بهم گفت: به خودت برس، عطر خوب بزن، شیک کن، آرایش کن، موسیقی گوش کن برای خودت زندگی کن، از زندگیت لذت ببر!
اما جان من بیرون رفتنی قدری آرایشت را پاک کن و گیسوانت را بپوشان ...
نمیدانی سرمهٔ چشمانت، گیسوان پریشانت چه پدری از دل آدم در میآورد ...
دل کوچکم طاقت ندارد که چشمانت دل دیگری را بلرزاند...