۹۹/۰۶/۱۱

سلام عالی بود حتما بخونید واقعا ارزش دارره. من چهار جلدش رو خواندم کتاب بسیار زیبا و اعتیاد آوری است اگر به دونبال یک فانتزی خوب هستید از میدگارد بهتر پیدا نمی کنید . ممنون از نویسده خوب این کتاب مشتاق جلد...بیشتر

۰
کاربر ۱۸۸۰۵۲۹جواد
توصیه می‌کنم.
۱۳۹۹/۰۵/۱۶

من بعد از خوندن تمام جلدهای میدگارد چند تا کتاب دیگم خوندم ولی تازه فهمیدم هیچ کدومشون به پایه این نمیرسن درود بر نویسنده خوبش

۰
elham.k
توصیه می‌کنم.
۱۳۹۹/۰۳/۲۱

من هر چهار جلد رو خوندم و خیلییی دوست داشتم این مجموعه رو و بی صبرانه منتظر جلد پنجمم... موقع خوندنش تو دنیای خیالی کتاب غرق میشی و خودتو عضوی از اونها میبینی که این خیلی جذابه

۰
ماهرخ
توصیه می‌کنم.
۱۳۹۹/۰۶/۰۹

خیلی خیلی قشنگہ😍 واقعا من تا چند وقت پیش فکر نمیکردم که بتونم چنین سَبْکی رو در داستان های ایرانی پیدا کنم. هم از طاقچه وهم نویسنده این داستان ممنونم

۰

بریده‌هایی از کتاب

azizi
۲۳
اگه بخوای زندگی خودتو به انتظار حل شدن مشکلاتت عقب بندازی، هیچوقت فرصت زندگی کردن پیدا نمی‌کنی
mamad
۱۶
اشک... اشک... اشک... به راستی چیست این اشک که هم مهمان تلخی ها و هم شیرینی های زندگی بشر است... حال هیچ فرق نمی دارد این بشر از خاک باشد یا آتش، از نور باشد یا از دود، طفل شیرخوار باشد یا پیر جهانخوار، کوچکترین زن اغنیا باشد یا مردترین مرد فقرا...
"Shfar"
۱۰
بهت می‌گفتم که زندگی همینه.. باید تا وقتی هست ازش لذت ببریم، حسرت آرزوهای بر باد رفته و فرصت های از دست رفته فقط ما رو از روزهای حاضر دور میکنه و هزار تا حرف امیدوار کنندهٔ دیگه...
ابوحیران‌درونے‌↻
۱۰
اما افسوس که زندگی همیشه اونجوری نیست که انتظارش را داریم.
"Shfar"
۹
- ببین فرزند انسان… شاید تو هنوز نمی فهمی که وجود و حضورت در این دنیا چقدر ضروری و حیاتیه! بذار یک مثال ساده برات بزنم. مسئولیتی که تو نسبت به مردمت داری اونقدر سنگینه که اگر روی دوش کوه هم گذاشته بشه کوه با آن عظمتش تبدیل به خاکستر میشه!
armin
۷
اشک... اشک... اشک... به راستی چیست این اشک که هم مهمان تلخی ها و هم شیرینی های زندگی بشر است...
سید بسیجی
۷
زیبایی‌های دنیا اونقدر زیاده که هیچ بصیرت قدرتمندی قادر به درک همهٔ اونها نیست.
delvin
۶
تعداد جادوگرها روز به روز بین آدم‌ها کمتر می‌شه و جهل اونا بیشتر. این اواخر اونا دارن با خودخواهی ها و کوته فکری هاشون نظم طبیعت و محل زندگیشونو از بین می‌برن. دیگه به قدر کافی بارون نمی‌باره، آب رودخونه‌ها خشک شده.. جنگل‌ها دارن از بین میرن...
Abolfazl.RPx
۵
از اولشم دروغ گفتن راه حل درستی نبود. برای دروغ گفتن باید قدرت مدیریت کل دروغ ها و شرایط رو داشته باشی که تو هیچکدومو نداری. از این به بعد یا دروغ نگو یا وقتی بگو که بتونی مدیریتش کنی.
کاربر ۲۷۴۷۴۱۰
۴
آبی آسمان دیدگانش به لطافت ابرهای پر طراوت بهاری، فخر می فروخت و لب های مهربانش بدون اینکه کلامی بر زبان جاری سازند، حدیث عشق و دلتنگی، همگام غم فراق را فریاد می زدند. گونه های سرخ سوده پایان جدایی و دیدار دوباره روی محبوب را به گرمی جشن گرفته بودند و آرتوس نیز در حالی که روی پای خودش بند نبود، بی اختیار مقابل او روی زمین افتاد. گویی آن پاها دیگر توان نگه داشتن سنگینی آن همه بغضِ فریاد نزده را نداشتند و از زیر بار مسئولیت شانه خالی می کردند.