دانلود و خرید کتاب نای و نی موسی صدر ترجمه علی حجتی کرمانی
با کد تخفیف OFF30 اولین کتاب الکترونیکی یا صوتی‌ات را با ۳۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کن.

معرفی کتاب نای و نی

نای و نی از مجموعه در قلمرو اندیشه امام موسی صدر است که درس‌گفتارهای ایشان را درباره اسلام، انسان، لبنان، مقاومت دربر دارد.

با توجه به اینکه این سخنرانی‌ها در آخرین سال‌های حضور امام موسی صدر در لبنان ایراد شده است، به نوعی عصارهٔ اندیشه و فکر امام موسی صدر در زمینه‌های مختلف و انعکاس و خلاصهٔ معرفت وجودی امام موسی صدر است.

 درباره کتاب نای و نی

مجموعه‌ای که پیش رو دارید شامل برخی از سخنرانی‌ها و مقالات و مصاحبه‌ها و بیانیه‌هایی است که از زمانِ استقرارِ امام موسی صدر در لبنان تا نخستین سال تأسیس مجلس اعلای شیعیان ارائه یا صادر شده است. فصل اول این مجموعه به اصول عقاید، جهان‌بینی، ارزش‌ها و اخلاق و تاریخ اسلامی اختصاص یافته است. مخاطبانِ موضوعات این فصل گاهی شیعیان در مساجد، گاهی مسیحیان در کلیسا، زمانی مسلمانان و غیر ایشان در محافل علمی و دانشگاهی لبنان یا دیگر کشورهای عربی و اروپایی بوده‌اند. تنوع یا اختلاف فرهنگی مخاطبان و حتی تفاوت سنی و اقلیمی و دینی آنان هیچ‌گاه عامل گسیختگی وحدت و یکپارچگی اندیشهٔ امام موسی صدر در بیان آموزه‌های اسلام نشده است، و در کلام ایشان هیچ‌گونه تنازلی از اصول معرفتی و مبانی دین یافت نمی‌شود. به تعبیر دیگر، اسلامی که در مسجد یا محافل دینی شیعیان ارائه می‌شود با آنچه در دانشگاه‌های اروپا یا کلیساهای لبنان مطرح می‌گردد، یگانگی و مطابقت کامل دارد. اختلاف مکان‌ها و مناسبت‌ها فقط موجب بسط یا تلخیص آگاهانه و هدفمند جنبه‌ها و یا تأکید بر مفهوم یا ارزش یا دیدگاه ویژه‌ای از مکتب اسلام یا مذهب شیعه شده است. از این نظر، این مجموعه در مقایسه با آثار سایر متفکران و علمای اسلامی بی‌نظیر است. این مجموعه و سایر آثار امام صدر، که تاکنون انتشار یافته و در آیندهٔ نزدیک منتشر می‌گردد، بر روی هم، می‌تواند یک مجموعه یا فرهنگی از اسلام‌شناسی تلقی گردد.

اگر یکی از دو تفاوت اصلی مذهب شیعه با اهل سنت ولایت است، چگونه می‌توان جامعه‌ای را بر اساس ولایت امامان معصوم و آموزه‌های ایشان برپا ساخت، اداره کرد، و سامان بخشید و توسعه داد؟ به‌ویژه پس از فقدان نبی اکرم و در غیبت آخرین امام و ولی اعظم و در هنگامهٔ سختی روزگار و گرفتاری مردمان؟

بخش دوم این کتاب گزارشی است از چنین تجربه‌ای، البته نه دربارهٔ ورود اسلام به سرزمینی و تشکل امت آن برای نخستین بار، بلکه برای احیای هویت، حرکت و شخصیت شیعیان در لبنان. این بخش روش کار امام را که از صور در لبنان شروع شده و، سپس، به تمام مناطق شیعه‌نشین لبنان گسترش یافته، تشریح می‌کند. خصوصیت مهم این روش برای تغییر و تحولِ جامعهٔ شیعیان آن است که، به‌رغم تنوع فرقه‌های مذهبی در لبنان، این توسعهٔ اجتماعی-اسلامی شیعی، به‌موازات همبستگی با سایر مذاهب و همکاری با دیگر ادیان و اتحاد با همهٔ شهروندان لبنان، و نیز همدردی با همسایگان و بسیج نیروهای ملی و منطقه‌ای برای مبارزه با دشمن مشترک، اسرائیل غاصب، همراه است.

 آشنایی کامل با چگونگی ایجاد تحول اسلامی و شناخت روش امام و تجربهٔ شیعیان لبنان نیازمند مراجعه به سایر آثار منتشرشده از ایشان و اطلاع از اقدامات و مؤسسات و تشکیلات شکل‌گرفته پس از تأسیس مجلس اعلای شیعیان نیز هست. مطالب این بخش، حداقل، آنچه را در صور انجام گرفته یا از آن شروع شده، نمایان می‌سازد و برای کاوشگری که تحولات و توسعهٔ اجتماعی را بر اساس فرهنگ اسلامی جستجو می‌کند، راهکارها و شیوه‌های ارزشمندی ارائه می‌دهد.

یک اقلیت اسلامی چگونه می‌تواند با غیرمسلمانان همزیستی و روابط اجتماعی برقرار کند و با ایشان و بهره‌مندی از ظرفیت‌ها و تجربه‌هایشان به تعقیب اهداف مشترک و کسب منافع ملی بپردازد و، در عین حال، نه‌تنها اصالت خود را حفظ کند بلکه در میان آن اعتبار و حرکت و تشخص یابد. بخش دوم این مجموعه روایتگر و روشنگر روش رهبری و نحوهٔ تعامل رهبر شیعیان با سایر فرقه‌ها و رفتار ایشان به‌مثابهٔ شهروندی لبنانی است. در این پیوند، از یک‌سو روشنگری‌ها، مشارکت‌ها، ارتباطات و مجموعهٔ برنامه‌هایی را که برای رشد جامعهٔ لبنانی و انتخاب اهداف مشترک و آرمان‌های واحد صورت گرفته می‌بینیم و، از سوی دیگر، با تشکیلات و تأسیساتی که برای ارتقای همه‌جانبهٔ شیعیان و با توافق و تأیید سایر شهروندان لبنانی ایجاد شده است، آشنا می‌شویم. این قسمت نیز، مانند بخش نخست، برای نشان دادن و ترسیم کلیت نحوهٔ تعایش و تعامل شیعیان با دیگران برای دستیابی به اهداف مشترک و نیل به وحدت و یکپارچگی کافی نیست و باید با سایر آثار مشابه منتشرشده از امام صدر همراه و مطالعه گردد.

قسمت آخر (فصل سوم) این مجموعه به معرفی دشمن مشترک و تمهیدات جمعی و ملی و فراملیتی می‌پردازد که برای مبارزه با اسرائیل و حمایت از ملت مظلوم فلسطین صورت گرفته است. این اقدامات، پس از تأسیس مجلس اعلای شیعیان و آغاز حملات اسرائیل به جنوب لبنان شدت بیشتر و ماهیت جدیدی به خود گرفت و به‌سبب اعتماد قاطبهٔ ملت لبنان به امام، نقش و موقعیت خاصی برای رهبری ایشان در راه مبارزه با تجاوزگران و اشغالگران و دفاع از شیعیان جنوب لبنان، که در معرض حملات دائمی اسرائیل قرار گرفته بودند، فراهم آورد. به لطف خداوند متعال شرح این اقدامات و فعالیت‌ها نیز به‌زودی منتشر می‌گردد.

امید است که این مجموعه به شناسایی ابعاد یک نهضت و حرکت اسلامی ـ اجتماعی که امام موسی صدر از لبنان آغاز کرد و تاکنون به بسیاری از نقاط جهان اسلام کشیده شده، کمک کند.

خواندن کتاب نای و نی را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم

 دوست‌داران اندیشه‌های امام موسی صدر مخاطبان این کتاب‌اند.

بخشی از کتاب نای و نی

در سفر امام موسی صدر در سال ۱۹۶۷ به کشورهای آفریقایی و دیدار با مهاجران لبنانیِ ساکن آفریقا، جنگ موسوم به شش روزهٔ اعراب و اسرائیل درگرفت.

امام از سفر خود بازگشت و این بیانیه را صادر کرد.

بسم الله الرحمن الرحیم

خواهران و برادران ارجمند، ‌

پس از بازگشتم از سفری طولانی و دیدار با مهاجرانِ لبنانیِ ساکنِ آفریقا، بر خود لازم می‌دانم که سلام و درود ایشان را به شما ابلاغ کنم؛ چه برادران آفریقایی و چه برادران مهاجر لبنانیِ شما که در آن دیار به سر می‌برند. آنان و من نیز کنار ایشان در آفریقا، بحران اخیر را از آغاز تا اوج وخامت آن با دل‌هایی تپنده و نه بی‌قرار، و سینه‌هایی خاموش و نه تسلیم دنبال می‌کردیم.

تنها جسم‌های ما از میدان نبرد دور بود؛ میدان مقدسی که خاک آن با خون‌های پاک عجین شده و صخره‌هایش از نفَس‌های مجروحان گداخته شده است. جبهه‌ها و پیرامون آن را ارواح مطمئنه و خرسند فرا گرفته است؛ عرصه‌ای که از دسیسه‌ها و خیانت‌ها و جنایت‌های تاریخ خبر می‌دهد و از سطح ظلم و کشتار و نژادپرستیِ کینه‌توزانه که امروزه بشر به آن رسیده سخن می‌گوید؛ عرصه‌ای که آخرین فصل از افسانهٔ خودآزاری و شکنجهٔ یهود، برای مظلوم‌نمایی و جلب ترحمِ بیشتر در آن رقم می‌خورد. این همان میدانی است که از ماهیت حقیقی مردمی پرده برمی‌دارد که خود را امت برگزیدهٔ خداوند می‌خوانند. این میدان بیانگر همان علتی است که در تاریخ، بشریت را واداشته تا از تشکیل دولت و کیان یهود، قومی که بر آنان مُهر ذلت و خواری زده شد، جلوگیری کنند.

آری، ما لبنانی‌ها و آفریقایی‌ها در اوضاع سختی به سر می‌بردیم، آن‌چنان‌که گویی در میدان جهاد و مبارزه هستیم و زخم‌های آن را چنان‌که گویی در بدن‌های خودمان است، لمس می‌کردیم.

طبیعی است، انسان آفریقایی، که خود نسل‌هاست تلخی استعمار را چشیده و در زیر سلطهٔ فاجعه‌آمیزِ پدیدهٔ نژادپرستیِ دست‌سازِ تمدن مادیِ غرب زیسته و دروغ‌های آن را لمس کرده و تجاوز آن را به حقوق بشر دیده است، با ما همدردی کند. این انسان، برادران لبنانی را دوستان هم‌رزم و برادران یک‌دل و آزادی‌خواهی یافت و، درنتیجه، قلب او با قلب ما تپیده است و دست خود را در دست ما گذاشته است و با ما به‌گونه‌ای در این نبرد، از طریق روزنامه‌ها و محافل و اجتماعات و مساجد و دعا در معابد همراهی کرد که گویی یکی از اعضای پیکرهٔ میهن ماست.

مهاجر لبنانی در نظر آنان، به‌حقیقت، پیام‌آور عمران و آبادی و تعاون بشری و پایه‌گذار عظمت و مجد جامعه در چهارگوشهٔ جهان است. او در پیکار طولانی و پرماجرا و سخت خود، سربلندی لبنان را محقق ساخته و احترام بسیاری برای اعراب کسب کرده است. چراکه لبنانی آبادکننده است نه استعمارگر و خود را هم‌وطن آفریقایی می‌داند، نه اینکه آنان را کوچک شمارد. هر لبنانی، برای خدمت به انسان، مخلصانه می‌کوشد و کبر و غرور پیشه نمی‌کند. اینان قهرمانان بزرگی هستند و بدون دیدن مستقیم تلاش‌ها و فداکاری‌های آنان در میدان‌های کار و سازندگی، شناخت ابعاد گستردهٔ شخصیت لبنانیان میسر نمی‌شود. هم اینان‌اند که در غربت و تنهایی با تلخیِ درد و شیرینیِ آرزو دست و پنجه نرم می‌کنند.

آنان لحظات دشوار را همراه شما سپری می‌کردند و برای بذلِ توش و توان و حتی خون و جان خود، در راه مبارزه تلاش می‌کردند. آنان و نیز ما، همگی به‌نیکی دریافته بودیم که شرافت انسانی در کشور ما آماج خطر قرار گرفته و زندگی ما و فرزندانمان در گرو نتایج این مبارزه است. بلکه همهٔ ما در شرق عربی، اعم از مسلمان و مسیحی، قربانی توطئهٔ کینه‌توزانهٔ نژادپرستیِ صهیونیستی شده‌ایم که تمدن مادی غرب نیز او را در این راه یاری می‌دهد؛ تمدنی که دستاوردها و نتایجش برای خود آنان است و بدبختی‌های بزرگش برای دیگران.

نظرات کاربران

وحید
۱۴۰۲/۱۱/۱۳

سخنرانی‌های خیلی خوبی از ایشان انتخاب شده، خصوصا در مورد موضوع اسرائیل.

بریده‌هایی از کتاب
مشاهده همه (۱۷)
علی (ع)‌ می‌فرماید: «زهد این نیست که تو مالک چیزی نباشی، بلکه زهد این است که چیزی مالک تو نباشد.»
وحید
بیشتر ما در همهٔ کارهایمان فرقه‌گرا هستیم. معمولاً از مقامات رسمی مثل نماینده و وزیر و رئیس منافع شخصی خود را می‌خواهیم و از آنان می‌خواهیم که تنها مصالح خاص ما را مد نظر داشته باشند. من وجودِ ظالم و مظلوم را نفی نمی‌کنم، اما نمی‌خواهم مظلوم به ظالم و ظالم به مظلوم تبدیل شود.
وحید
دولت نباید نمایندهٔ منافع اکثریت یا اقلیت باشد، بلکه باید از این فراتر برود یعنی به آسمان نزدیک شود و خود را بالاتر از حزب و گروه و فرقه‌ای خاص نگاه دارد.
وحید
ما اعتدال دینی را تدین می‌نامیم، تدین و ایمان به الله، که خداوندِ همه است. آزاداندیشی و گشوده بودن در مقابل دیگران کاملاً دینی است؛ هیچ دینی پیروانش را به کنار نهادن و حقیر شمردن دینِ دیگر فرانخوانده است. شکی نیست که «اَلخَلقُ کُلُّهُم عَیالُ اللهِ وَ أحَبُّ النّاسَ إلَیهِم أنفَعَهُم لِعَیالِهِ.» (همهٔ مردم عیال خدایند و محبوب‌ترین مردم نزد خداوند کسی است که به حال عیال او سودمندتر باشد.) خدمت به بندگان خداوند، از هر مذهبی که باشند، درحقیقت خدمت به خداوند تعالی است.
وحید
در برابر خطر خارجی ما می‌توانیم فقط یک کلمه بگوییم و آن هم مقاومت تا مرگ است؛ مقاومت‌ِ مطلق. یعنی اگر وسایل دفاع از خود برای ما فراهم باشد، دفاع می‌کنیم و اگر ابزار دفاع برای ما مهیا نگردد، می‌میریم. مرگ ما شاید مانع اشغال کشور نشود، ولی موضع ما را بیان می‌کند. فرزندان ما و مردم ما در آینده می‌فهمند که پدرانشان جان فدا کردند. این یگانه راه برای بقای این کشور و هر کشور دیگری است و پایداری تنها حربهٔ ما برای دفع خطر خارجی است.
وحید
خطر اساسی و داخلی خطر بی‌مسئولیتی و بی‌بندوباری و فساد است. وقتی که لبنان باید همچون جامعهٔ جنگی باشد و هر چیزی در آن به مقاومت و پایداری و دفاع مرتبط باشد، متأسفانه،‌ می‌بینیم هنوز برخی از مردم این کشور گمان می‌کنند در جامعه‌ای بی‌خطر، آن هم در کمال راحتی و رفاه، زندگی می‌کنند. هنوز همان مجالس و محافل شب‌زنده‌داری و شادخواری‌ها برقرار است. ما می‌خواهیم در این جهان زندگی کنیم و امکان ندارد انسان بدون تلاش و تحمل سختی بتواند در این جهان زندگی کند. با مسخرگی و بی‌بندوباری و غفلت از خطر نمی‌توان در این جهان زندگی کرد.
وحید
هرگز تاریخْ هیچ ملت و امتی را نشان نداده که به علت ظلم و ستم خارجی یا در نتیجهٔ غلبهٔ دشمن خارجی، تا هنگامی که آن مردم در کنار یکدیگر بوده و وحدت کلمه داشته و به مسئولیت‌های خود آگاه بوده‌اند، از بین رفته باشد. مهم خطرِ داخلی است؛ خطر تفرقه.
وحید
منظور شما از خطر خارجی همان صهیونیسم است که اکنون گریبان‌گیر کشور شده و نمی‌توان آن را کوچک شمرد و، چه‌بسا، که این خطر خود بزرگ‌ترین خطر در جهان باشد. اما مقصود من آن است که خطری که کیان یک امت یا کیان یک کشور و یا مردم را تهدید می‌کند، همان خطر داخلی است. خطر داخلی است که مهلک است. من بدین واقعیت اعتقاد دارم که امکان ندارد ملتی بر اثر خطر خارجی و دشمنان بسیار از میان برود.
وحید
من برای لبنان و یا هر کشور و هر امت دیگری خطر خارجیِ قابل ذکری سراغ ندارم. بلکه خطر اساسی همان خطرِ داخلی است. حتی دشمن همواره تلاش می‌کند از اختلاف و مسائل داخلی سوءاستفاده کند و به‌وسیلهٔ آن به کشور ضربه بزند.
وحید
من به چشم خود می‌بینم که جنوب در خطر است و این وضعیت مرا بر آن می‌دارد که نخستین گام را در رویارویی با این خطر بردارم و آن چیزی جز کشته شدن من در این راه نخواهد بود
aminiamin150

حجم

۴۲۴٫۷ کیلوبایت

سال انتشار

۱۳۹۳

تعداد صفحه‌ها

۴۵۶ صفحه

حجم

۴۲۴٫۷ کیلوبایت

سال انتشار

۱۳۹۳

تعداد صفحه‌ها

۴۵۶ صفحه

قیمت:
۳۰,۰۰۰
تومان