
کتاب شاندیز من
معرفی کتاب شاندیز من
کتاب شاندیز من نوشتهٔ حمیدرضا رضوانی اول است و نشر ارسس آن را منتشر کرده است.
درباره کتاب شاندیز من
کتاب شاندیز من سی و سومین نگارش حمیدرضا رضوانی اول است. خاطرات یک سال زندگی در یک باغ در روستای حصار سرخ شاندیز، شهری زیبا از ییلاقات مشهد که آب و هوای تازه و منظرههای بکر و طبیعیاش میزبان گردشگران بسیاری از نقاط دور ایران است.
حمیدرضا رضوانی اول به واسطهٔ شغل نویسندگی و مدیر مسئولی نشر آرسس و سالها انجام کار فرهنگی در بدو ورود مورد استقبال اعضای نشریهٔ آوای شاندیز که توسط شهرداری شاندیز به چاپ میرسد قرار میگیرد و به عضویت شورای سردبیری نشریهٔ آوای شاندیز در میآید و در مدت یک سال مقالات زیادی را در نشریه به چاپ میرساند.
حمیدرضا رضوانی اول پس از یک سال اقامت با وجود اینکه علاقهٔ فراوانی به شهر شاندیز و مردمانش پیدا کرده؛ با این حال به خاطر روحیهٔ ماجراجویی که دارد به سمت شهر گرگان کوچ میکند؛ اما خاطرات اقامت یکسالهاش را به صورت کتابی به علاقهمندان ارائه میکند.
خواندن کتاب شاندیز من را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم
این کتاب را به دوستداران داستان ایرانی پیشنهاد میکنیم.
بخشی از کتاب شاندیز من
«سبکهای زندگی دگرگون شده و دیگر مانند زمان قدیم اینگونه نیست که مردم در شهرشان متولد شده و ازدواج کنند و به کاری مشغول شوند و سرانجام دهها سال بعد در همان سرزمین دار فانی را وداع گویند.
حالا خیلی از مردم جهان هستند که زندگی در کاروان را انتخاب کردهاند و یا خیلی جوانان هستند که سبک زندگی کوله گردی و انجام کارهای داوطلبانه در قبال چند وعده غذا و جای رایگان را بخاطر دیدن نقاط مختلف جهان انتخاب میکنند و از ماندن در یک مکان گریزان هستند.
ما هم همین کار را کردیم و چون خانواده مان چهار نفره بود و مجبور بودیم بخاطر مدرسه بچهها در جایی ساکن شویم زندگی در شهری دیگر را به مدت یک سال برگزیدیم و سال ۱۴۰۱– ۱۴۰۰ را در شهر شاندیز گذراندیم و تجربههایی شگفتانگیز کسب کردیم.
حاصل این تجربیات یک ساله را در قالب این اثر بصورت داستانهای کوتاه به شما خواننده گرامی عرضه میکنیم باشد که مورد توجه قرار گیرد.
***
شاید ترس بزرگترین عاملی باشد که همیشه جلوی تغییر را میگیرد. ترس از اینکه اگر اینجا را رها کنیم کجا برویم؟ اگر دوستان و آشنایانمان را از دست بدهیم به چه کسی میتوانیم تکیه کنیم؟ اگر شغلمان را عوض کنیم از کجا درآمد کسب کنیم و خیلی اگرها و اماهای دیگر که ناشی از ترس درونی ما انسان هاست.
اما باید گفت آنهایی که با ترسشان روبهرو شدند و دلشان را قوی کردند برنده شدند و اگر تغییر و جابهجایی از روی عقل و با برنامهریزی باشد همیشه به اتفاقات خوب و تجربههایی عالی و قویتر شدن انسان خواهد انجامید.
ما نترسیدیم و محل زندگیمان را عوض کردیم و آنقدر زندگی در شهر شاندیز برای ما خوشایند و عالی بود که پس از مدتی حتی فرزندانم هم با جابجایی دوباره مخالفت کردند و میگفتند: اینجا مردمان بهتری دارد و از شهر دلسوزتر و مهربانتر و دست و دلبازتر هستند و ما اینجا دوستان بیشتری داریم و ترک کردن آنها برای ما کار آسانی نیست.»
حجم
۴۰٫۶ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۱
تعداد صفحهها
۵۲ صفحه
حجم
۴۰٫۶ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۱
تعداد صفحهها
۵۲ صفحه