کتاب اقتصاد را تسخیر کنید! ریچارد د ولف + دانلود نمونه رایگان

معرفی کتاب اقتصاد را تسخیر کنید!

کتاب اقتصاد را تسخیر کنید! (Occupy the Economy) مجموعه‌ای از گفت‌وگوهای ریچارد ولف با دیوید بارسامیان است که به بررسی ساختارها و کارکردهای نظام سرمایه‌داری، به‌ویژه در ایالات متحده، می‌پردازد و با رویکردی انتقادی موضوعاتی مانند نابرابری، بحران‌های اقتصادی، نقش رسانه‌ها، وضعیت اتحادیه‌ها و مفهوم آزادی را در این نظام واکاوی می‌کند. کتاب با زبانی روشن و مستند، به سؤالات بنیادینی درباره‌ی امکان دموکراتیزه‌کردن اقتصاد و آینده‌ی نظام‌های اقتصادی می‌پردازد و به جنبش‌های اجتماعی معاصر مثل جنبش تسخیر اشاره دارد. مهرداد (خلیل) شهابی و میرمحمود نبوی این کتاب را برای نشر اختران ترجمه کرده‌اند. نسخه الکترونیکی این اثر را می‌توانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.

درباره کتاب اقتصاد را تسخیر کنید!

کتاب اقتصاد را تسخیر کنید! نوشته‌ی ریچارد ولف، اثری گفت‌وگومحور است که در آن نویسنده با دیوید بارسامیان درباره‌ی ریشه‌ها، پیامدها و بحران‌های نظام سرمایه‌داری به بحث نشسته است. این کتاب در قالب مصاحبه‌هایی پیوسته، به بررسی ساختارهای اقتصادی ایالات متحد و تأثیرات آن بر زندگی مردم می‌پردازد. ولف با تکیه‌ بر تجربه‌ی شخصی و دانش آکادمیک خود، تلاش کرده تا زوایای پنهان و کمتر گفته‌شده‌ی سرمایه‌داری را آشکار کند. 

هر فصل کتاب به یک موضوع کلیدی مانند رکود اقتصادی، نابرابری درآمد و ثروت، نقش رسانه‌ها، افول اتحادیه‌ها و بحران‌های جهانی می‌پردازد. در این میان، جنبش‌های اجتماعی معاصر و واکنش‌های سیاسی و اقتصادی به بحران‌ها نیز مورد توجه قرار گرفته‌اند. اقتصاد را تسخیر کنید! با رویکردی انتقادی، سعی دارد خواننده را به تأمل درباره‌ی بدیل‌های ممکن برای نظام سرمایه‌داری و ضرورت دموکراتیزه‌کردن اقتصاد سوق دهد. تحلیل‌های ریچارد ولف، هم به گذشته‌ی تاریخی سرمایه‌داری می‌پردازد و هم چشم‌اندازهایی برای آینده ترسیم می‌کند، بدون آن‌که به نسخه‌های قطعی یا راه‌حل‌های ساده بسنده کند.

خلاصه کتاب اقتصاد را تسخیر کنید!

کتاب اقتصاد را تسخیر کنید! با محوریت نقد نظام سرمایه‌داری، به بررسی ریشه‌های بحران‌های اقتصادی معاصر و پیامدهای آن برای اکثریت جامعه می‌پردازد. ولف در مصاحبه با بارسامیان، ابتدا به این موضوع اشاره کرده که در ایالات متحده، نقد سرمایه‌داری و حتی طرح سؤال درباره‌ی آن، برای دهه‌ها تابو بوده است. او توضیح داده که چگونه رسانه‌ها، سیاستمداران و اقتصاددانان جریان اصلی، سرمایه‌داری را به‌ عنوان نظامی بی‌بدیل و کارآمد جلوه داده‌اند و هر گونه انتقاد را سرکوب یا به حاشیه رانده‌اند. 

در ادامه، کتاب به بررسی روند تاریخی افزایش دستمزدها و بهبود سطح زندگی کارگران آمریکایی تا دهه‌ی ۱۹۷۰ می‌پردازد و سپس توقف این روند را با عواملی مانند پیشرفت فناوری، برون‌سپاری مشاغل، ورود زنان و مهاجران به بازار کار و سیاست‌های کارفرمایان توضیح می‌دهد. ولف نشان داده که در نتیجه‌ی این تحولات، دستمزدها راکد مانده، ساعات کار افزایش یافته و بدهی خانوارها به‌شدت بالا رفته است. او بحران اقتصادی سال ۲۰۰۷ را نه‌صرفاً نتیجه‌ی اشتباهات فردی یا رویدادهای خاص، بلکه محصول ساختار درونی سرمایه‌داری می‌داند. 

کتاب همچنین به نقش رسانه‌ها در شکل‌دهی افکار عمومی، افول اتحادیه‌های کارگری، گسترش نابرابری درآمد و ثروت و بحران‌های جهانی مانند بحران بدهی اروپا می‌پردازد. ریچارد ولف با تأکید بر ضرورت دموکراتیزه‌کردن بنگاه‌های اقتصادی و بازاندیشی در مفهوم آزادی، پیشنهاد می‌کند که راه‌حل‌های واقعی باید از دل تغییرات ساختاری و مشارکت جمعی زحمتکشان در تصمیم‌گیری‌های اقتصادی برآید. او در نهایت، بر اهمیت بحث و نقد آزادانه درباره‌ی نظام اقتصادی و جست‌وجوی بدیل‌های عادلانه‌تر تأکید کرده است.

چرا باید کتاب اقتصاد را تسخیر کنید! را بخوانیم؟

خواندن این کتاب فرصتی برای آشنایی با دیدگاه‌های انتقادی، پرسش از بدیهیات رایج و جست‌وجوی راه‌حل‌های نوین برای مسائل اقتصادی فراهم می‌کند. همچنین، کتاب به نقش جنبش‌های اجتماعی و اهمیت مشارکت دموکراتیک در اقتصاد توجه دارد و می‌تواند الهام‌بخش کسانی باشد که به دنبال تغییرات بنیادین در ساختارهای اقتصادی و اجتماعی هستند.

خواندن کتاب اقتصاد را تسخیر کنید! را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم؟

خواندن کتاب اقتصاد را تسخیر کنید! را به علاقه‌مندان به اقتصاد سیاسی، پژوهشگران و فعالان اجتماعی، دانشجویان رشته‌های اقتصاد و جامعه‌شناسی و به کسانی پیشنهاد می‌کنیم که دغدغه‌ی نابرابری، عدالت اجتماعی و نقد ساختارهای اقتصادی را دارند.

بخشی از کتاب اقتصاد را تسخیر کنید!

«- گفته‌اید که در اروپا، چپ و احزاب سوسیال دموکراتِ سنتی با زوال روبه‌رویند و دارند دست به خودکشی می‌زنند.

دولت‌های سوسیالیستی که اغلب در کشورهایی مثل یونان، اسپانیا و جاهای دیگر به قدرت می‌رسیدند می‌گفتند: "ما هرگز ریاضت اقتصادی را بر طبقهٔ زحمتکش تحمیل نخواهیم کرد زیرا اقدامی شرم‌آور است"، اما سرِ کار که می‌آمدند دست به کارِ تحمیل همان ریاضتی می‌شدند که مخالفش بودند. نمونه‌اش را می‌توان در آن سلسلهٔ نمادینِ سوسیالیستی، یعنی خانواده پاپاندرئو، از پدر بزرگ، پدر، و حالا پسرشان گیورگیوس دید که سرانجام مقامش را اواخر سال گذشته از دست داد. حزب سوسیالیست دارد دست به خودکشی می‌زند. در کشوری مثل یونان با آن سنت سوسیالیستیِ قوی و رزمنده‌اش، به نظر من، "حزب سوسیالیست" با این خودکشیِ سیاسی تا دهه‌ها، یا شاید هرگز، کمر راست نخواهد کرد.

"حزب سوسیالیست" آلمان، که زمانی حزب عمده‌ای بود، نیز با مشکلات شدیدی دست و پنجه نرم می‌کند. این نشانهٔ دگرگونی‌هایی بنیادین در نظام اجتماعی‌‌اقتصادی است، زیرا معانیِ سیاسیِ گذشته دیگر همان چیزهایی نیستند که پیش‌تر بودند. وابستگی‌های سیاسی سابق در حال نابودی است. وابستگی‌های سیاسی نو و احزاب سیاسی جدیدی در حال شکل‌گیری است. برای نمونه، در چند کشور اروپایی، سازمان‌های سیاسی جدیدی در حال ظهور است که خود را احزاب ضد سرمایه‌داری می‌خوانند. این تحول جدیدی است. "سوسیالیست" ها حتی جرئت نداشتند واژه‌ای چون "ضد سرمایه‌داری" را بر زبان آورند. این در حالی است که احزاب جدید تأکید می‌کنند که برنامه‌هایی برای یک نظام نوین دارند.»

نظری برای کتاب ثبت نشده است