کتاب فرزند نیل هوارد فاوست + دانلود نمونه رایگان
با کد تخفیف OFF30 اولین کتاب الکترونیکی یا صوتی‌ات را با ۳۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کن.
تصویر جلد کتاب فرزند نیل

کتاب فرزند نیل

نویسنده:هوارد فاوست
انتشارات:نشر تاو
دسته‌بندی:
امتیاز
۳.۶از ۸ رأیخواندن نظرات

معرفی کتاب فرزند نیل

کتاب الکترونیکی «فرزند نیل» نوشتهٔ هوارد فاوست با ترجمهٔ ذبیح الله منصوری در نشر تاو چاپ شده است. فرزند نیل چنان‌که از نامش پیداست، سرگذشت یکی از پیامبران مرسل، حضرت موسی(ع)، است که از مرحلهٔ کودکی تا آغاز بعثت و برگزیده‌شدن به مقام نبوت و خروج بنی‌اسرائیل از مصر را شامل می‌شود و هوارد فاوست، یکی از نویسندگان سرشناس جهان مسیحیت، برحسب روایات مذهبی و اسناد مکشوفهٔ تاریخی، آن را به رشته تحریر درآورده است.

دربارهٔ کتاب فرزند نیل

سرگذشت حضرت موسی در کتاب حاضر از ده سالگی آغاز می‌شود و نویسنده بر مبنای تکنیک داستان‌نویسی نخستین برخورد او را با فرعون از ده سالگی به تصویر کشیده و سرگذشت را شروع کرده است. گرچه در متن کتاب در فرصت‌های بعدی دوران کودکی و بازیابی وی را از دریا، آنچنان‌که در روایات مذهبی مسطور است، ترسیم کرده است.

کتاب فرزند نیل را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم

این کتاب به دوست‌داران کتاب‌های مذهبی و تاریخی و علاقه‌مندان به مطالعهٔ سرگذشت پیامبران پیشنهاد می‌شود.

بخشی از کتاب فرزند نیل

رامسس دوم در کاخ سلطنتی آن‌قدر فرزند داشت که نه اسمشان را می‌دانست و نه می‌توانست قیافهٔ آنها را به‌خاطر بسپارد و به‌طور مرتب به تعداد فرزندانش افزوده می‌شد.

تمام دخترها و پسرهایی که در کاخ سلطنت زندگی می‌کردند به‌ظاهر خواهر و برادر موسی بودند، اما موسی آنان را خواهر و برادر خویش نمی‌دانست.

بعد از اینکه مادر موسی پسرش را بوسید، چند دانه انگور در دهان نهاد و جوید و آب انگورها را فروبرد و پوست و هسته آنها را بیرون آورد و در ظرفی که نزدیکش بود نهاد و گفت: «آیا امروز فرعون به تو چیزی نگفت؟»

موسی اظهار کرد: «امروز وقتی نزد فرعون رفتم دست به سرم کشید و گفت نزد مادرت برو.»

همسر فرعون گفت: «آیا همین است وظیفهٔ پسر نسبت به مادر که با اینکه فرعون به تو گفت نزد من بیایی تأخیر کردی و مرا در انتظار گذاشتی؟»

پسر گفت: من تأخیر نکردم و تو را در انتظار نگذاشتم و بعد از اینکه از نزد فرعون خارج شدم اینجا آمدم.»

شاهزاده‌خانم گفت: «چون امروز فرعون به تو چیزی نگفت فردا مطالبی را که باید به تو بگوید بر زبان خواهد آورد.»

موسی از رامسس دوم نفرت داشت و آن روز هم که به مناسبت وصول به ده سالگی نزد فرعون رفت از روی اجبار و اکراه بود. اگر وی اختیار می‌داشت آن روز نزد فرعون نمی‌رفت و موافقت نمی‌کرد که وی دست بر سرش بگذارد.

نفرت موسی از رامسس دوم از ترس سرچشمه نمی‌گرفت و او از آن مرد نمی‌ترسید، بلکه از رفتار متکبرانه و خشونت بی‌حدّ او متنفر بود؛ درحالی‌که تمام مصریان از رامسس دوم می‌ترسیدند.

در مصر، هر پسر که متولد می‌شد والدینش اسم رامسس را روی طفل می‌گذاشتند، اما نه از روی محبت نسبت به فرعون مصر، بلکه از بیمِ او.

هر مصری هنگامی‌که می‌خواست نام او را ببرد می‌گفت «خدا پادشاه» و در دل اظهار می‌کرد که خدایی است بد!

موسی نام خدا پادشاه را به زبان نمی‌آورد. موسی حاضر نبود رامسس دوم را که پدر او محسوب می‌گردید خدا بداند. به احتمال قوی انکار آن پسر از نفرت وی نسبت به رامسس دوم سرچشمه می‌گرفت.

همان‌طوری که موسی حاضر نبود که رامسس دوم را خدا بداند، نمی‌خواست که مادرش را الهه به‌شمار بیاورد.

چند هفته قبل از آن روز که موسی نزد مادرش برود، با سه نفر از شاهزادگان که فرزند رامسس دوم بودند و لذا برادران وی به‌شمار می‌آمدند، بازی می‌کرد.

نظرات کاربران

کاربر ۱۳۵۲۷۵۳
۱۴۰۲/۰۶/۰۵

واقعا خنده داره قیمتارو دوبرابر میکنید بعد پنجاه درصد تخفیف.ینی چی؟؟!

عباس عرب
۱۴۰۳/۰۸/۲۵

همان بلاهایی که کاهنان هزاران سال قبل بر سر مردم مصر آوردند الان ملاها بر سر مردم ایران می آورند . متاسفانه تاریخ تکرار می شود

بریده‌هایی از کتاب

مع‌هذا سن تو کم است و از آن گذشته، از روزی که چشم گشوده‌ای تا امروز مجسمهٔ خدایان مصر را دیده‌ای و هر خدا که اسمش به گوش تو رسیده دارای مجسمه است و تو عادت کرده‌ای که خدایان مصر را به شکل مجسمه ببینی و نمی‌توانی قبول کنی که خدایی وجود دارد که نمی‌توان آن را دید، ولی می‌توان به‌وجودش پی برد، همان‌طور که وقتی تو در باغ قدم می‌زنی عطر گل‌ها را استشمام می‌نمایی ولی نمی‌توانی آن عطر را ببینی. آتون، خدایی که دیده نمی‌شود، مانند آن عطر است که تو استشمام می‌کنی و به‌وجودش پی می‌بری ولی آن را نمی‌بینی.»
خیال
موسی گفت: «من عطر را نمی‌بینم اما به‌وسیلهٔ شامهٔ خود به‌وجودش پی می‌برم لیکن نمی‌توان به‌وسیلهٔ شامه به‌وجود آتون پی برد.» آمون‌تپ گفت: «ولی می‌توان به وسیله عقل فهمید که آتون وجود دارد.» موسی پرسید: «آیا تو به وسیلهٔ عقل
خیال
وقتی یک ملت دانایی خود را از دست داد خرافه‌پرست می‌شود، همان‌گونه که امروز مصریان خرافه‌پرست شده‌اند و می‌گویند که اهرام را خدایان ساخته‌اند، ولی من و همکارانم که معمار هستیم می‌دانیم که این هرم به‌دست افراد بشر ساخته شده و آنهایی که معماری و نقشه‌کشی این هرم را بر عهده داشتند از دانشمندان بزرگ روزگار بودند
red rose
سلاطین قدیم مصر هرم‌ها را به‌دست بردگان ساختند؛ ولی این حرف را باور نکن و این ابنیهٔ عظیم را ایمان کسانی که آنها را می‌ساختند به‌وجود آورده، و اگر آنها برده بودند نمی‌توانستند این بناهای با عظمت را به‌وجود بیاورند.
red rose
هرم بزرگ از لحاظ دینی برای من بدون اهمیت است، ولی من از نظر هنری به "هرم بزرگ" علاقه دارم و نمی‌خواهم که ویران شود و از بین برود، چون می‌دانم هرگاه هرم بزرگ ویران گردد، دیگر در مصر و شاید در جهان، بنایی به عظمت هرم بزرگ به‌وجود نخواهد آمد. هرم بزرگ را فقط قدرت و ثروت سلاطین مصر به‌وجود نیاورد، بلکه ایمان مصریان که عقیده به آمون داشتند و می‌دانستند که آن بنا برای آمون ساخته می‌شود، آن هرم را برپا ساخت.
red rose
هرکس در هر مرتبه و در هر صنفی که هست نمی‌تواند برتر از خود را ببیند و اگر شخصی پیدا شود که بتواند در مرتبه و صنف خود شخصی برتر از خود را ببیند، باید گفت که یک موجود استثنایی است.»
red rose
در آن موقع موسی متوجه شد که فضیلت فقط به این نیست که انسان تحصیل کند و سوادِ خواندن و نوشتن داشته باشد و حساب و هندسه و تاریخ و جغرافیا را فرابگیرد و بتواند قسمت‌هایی از کتاب اموات را از حفظ بخواند و هنگام صحبت از مضامین آن کتاب شاهد بیاورد، بلکه کسانی هستند که بدون داشتن سوادِ خواندن و نوشتن، و بی‌آنکه از حساب و هندسه و تاریخ و جغرافیا اطلاع داشته باشند، دارای فضیلت هستند و می‌توانند کاری را به انجام برسانند
red rose
نف گفت: «من به‌تجربه دریافته‌ام که خدایان خیلی از چیزها را می‌بخشند،
red rose
روزی که سلاطین مصر به‌دست ملت مصر این هرم‌ها را ساختند، مصریانْ ملتی دانا و با ایمان بودند، ولی امروز دانا نیستند و علمِ ساختن یک‌چنین عمارات عظیم را از دست داده‌اند و ایمان آنها مبدل به خرافه‌پرستی شده است
red rose
گرچه انسان با ارادهٔ خود هرچه بخواهد می‌کند، ولی بعضی از اوقات ارادهٔ او مقهور یک تمایل قوی می‌شود، به‌طوری‌که نمی‌تواند آن تمایل را از بین ببرد و شاید سرنوشتْ همان تمایل قوی می‌باشد و چون شخص نمی‌تواند بر تمایل خود غلبه نماید تصور می‌کند که سرنوشت وی اقتضا می‌نماید که کاری را به انجام برساند.
red rose

حجم

۸۵۰٫۷ کیلوبایت

سال انتشار

۱۴۰۰

تعداد صفحه‌ها

۸۶۳ صفحه

حجم

۸۵۰٫۷ کیلوبایت

سال انتشار

۱۴۰۰

تعداد صفحه‌ها

۸۶۳ صفحه

قیمت:
۱۹۹,۰۰۰
تومان