با کد تخفیف Salam اولین کتابتان را با ۵۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کنید.
سفر سرخ

دانلود و خرید کتاب صوتی سفر سرخ

۴٫۴ از ۳۷ نظر
۴٫۴ از ۳۷ نظر

برای خرید و دانلود  کتاب صوتی سفر سرخ  نوشته  نصرت الله محمودزاده  و خواندن و شنیدن هزاران کتاب الکترونیکی و صوتی دیگر،  اپلیکیشن طاقچه  را رایگان نصب کنید.

معرفی کتاب صوتی سفر سرخ

کتاب صوتی سفر سرخ نوشته نصرت الله محمودزاده، داستانی از زندگی شهید حسین علم‌ الهدی است. این کتاب در پنجمین دوره انتخاب بهترین کتاب دفاع مقدس در رشته زندگینامه داستانی، رتبه دوم کشوری را کسب نموده است.

درباره کتاب صوتی سفر سرخ

سید حسین علم ‌الهدی در سال ۱۳۳۷ متولد شد و در جنگ ایران و عراق به عنوان فرمانده سپاه هویزه فعالیت می‌کرد. او ۱۶ دی ۱۳۵۹ در سن ۲۲ سالگی در عملیات نصر کشته شد.

کتاب صوتی سفر سرخ سرگذشت شهید حسن علم الهدی از کودکی تا شهادتش است. در این کتاب از آغاز مبارزات انقلابی در مشهد و حلقه‌های مطالعاتی، فعالیت در منطقه و نقش‌آفرینی‌اش به عنوان یک هسته فرهنگی، اجتماعی، سخنرانی‌اش در خوزستان و در نهایت شهادت در هویزه می‌شنوید.

کتاب صوتی سفر سرخ را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنم

علاقه‌مندان و دوست‌داران کتاب‌هایی در حوزه دفاع مقدس و ادبیات پایداری از شنیدن کتاب صوتی سفر سرخ لذت می‌برند. 

بخشی از کتاب صوتی سفر سرخ

..دود و آتش دشت هویزه را فرا گرفت هوا خفه و خاک آلود بود، شبیه روز عاشورای کربلا.غبار نشست روی دانه‌‌های درشت عرق صورت حسین. بوی باروت چنگ می‌انداخت بر سینه‌اش. به سرفه افتاده بود. لباسش پر بود از لکه‌های خون شهدا. شلیک تانک‌ها تمامی نداشت. حسین بی‌اعتنا به تانک‌ها از جا کنده شد. خسته، ولی قرص و محکم. گلوله‌ها مثل تگرگ درشت می‌باریدند رو سرش. حالا فقط سنگر قدوسی بود که هنوز مقاومت می‌کرد. حسین قد بلند کرد و نعره کشید. با این« الله اکبر» جان گرفت. ردیفی از عراقی‌ها را به رگبار بست. عراقی‌ها جا خوردند. افتادند به جنب‌و‌جوش. حسین از خاکریز بیرون زد. دوید طرف دشمن، ‌یکه و تنها. با تمام قدرت بازویش نارنجک را پرت کرد طرف عراقی‌هایی که عقب می‌رفتند. نعره یک عراقی پیچید تو صدای انفجار نارنجک. قدوسی دوید طرفش. چنگ زد به بازویش و فریاد کشید:« دیوانه شدی؟ برگرد تو سنگر» حسین رنگ به صورت نداشت. قدوسی زل زد تو چشمای خسته‌اش. لب‌های ترک برداشته‌حسین به خنده باز شد. تشنه بود. چشم‌های پر از اشک قدوسی به خنده افتاد. دست حسین را گرفت و رفت تو سنگر. دوباره از حسین جدا شد. از دو سنگر که شلیک می‌کردند، توجه عراقی‌ها بهتر پرت و پلا می‌شد. فرمانده عراقی بدجوری پیله کرده بود به سنگر قدوسی. یکهو سنگرش در خاک و دود گم شد.صدایی از سنگر نمی‌آمد. حسین به آن سو برگشت. قدوسی در میان انبوهی از دود و غبار افتاد روی زمین. بی‌اختیار به سویش رفت. با صدای بلند فریاد می‌زد: «ببین گلوله تانک چه بر سرت آورده است، چرا چشمانت باز ماند؟ به دنبال چه می‌گردی، محمود؟» دست انداخت دور گردنش. چند لحظه‌ای که به نظرش طولانی آمد. آن‌چنان که اعتنایی به تانک‌ها نمی‌کرد. چفیه را روی سر خونین او انداخت. تنها موشک او را برداشت و به سنگر خود برگشت. حکیم را دید که در سنگر به کمین نشسته ‌است. چندقطره خون از پای او چکیده بود.

-چه می‌کنی؟

-می‌خواهم در آخرین لحظات عمر تنها نباشم.

-از شهادت قدوسی وحشت کردی؟

-او ما را تنها گذاشت.

-برو آخرین موشک را شلیک کن که وقتی عراقی‌ها بالای جسدمان رسیدند، مقاومت در نظر آن‌ها به همان گونه نقش ببندد که ما می‌خواهیم...

نظرات کاربران

مشاهده همه نظرات (۸)
کاف
۱۳۹۹/۱۰/۰۸

خیلییی عالیه انگار داری سریال میبینی، من کتابشو قبلا چنبار خونده بودم، اینم گوش دادم، علاوه بر اینکه داستانش خیلی جذاب هست و هر دفعه تازگی خاص خودشو داره، با این نحوه خوانش هم حذابتر شده و ملموس تر، زیبا

- بیشتر
تاجیک
۱۳۹۹/۱۲/۲۶

روح شهید حسین علم الهدی آن مرد خستگی ناپذیر شاد باشه .من ازطریق اردوهای راهیان نور به شهر هویزه رفتم و مزار این شهید عزیر زیارت کردم شهدای زیادی در محوطه حیاط بزرگی که مانند حیاط مسجد بود با نظم

- بیشتر
fa.fa
۱۴۰۰/۰۱/۲۳

با عرض سلام و رحمت محضر روح پاک شهید علم‌الهدی و رفقای شهیدشون در هر موقعیت و سنی که هستید خصوصا دانش آموز یا دانشجو به هیییچ وجه این کتاب رو از دست ندید!! خدا قوت میگم به نویسنده محترم کتاب که

- بیشتر
کاربر ۳۱۰۴۴۸۳
۱۴۰۰/۰۲/۲۱

بسیارعالی ،حتما گوش دهید

کاربر ۳۱۵۵۹۰۴
۱۴۰۰/۰۲/۲۵

من نمایش رادیویی دوست ندارم

رضارستگار
۱۳۹۹/۰۹/۱۲

آخه چه مسخره بازی هنوزمن نتونستم برمامه روکامل ببینم به زورازم نظر میخواین

کاربر ۲۷۱۷۰۲۱
۱۳۹۹/۱۰/۱۷

سلام عالی کتاب خوبی هست فقط یه مشکل هست قیمت کتاب ها از خود کتاب چاپی گرونتره تعداد کتاب رایگان هم خیلی کمه واسه دفاع مقدس

عباس
۱۴۰۰/۰۳/۰۳

درمقدمه آمده. حسین علم الهدی درعملیات نصر کشته شده. وبه نظرم بکاربردن کلمه کشته برازنده ی شهید بزرگوار نیست وباید کلمه شهید بکارببرید.

اطلاعات تکمیلی

دسته‌بندی
قیمت نسخه چاپی۱۸,۰۰۰ تومان
تاریخ انتشار۱۳۸۷/۰۱/۰۱
زمان۰۰ ساعت
قابلیت انتقالدارد
حجم۱۲۵٫۵ مگابایت
قیمت نسخه چاپی۱۸,۰۰۰تومان
تاریخ انتشار۱۳۸۷/۰۱/۰۱
زمان۰۰ ساعت
قابلیت انتقالدارد
حجم۱۲۵٫۵ مگابایت