با کد تخفیف Salam اولین کتابتان را با ۵۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کنید.
دکتر جکیل و آقای هاید (خلاصه کتاب)

دانلود و خرید کتاب دکتر جکیل و آقای هاید (خلاصه کتاب)

۴٫۷ از ۱۲ نظر
۴٫۷ از ۱۲ نظر

برای خرید و دانلود  کتاب دکتر جکیل و آقای هاید (خلاصه کتاب)  نوشته  رابرت‌لوئیس استیونسون  و خواندن و شنیدن هزاران کتاب الکترونیکی و صوتی دیگر،  اپلیکیشن طاقچه  را رایگان نصب کنید.

دانلود و خواندن کتاب در اپلیکیشن طاقچهدرباره طاقچه بی‌نهایت

معرفی کتاب دکتر جکیل و آقای هاید (خلاصه کتاب)

«خلاصه‌سازی» در سراسر جهان پیشینه‌ای بسیار طولانی دارد و مهم‌ترین آثار ادبی جهان به دست نویسندگان و پژوهشگران به صورت خلاصه، بازنویسی شده‌اند. امروز نیز در سینما، تئاتر و حتی بسترهای مختلف ادبی می‌توان ردپای تلخیص و اقتباس را به وضوح دید. اما هدف از خلاصه‌سازی چیست؟ چرا باید خلاصه خواند، در حالی‌که آثار اصلی چیره‌دست‌ترین نویسندگان جهان به راحتی قابل دسترس است؟ چرا باید به متون خلاصه و بازنویسی‌شده‌ رجوع کرد، هنگامی که لذت راستین مطالعه را می توان در قلم بزرگ‌ترین نوابغ جهان یافت؟ در میان تمام آثار ادبی تاریخ، کتاب‌هایی وجود دارند که نامشان به گوش همه‌ی ما آشناست؛ کتاب‌هایی که نه تنها در ادبیات از نقشی غیرقابل‌کتمان برخوردارند، بلکه رد پای آن‌ها در جای‌جای زندگی‌مان به چشم می‌خورد. با این حال در شلوغی و ازدحام کنونی، کم‌تر فرصتی برای مطالعه‌ی این آثار پرحجم اما ضروری دست می‌دهد. در مجموعه «خلاصه بهترین رمان‌های جهان» قصد ما این است که با بازنویسی امانت‌دارانه این کتاب‌ها، فرصتی برای مطالعه‌ی این آثار فراهم کنیم تا در مدت‌زمانی کوتاه، لذت مطالعه‌ی مهم‌ترین و زیباترین آثار ادبی جهان برای همه فراهم شود. امید داریم که مطالعه‌ی این متون کوتاه، مخاطبان را به مطالعه‌ی متن اصلی کتاب‌ها تشویق کند. *** «دکتر جکیل و آقای هاید» نوشته رابرت لوئیس استیونسون(۱۸۹۴-۱۸۵۰) شاعر و نویسنده معروف اسکاتلندی است. او نویسنده کتاب «جزیره گنج» و «گروگان‌ها» است. داستان در خصوص یک وکیل انگلیسی است که اتفاقات عجیب میان دوست قدیمی‌اش، دکتر جکیل و انسان شیطان‌صفت ادوارد هاید را بررسی می‌کند. در بخشی از کتاب می‌خوانیم: «نیمه‌شبی سرد به سمت خانه می‌رفتم. ساعت حدود سه بود و چراغ‌های خیابان نور می‌تاباند، اما تا چشم کار می‌کرد اثری از موجود زنده به چشم نمی‌خورد. ناگهان دو نفر را در دو سمت خیابان دیدم؛ یکی مردی کوتاه‌قد و دیگری دختری کوچک که حدود هشت سال داشت. مرد با قدم‌های تند پیش می‌رفت و دختر در جهت مخالف او می‌دوید. به ناگاه اتفاق عجیبی افتاد؛ دختر که می‌دوید به مرد اصابت کرد و نقش زمین شد، مرد هم بی‌توجه پای‌اش را روی بدن دخترک گذاشت و از روی او عبور کرد! دختر با تمام قوا فریاد می‌کشید و گریه می‌کرد، اما مرد بی‌تفاوت مسیرش را ادامه داد؛ تو گویی نه انسان، بلکه ماشینی بی‌احساس بود. فریادزنان مرد را تعقیب کردم، او را گیر انداختم و پیش دختربچه برگرداندم. جمعیت زیادی دور دخترک جمع شده بودند؛ از خانواده‌اش تا همسایه‌ها. دختر هنوز گریه می‌کرد و کسی را دنبال دکتر فرستاده بودند. مرد بالای سر دختر ایستاد؛ در چهره‌اش هیچ احساسی به چشم نمی‌خورد، اما نگاهش که از روی من گذشت، خون در رگ‌های‌ام یخ بست! به ناگاه نفرتی بی‌وصف تمام وجودم را پر کرد.

نظرات کاربران

مشاهده همه نظرات (۸)
unicorn
۱۳۹۸/۰۸/۳۰

نسخه چاپی و کاملش رو دارم،هنوز هم بهترین کتابی که تا به امروز خوندم ❤شاهکار

ghazal
۱۳۹۷/۰۶/۰۵

من اصل این کتاب رو خریداری کردم.خوندنش برای هر شخصی واجبه❤❤❤

💜Doryana💜
۱۳۹۸/۰۹/۰۸

رمان قشنگی بود 😍♥️

کاربر ۱۶۹۲۶۳۸
۱۳۹۹/۰۲/۰۴

عالی ترین کتاب دنیاست

⚡MATIN⚡
۱۳۹۶/۱۰/۲۲

عالی👍👍

ابراهیمی
۱۳۹۷/۰۸/۲۹

تهش چی شد الان؟😐

🌟 najme🌟
۱۳۹۶/۱۱/۰۶

هیجان انگیزه

dia
۱۳۹۷/۰۱/۰۱

میتونید جزیره گنج رابرت لویی استیوسن رو هم بخونین

بریده‌ای برای کتاب ثبت نشده است