کتاب بافته لائتیسیا کلمبانی + دانلود نمونه رایگان
تصویر جلد کتاب بافته

کتاب بافته

انتشارات:نشر گویا
دسته‌بندی:
امتیاز
۴.۰از ۲۸ رأیخواندن نظرات

معرفی کتاب بافته

کتاب بافته نوشتۀ لائتیسیا کولومبانی است. این کتاب داستان زندگی سه زن را روایت می‌کند. بافته حتی قبل از چاپ در هفده کشور پیش‌فروش شد و در فرانسه در طول دوهفته ۵۴۰۰۰ نسخه فروخت. در حال حاضر رمان بافته به ۲۹ زبان ترجمه شده و جوایز زیادی گرفته است.

درباره کتاب بافته

کتاب بافته داستان زندگی سه زن از سه قارۀ مختلف است که همگی تشنۀ آزادی‌اند. اسمیتا در هند، از طبقۀ دالیت است، زنی غیرقابل‌لمس و نجس. او آرزو دارد دخترش از این شرایط نجات پیدا کند و بتواند به مدرسه برود. در سیسیل، جولیا در کارگاه پدرش کار می‌کند. او پس از حادثه‌ای که برای پدرش پیش می‌آید، می‌فهمد شرکت خانوادگی‌شان در حال ورشکست شدن است. سارا در کانادا یک وکیل مشهور است. او درست زمانی که قرار است در رأس یک دفتر حقوقی قرار بگیرد متوجه بیماری سخت خود می‌شود. زندگی اسمیتا، جولیا و سارا، در رمان بافته بدون این‌که خودشان بدانند، به‌هم‌بافته می‌شود و همه جلوی سرنوشتی که برایشان رقم خورده است، می‌ایستند تا با آن مبارزه کنند.

خواندن کتاب بافته را به چه کسی پیشنهاد می‌کنیم؟

کتاب بافته برای دوستداران رمان‌های فرانسوی می‌تواند کتابی جذاب و خواندنی باشد.

درباره لائتیسیا کولومبانی

لائتیسیا کولومبانی در سال ۱۹۷۶ در شهر بوردو در فرانسه به دنیا آمد. وی فیلمنامه‌نویس، کارگردان، بازیگر و نویسنده است. لائتیسیا کولومبانی، در ابتدای شروع به کارش، فیلمنامۀ کوتاه و بعد از مدتی، فیلمنامه‌های بلند می‌نوشت و کارگردانی می‌کرد. او همچنین هنرپیشۀ سینما و تلویزیون است و در ده‌ها فیلم بلند ایفای نقش کرده است.

بخش‌هایی از کتاب بافته

اسمیتا هیچ‌وقت پایش را به مدرسه نگذاشته بود. اینجا در بادلاپور کسانی مثل او به مدرسه نمی‌روند. او یک دالیت است. یک انسان غیرقابل‌لمس. همان افرادی که گاندی آنها را فرزندان خدا می‌نامید. انسان‌هایی جدا شده از طبقات اجتماعی، محروم از سیستم و محروم از همه چیز. طبقه‌ای جداافتاده که برای زندگی‌کردن در کنار بقیه بسیار ناپاک به‌حساب می‌آید. تفاله‌ای شرم‌آور که مثل دانه‌های خوب که از علف‌های هرز جدایشان می‌کنیم، مراقبیم از ما جدا باشد. میلیون‌ها نفر مثل او بودند که جدا از دهکده و جامعه و خارج از دایروی انسانیت قرار داشتند. هر روز صبح همان کارها تکرار می‌شوند، مثل صفحۀ خش‌دار گرامافونی که تا بی‌نهایت، یک سمفونی دوزخی را تکرار می‌کند. اسمیتا در آلونکی نزدیک به مزارع زیر کشت جت‌ها که در واقع خانه‌اش به‌حساب می‌آید، بیدار می‌شود. صورت و پاهایش را با آبی که مخصوص آنهاست و شب قبل از چاه آورده شده، می‌شوید. بی‌تردید حق ندارند آبی را که مخصوص طبقۀ مرفه است استفاده کنند، هرچند خیلی نزدیک‌تر و در دسترس تر است. خیلی‌ها به‌خاطر چیزهایی کمتر از این مرده بودند. آماده می‌شود، موهای لالیتا را شانه می‌زند و ناگاراجان را می‌بوسد. بعد سبد حصیری‌اش را برمی‌دارد، سبدی که قبل از او مال مادرش بوده و حتی با نگاه‌کردن به آن دلش آشوب می‌شود. این سبدی که با بوی سمج، تند و پاک نشدنی‌اش هر روز مثل صلیب مسیح، مثل باری شرم‌آور به دوش می‌کشد. این سبد، صلیب او است. یک نفرین. یک مجازات. گویی تاوان گناهی است که می‌بایست در زندگی پیشینش مرتکب شده باشد و باید تقاص آن را پس بدهد. تازه مادرش می‌گفت زندگی ما که مهم‌تر از زندگی رفتگان و آیندگان ما نیست، فقط یک زندگی است بین زندگی‌های دیگر. این‌چنین است. این است زندگی او.

نظرات کاربران

avokado
۱۴۰۱/۰۳/۲۸

خیلی خیلی کتاب رو دوست داشتم. ماجرای سه زن در سه جای مختلف هست که دارن برای زندگی‌شون تلاش می‌کنن، این سه ماجرا مثل سه رشته‌ی مو که به هم بافته میشن، موازی با هم پیش میرن و در آخر به

- بیشتر
کاربر غمگین
۱۴۰۴/۰۴/۰۲

متن روان و دلنشینی دارد، با سه داستان موازی جذاب از سه زن هندی، ایتالیایی و کانادایی. کتاب بادبادک به قلم همین نویسنده ادامه سرنوشت زن هندی این کتاب است که توصیه می شود پس از مطالعه این کتاب مطالعه

- بیشتر
بهاران بانو65☫
۱۴۰۴/۰۳/۱۸

خیییلی لذت بردم یک شب تا صبح خوندمش از سرنوشت زنانه‌ای که روایت کرده‌بود،چشمانم پر از اشک شد

Mo0onet
۱۴۰۵/۰۱/۲۰

۳داستان زندگی و در اخر ارتباط انها با هم .۳ زن .۳ قدرت و ۳ سرنوشت.

saghar
۱۴۰۴/۰۳/۳۰

عالی بود ❤️

msms
۱۴۰۲/۰۴/۱۲

کتابی کوتاه و مختصر از زندگی سه زن در سه قاره مختلف (آسیا، اروپا و آمریکا) که به نوعی روی زندگی همدیگر تاثیر دارند. به شخصه قسمت های مربوط به هندوستان رو بیشتر دوست داشتم چون اطلاعات جذاب و مفیدی

- بیشتر
میناتی
۱۴۰۵/۰۳/۰۵

از خوندن کلمه به کلمه ی کتاب لذت بردم و انچنان غرق در مطالعه شدم (بعد از مدت ها)که گذر زمان رو حس نکردم. . سارا ،جولیا،اسمیتا و هزاران زن نا شناخته ای که برای امید و زندگی میجنگید،شما برای من قابل

- بیشتر
شهرزاد قصه‌گو
۱۴۰۵/۰۳/۰۳

جالب بود؛ بسیار. 🪄

Nero
۱۴۰۵/۰۲/۳۱

23 📚 قسمت‌های مربوط به هندوستان وحشتناک بود، بدترینش هم بنظرم قسمتی از کتاب بود که درباره‌ی کودک همسری و بیوه شدن دخترکان پنج ساله بود، با تمام وجود امیدوارم اشتباه از مترجم و ویراستار باشه و چیزی که خوندم دروغ

- بیشتر
کاربر ۴۹۸۲۷۷۵
۱۴۰۵/۰۲/۲۷

با اینکه مدتها پیش کتاب رو خوندم ولی هنوز شیرینی یه داستان رو حس می کنم . داستان تلاش سه زن از سه قاره برای زندگی کردن . به زیبایی به هم بافته شده.

بریده‌هایی از کتاب

با خودش می‌گفت عشق شکننده است همان‌طور که آمده است، می‌رود. حتی گاهی در چشم بر هم زدنی.
Mo0onet
زندگی گاهی به تاریک‌ترین و گاهی به روشن‌ترین لحظه‌ها نزدیک می‌شود.
کاربر ۵۴۱۱۴۶۲
نمی‌توان رسم را کنار گذاشت و تاوانش را نداد.
کاربر ۵۴۱۱۴۶۲
در جنگل انبوه گیسوانت رازی بزرگ نهفته است ..." رمی دوگورمنت
کاربر ۵۴۱۱۴۶۲
رسم دنیا همین است، خارج شدن از طبقه‌ات بدون غرامت نیست. اینجا باید برای هر چیزی قیمتی پرداخت.
کاربر ۵۴۱۱۴۶۲
گاهی آرام می‌شوی اگر فکر کنی همه ‌چیز بالاخره تمام می‌شود، که بزرگترین شکنجه‌ها فردا به پایان می‌رسند.
رویا
زندگی در همان‌ دم که چیزی می‌دهد، چیزی را می‌گیرد.
Nero
جامعه بیمار است و باید از آن مراقبت کرد. بجای اینکه از انسانهای ضعیف حمایت کند و همراهی‌‌شان کند، به آنها پشت می‌کند، مثل فیل‌های پیری که گله جایشان می‌گذارد و به مرگ در تنهایی محکومشان می‌کند.
زهرا علیمحمدی
در جنگل انبوه گیسوانت رازی بزرگ نهفته است ..." رمی دوگورمنت
کاربر ۵۴۱۱۴۶۲
روزی در کتابی برای کودکان درباره‌ی حیوانات این جمله را خوانده بود: «گوشتخواران برای طبیعت مفید هستند، زیرا ضعیف‌ها و بیمارها را می‌خورند.» دخترش شروع کرده بود به گریه کردن. سارا آرامش کرده و گفته بود انسانها از این قانون اطاعت نمی‌کنند. فکر می‌کرد چون در جهانی متمدن زندگی می‌کند در امان است. اشتباه کرده بود.
کاربر ۹۱۵۶۴۷۶