معرفی و دانلود کتاب لشکر صلح + خلاصه رایگان
با کد تخفیف OFF30 اولین کتاب الکترونیکی یا صوتی‌ات را با ۳۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کن.
تصویر جلد کتاب لشکر صلحsubscriptionAvailable

کتاب لشکر صلح

روایتی داستانی از زندگی امام حسن مجتبی (ع)

نوع کتاب
۵.۰ امتیاز(از ۱ رأی)
پدیدآورندگان: 
جعفر توزنده جانی

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy

معرفی کتاب لشکر صلح

کتاب لشکر صلح، نوشته جعفر توزنده جانی، داستان بخشی حساس و پرتنش از زندگی امام حسن مجتبی (ع) است؛ از روزهای پس از شهادت امام علی (ع) تا شکل‌گیری رویارویی سیاسی و نظامی با معاویه. این کتاب علاوه‌بر بازگویی یک واقعه‌ی تاریخی، فضای کوفه، تردید یاران، شایعه‌سازی، خیانت و سختی تصمیم‌گیری در روزگار بحران را نیز نشان می‌دهد. انتشارات سوره مهر در سال ۱۳۹۸ این کتاب را منتشر کرده است. نسخه‌ی الکترونیکی این اثر را می‌توانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.

درباره کتاب لشکر صلح اثر جعفر توزنده جانی

کتاب لشکر صلح، نوشته‌ی جعفر توزنده جانی، زندگی امام حسن مجتبی (ع) را در مقطعی روایت می‌کند که هم اندوه شخصی در آن پررنگ است هم بحران اجتماعی و سیاسی. داستان با شب ضربت‌خوردن امام علی (ع) در کوفه آغاز می‌شود و فضای اضطراب، سوگواری و انتظار را منتقل می‌کند. جعفر توزنده جانی در کنار چهره‌های شناخته‌شده، از شخصیت‌های فرعی هم بهره گرفته و کوفه را به شهری زنده و پرآشوب تبدیل کرده است؛ شهری که در آن خبر، شایعه، ترس و وفاداری مدام در هم می‌آمیزند.

کتاب لشکر صلح در ادامه فرسایش درونی یک جبهه را هم نشان می‌دهد. در این کتاب، مسئله فقط رویارویی با معاویه نیست؛ سستی اراده‌ها، دودستگی میان نیروها، نفوذ جاسوسان، خریدن فرماندهان و فشار افکار عمومی نیز در مرکز ماجرا قرار دارند. جعفر توزنده جانی به‌جای آنکه ماجرا را صرفاً در قالب سلسله‌ای از رخدادهای تاریخی پیش ببرد، موقعیت‌هایی را کنار هم می‌گذارد که از خلال آن‌ها دشواری تصمیم‌گیری امام حسن (ع) روشن می‌شود. این کتاب بیشتر بر تنهایی، مسئولیت و پیچیدگی انتخاب‌ها تکیه دارد تا بر قهرمانی‌های آشکار.

خلاصه داستان لشکر صلح

هشدار: این پاراگراف بخش‌هایی از داستان را فاش می‌کند!

داستان از شبی آغاز می‌شود که امام حسن (ع) با نگرانی درباره‌ی حال پدرش بیدار می‌شود و خیلی زود با خبر ضربت‌خوردن امام علی (ع) در مسجد کوفه روبه‌رو می‌شود. پس از شهادت امام علی (ع)، مردم با او بیعت می‌کنند، اما آرامشی در کار نیست. کتاب لشکر صلح نشان می‌دهد که امام حسن (ع) با جامعه‌ای روبه‌روست که بخشی از آن خسته، بخشی مردد و بخشی آماده‌ی خیانت است. در سوی دیگر، معاویه نیز به جنگ نظامی بسنده نمی‌کند و با جاسوسی، شایعه‌پراکنی و تطمیع فرماندهان، جبهه‌ی مقابل را از درون فرسوده می‌کند. داستان قدم‌به‌قدم فشارهایی را نشان می‌دهد که تصمیم‌گیری را به مسئله‌ای دشوار و سرنوشت‌ساز تبدیل می‌کند.

چرا باید کتاب لشکر صلح را بخوانیم؟

دلایل خواندن کتاب لشکر صلح را می‌توان این‌طور خلاصه کرد:

  • این کتاب یکی از حساس‌ترین مقاطع زندگی امام حسن مجتبی (ع) را در قالب داستان و با تمرکز بر فضای کوفه بازسازی می‌کند.

  • خواننده می‌تواند نقش شایعه، نفوذ و سستی یاران را در تغییر مسیر یک رویارویی بزرگ درک کند.

  • این کتاب نشان می‌دهد که بحران فقط در میدان نبرد شکل نمی‌گیرد و گاه در تردیدها و دودستگی‌های درونی عمیق‌تر می‌شود.

  • داستانْ صورت‌های مختلفی از وفاداری، ترس، طمع و مسئولیت را در کنار هم می‌گذارد و تصویری ملموس از یک جامعه‌ی ناآرام می‌سازد.

  • خواندن این کتاب برای کسانی مناسب است که می‌خواهند با زمینه‌های شکل‌گیری صلح امام حسن (ع) آشنا شوند.

خواندن کتاب لشکر صلح را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم؟

خواندن کتاب لشکر صلح به این گروه‌ها پیشنهاد می‌شود:

  • علاقه‌مندان به رمان‌های تاریخی با محوریت شخصیت‌های صدر اسلام.

  • خوانندگانی که می‌خواهند درباره‌ی زندگی امام حسن مجتبی (ع) در دوره‌ی پس از شهادت امام علی (ع) بیشتر بدانند.

  • کسانی که به داستان‌هایی درباره‌ی بحران سیاسی، وفاداری و خیانت علاقه دارند.

  • مخاطبانی که دوست دارند فضای اجتماعی و روانی شهر کوفه را در روزهای پرآشوب دنبال کنند.

  • خوانندگانی که از داستان‌های شخصیت‌محور با تصمیم‌های دشوار و موقعیت‌های پرتنش استقبال می‌کنند.

درباره جعفر توزنده جانی

جعفر توزنده‌ جانی، نویسنده‌ی ادبیات کودک و نوجوان، در سال ۱۳۴۱ در نیشابور به دنیا آمد. او نوشتن را از سال ۱۳۵۸ با همکاری رادیو کرمان آغاز کرد و به‌تدریج فعالیت خود را در حوزه‌ی داستان‌نویسی گسترش داد.

در سال ۱۳۶۳ نخستین داستانش در مجله‌ی کیهان بچه‌ها منتشر شد و همین اتفاق زمینه‌ی همکاری چندساله‌ی او با این نشریه را فراهم کرد؛ همکاری‌ای که تا سال ۱۳۷۱ ادامه یافت. توزنده‌ جانی در بخشی از زندگی خود ساکن استان هرمزگان بود. او ابتدا در میناب زندگی می‌کرد و در کنار فعالیت‌های ادبی، با انجمن تئاتر این شهر نیز همکاری داشت. پس از مهاجرت به بندرعباس در سال ۱۳۷۰، انجمن قصه‌ی این شهر را بنیان گذاشت و هم‌زمان داستان‌های کوتاهش در نشریات محلی و استانی به چاپ رسید.

با استقرار در تهران از سال ۱۳۸۰، فعالیت حرفه‌ای توزنده‌ جانی وارد مرحله‌ی تازه‌ای شد. او همکاری با مجلات کودک و نوجوان را از سر گرفت و چند سال مسئولیت بخش داستان نوجوان هفته‌نامه‌ی دوچرخه را بر عهده داشت. توزنده‌ جانی دبیر و عضو هیئت‌مدیره‌ی انجمن نویسندگان کودک و نوجوان بوده و با نشریات رشد، از جمله رشد نوآموز و رشد دانش‌آموز، همکاری کرده است. او همچنین سال‌ها در فرهنگسراها و خانه‌های فرهنگ منطقه‌ی پنج تهران به فعالیت‌های ترویج کتاب‌خوانی مشغول بوده و «با هم بخوانیم» از برنامه‌هایی است که با مشارکت او برگزار شده است.

بخشی از کتاب لشکر صلح

«حذیفه به کوچه دوید. زن و مرد کوفه را دید که چون مورچگانی که آب به لانه‌شان ریخته باشند، از خانه بیرون آمده بودند و همه به یک سمت می‌رفتند. همه نیز یک چیز را تکرار می‌کردند. حذیفه گیج شده بود. ایستاد و گوش کرد و نگاه کرد تا بتواند حواسش را جمع کند و بفهمد واقعاً چه اتفاقی افتاده است. نمی‌توانست باور کند که علی بن ابی‌طالب را کشته باشند؛ آن هم در مسجد. کمی که حواسش جمع شد، دوید. اما تاریکی خیلی زیاد بود. انگار گرد خاکستر بر سر شهر پاشیده بودند. دست‌کم برای حذیفه این تاریکی خیلی زیاد بود. او اصلاً عادت نداشت شب را بیدار بماند و در تاریکی قدم بردارد. این بود که همان اول حرکت، راه را گم کرد. وقتی احساس کرد راه را گم کرده است، برگشت. چنان گیج و هراسان بود که نمی‌دانست چه باید بکند؛ انگار که هنوز از خواب بیدار نشده باشد. به یاد حرف‌های همسرش افتاد که همیشه او را نکوهش می‌کرد و می‌گفت که نصف بیشتر سال را خواب است. این را که راست می‌گفت. حذیفه، عاشق خواب بود. هر چه‌قدر بیشتر می‌خوابید، میلش به خواب هم بیشتر می‌شد. خواب‌های عجیب و غریب هم می‌دید. برای همین، هر وقت ناگهانی او را از خواب بیدار می‌کردند، طول می‌کشید تا بیدار بیدار شود و چشم‌هایش به روز و روشنایی عادت کند. حالا هم که شب بود.»

معرفی این کتاب در تاریخ ۵ مرداد ۱۴۰۵ به‌روزرسانی شده است.

برای تجربه‌ای بهتر در دانلود کتاب لشکر صلح و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را به‌صورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن می‌توانید مطالعه‌ی خود را شخصی‌سازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتاب‌ها را همیشه و همه‌جا تجربه کنید. علاوه‌بر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیف‌های ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.

مشخصات کتاب الکترونیکی

نام کتابلشکر صلح
عنوان دیگرروایتی داستانی از زندگی امام حسن مجتبی (ع)
موضوعداستان کودک و نوجوانان، ادبیات مذهبی
نویسندهجعفر توزنده جانی
انتشاراتانتشارات سوره مهر
سال انتشار نسخه فیزیکی۱۴۰۳/۱۲/۰۲
فرمت کتابEPUB
حجم فایل کتاب۸.۳۵ مگابایت
شابک۹۷۸۶۲۲۴۸۳۵۱۷۸
تعداد صفحه‌ها۱۵۶ صفحه
قیمت کتاب۱۷۹۰۰۰ تومان
برچسبمجموعه قصه نیکان

نظر شما دربارهٔ این کتاب

به این کتاب چه امتیازی می‌دهید؟

۱
۲
۳
۴
۵
نظری برای کتاب ثبت نشده است.

بریده‌هایی از کتاب

زینب هاشم‌زاده
۳
سفیان با دیدن ابامحمد جا خورد؛ اما خیلی زود به خود آمد و گفت:‌«سلام بر کسی که مؤمنان را خوار و زبون کرد.» ابامحمد نرنجید. از هنگامی که با معاویه صلح کرده بود، از این گونه سخنان زیاد شنیده بود. پیشتر هم حجر بن عدی گفته بود و امام در جوابش گفت: «این‌طوری نیست. چون همه‌ی مردم، چیزی را که تو می‌خواهی، نمی‌خواهند. اگر صلح کردم، برای حفظ دیگران بود؛ دیگرانی که اگر از دست بروند، به دست آوردنشان غیر ممکن است.»
زینب هاشم‌زاده
۱
ابامحمد جلو خانه‌اش روی تشکچه‌نشسته بود. آفتاب داشت به وسط آسمان می‌رسید و سایه‌ی دیوار بلند داشت کوتاه و کوتاه‌تر می‌شد. قبل از این‌که آفتاب بخواهد با زبانش تشکچه‌ی‌انداخته‌شده روی زیلو را لیس بزند، ابامحمد، چشمش به سفیان ابی‌لیل افتاد. سفیان، سوار بر اسب، آهسته به سمت او می‌آمد. ابتدا تصور کرد که حتماً با او کاری دارد؛ اما هنگامی که متوجه شد سفیان غرق خودش است، دانست به اختیار خود به این سمت نیامده است. ابامحمد، از خشم و ناراحتی سفیان از خودش آگاه بود. سفیان، دو بار در مقابل مسجد کوفه در جلو جمع بدو پرخاش کرده و او را دشمن مؤمنین دانسته بود. همین که اسب نزدیک شد، ابامحمد گفت: «خوش آمدی، سفیان.» سفیان با دیدن ابامحمد جا خورد؛ اما خیلی زود به خود آمد و گفت:‌«سلام بر کسی که مؤمنان را خوار و زبون کرد.»
زینب هاشم‌زاده
۰
ابامحمد نرنجید. از هنگامی که با معاویه صلح کرده بود، از این گونه سخنان زیاد شنیده بود. پیشتر هم حجر بن عدی گفته بود و امام در جوابش گفت: «این‌طوری نیست. چون همه‌ی مردم، چیزی را که تو می‌خواهی، نمی‌خواهند. اگر صلح کردم، برای حفظ دیگران بود؛ دیگرانی که اگر از دست بروند، به دست آوردنشان غیر ممکن است.»