
کتاب در پرتگاه حوادث
معرفی کتاب در پرتگاه حوادث
کتاب در پرتگاه حوادث (زندگینامه اکبر اعتماد، بنیانگذار سازمان انرژی اتمی ایران)، با گردآوری و تدوین محمدحسین یزدانی راد، روایتی از زندگی و فعالیتهای یکی از چهرههای تأثیرگذار علمی و اجرایی ایران در قرن گذشته است. این کتاب در سال ۱۳۹۶ توسط انتشارات اختران منتشر شده است و بهعنوان یک زندگینامه، هم به فرازونشیبهای زندگی شخصی و حرفهای اکبر اعتماد میپردازد، هم بخشهایی از تاریخ معاصر ایران را از زاویهای متفاوت و کمتردیدهشده بازگو میکند. اکبر اعتماد، بنیانگذار سازمان انرژی اتمی ایران، در این کتاب دربارهی دوران کودکی در همدان و تحصیلات و فعالیتهای علمی و اجرایی خود در ایران و خارج از کشور سخن گفته است. روایتها با دقت و با جزئیات فراوان، تصویری از تحولات اجتماعی، سیاسی و علمی ایران در دهههای گذشته ارائه میدهند. نسخهی الکترونیکی این اثر را میتوانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.
درباره کتاب در پرتگاه حوادث
کتاب در پرتگاه حوادث، با محوریت زندگی اکبر اعتماد، بنیانگذار و یکی از مدیران کلیدی سازمان انرژی اتمی ایران، تصویری از تحولات علمی و اجرایی کشور در نیمهی دوم قرن گذشته ارائه میدهد. این کتاب حاصل گفتوگوهای تاریخ شفاهی است که طی سه سال توسط محمدحسین یزدانیراد انجام شده و سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران آن را ثبت و ضبط کرده است. ساختار کتاب بر پایهی مصاحبههای مفصل و منظم شکل گرفته و هر بخش به یکی از دورههای زندگی، تحصیل، فعالیتهای علمی و اجرایی و تجربههای اجتماعی و سیاسی اکبر اعتماد اختصاص یافته است.
در کتاب در پرتگاه حوادث، علاوهبر روایت زندگی شخصی، به رخدادهای مهمی چون تأسیس وزارت علوم، دانشگاه بوعلی سینا، دانشگاه آزاد ایران، انقلاب آموزشی و شکلگیری سازمان انرژی اتمی پرداخته شده است. کتاب همچنین به زوایای کمترشناختهشدهی دوران سلطنت محمدرضا پهلوی و نقش افراد و نهادهای مختلف در تحولات علمی و اجتماعی کشور اشاره میکند. روایتها با جزئیات دقیق و نگاه انتقادی، هم خاطرات فردی هم بخشی از تاریخ معاصر ایران را بازتاب میدهند. اکبر اعتماد در این مصاحبهها، از تجربههای خود در ایران و خارج از کشور، چالشهای علمی، مدیریتی و اجتماعی و تعامل با شخصیتهای برجستهی داخلی و بینالمللی سخن گفته است.
خلاصه کتاب در پرتگاه حوادث
کتاب در پرتگاه حوادث با روایت زندگی اکبر اعتماد آغاز میشود؛ دوران کودکیاش در خانوادهای سنتی و فرهنگی در همدان، تأثیر پدر و مادر بر شکلگیری شخصیت و علاقهمندی به علم و ادبیات و تجربههای نخستین از تحصیل و فعالیتهای اجتماعی. اعتماد در نوجوانی به حزب توده میپیوندد و دغدغههای اجتماعی و سیاسی او در این دوران شکل میگیرد. در ادامه، مسیر تحصیلی او در دبیرستان البرز تهران و مهاجرت به سوئیس برای ادامهی تحصیل در رشتهی مهندسی برق و فیزیک هستهای شرح داده شده است. در بخشهای بعدی، کتاب به تجربههای اعتماد در کارخانهی براون باوری سوئیس، حل مسائل فنی پیچیده و ورود به حوزهی انرژی هستهای میپردازد. روایتها نشان میدهد که چگونه مشکلات و چالشهای فنی و اجتماعی، با پشتکار و خلاقیت، به فرصت تبدیل میشوند.
اکبر اعتماد پس از بازگشت به ایران، نقشی کلیدی در تأسیس و مدیریت سازمان انرژی اتمی، ساخت نیروگاههای اتمی و توسعهی آموزش عالی ایفا میکند. کتاب به جزئیات تأسیس دانشگاه بوعلی سینا و دانشگاه آزاد ایران، همکاری با یونسکو و تعامل با نهادهای بینالمللی نیز پرداخته است. در بخشهایی از کتاب، اکبر اعتماد به مسائل سیاسی و اجتماعی ایران، نقش احزاب و تحولات دوران پهلوی اشاره میکند. خاطرات او از تعامل با شخصیتهای برجسته، چالشهای مدیریتی و تجربههای زیسته در ایران و خارج از کشور، تصویری چندلایه از زندگی فردی و اجتماعیاش ارائه میدهد. کتاب با روایت استعفا از ریاست سازمان انرژی اتمی و مهاجرت به فرانسه و فعالیتهای علمی و مشاورهای در عرصهی بینالمللی ادامه مییابد و در نهایت به تأملات شخصی و علاقهمندیهای ادبی و فرهنگی او ختم میشود.
چرا باید کتاب در پرتگاه حوادث را بخوانیم؟
کتاب در پرتگاه حوادث با روایتی صریح و مستند، هم زندگی فردی یک دانشمند و مدیر برجسته را بازگو میکند، هم بخشهایی از تاریخ علمی، آموزشی و سیاسی ایران را از زاویهای کمتردیدهشده به تصویر میکشد. این کتاب به کسانی که به شناخت روند شکلگیری نهادهای علمی و پژوهشی ایران، چالشهای مدیریتی و فنی و تعاملات بینالمللی علاقهمند هستند، اطلاعات ارزشمندی ارائه میدهد.
روایتهای اکبر اعتماد از تجربههای شخصی، شکستها و موفقیتها و تعامل با شخصیتهای مختلف تصویری واقعی و ملموس از فرازونشیبهای توسعهی علمی و اجتماعی ایران در دهههای گذشته ترسیم کرده است. همچنین کتاب با پرداختن به موضوعاتی چون تاریخ شفاهی، نقش خانواده و اهمیت آموزش، زمینهای برای تأمل دربارهی مسیر پیشرفت فردی و جمعی فراهم کرده است.
خواندن کتاب در پرتگاه حوادث را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم؟
خواندن این کتاب به علاقهمندان به تاریخ معاصر ایران، پژوهشگران حوزهی علم و فناوری، دانشجویان و فعالان آموزش عالی و کسانی که به روایتهای مستند از زندگی مدیران و دانشمندان ایرانی علاقه دارند، پیشنهاد میشود. همچنین برای کسانی که دغدغهی شناخت تحولات اجتماعی، سیاسی و علمی ایران را دارند، مناسب است.
درباره اکبر اعتماد
اکبر اعتماد (دی ۱۳۰۹ ـ ۲۲ فروردین ۱۴۰۴) از دانشمندان برجستهی ایرانی در حوزهی انرژی هستهای و رئیس سازمان انرژی اتمی ایران از سال ۱۳۵۳ تا ۱۳۵۷ بود. او در افکار عمومی با عنوان پدر برنامهی هستهای ایران شناخته میشود.
او پس از انقلاب ۱۳۵۷، ایران را ترک کرد و در پاریس دفتر کاری تأسیس کرد و بهعنوان مشاور انرژی هستهای به فعالیت پرداخت. او تا سال ۲۰۰۹ یکی از رؤسای مشترک گروه ایرانیان برای صلح بود. اکبر اعتماد در پاریس و در جریان درمان درگذشت. او هنگام مرگ ۹۵ سال داشت.
اکبر اعتماد دیپلم مهندسی برق خود را از مدرسهی پلیتکنیک فدرال لوزان (EPFL) دریافت کرد. سپس مدرک کارشناسی ارشد خود را از مؤسسهی ملی علوم و فناوری هستهای فرانسه (INSTN) و دکترای فیزیک راکتور را از EPFL اخذ نمود.
اعتماد پس از پایان تحصیلات، حدود یک سال و نیم بهعنوان مهندس پژوهشی در شرکت براون باوری در سوئیس فعالیت کرد و سپس به مدت پنج سال و نیم ریاست گروه حفاظسازی هستهای در مؤسسهی فدرال پژوهشهای راکتور سوئیس را بر عهده گرفت. بعد از آن به ایران بازگشت و بهعنوان معاون پژوهشی وزارت علوم و آموزش عالی منصوب شد. مدتی نیز ریاست دانشگاه بوعلی سینای همدان (دانشگاه فرانسویزبان) را بر عهده گرفت.
در دوران ریاست او، تمامی اختیارات تصمیمگیری سازمان، از بودجه تا انتخاب نیروی انسانی، به شخص او واگذار شده بود. سازمان انرژی اتمی موظف به گزارشدهی مستقیم به دولت نبود و تنها یک گزارش سالانه به خزانهداری کشور ارائه میکرد.
محمدرضا شاه پهلوی هدفگذاری کرده بود که ایران طی ۲۰ سال آینده ۲۳ هزار مگاوات برق از انرژی هستهای تولید کند. در ژوئیهی ۱۹۷۴، قراردادی هستهای به ارزش ۱۳۰ میلیون دلار میان ایران و ایالات متحده به امضا رسید. اعتماد بعدها نقل کرد که از شاه پرسیده بود آیا قصد ساخت سلاح هستهای دارد یا نه و شاه پاسخ داده بود که چنین اقدامی ایران را در سطح بینالمللی منزوی خواهد کرد. در جریان جنگ خلیج فارس نیز، صدام حسین تلاش کرد او را به همکاری با عراق ترغیب کند، اما اعتماد این پیشنهاد را رد کرد و اعلام کرد تا زمانی که عراق با مردم ایران در حال جنگ است، چنین همکاریای برایش غیرقابلتصور است.
بخشی از کتاب در پرتگاه حوادث
«در ۱۳۲۹ به زوریخ در سوئیس رفتم و میخواستم در پلیتکنیک زوریخ مشغول شوم. زبانی که سوئیسیهای آلمانیزبان در آن قسمت به آن سخن میگویند زبان خشنی است. از آن زبان خوشم نیامد و با خود اندیشیدم که به شهر لوزان که زبان آن فرانسه است بروم. فرانسه زبان جامعتر و بهتری است. از آنجا به لوزان که شهری در کنار دریاچه ژنو است رفتم. روزی که به آنجا رفتم حتی یک کلمه هم فرانسه نمیدانستم. در آن زمان جنگِ کره بود و در پانسیونی که در آنجا ساکن شده بودم اخبار جنگ را از طریق رادیو گوش میکردم، در ابتدا نمیفهمیدم؛ اما آنقدر گوش کردم تا متوجه شدم رادیو چه میگوید. معلم فرانسه نگرفتم، هرروز روزنامه میخریدم و میخواندم و آنقدر خواندم تا بالاخره یاد گرفتم که بخوانم. مقداری زبان فرانسه یاد گرفتم اما قواعد زبانی آن را نمیدانستم.»
حجم
۲٫۳ مگابایت
سال انتشار
۱۴۰۴
تعداد صفحهها
۵۳۰ صفحه
حجم
۲٫۳ مگابایت
سال انتشار
۱۴۰۴
تعداد صفحهها
۵۳۰ صفحه