«مطهری و اقتصاد» نوشته حسن سبحانی(-۱۳۳۲) دکترای علوم اقتصادی، استاد تمام اقتصاد دانشگاه تهران و نماینده دورههای پنجم، ششم و هفتم مجلس شورای اسلامی است. این کتاب که نخستین جلد از مجموعه «بازاندیشی آراء استاد مطهری» است، به تبیین جهتگیریهای اقتصادی اسلام و موضوعاتی از قبیل ربا، ثروت، عدالت، ارزش و ... در دیدگاه شهید مطهری پرداخته است.
در بخشی از کتاب میخوانیم:
در اسلام منبع درآمد تمایلات و خواستههای مردم نیست، بلکه مصالح عمومی است. به تعبیر فقها، خرید و فروش چیزی جایز است که «منفعت محلَّله مقصوده» داشته باشد. این اقتصاد اقتصادی است واقعبینانه و مرتبط به اخلاق و تربیت بشر. پس در عین اینکه اسلام طرفدار ازدیاد ثروت و درآمد است و ثروت را وسیله تأمین هدفهای عالی خود میداند، به همین دلیل که هدف، عالیتر از خود ثروت است، راه درآمد را تمایلات و تقاضا نمیداند، بلکه مصالح میداند (آثار، ۴۰۶/۲۰).
معمولاً اقتصاددانان تمایلات و خواستههای بشر را، ولو خواستههای مصنوعی و انحرافی، سرچشمه درآمد میدانند، ولی اسلام مسئله تقاضا را، به هر نحو باشد، سرچشمه درآمد مشروع نمیداند، خود تقاضاها را مشروع نمیداند و کنترل میکند. به علاوه، پاسخ گفتن به این تقاضاها را غیرمشروع میداند. ولی مادیون اقتصادی حتی تقاضای نامشروع مثل اعتیاد به مواد مخدر ایجاد میکنند تا راه درآمد خود را باز کنند. اینجاست که زیان انفکاک اقتصاد از اخلاق و معنویت روشن میشود (آثار، ۵۵۱/۲۰).
برای تجربهای بهتر در دانلود کتاب مطهری و اقتصاد و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را بهصورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن میتوانید مطالعهی خود را شخصیسازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتابها را همیشه و همهجا تجربه کنید. علاوهبر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیفهای ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.
در اندیشه استاد مطهری مساوات و رفع تبعیض یک ارزش اجتماعی محوری است، اما حدود و ثغور آن را ارزش مسلط در فلسفه اجتماعی اسلام (یعنی عدالت) تعیین میکند. مساوات ظالمانه به معنای برخورد یکسان با استحقاقهای متفاوت یا مواجهه متفاوت با استحقاقهای مشابه (تبعیض ناروا) و عین ظلم است. مساوات ظالمانه نه تنها مخالف قواعد خلقت است، بلکه پیامدهای مخربی بر پویایی اجتماعی و رشد اقتصادی خواهد داشت. در مقابل، مساوات عادلانه رعایت برابری در مواضعی است که استحقاقهای یکسان وجود دارد. یعنی در اسلام معیار تمایز، ارزشهای واقعی (مانند تقوا، علم و عمل نیک) است و تبعیض بجا تنها زمانی موجه است که ناشی از این موازین باشد.
کاربر ۲۸۶۷۰۹۸
۰
در اندیشه استاد مطهری مساوات و رفع تبعیض یک ارزش اجتماعی محوری است، اما حدود و ثغور آن را ارزش مسلط در فلسفه اجتماعی اسلام (یعنی عدالت) تعیین میکند. مساوات ظالمانه به معنای برخورد یکسان با استحقاقهای متفاوت یا مواجهه متفاوت با استحقاقهای مشابه (تبعیض ناروا) و عین ظلم است. مساوات ظالمانه نه تنها مخالف قواعد خلقت است، بلکه پیامدهای مخربی بر پویایی اجتماعی و رشد اقتصادی خواهد داشت. در مقابل، مساوات عادلانه رعایت برابری در مواضعی است که استحقاقهای یکسان وجود دارد. یعنی در اسلام معیار تمایز، ارزشهای واقعی (مانند تقوا، علم و عمل نیک) است و تبعیض بجا تنها زمانی موجه است که ناشی از این موازین باشد.
کاربر ۲۸۶۷۰۹۸
۰
استاد مطهری عدالت اقتصادی- اجتماعی را به دو اصل رعایت حقوق و توازن برمیگردانند. منظور از حقوق، حقوق طبیعی است نه حقوق وضعی که خود باید با معیار عدالت سنجیده شود. از نظر استاد، حقوق طبیعی، حقوقی است که آفرینش برای موجودات بر اساس هدفداری قرار داده است. موجودات برای رسیدن به اهدافی که همان کمال آنهاست خلق شدهاند و استعدادهایی که آفرینش در موجودات قرار داده، همان حقوق طبیعی آنهاست. عادلانه بودن حقوق وضعی در مطابقت و سازگاری آنها با حقوق طبیعی است و رعایت حقوق قانونی سازگار با حقوق طبیعی مرحله اجرایی عدالت است. بر اساس علیم و حکیم بودن خداوند، ایشان احکام شرعی را سازگار با حقوق طبیعی میدانند و بر آن هستند که رعایت آنها تحقق عدالت را تضمین میکند
کاربر ۲۸۶۷۰۹۸
۰
ما امروز با تهدید ناشی از غلبه لیبرالیسم اقتصادی در کنار مغلوبیت راهکارهای اقتصادی معطوف به دین، مواجهیم. عمده آنان که امروز اقتصاد میدانند نگاه فلسفی به اقتصاد ندارند و تحتالشعاع تجربی بودن علم اقتصاد از آموزههای کلامی یا تشریعی و یا اخلاقی اسلام انتظار ارائه ادبیاتی به سبک و سیاق ادبیات اقتصادی مبتنی بر لیبرالیسم اقتصادی و فردگرایی روششناختی آن را دارند و کمتر متوجه آن هستند که ناخواسته از دین مواردی را میطلبند که اصولاً با ابتنائات انتظاری آنان سازگاری ندارد.
این نسل از اقتصاددانان نه دوره تأملات استاد مطهری را تجربه کردهاند و نه به ویژگیهای منحصر به فرد او آراستهاند تا بتوانند اینک که غربت طرح مباحث اقتصادی دین ظاهراً امکان بلا موضوع شدن را یافته است
کاربر ۲۸۶۷۰۹۸
۰
درست است که امروز کثرت عالمان دینی ذیعلاقه به اقتصاد و فراوانی قابلاعتناء آنان، مطلوبیت پرداختن به مباحث عقلی اقتصاد و بررسی و نقد آن را از موضوعیت مهمی برخوردار کرده است اما این نگرانی را هم ممکن است دامن زده باشد که محققانی ناخواسته دین را «محلل» تمامی کارکردهای اقتصاد سرمایهداری بنمایند.
کاربر ۲۸۶۷۰۹۸
۰
هدف اسلام از تشویق افراد به کسب درآمد مشروع ترغیب آنها به پولپرستی نیست. زیرا: ۱. به تولید ثروت (کشاورزی، دامداری، صنعت و غیره) و مبادله ثروت یعنی تجارت و داد و ستد توصیه کرده؛ ۲. بر مصرف در حدود احتیاجات فردی خالی از هر نوع تجمل و اسراف تأکید کرده؛ ۳. تبذیر و اسراف و تضییع آن را ممنوع کرده و مقررات سخت قضایی و جزایی در مورد حیف و میلها و سرقتها و خیانتها وضع کرده؛ ۴. دفاع از مال را در حکم جهاد دانسته و کشته در این راه را «شهید» تلقی کرده است و برای مال بر انسان حقوقی قائل شده و در قرآن کریم ثروت را صریحاً «خیر» نامیده است ۱
ابوذر
۰
ابتکار یک کار روحی است؛ یعنی اینکه بازرگان میشناسد و تشخیص میدهد چه جنسی در کجا تولید میشود و کجا مصرف میشود
ابوذر
۰
شهید مطهری معتقد است هر چیزی که موجب شود عامل مورد استفاده، مثلاً زمین، راکد شود یا عامل استفادهکننده (عامل انسانی) راکد شود مردود است.
نظر شما دربارهٔ این کتاب