با کد تخفیف Salam اولین کتابتان را با ۵۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کنید.
آخرین‌نامه: آخرین نامه‌های عارفانه و عاشقانه از شهدا

دانلود و خرید کتاب آخرین‌نامه: آخرین نامه‌های عارفانه و عاشقانه از شهدا

۵٫۰ از ۴ نظر
۵٫۰ از ۴ نظر

برای خرید و دانلود  کتاب آخرین‌نامه: آخرین نامه‌های عارفانه و عاشقانه از شهدا  نوشته  گروه نویسندگان  و خواندن و شنیدن هزاران کتاب الکترونیکی و صوتی دیگر،  اپلیکیشن طاقچه  را رایگان نصب کنید.

دانلود و خواندن کتاب در اپلیکیشن طاقچهدرباره طاقچه بی‌نهایت

معرفی کتاب آخرین‌نامه: آخرین نامه‌های عارفانه و عاشقانه از شهدا

«آخرین نامه» مجموعه‌ای گردآوری شده از آخرین نامه‌های عارفانه و عاشقانه برخی از شهداست. بسیاری از این نامه‌ها در حکم وصیت‌نامه برای خانواده‌ها نوشته شده است. در نمونه‌ای از این نامه‌ها می‌خوانیم: مجید! به یاد داری آن زمانی را که حلّاجیان شهید شد، اولین شهید دوره‌ی ما بود. بچه‌ها خیلی متأثر شدند. علی با خصوصیاتی که داشت با رفتنش قلب خیلی‌ها را مجروح کرد. همان موقع بود که امام هم به مناسبت سال ۱۳۶۵ مسئله‌ی حضور در جبهه را داغ کردند. در آن زمان، امیر همایون صرافی هم شهید شد، ولی می‌دانی با شهادت علی چقدر تفاوت داشت!؟ با اینکه دومین شهید ما بود و هنوز فکر فراق از علی در ذهن بچه‌ها بود و هنوز شهادت او را هضم نکرده بودند و به رغم اینکه بچه‌ها می‌دانستند عده‌ی زیادی از دوستانشان و هم‌کلاسی‌هایشان و هم‌دوره‌ای‌هایشان در جبهه به سر می‌برند و امکان شرکت در تشییع جنازه‌ی امیر برایشان نیست، عده‌ای گفتند کار دارند و نمی‌توانند در تشیییع جنازه‌ی او شرکت کنند و این‌گونه توجیه می‌کردند که خود امیر هم راضی‌تر است که آن‌ها درسشان را بخوانند و بعد در مراسم ختم شرکت کنند. عده‌ای از آن واقعه خم به ابرو هم نیاوردند و اصلاً هیچ نفهمیدند که «امیر رفت» یعنی چه؟ اگر می‌فهمیدند، لا اقل در تشییع جنازه‌اش شرکت می‌کردند و یا در تنظیم مراسم ختم و تجلیل از مقام شهید، با حضور خود دل خانواده‌اش را گرم می‌کردند و به آن‌ها تبریک و تسلیت می‌گفتند. هرگز فراموش نخواهم کرد آن جمله را که فرمود: من از جوانان می‌خواهم که به سپاه مهدی (عج) بپیوندند و... آن زمان بود که خود تو در جبهه بودی. آن زمان حرفی از اعزام نوبتی نبود. آن زمان حرفی از دانشجو و غیر دانشجو نبود. آن زمان حرفی از اعزام اجباری نبود. ولی چه شد؟ هیچ. آن‌هایی که قبلاً هم می‌رفتند رفتند و باقی...

نظرات کاربران

مشاهده همه نظرات (۱)
چڪاوڪ
۱۳۹۸/۰۶/۰۹

سی‌ونه نامه، که سطر‌به‌سطر خبر می‌دهند از سرِ درون... تا اندکی به خود آیی، سَر به آسمان گیری، شاید دیگر ردِ قافله‌ی نور را گم نکنی؛ تا شاید این‌بار....... __________________________ * مطالعه نسخه موجود در طاقچه.

بریده‌هایی از کتاب
مشاهده همه بریده‌ها (۳۴)
اگر خداوند متاع وجود تو را خریدنی بیابد، هر کجا که باشی و در هر زمان، تو را در جمع اصحاب کربلا به بهشت خاص خویش فراخواهد خواند.
چڪاوڪ
خدا کند که پست و مقام پستمان نکند....
چڪاوڪ
وقتی حسین (ع) تنهاست چه جای ماندن و چه جای درنگ خواهد بود.
چڪاوڪ
چه لذتی دارد در بین‌الحرمین باشی و ندانی رو به کدام سو افکنی. از یک سو عباس است و از سوی دگر حسین (ع)
چڪاوڪ
شعور دوستی‌مان باید حفظ شود.
چڪاوڪ
ان‌شاءالله خداوند به ما توفیق دهد که گناه نکنیم مخصوصاً توجیه و تفسیر گناه.
چڪاوڪ
خدا کند که پست و مقام پستمان نکند....
وهب حسینی
پروردگارا، دانایی تو به احوال من، مرا از بیان حاجاتم بی‌نیاز کرد و کَرَم تو کافی است از اینکه از تو تقاضا کنم. خدایا این عزت مرا بس که بنده‌ی تو باشم و این افتخار مرا بس که تو پروردگار من باشی. تو آن‌گونه هستی که من دوست دارم و مرا آن‌گونه ساز که تو دوست داری.
چڪاوڪ
فراموش نکن انسانی در این دنیا موفق است که اهل عمل باشد. یعنی اگر علم پیدا کرد، حتماً باید عمل کند و اگر عمل کند، پله‌ی بعدی را بالا می‌رود و اگر اهل عمل نباشد، در مکان خودش باقی می‌ماند.
چڪاوڪ
چه لذتی دارد در بین‌الحرمین باشی و ندانی رو به کدام سو افکنی. از یک سو عباس است و از سوی دگر حسین (ع) آنجا بود که فهمیدم رو به جلو که می‌روی از پشت سرت فارغ نشو! کاش تکرار می‌شد
💚💜F.T.M.H💜💚

اطلاعات تکمیلی

دسته‌بندی
تعداد صفحات۱۷۶ صفحه
نوع فایلEPUB
تاریخ انتشار۱۳۹۳/۰۲/۰۵
شابک‌‫‭۹۷۸-۶۰۰-۹۴۴۹۸-۸-۰‬‭‬‬‬
تعداد صفحات۱۷۶صفحه
نوع فایلEPUB
تاریخ انتشار۱۳۹۳/۰۲/۰۵
شابک‌‫‭۹۷۸-۶۰۰-۹۴۴۹۸-۸-۰‬‭‬‬‬