آخرین نامه‌ی معشوق
۳٫۳از ۷۹ نظر

دانلود کتاب آخرین نامه‌ی معشوق

دانلود و خواندن کتاب در اپلیکیشن طاقچه
۳٫۳از ۷۹ نظر
۳٫۳از ۷۹ نظر
۳٫۳از ۷۹ نظر
دانلود و خواندن کتاب در اپلیکیشن طاقچه

معرفی کتاب آخرین نامه‌ی معشوق

«آخرین نامه‌ی معشوق» نوشته جوجو مویز(-۱۹۶۹)، نویسنده انگلیسی است. این کتاب یکی از رمان‌های عاشقانه موفق سال ۲۰۱۱ است.

در بخشی از کتاب می‌خوانیم:

«داره بیدار می‌شه.»

صدای فش‌فشی می‌آمد، صندلی‌ای‌ روی زمین کشیده شد، بعد با یک حرکت سریع حلقه‌های پرده به‌ هم کیپ شدند. دو نفر با هم پچ‌پچ می‌کردند.

«می‌رم دکتر هارگریوز رو بیارم.»

بعد سکوتی برقرار شد. در این حین متوجه‌ی صداهای متفاوت و خفه‌ای شد که از دوردست می‌آمد‌، ماشینی عبور می‌کرد. غریب به نظر می‌رسید. انگار صدا از زیر پایش می‌آمد. گوش داد تا صدا را جذب کند. اجازه داد تا واضح شود. همان‌طور که سعی می‌کرد صداها را تشخیص دهد، ذهنش داشت این ندانستن را جبران می‌کرد. ‌درد راهش را به‌طرف بالا پیدا کرد: اول بازویش، حسی تیز و سوزناک از آرنج تا شانه‌اش حس کرد و بعد سرش سنگین شد. تمام بدنش درد می‌کرد. این‌طور شده بود وقتی‌که او...

وقتی‌که او...؟

«می‌گه پرده‌ها کشیده باشه.»

دهانش خیلی خشک بود. لب‌هایش را روی هم گذاشت و با درد آب دهانش را قورت داد. می‌خواست که برایش آب بیاورند، اما کلمات از دهانش خارج نمی‌شدند. کمی چشم‌هایش را باز کرد. دو تصویر غیر‌قابل‌تشخیص جلوی چشمانش حرکت می‌کردند. هر بار که فکر می‌کرد، داشت می‌فهمید چه کسانی بودند، دوباره حرکت می‌کردند. آبی، لباس آبی پوشیده بودند.

«می‌دونی کی همین الان وارد طبقه‌ی پایین شد؟»

یکی از صداها آرام شد.

نظرات کاربران

مشاهده همه نظرات (۴۸)
Farzaneh Yazdani
۱۳۹۹/۰۶/۱۵

عشق هایی کز پی رنگی بود عشق نبود عاقبت ننگی بود

aseman
۱۳۹۹/۰۴/۱۷

داستان پردزی جذابی،داره طوری که از همون اوایل داستان دوست داری بدونی خب بعدش چی میشه ولی متأسفانه بعضی جاها به چیزای کم اهمیت خیلی پرداخته و خسته کننده میشه به هر حال من برای یکبار خوندن دوستش داشتم

💙Yekta💙
۱۳۹۹/۰۳/۱۵

کتاب خیلی قشنگیه ولی طولانی هم هست

maedeh
۱۳۹۹/۰۳/۰۵

کتاب خیلی قشنگی بود.ی جاهایی آدم رو سورپرایز میکرد.فقط حیف که طولانی بود.

نارشین
۱۳۹۹/۰۲/۱۴

خیلی عالی بود لذت بردم از خوندنش اولش درک کتاب یه کم سخته ولی بعدش آدم دلش نمیخواد دست از خوندنش برداره.

بریده‌هایی از کتاب
مشاهده همه بریده‌ها (۱۹)
فقط ناراحتی مبهمی داشت از این‌که نمی‌توانست آن کسی باشد که همه انتظار داشتند
ftmh
چطور یک نفر، زندگی شخصی را از حالت مادی خارج می‌کند و به چیزی شبیه افسانه تبدیل می‌کند؟ یقیناً یک نفر باید برای عشق، به‌اندازه‌ی کافی شجاع باشد؟
negar
داشتن کسی آن بیرون، که تو رو درک کنه، آرزوت کنه، و تو رو بهتر از اونی که هستی ببینه، این متحیر‌کننده‌ترین هدیه‌ست.
fb546
حتا فرصت اندیشیدن به صورت زیبای تو، لبخندت و این‌که بدونم بخشی از تو به من تعلق داره، احتمالاً تنها اتفاق ارزشمند تو کل زندگیمه.
fb546
یقیناً یک نفر باید برای عشق، به‌اندازه‌ی کافی شجاع باشد
Romina
چقدر خوب است که آدم، با‌کسی‌بودن را جشن بگیرد، به‌جای این‌که دائماً در حال توجیه او به دیگران باشد.
farahani
الی هر‌از‌گاهی که از خواب بیدار می‌شود به خودش می‌گوید، سعی کن به‌ خاطر بیاری تو رؤیای کی می‌خوای زندگی کنی.
negar
«تو امریکا آمار و ارقام باید ده برابر این باشه. شنیدم که مردم هر دو سال اینا رو عوض می‌کنن.» ویولت یک تکه ماهی را از هم باز کرد. «واقعاً هم بزرگ‌ان. دو برابر سایز مال ماهاست. می‌تونین تصور کنین؟» «همه‌چی تو امریکا بزرگ‌تره. یا به‌هرحال دوست دارن به ‌ما این‌جوری بگن.»
مهدی تمدن رستگار
تو قوی هستی. تو می‌توانی از پس زندگی با چنین عشق احتمالی و این واقعیت که ما هرگز اجازه‌ی چنین زندگی‌ای نداریم، بربیایی.
Romina
داستان‌های قدیمی را که در هوا پیچیده، بشنود، صد‌هزار صدا که دیگر به گوش نمی‌رسد. زندگی‌هایی که با سرنوشت تغییر کرده، گم شده یا پیچ‌وتاب خورده یا بین فایل‌ها پنهان شده که احتمالاً تا صد سال دیگر، کشف‌نشده باقی خواهند ماند. با خودش فکر می‌کند، چه داستان‌های آنتونی و جنیفر دیگری را در خود مدفون کرده‌اند، و چه زندگی‌هایی منتطر است تا با یک تصادف و توافق به هم گره بخورند.
negar

اطلاعات تکمیلی

دسته‌بندی
تعداد صفحات۴۸۰ صفحه
نوع فایلePUB
تاریخ انتشار۱۳۹۵/۰۱/۰۱
شابک‌‫‬‭۹۷۸-۶۰۰-۷۸۴۵-۶۳-۹
تعداد صفحات۴۸۰صفحه
نوع فایلePUB
تاریخ انتشار۱۳۹۵/۰۱/۰۱
شابک‌‫‬‭۹۷۸-۶۰۰-۷۸۴۵-۶۳-۹