
کتاب پیله رهایی
پدیدآورندگان:
حدیثه عابدیانتشارات:
انتشارات ۳۶۰ درجه٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30
Sara
۳
میگفت وای که تو چقدر بی احساسی، نمیدانست ک من احساساتم را برای آدمهای موقت خرج نمیکنم
ای کاش ثابت میکرد ماندنی است آن وقت به او میگفتم که کی بی احساس است من یا او؟!
Sara
۱
خواستم پرواز کنم بال هایم را بریدند
گفتند: کجا؟
گفتم: میروم در پی رویاهای دور
گفتند: ما تو را برای اسارت آفریدیم
گفتم: اما این نبود وعدهٔ خیال های دور
گفتند: خبر نداری! خیالهایت سالهاست به کابوسهایی سهمگین مبدل شده اند ...
بنشین در پی اسارتت، این قفس تمام خیال های تو است..
Sara
۱
بهم گفت: به خودت برس، عطر خوب بزن، شیک کن، آرایش کن، موسیقی گوش کن برای خودت زندگی کن، از زندگیت لذت ببر!
اما جان من بیرون رفتنی قدری آرایشت را پاک کن و گیسوانت را بپوشان ...
نمیدانی سرمهٔ چشمانت، گیسوان پریشانت چه پدری از دل آدم در میآورد ...
دل کوچکم طاقت ندارد که چشمانت دل دیگری را بلرزاند...
Sara
۱
دوستت دارم و متاسفانه این جمله هیچ مخاطب خاصی ندارد...
