کتاب مورونای سبزپوش شارلوت مری ماتیسن + دانلود نمونه رایگان
با کد تخفیف OFF30 اولین کتاب الکترونیکی یا صوتی‌ات را با ۳۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کن.
تصویر جلد کتاب مورونای سبزپوش

کتاب مورونای سبزپوش

مترجم:حسن صفوی
دسته‌بندی:
امتیازبدون نظر

معرفی کتاب مورونای سبزپوش

کتاب مورونای سبزپوش (Morwenna of the Green Gown) نوشته شارلوت مری ماتیسن، سرگذشت دختری بی‌پناه و یتیم را روایت می‌کند که در خانواده‌ای روستایی و خشن بزرگ می‌شود، درحالی‌که ریشه‌ای اشرافی و گذشته‌ای پررمزوراز دارد. ورود دو غریبه، زندگی مورونا را وارد مرحله‌ای تازه می‌کند و او را در برابر انتخاب‌هایی دشوار قرار می‌دهد؛ انتخاب میان عشق، غرور، شرافت، فرار از فقر و ماندن در سرزمینی که هم دوستش دارد و هم از آن رنج می‌برد. حسن صفوی این داستان را برای نشر امیرکبیر ترجمه کرده است. نسخه الکترونیکی این اثر را می‌توانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.

درباره کتاب مورونای سبزپوش

کتاب مورونای سبزپوش اثر شارلوت مری ماتیسن، روایتی تغزلی است که در میان شکوهِ ازدست‌رفته‌ی اشرافیت و واقعیت‌های سخت زندگی کشاورزی جریان دارد. مورونا نماد این دوگانگی است؛ دختری اشراف‌زاده که در عین کارگری در مزرعه‌ی دایی و خانواده‌ی بدخواهش، روحی آمیخته با هنر و ادبیات دارد و همین تمایز، او را در کانون کشمکش‌های عاطفی و طبقاتی قرار می‌دهد. ساختار روایی کتاب بر پایه‌ی روابط پیچیده و تنش‌های خانوادگی بنا شده است؛ از حسادت‌های زن‌دایی و دختردایی گرفته تا دلبستگی‌های خاموش و خشن دایی‌اش تامیلین. ورود هنرمندان شهری به این فضای بسته، کاتالیزوری است که وسوسه‌ی رهایی و گریز از انزوا را در دل مورونا زنده می‌کند و او را در دوراهی دشوار میان وفاداری به ریشه‌ها و آرزوی زندگی در دنیای مدرن لندن قرار می‌دهد. ماتیسن با قلمی جزئی‌نگر، نه‌تنها تکامل شخصیتی مورونا را از اتاق زیرشیروانی تا ازدواج ترسیم می‌کند، بلکه به واکاوی مفاهیمی چون ارزش هنر، شرافت انسانی و تقابل فقر و غنا می‌پردازد. این اثر تصویری زنده از چالش‌های یک زن در جست‌وجوی هویت خویش ارائه می‌دهد.

خلاصه داستان مورونای سبزپوش

هشدار: این پاراگراف بخش‌هایی از داستان را فاش می‌کند! 

مورونای سبزپوش سرگذشت دختری است که در مرز میان دو طبقه و دو جهان زندگی می‌کند. مورونا، دختر یتیمی است که مادرش، آخرین بازمانده‌ی خاندان تامیلین، هنگام زایمان از دنیا رفته و پدر دریانوردش نیز پیش‌تر در دریا غرق شده است. تامیلین میچل، دایی او، کودک را به خانه‌ی خود می‌آورد و در کنار همسر خشن و فرزندان متعددش بزرگ می‌کند. مورونا از کودکی در کار مزرعه غرق است؛ گاو می‌دوشد، به گوسفندها می‌رسد و در کارهای سخت شریک است، اما درعین‌حال، با کمک میسیز کالورت و معلمه‌ی دهکده، خواندن و نوشتن و آداب دیگری را می‌آموزد. او به‌تدریج اتاق‌های متروک قصر قدیمی را کشف می‌کند؛ جایی که تابلوهای نقاشی، قاب‌عکس‌های اجدادی، کتاب‌های گرانبها و اشیای ظریف، دنیایی متفاوت از زندگی خشن مزرعه را پیش چشمش می‌گذارند. این گنجینه‌ی فراموش‌شده، برای مورونا هم پناهگاه روحی است و هم یادآور ریشه‌ی اشرافی‌اش. 

با ورود هنری راس، نقاش دوره‌گرد، و دوستش ویلفرد داین به مزرعه، داستان وارد مرحله‌ای تازه می‌شود. راس با دیدن اتاق‌ها و تابلوها، ارزش هنری و مالی آن‌ها را برای مورونا توضیح می‌دهد و او را تشویق می‌کند که بخشی از این اشیا را به‌ عنوان حق خود بردارد و بفروشد تا بتواند همراه او به لندن برود و زندگی تازه‌ای آغاز کند. راس با زبان شیرین و وعده‌ی آزادی، مورونا را میان دو انتخاب قرار می‌دهد: دزدی از گنجینه‌ی خانوادگی و فرار به شهر، یا ماندن در مزرعه و پذیرش سرنوشت روستایی...

چرا باید کتاب مورونای سبزپوش را بخوانیم؟

شخصیت‌پردازی در مورونای سبزپوش چندلایه است؛ مورونا نه قربانی کاملاً منفعل است و نه قهرمانی شکست‌ناپذیر، او هم می‌ترسد، هم وسوسه می‌شود، هم اشتباه می‌کند و هم در لحظه‌هایی حساس، بر غرور و اصول خود پافشاری می‌کند. فضای روستا، لهجه‌ها، مناسبات خانوادگی، حسادت‌ها و قضاوت‌های دهاتی‌ها، و جزئیات کار روزانه در مزرعه، همه در متن حضور پررنگ دارند و داستان را به تجربه‌ای ملموس تبدیل کرده‌اند.

خواندن کتاب مورونای سبزپوش را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم؟

خواندن مورونای سبزپوش به کسانی پیشنهاد می‌شود که به داستان‌هایی با فضای روستایی و خانوادگی علاقه دارند، به دنبال روایت‌هایی درباره‌ی زنان هستند، یا از خواندن داستان‌هایی درباره‌ی زوال خاندان‌های قدیمی لذت می‌برند.

بخشی از کتاب مورونای سبزپوش

«ماه زردرنگی که از پس تپه‌ها می‌دمید حجاب مه را از روی چمنزار با نور خود برمی‌داشت. در میان تودهٔ خاربن‌ها جادهٔ پر سراشیبی که با حلقه‌زدن به دور قلهٔ سنگی یکی از تپه‌ها به انتها می‌رسید در مهتاب به شکل ماری زرد رنگ درآمده بود. از دهکدهٔ کوچک میان دره سایهٔ مردی در تاریکی بیرون خزید. با شتاب از روی پل گذشت و در زیر چنارهایی که سایه‌های سیاهشان به روی خانه‌ها پهن شده بود به راه افتاد و خود را به سربالایی کنار ده رساند. از طرز راه رفتن او معلوم بود که دهاتی است، قبل از هر قدم عصای زبان گنجشک کلفتی را با خشونت به زمین می‌کوفت و با این حالت در حدود نیم‌فرسنگ راه طی نمود تا به چینه‌ای از سنگ‌های درشت رسید که از خزه پوشیده شده و به روی آن‌ها طبقه‌ای از شاخه‌های جوان درخت آلش ریخته بود. امتداد این چینه چون قلعه‌ای کوچک به نظر می‌آمد که جادهٔ باریک از یک‌سو و چمنزار از سوی دیگر آن را احاطه کرده بود. در میان آن دروازه‌ای متکی به دو ستون از سنگ خارا برپا بود و به خیابانی باز می‌شد که در انتهایش در یک گودی مختصر خانه‌ای سفید رنگ که تنها اثر آبادی در این اطراف بود در زیر درختان تیره به چشم می‌خورد.

سایه به‌سوی این درختان به راه افتاد و از کنار آن گذشت و به در دیگری رسید که به حیاط کوچکی که اسطبل و انبارها در اطرافش حلقه زده بود باز می‌شد. در اینجا سکوت محض برقرار بود. از یکی از پنجره‌های منزل نور زرد رنگی شعاع خود را به میان ظلمت خارج می‌فرستاد. سقف سفالی خانه در زیر اشعهٔ سیم فام ماه می‌درخشید و دودکش‌ها چون اشباح سرگردان به سیاهی شب تکیه داده بودند.»

نظری برای کتاب ثبت نشده است

حجم

۳۱۶٫۸ کیلوبایت

سال انتشار

۱۳۹۶

تعداد صفحه‌ها

۳۴۴ صفحه

حجم

۳۱۶٫۸ کیلوبایت

سال انتشار

۱۳۹۶

تعداد صفحه‌ها

۳۴۴ صفحه

قیمت:
۱۳۵,۰۰۰
تومان