معرفی و دانلود کتاب خاکستر گنجشک ها + خلاصه رایگان
تصویر جلد کتاب خاکستر گنجشک ها
off
٪۳۰
subscriptionAvailable

کتاب خاکستر گنجشک ها

نوع کتاب
۴.۳(از ۲۲ امتیاز)
پدیدآورندگان: 
حامد عسکری
انتشارات: 
نشر معارف

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy

معرفی کتاب خاکستر گنجشک ها

کتاب خاکستر گنجشک ها نوشتهٔ حامد عسکری است. نشر معارف این مجموعه داستان ایرانی را منتشر کرده است.

درباره کتاب خاکستر گنجشک ها

حامد عسکری در کتاب خاکستر گنجشک ها بیان کرده است که نگارش این اثر را در روز بیست‌ودوم جنگ اسرائیل و غزه در سال ۲۰۲۳ آغاز کرده است. این اثر دربردارندهٔ ۴۴ داستان کوتاه مرتبط به هم است که به موضوع جنگ در فلسطین پرداخته است.

می‌دانیم که داستان کوتاه به داستان‌هایی گفته می‌شود که کوتاه‌تر از داستان‌های بلند باشند. داستان کوتاه دریچه‌ای است که به روی زندگی شخصیت یا شخصیت‌هایی و برای مدت کوتاهی باز می‌شود و به خواننده امکان می‌دهد که از این دریچه‌ها به اتفاقاتی که در حال وقوع هستند، نگاه کند. شخصیت در داستان کوتاه فقط خود را نشان می‌دهد و کمتر گسترش و تحول می‌یابد. گفته می‌شود که داستان کوتاه باید کوتاه باشد، اما این کوتاهی حد مشخص ندارد. نخستین داستان‌های کوتاه اوایل قرن نوزدهم میلادی خلق شدند، اما پیش از آن نیز ردّپایی از این گونهٔ داستانی در برخی نوشته‌ها وجود داشته است. در اوایل قرن نوزدهم «ادگار آلن پو» در آمریکا و «نیکلای گوگول» در روسیه گونه‌ای از روایت و داستان را بنیاد نهادند که اکنون داستان کوتاه نامیده می‌شود. از عناصر داستان کوتاه می‌توان به موضوع، درون‌مایه، زمینه، طرح، شخصیت، زمان، مکان و زاویه‌دید اشاره کرد. تعدادی از بزرگان داستان کوتاه در جهان «آنتوان چخوف»، «نیکلای گوگول»، «ارنست همینگوی»، «خورخه لوئیس بورخس» و «جروم دیوید سالینجر» و تعدادی از بزرگان داستان کوتاه در ایران نیز «غلامحسین ساعدی»، «هوشنگ گلشیری»، «صادق چوبک»، «بهرام صادقی»، «صادق هدایت» و «سیمین دانشور» هستند.

خواندن کتاب خاکستر گنجشک ها را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم

این کتاب را به دوستداران داستان‌های ایرانی و علاقه‌مندان به قالب داستان کوتاه پیشنهاد می‌کنیم.

بخشی از کتاب خاکستر گنجشک ها

«بچه‌ها سر کلاس راجع‌به این‌که برای جشن هالووین چه در سر دارند، صحبت می‌کردند. او می‌شنید و در ذهنش تصورشان می‌کرد. اسمیت با شور و اشتیاق می‌گفت: «خانم، من یه لباس زامبی خفن دارم که می‌خوام روز هالووین بپوشمش.» امیلی گفت: «من دندون مصنوعی شبیه دندون ببر و یه لباس شبیه لباس خفاش خریده‌م. می‌خوام روش رنگ قرمز بریزم و بیام مدرسه.» فردی گفت: «من یه ماسک جادوگر زشت و پیر از پدربزرگم هدیه گرفته‌م، همون‌و می‌پوشم و از جاروی مدرسه استفاده می‌کنم. به نظرم باحال می‌شه.» جودی گفت: «من یه لباس مترسکی پُرخون دارم با یه اره برقی که فقط صدای وحشتناک می‌ده و می‌خوام بیام توی مدرسه، دنبال بچه‌ها کنم.»

معلم با دقت به ایده‌های بچه‌ها گوش می‌کرد و برای ترسناک‌ترشدنشان نظر می‌پرسید. کلاس را هیاهوی بچه‌ها برداشته بود و همه لحظه‌شماری می‌کردند که هالووین از راه برسد، ناجی اما ساکت بود. یکی دو بار که معلم پرسید لباس تو چیست و او گفت هنوز ایده‌ای ندارم. وقتی هم از بچه‌ها خواست برای لباس او ایده بدهند، ناجی لب‌ولوچه‌اش را آویزان کرد که نه، خوشم نمی‌آید.

صبح روز جشن فرا رسید. در حیاط چند دوربین کاشته بودند برای فیلمبرداری از جشن. حیاط غلغله بود. چشم همه به در بود برای تماشای یک لباس و گریم جدید. بچه‌ها یکی‌یکی می‌آمدند و همه ذوق‌زده نگاهشان می‌کردند. ناجی از راه رسید تک‌وتنها. یک دست لباس سبز ارتشی پوشیده بود با پوتین‌هایی که توی پایش لق می‌زدند و دست‌هایی که با رنگ قرمز شده بودند تا خونی به‌نظر برسند. همهٔ مدرسه ساکت بود. معلم در میکروفون بی‌سیمش داد زد: «ناجی هم اومد بچه‌ها.»

همه بهت‌زده نگاهش می‌کردند. معلم با میکروفون به‌سمتش رفت: «خب، بگو ببینیم ناجی، این چه لباس و گریمیه که ما قراره ازش بترسیم؟»

ناجی مقتدر و محکم جواب داد: «خانم، اجازه، این لباس یه سرباز اسرائیلیه.» »

برای تجربه‌ای بهتر در دانلود کتاب خاکستر گنجشک ها و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را به‌صورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن می‌توانید مطالعه‌ی خود را شخصی‌سازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتاب‌ها را همیشه و همه‌جا تجربه کنید. علاوه‌بر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیف‌های ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.

مشخصات کتاب الکترونیکی

نام کتاب:خاکستر گنجشک ها
موضوع:داستان کوتاه، داستان ایرانی
نویسنده:حامد عسکری
انتشارات:نشر معارف
سال انتشار نسخه فیزیکی:۱۴۰۲/۰۲/۰۷
فرمت کتاب:EPUB
حجم فایل کتاب:۴۹.۰۲ مگابایت
شابک:۹۷۸۶۰۰۴۴۱۵۶۴۴
تعداد صفحه‌ها:۷۵ صفحه
قیمت کتاب:۲۴۵۰۰ تومان

نظر شما دربارهٔ این کتاب

به این کتاب چه امتیازی می‌دهید؟

۱
۲
۳
۴
۵

نظرات کاربران

کاربر 8622340
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۳/۰۳/۰۱

مگه میشه نوشته های آقای عسکری بد باشه؟ :)

۰
💙جهادِ عماد💙
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۳/۰۵/۱۴

عااااالیه

۰
کاربر 3860206
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۳/۰۵/۰۱

من این کتاب رو خریدم، بسیار عالی و به فکر فرو برنده و حتی غم انگیزو وادار کننده به اشک و آه...

۰
زهرا زارع
۱۴۰۴/۰۲/۱۹

چقدر سخته این چیزارو ببینی و کاری ازت برنیاد ، اینم خودش یه جور امتحانه ولی یه امتحان خیلی سخت 😔

۰
•رضی•
توصیه نمی‌کنم.
۱۴۰۳/۰۵/۱۸

من تمامی آثار آقای عسکری رو خوندم. این کار ضعیف ترین اثر ایشون بود. به قدری نثر و روایت ضعیفی داشت که باورم نمیشد حاصل قلم ایشون باشه. ایشون هدف مقدس و بزرگی داشتن ولی با عجله ای که به خرج دادن، نتونستن...بیشتر

۱

بریده‌هایی از کتاب

فجر
۱۶
دخترانه و مظلوم گفت: «همه‌چی رو به خدا می‌گم.»
فجر
۱۴
آرام گفت: «آقا، ما بچه‌های غزه بزرگ نمی‌شیم. ما بچه‌های غزه آرزومون اینه که بزرگ شیم، ولی... شهید می‌شیم.»
rais_fatemeh
۵
با اشک گفت: «به اهالی غزه گفته‌ن برید بیمارستان، می‌خوایم یه جاهایی رو بزنیم. مردم که رفته‌ن توی بیمارستان، بیمارستان‌و زده‌ن. تا الآن ششصد و پنجاه نفر...»
فجر
۴
ننه‌زبیده قصهٔ کلید را گفته بود و نشانی‌اش را و سپرده بود که کلید گم نشود. گفته بود ما به خانه‌مان برمی‌گردیم و قشنگ نیست آدم کلید خانه‌اش را گم کند.
MaaM
۴
چه بازی‌ای رو خیلی خوب بلدی؟ - قایم موشک. موشک‌ها می‌آن، ما قایم می‌شیم. قایم... موشک... قایم... موشک. ما بعضی وقت‌ها اون‌قدر خوب قایم می‌شیم که هیچ امدادگری نمی‌تونه پیدامون کنه.
فجر
۳
من این صفحات را نوشتم که اگر فردای قیامت با بچه‌های پرپر غزه چشم‌درچشم شدم، رویم بشود به چشم‌هایشان زل بزنم و بگویم من شما را نوشتم، شما را داد زدم و... شما را دوست داشتم. خدایا، به حق خون به‌ناحق‌ریختهٔ بچه‌های فلسطینی، آن‌قدر به من عمر بده که آزادی فلسطین را ببینم و دو رکعت نماز در مسجدالاقصی بخوانم و بعدش اگر مُردم هم مُردم. خدایا، تو می‌دانی از تمام وجودم می‌گویم من عاشق فلسطین مظلومم.
star
۳
خبرنگار پرسید: «بزرگ شدی، می‌خوای چی‌کاره شی.» دخترک جواب داد: «شهردار غزه.» - چرا شهردار؟! - من اسم همهٔ هم‌کلاسی‌هام و بچه‌محل‌هام و بچه‌هایی رو که می‌شناختم و شهید شدن، توی یه دفتر نوشته‌م. دوست دارم بزرگ شم و توی غزه اون‌قدر خیابون و کوچه و بزرگراه و مدرسه بسازم که به هر بچه حداقل یه کوچه برسه.
star
۳
- چند سالته؟ - نه سال. - مدرسه می‌ری؟ - می‌رفتم. تعطیل شد. - چه بازی‌ای رو خیلی خوب بلدی؟ - قایم موشک. موشک‌ها می‌آن، ما قایم می‌شیم. قایم... موشک... قایم... موشک. ما بعضی وقت‌ها اون‌قدر خوب قایم می‌شیم که هیچ امدادگری نمی‌تونه پیدامون کنه.
Aeenpour
۳
دلم می‌گوید موسی از محمد شرمسار است که قوم جعلی‌اش دارند با قوم محمد آن می‌کنند که می‌بینیم و می‌شنویم. موسی از محمد که چه عرض کنم، انسان از انسانیت شرمسار است، چه رسد به آن وجودهای مبارک و آسمانی!
star
۲
شما هرچی دارین زنده از آمار شهدا و مجروحین می‌گین، هیشکی حواسش نیست. من دو هفته‌س افتاده‌م توی خرابه‌ها و از سگ و گربه‌های غزه فیلم می‌گیرم که بفرستم برای انجمن‌های حامی حیوانات. شاید به این بهونه لنز دوربین‌هاشون این‌سمتی بچرخه.