کتاب پیله رهایی حدیثه عابدی + دانلود نمونه رایگان
تصویر جلد کتاب پیله رهایی

کتاب پیله رهایی

نویسنده:حدیثه عابدی
دسته‌بندی:
امتیاز
۴.۰از ۳ رأیخواندن نظرات

معرفی کتاب پیله رهایی

کتاب پیله رهایی نوشتۀ خانم حدیثه عابدینی است. این کتاب را انتشارات ۳۶۰ درجه در سال ۱۴۰۰ منتشر کرده است.

درباره کتاب پیله رهایی

کتاب پیله رهایی دل‌نوشتة خواندنی و جذاب به قلم نویسندۀ جوان حدیثه عابدی است. ناگفته‌هایی از ذهن هر شخص که با قلم رسا و بی‌پروای ایشان به روی کاغذ آورده شده و گویی حرف دل همۀ ماست.

خواندن کتاب پیله رهایی را به چه کسی پیشنهاد می کنیم؟

این کتاب برای دوستداران و علاقه‌مندان داستان‌های عاشقانه کتابی مناسب است.

بخش‌هایی از کتاب پیله رهایی

دنیای عجیبیه، نه جای رسیدنه، نه جای ترک کردن!

نقطه‌ای بین بودن‌ها و نبودن‌ها ...

بودن‌های توخالی و نبودن‌های زجرآور ...

آدمی چه باید بکند در میان این سختی‌ها و تنهایی‌ها ... هر روز برای رسیدن به هدف‌هایمان مسیر دشوار و ناهمواری را طی می‌کنیم اما در میان راه به‌قدری موانع زیاد است که به خودت میایی و می‌بینی خسته از ادامه مسیر شده‌ای!

بااین‌حال اگر رسیدن به خواسته‌هایت را کنار بگذاری، نفرین‌های بسیاری گریبان‌گیرت خواهد شد ...

خدایا خودت به فریادمان برس!

به فریاد تنهاترین موجودات خلقتت، مردمانی که دیگر نه توان رفتن دارند و نه توان ایستادن، حتی جانی برای جنگیدن هم ندارند ... دویدن‌های بی‌سرانجام! دویدن در مسیرهایی که نقطه پایان و آغازش فرقی نمی‌کند! و جایی پوچ به هم می‌رسند؟

آه خدای من چقدر سخت‌گیر شده‌ای! دنیایت خیلی زیبا است ولی سختی‌ها و ناهمواری‌هایش خنجر مشقت را بر کمر خوشی‌هایمان فرو می‌کند ...

ولی تو همچنان فقط در حال نظاره هستی ...

ما طاقت این درد عظیم را نداریم. کاری بکن ای مهربان! به فریادمان برس ...

نظری برای کتاب ثبت نشده است

بریده‌هایی از کتاب

می‌گفت وای که تو چقدر بی احساسی، نمیدانست ک من احساساتم را برای آدم‌های موقت خرج نمیکنم ای کاش ثابت می‌کرد ماندنی است آن وقت به او میگفتم که کی بی احساس است من یا او؟!
Sara
خواستم پرواز کنم بال هایم را بریدند گفتند: کجا؟ گفتم: میروم در پی رویاهای دور گفتند: ما تو را برای اسارت آفریدیم گفتم: اما این نبود وعدهٔ خیال های دور گفتند: خبر نداری! خیال‌هایت سال‌هاست به کابوس‌هایی سهمگین مبدل شده اند ... بنشین در پی اسارتت، این قفس تمام خیال های تو است..
Sara
بهم گفت: به خودت برس، عطر خوب بزن، شیک کن، آرایش کن، موسیقی گوش کن برای خودت زندگی کن، از زندگیت لذت ببر! اما جان من بیرون رفتنی قدری آرایشت را پاک کن و گیسوانت را بپوشان ... نمیدانی سرمهٔ چشمانت، گیسوان پریشانت چه پدری از دل آدم در میآورد ... دل کوچکم طاقت ندارد که چشمانت دل دیگری را بلرزاند...
Sara
دوستت دارم و متاسفانه این جمله هیچ مخاطب خاصی ندارد...
Sara

حجم

۵۷٫۳ کیلوبایت

سال انتشار

۱۴۰۰

تعداد صفحه‌ها

۷۰ صفحه

حجم

۵۷٫۳ کیلوبایت

سال انتشار

۱۴۰۰

تعداد صفحه‌ها

۷۰ صفحه

قیمت:
۲۶,۰۰۰
تومان