معرفی و دانلود کتاب کلاف آرزوها + خلاصه رایگان
با کد تخفیف OFF30 اولین کتاب الکترونیکی یا صوتی‌ات را با ۳۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کن.
تصویر جلد کتاب کلاف آرزوهاsubscriptionAvailable

کتاب کلاف آرزوها

نوع کتاب
۴.۰ امتیاز(از ۱۳ رأی)
پدیدآورندگان: 
گرگوار دولاکور، شهلا حائری
انتشارات: 
نشر قطره

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy

معرفی کتاب کلاف آرزوها

کتاب کلاف آرزوها نوشتهٔ گرگوار دولاکور و ترجمهٔ شهلا حائری است و نشر قطره آن را منتشر کرده است. این کتاب داستان زنی است که در یک مغازه خرازی در شهری کوچک کار می‌کند و تمام آرزوهایش برباد رفته است.

درباره کتاب کلاف آرزوها

ژوسلین زنی جوان است که در یک شهر کوچک زندگی می‌کند، او همیشه آرزو داشته طراح لباس شود و با مردی عاشق پیشه ازدواج کند اما حالا همسر مردی است که مدام به او خیانت می‌کند و در یک خرازی کوچک کار می‌کند. ژو تنها است و از دروغ و درک نشدن خسته است که ناگهان اتفاق عجیبی می‌افتد. او تبدیل می‌شود به ثروتمندترین زن کشور اما چطور؟ ژوسلین ثروتش را از همه پنهان می‌کند و همچنان در شهر می‌ماند اما در داستان مرحله به مرحله اتفاقات عجیبی پیش می‌آید که هیجان داستان را چند برابر می‌کند.

کتاب کلاف آرزوها جوایز زیادی را از جمله جایزهٔ مدیترانه دبیرستانی‌ها ۲۰۱۳، جایزه شهر گوژان - مسترا ۲۰۱۳ و جایزهٔ لیورس کتابخوانی ۲۰۱۳ از آن خود کرده است. نویسنده با نگارش این رمان شاهکاری در نوع خود رقم زد که به مرزهای ادبیات نمایشی قدم گذاشت و به ۳۰ زبان زنده دنیا ترجمه شد. نویسنده دربارهٔ این اثر گفته است: «من این کتاب را نوشتم چون دلم برای مادرم تنگ شده است. اگرچه او هرگز خرازی نداشت، اما بافتنی می‌بافت. هنوز کلاه‌های پشمی یکسره‌اش را به یاد دارم که تا روی چشمانم پایین می‌آمد یا مانند جوراب، صورتم را فشار می‌داد، پلیورهایی که یک بار آستین آن‌ها بیش از اندازه بلند بود و بار دیگر، بیش از اندازه کوتاه. او تلاش می‌کرد با سرعت دیگرگون شدن بدن من هماهنگ شود و من می‌دانستم این لباس‌ها حاصل دست اوست و مایهٔ تسکین خاطرش.»

خواندن کتاب کلاف آرزوها را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم

این کتاب را به دوستداران رمان‌های خارجی به‌ویژه زنان پیشنهاد می‌کنیم.

بخشی از کتاب کلاف آرزوها

«وقتی بچه بودم، دفترچهٔ خاطرات داشتم. روزی که مامان مُرد دیگر ننوشتم. با زمین خوردنش قلمم را نیز به زمین انداخت و کلی چیزها را شکست.

در نتیجه وقتی من و ژو با هم گپ می‌زنیم بیش‌تر من حرف می‌زنم. او درحالی‌که ماءالشعیرش را می‌خورد گوش می‌کند، گاهی هم فوراً تأیید می‌کند، برای این‌که حالیم کند که می‌فهمد، که داستان‌هایم برایش جالب است، و حتا اگر راست نباشد معلوم می‌شود که آدم مهربانی است.

برای تولد چهل سالگی‌ام یک هفته از کارخانه مرخصی گرفت، بچه‌ها را خانهٔ مادرش گذاشت و من را به شهر ساحلی اتروتا برد. در هتل اگیی کروز اقامت کردیم، با دو وعده غذا در هتل. چهار روز رؤیایی، و در آن‌وقت برای اولین بار در زندگیم احساس کردم که عاشق بودن یعنی چی. کلمات عاشقانه‌اش هم‌چنان ساده و زمخت بود، مثل کالباس بدون چربی. «می‌خوامت»، «حالی به حالیم می‌کنی»... وقتی به هتل برگشتیم گونه‌های‌مان سرخ و دهان‌مان خشک شده بود، مثل نوجوان‌های سرمست و این سفر برای‌مان خاطره‌ای خوش شد.

شنبه‌ها ژو دوست دارد با بر و بچه‌های کارخانه بگردد. در کافهٔ ژرژه ورق‌بازی می‌کنند و حرف‌های مردانه می‌زنند. از زن‌ها می‌گویند، از آرزوهای‌شان. گاهی برای دخترهای هم‌سن بچه‌های‌شان سوت می‌زنند، اما آدم‌های خوبی هستند. به قول معروف کسی که زیاد حرف می‌زند، کم عمل می‌کند. مردهای ما این طوریند دیگه.

تابستان‌ها بچه‌ها می‌روند خانهٔ دوستان‌شان و من و ژو برای سه هفته می‌رویم جنوب فرانسه در شهر ویلنوو ـ لوبه در اردوی سوریر. ژـ ژ و ماریل روسل هم آن‌جا هستند. تصادفی پنج سال پیش در آن‌جا با هم آشنا شدیم (اهل دنوسل هستند، فقط در چهار کیلومتری آراس) و هم‌چنین با میشل هانریون، یک زن از ما مسن‌تر که پیردختر مانده از شهر ویلنوو سو لو، شهر آلو. ژو می‌گوید برای این‌که آلوها را می‌مکد ترشی انداختنش. آن‌جا عرق رازیانه است و کباب و ماهی ساردین. ساحل کانی برای روزهای زیادی گرم در روبه‌روی زمین سواری. یکی دو بار هم گردشی روی آب، دلفین، حیوانات دریایی، و سرسرهٔ روی آب، فریادهای وحشت‌زدهٔ ما که به خنده و شادی کودکانه ختم می‌شود.»

برای تجربه‌ای بهتر در دانلود کتاب کلاف آرزوها و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را به‌صورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن می‌توانید مطالعه‌ی خود را شخصی‌سازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتاب‌ها را همیشه و همه‌جا تجربه کنید. علاوه‌بر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیف‌های ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.

مشخصات کتاب الکترونیکی

نام کتابکلاف آرزوها
موضوعرمان، داستان خارجی
نویسندهگرگوار دولاکور
مترجمشهلا حائری
انتشاراتنشر قطره
سال انتشار نسخه فیزیکی۱۳۹۷/۱۰/۲۹
فرمت کتابEPUB
حجم فایل کتاب۰.۸۸ مگابایت
شابک۹۷۸۶۰۰۱۱۹۸۵۱۹
تعداد صفحه‌ها۱۳۰ صفحه
قیمت کتاب۳۲۰۰۰ تومان
نسخۀ صوتیخرید کتاب صوتی کلاف آرزوها

نظر شما دربارهٔ این کتاب

به این کتاب چه امتیازی می‌دهید؟

۱
۲
۳
۴
۵

نظرات کاربران

mary
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۳/۰۷/۰۸

**"کلاف آرزوها"** نوشته‌ی **گرگوار دولاکور** داستانی الهام‌بخش و تأثیرگذار درباره‌ی قدرت رویاها و تصمیماتی است که زندگی ما را شکل می‌دهند. در این کتاب، با ژوسلین، زنی ساده و خوشبخت آشنا می‌شویم که پس از برنده شدن در بخت‌آزمایی، در...بیشتر

۱
نرگس
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۴/۰۹/۰۷

بعد مدتها نشستم که یک کتاب بخونم ، نمی دونم چی شد که این کتاب رو پیدا کردم ، کشش داستانی که داشت ، واقعاا برام حیرت انگیز بود ، کتاب دارای ارزش ادبی آن‌چنانی نیست اما دلم می خواد...بیشتر

۰
کاربر 8850292
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۴/۰۴/۰۷

بعضی از جملات مثل وصله ناجور در قسمتهایی از کتاب حضور داشتن که خیلی ارتباط معنایی با جملات قبل و بعدشون نداشتن. البته شاید این گسیختگی های جزیی بدلیل ترجمه اتفاق افتادن. در کل کتاب شیرین و خواندنی بود.

۰
peymaneh_book
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۳/۰۶/۲۴

داستان پرکشش و جون داری داشت پایان بندی میتونست بهتر باشه ترجمه هم ک مثل همیشه عالی

۰
پناه
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۳/۰۵/۲۳

واقعی، تلخ.

۰
کاربر ۱۴۶۶۷۷۱
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۳/۰۴/۲۲

داستان روان و سوژه خیلی جالبی داشت

۰
zahra ezazi
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۳/۰۱/۰۸

کتاب غم انگیز خوبی بود خوب میشد با آن ارتباط برقرار کرد و شاید قسمتهایی از آن مشابه زندگی خیلی از ما یود

۰

بریده‌هایی از کتاب

Rania
۵
به‌هرحال این خوشبختی من است. با معایبش. با پیش پا افتادگیش. حقارتش. اما خوشبختی من است.
مهرنوش
۵
مردها فکر می‌کنند که وقتی اربابند دوست‌داشتنی هستند، درحالی‌که فقط ترسناک می‌شوند.
پویا پانا
۴
آدم همیشه به خودش دروغ می‌گوید. برای این‌که عشق تاب تحمل حقیقت را ندارد.
peymaneh_book
۴
گاهی مصیبت آن‌قدر عظیم است که چاره‌ای جز رها کردنش نیست. نمی‌شود همه چیز را نگه داشت، حفظ کرد.
saharist
۴
من تمام چیزهایی را داشتم که پول نمی‌تواند به دست بیاورد اما قادر است تخریبش کند.
پویا پانا
۳
به قول معروف کسی که زیاد حرف می‌زند، کم عمل می‌کند.
mary
۳
مردم حرفی با هم ندارند. با تلفن‌های‌شان تنهایند. در خلأ زندگی‌شان هزاران کلمه پرتاب می‌کنند.
saharist
۳
پرستارهای بیمارستان به من آموختند که فقط آن کس را که مرا کشته بود بکشم.
مهرنوش
۳
می‌بینید؟ آدم همیشه به خودش دروغ می‌گوید. ‫برای این‌که عشق تاب تحمل حقیقت را ندارد.
پویا پانا
۲
«خوش است تمامی رنج‌ها را به جان خریدن رنج‌ها را زیستن پیش رفتن و عشق ورزیدن.» آیندهٔ درونی، فرانسواز اوروا