
کتاب افسانه مرگ پیما
معرفی کتاب افسانه مرگ پیما
کتاب افسانه مرگ پیما با عنوان اصلی «The Legend of Deathwalker» نوشتهٔ دیوید گمل و ترجمهٔ سیدسجاد حامد حیدری است. انتشارات کتابسرای تندیس این رمان معاصر و انگلیسی را در سال ۱۴۰۰ منتشر کرده است. این رمان فانتزی که دنیایی اسطورهای دارد، شما را با شخصیتی به نام «مرگپیما» آشنا و همراه میکند. کتاب حاضر جلد ۴ از مجموعهٔ «حماسهٔ درنای» (Drenai Series) است. نسخهٔ الکترونیکی این اثر را میتوانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.
درباره کتاب افسانه مرگ پیما اثر دیوید گمل
کتاب افسانه مرگ پیما برابر با یک رمان معاصر و انگلیسی است که نخستینبار در سال ۱۹۹۶ میلادی منتشر شده است. این رمان که در ایران بیش از یک بار چاپ شده، ۱۴ فصل دارد و جلد ۴ از مجموعهٔ «حماسهٔ درنای» (Drenai Series) است. کتاب حاضر پس از رمان «نخستین ماجراجوییهای دراسِ اسطوره» (The First Chronicles of Druss the Legend) و پیش از رمان «اسطوره» (Legend) قرار گرفته است. شخصیت محوری این اثر «دروس» (Druss) نام دارد. او نه یک کهنهسرباز با سن بالا است و نه مرد خشمگینی بهدنبال مأموریت. او مردی در اوج قدرت است که از گذشته عاقلتر شده، اما همچنان در حال شناخت خودش و محدودیتهایش است.
خلاصه داستان افسانه مرگ پیما
داستان کتاب افسانه مرگ پیما با مقدمهای آغاز شده که در آن، راوی از «پلین» میگوید؛ شخصیتی که ساکت و نزدیک به قلعهٔ «دروس دلنوچ» ایستاده است. راوی میگوید هزاران جنگجو پایین پای پلین گرد هم آمدهاند تا فردا آن تکهزمین لکهشده از خون را طی کنند و نردبانها و قلابهایشان را با خود بیاورند. پلین از صدای فریاد جنگجویان وحشتزده میشود و دلش میخواهد فرار کند و به خانه برود. یکی از پاهای او مجروح شده و میخارد. پلین کیست و چرا داستان با او آغاز شده است؟ کتاب حاضر که داستانی اسطورهای و فانتزی دارد، در ابتدا شما را به گذشتهٔ «دروس» (Druss) میبرد. راوی از سفرهای او و دوستش و چالشهای سیاسی بر سر راهشان میگوید. این رمان در انتها به زمان حال بازمیگردد تا شخصیت مقابل قهرمان را به ما معرفی کند.
داستان پیرامون شخصیت «دروس» شکل گرفته است. او به «جنگجوی تاریک» (Deathwalker) شهرت دارد و قهرمانی است که بهخاطر شجاعتش تحسین شده است. دروس و «تلیسمان» (Talisman) در یک مأموریت با یکدیگر همراه میشود. آنها میدانند که تنها جواهرات اسرارآمیزی به نام «چشمان آلچازار» میتواند دوستِ در حال مرگ دروس را نجات دهد و قبایل «نادیر» را علیه دشمنشان متحد کند. دروس توافق میکند که بهدنبال یافتن جواهرات که قرنها در مکان مقدسی به نام «اوشیکای» پنهان بوده، بروند. پیشبینی شده که با بازیابی جواهرات، یک جنگجوی بزرگ با نام «یگانکننده» ظهور خواهد کرد که نادیر را از سرکوب بیرحمانه آزاد خواهد کرد. همهچیز بهراحتی طی نخواهد شد. گروه دیگری نیز بهدنبال جواهرات هستند. این گروه برای رسیدن به هدف خود، ۵۰۰۰ جنگجو را در مقابل گروه کوچکی از جنگجویان دروس و تلیسمان قرار میدهند. پایان چه خواهد بود؟ بخوانید تا بدانید.
چرا باید کتاب افسانه مرگ پیما را بخوانیم؟
کتاب حاضر یکی از رمانهای حماسی، فانتزی و اسطورهای است که سالها بازنشر شده است.
کتاب افسانه مرگ پیما را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم؟
این کتاب را به دوستداران ادبیات داستانی قرن ۲۰ انگلستان و قالب رمان حماسی، فانتزی و اسطورهای پیشنهاد میکنیم.
درباره دیوید گمل
دیوید گمل (David Gemmell) با نام کامل «دیوید اندرو گِمِل» در سال ۱۹۴۸ به دنیا آمد و در سال ۲۰۰۶ میلادی درگذشت. او نویسندهٔ کتابهای قهرمانمحور و اهل بریتانیا بود. درحالیکه در جوانی به روزنامهنگاری مشغول بود، در سال ۱۹۸۴ اولین رمان رسمی خود با عنوان «اسطوره» را منتشر کرد. پس از آن زمان بین سالهای ۱۹۸۴ تا ۲۰۰۶ بیش از ۳۰ رمان نوشت که بیشتر آنها حماسی و فانتزی بودهاند. گفته شده است که کودکی این نویسنده به جنگ و دعوا با زورگیران مدرسه یا فرارکردن از دست آنها گذشت. او درد زخمها و جراحات بسیاری را در این درگیریها چشید. بیشتر این تحقیرها و اذیت و آزارها بهعلت حضورنداشتن پدر واقعی او بود. با پافشاری پدر ناتنیاش یاد گرفت در مقابل سختیها ایستادگی کند. این طرز تفکر را در بیشتر رمانهای دیوید گمل دیدهاند. در نوجوانی بهعلت تشکیلدادن یک اتحادیهٔ قماربازی از مدرسه اخراج شد و پس از آن به کارهایی همچون کارگری و کار در کلوپهای شبانه پرداخت؛ تااینکه مادرش موقعیتی برای یک مصاحبهٔ کاری در روزنامهای محلی برای او دستوپا کرد. او از بین ۱۰۰ نفر شرکتکننده در این مصاحبه، بهعنوان روزنامهنگار انتخاب شد. پس از موفقیت در کار جدیدش فرصتهای شغلی مناسبی برای کار در روزنامههای بینالمللی همچون «دیلی میل»، «دیلی میرور» و «دیلی اکسپرس» یافت و از این طریق توانایی خود را در زمینهٔ نگارش پرورش داد. از رمانهای او میتوان به «اسطوره»، «نخستین ماجراجوییهای دراسِ اسطوره»، «دختر آیرون هند»، «شاهین نیمهشب» و «افسانه مرگ پیما» اشاره کرد.
بخشی از کتاب افسانه مرگ پیما
«پرمیان روی شکمش چرخید و دستان سوختهاش را در گِل سرد فرو برد. صاعقه به سه مرد در نزدیکی او برخورده کرده بود. قیافهٔ آنها دیگر قابل تشخیص نبود. پرمیان به سختی روی پاهایش بلند شد، پاهایش میلرزید و سرش گیج میرفت. اطرافش پر از جنازه بود و تعداد بیشتری هم جراحاتی تا سر حدمرگ داشتند، کسانی که زنده مانده بودند همچون افرادی مست دور خود میچرخیدند.
کمی آنطرفتر به سمت چپ، ارباب گارگان کنار اسب مردهاش نشسته بود. حالا دیگر چهرهاش پیر به نظر میرسید و سرش را در دستانش گرفته بود. پرمیان هیچ زرهی به تن نداشت ــ قبل از شروع طوفان گارگان او را از مقامش خلع کرده و دستور داده بود سی ضربه شلاق به پشتش بزنند ــ اما این نبود فلز روی بدنش او را از صاعقه نجات داده بود.
به آرامی به سمت فرمانده رفت. نیمی از صورت گارگان سوخته و سیاه شده بود. گارگان با شنیدن صدای نزدیکشدن او سرش را بالا آورد و نگاهی به او انداخت، پرمیان سعی کرد وحشتش را پنهان کند. چشم چپ گارگان نابود شده بود و خون از کاسهٔ خالی چشمش سرازیر بود.
فرمانده زیر لب زمزمه کرد: «همهچیز تموم شد. وحشیها پیروز شدن.» پرمیان کنار او زانو زد و دستش را گرفت، هیچ کلامی برای آرام کردن فرمانده به ذهنش خطور نمیکرد. «اونها مادرم رو کشتن. پنج سالم بود. اون من رو زیر کیسهها قایم کرد. اونها بهش تجاوز کردن و بعدش گلوش رو بریدن و من تماشا کردم. من... میخواستم بهش کمک کنم. نمیتونستم. فقط همونجا دراز کشیدم و از ترس خودم رو خیس کردم. بعدش پسرم...» گارگان نفس عمیق لرزانی کشید و گفت: «شمشیرم رو بیار.»
«به شمشیر احتیاج ندارید، سرورم. دیگه تموم شد.»»
حجم
۳۹۰٫۳ کیلوبایت
سال انتشار
۱۳۹۸
تعداد صفحهها
۴۴۰ صفحه
حجم
۳۹۰٫۳ کیلوبایت
سال انتشار
۱۳۹۸
تعداد صفحهها
۴۴۰ صفحه