
کتاب دختر ماه پیشونی
معرفی کتاب دختر ماه پیشونی
کتاب دختر ماه پیشونی نوشتهی محمدرضا شمس و با تصویرگری سحر خراسانی توسط نشر افق منتشر شده است. این کتاب در قالب داستانی بلند و با زبانی شیرین و طنزآمیز، یکی از افسانههای کهن ایرانی را بازآفرینی کرده است. روایت آن، ماجرای دختری به نام شهربانو را دنبال میکند که درگیر ماجراهای عجیب و جادویی میشود و با شخصیتهایی مانند گاو زرد، شاباجی و آلازنگی دیو روبهرو میشود. داستان با عناصر خیالانگیز، شخصیتهای رنگارنگ و موقعیتهای طنزآمیز، فضایی جذاب برای نوجوانان و علاقهمندان به قصههای فولکلور ایرانی فراهم کرده است. نسخهی الکترونیکی این اثر را میتوانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.
درباره کتاب دختر ماه پیشونی
کتاب دختر ماه پیشونی اثری از محمدرضا شمس است که با الهام از افسانههای ایرانی، داستانی پرماجرا و خیالانگیز را روایت میکند. این کتاب با بهرهگیری از عناصر جادویی، شخصیتهای اغراقآمیز و موقعیتهای طنز، فضای قصههای عامیانه را بازآفرینی کرده است. ساختار داستان به صورت روایی و پیوسته پیش میرود و هر فصل، ماجرای تازهای را پیش روی خواننده قرار میدهد. شخصیت اصلی، شهربانو، دختری مهربان و صبور است که در مسیر زندگیاش با دشواریها و آزمونهای مختلفی روبهرو میشود. در کنار او، شخصیتهایی مانند شاباجی، دردونهخانم، گاو زرد و آلازنگی دیو، هرکدام نقش مهمی در پیشبرد داستان دارند. روایت کتاب با طنز و زبان محاورهای، فضای صمیمی و نزدیکی با مخاطب نوجوان ایجاد کرده است. تصویرگری سحر خراسانی نیز به جذابیت و خیالانگیزی داستان افزوده است.
خلاصه کتاب دختر ماه پیشونی
هشدار: این پاراگراف بخشهایی از داستان را فاش میکند! داستان با معرفی خانوادهای آغاز میشود که تاجر پولدوستی به همراه همسرش گلبانو و دخترش شهربانو زندگی میکنند. پس از ناپدیدشدن گلبانو در چاه سیاه به دست شاباجی، زندگی شهربانو دستخوش تغییر میشود. شاباجی با نقشهای زیرکانه جای مادر شهربانو را میگیرد و با ورودش به خانه، رفتارهایش تغییر میکند و شهربانو را به انجام کارهای سخت و طاقتفرسا وادار میکند. در این میان، گاو زرد جادویی به کمک شهربانو میآید و با قدرتهای عجیبش، او را از سختیها نجات میدهد. شهربانو با عبور از آزمونهای دشوار، وارد دنیای جادویی چاه سیاه و خانهی آلازنگی دیو میشود و با هوش و مهربانی، از پس چالشها برمیآید. در ادامه، دردونهخانم، دختر شاباجی، نیز تلاش میکند همان مسیر را طی کند اما به دلیل خودخواهی و تنبلی، سرنوشت متفاوتی پیدا میکند. ماجرا با حضور پسر حاکم و ماجرای کفش بلور، به اوج میرسد و در نهایت، شهربانو پس از پشتسرگذاشتن فرازونشیبهای بسیار، به خوشبختی میرسد و رازهای جادویی داستان آشکار میشود.
چرا باید کتاب دختر ماه پیشونی را بخوانیم؟
کتاب دختر ماه پیشونی با بازآفرینی یکی از افسانههای محبوب ایرانی، فضایی پر از جادو، طنز و ماجرا خلق کرده است. روایت آن با زبان امروزی و طنزآمیز، قصهای آشنا را به شکلی تازه و سرگرمکننده ارائه داده است. شخصیتپردازیهای متفاوت، موقعیتهای غیرمنتظره و حضور عناصر جادویی، داستان را برای نوجوانان و علاقهمندان به قصههای فولکلور جذاب کرده است. این کتاب نهتنها سرگرمکننده است، بلکه ارزشهایی مانند مهربانی، هوش، صبر و امید را نیز در دل روایت خود جای داده است. تصویرگریهای کتاب نیز به درک بهتر فضای داستان کمک کرده و تخیل مخاطب را تقویت میکند.
خواندن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم؟
خواندن این کتاب به نوجوانان، علاقهمندان به افسانهها و قصههای ایرانی و کسانی که به دنبال داستانهایی با عناصر جادویی و طنز هستند پیشنهاد میشود. همچنین برای کسانی که دوست دارند با فرهنگ و ادبیات عامیانه ایران بیشتر آشنا شوند، مناسب است.
بخشی از کتاب دختر ماه پیشونی
«شهربانو خیلی خوشحال بود. فکر میکرد شاباجی میتواند جای خالی مادرش را پر کند، اما اشتباه میکرد. وقتی شاباجی پایش را گذاشت توی خانهٔ تاجر، اخلاقش عوض شد. از این رو به آن رو شد. شروع کرد به آزار و اذیت کردن دختر بیچاره! تاجر که خیالش راحت شده بود راه به راه میرفت سفر. از این شهر به آن شهر. از آن شهر به این شهر. جنس میخرید و میفروخت و پول روی پول میگذاشت و ذوق میکرد. بعد پولهایش را طلا میخرید و قایم میکرد. اصلاً هم از حال و روز دخترش خبر نداشت. شاباجی هر چی کار سخت بود میداد به شهربانو. شهربانو هم میسوخت و میساخت و چیزی نمیگفت. چون این چیزی بود که خودش خواسته بود. یک شب وقتی شهربانو کارهای خانه را تمام کرد، شاباجی یک تکه نان خشک انداخت جلویش. شهربانو نان را آب زد و خواست بخورد که گاو زرد آمد پیشش و گفت: «نونت رو بده من بخورم.» شهربانو داد. گاو نان را خورد و گفت: «ما، حالا از این گوشم برو تو، از اون یکی بیا بیرون.» شهربانو از این گوش رفت تو، از آن یکی آمد بیرون. یکهو جلوی پایش سفرهای پر از خوردنیهای خوشمزه پهن شد. شهربانو از خوشحالی جیغی کشید و مشغول خوردن شد.»
حجم
۳۵۵٫۷ کیلوبایت
سال انتشار
۱۳۹۵
تعداد صفحهها
۷۲ صفحه
حجم
۳۵۵٫۷ کیلوبایت
سال انتشار
۱۳۹۵
تعداد صفحهها
۷۲ صفحه