با کد تخفیف Salam اولین کتابتان را با ۵۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کنید.
و هر روز صبح راه خانه دورتر و دورتر می‌شود

دانلود و خرید کتاب صوتی و هر روز صبح راه خانه دورتر و دورتر می‌شود

۳٫۴ از ۱۳ نظر
۳٫۴ از ۱۳ نظر

برای خرید و دانلود  کتاب صوتی و هر روز صبح راه خانه دورتر و دورتر می‌شود  نوشته  فردریک بکمن  و خواندن و شنیدن هزاران کتاب الکترونیکی و صوتی دیگر،  اپلیکیشن طاقچه  را رایگان نصب کنید.

دانلود و خواندن کتاب در اپلیکیشن طاقچه

معرفی کتاب صوتی و هر روز صبح راه خانه دورتر و دورتر می‌شود

فردریک بکمن، نویسنده معروف و محبوب این روزها که رمان‌های پرفروش «مردی به نام اوه» و «مادربزرگ سلام رساند و گفت متاسف است» او از پروفروش‌ترین‌های داستانی طاقچه هم بوده است، این بار داستان پیرمردی را بازگو می‌کند که دچارآلزایمر است و خاطراتش به مرور زمان کم‌رنگ و کمرنگ‌تر می‌شوند و راه خانه‌اش برایش هر روز دورتر و دورتر به نظر می‌‌آید؛ اما پیرمرد نوه‌ای دارد که خیلی برایش عزیز است و خاطره‌های خوبی با او دارد، همین موضوع او را به زندگی امیدوار کرده است. بکمن در این داستان از ترس فراموش شدن و فراموش کردن گفته است. از عشق که همیشه دست در دست ترس پیش می‌رود. عشقی که نوع آن با داستان‌های عاشقانه همیشگی متفاوت است. بکمن از عشق یک پدربزرگ به نوه‌اش و یک پدر به پسرش می‌گوید و از خداحافظی آرام او با عزیزانش. بکمن درباره انگیزه‌اش از نوشتن «و هر روز صبح راه خانه دورتر و دورتر می‌شود» گفته است: زمانی یکی از بت‌های زندگی من گفت: «یکی از بدترین چیزهای پیری این است که دیگر هیچ ایدهٔ تازه‌ای به ذهنم نمی‌رسد». این کلمات را هیچ‌گاه فراموش نمی‌کنم زیرا که بزرگترین ترس من این است که تخیلم را قبل از بدنم از دست بدهم. حدس می‌زنم که تنها من نیستم که چنین ترسی دارد. نژاد انسان به شکلی عجیب از پیرشدن بیشتر می‌هراسد تا از مردن. این اثر جذاب و لطیف را با صدای امیرمحمد صمصامی، صداپیشه خوب کشورمان بشنوید.

نظرات کاربران

مشاهده همه نظرات (۷)
فاطمه
۱۳۹۸/۰۹/۰۱

با این کتاب از زاویه جدیدی به قضیه فراموشی و آلزایمر نگاه کردم..خیلی زیبا و هنرمندانه بود

azi_gh13
۱۳۹۹/۰۱/۲۱

خیلی دوستش داشتم خیلی عالی بود

محمد امین رضازاده جزی
۱۳۹۹/۰۵/۲۴

بابابزرگ و نوا روی یک نیمکت در میدانی نشسته اند که هرروز آب میرود و کوچکتر میشود...هردوعاشق لطیفه های احمقانه،ریاضیات و هدایای به درد نخورند. همینطور که خاطرات بابابزرگ یکی یکی کم رنگ میشود و محو میشوند دستان نوا را سفت

- بیشتر
256
۱۴۰۰/۰۱/۲۱

این کتاب رو تقریباً دو،سه سال پیش خوندم تا اونجا که یادم میاد دوستش نداشتم.

za9h9ra
۱۳۹۹/۰۱/۲۶

زمانش خیلی کمه!!!داستان کوتاه هستش؟؟

AλI
۱۳۹۹/۰۲/۱۰

کاش وقتی کتاب صوتی رو میذارید، کتاب epub هم بذارید. ممنون.

samane souhani
۱۳۹۹/۰۵/۰۷

من عاشششق این کتابم، خیلیی لطیفه 😍 واقعا دلم میخواد پدربزرگ رو بغلش کنم و فشششار بدم 😆

اطلاعات تکمیلی

دسته‌بندی
زمان۰۱ ساعت و ۴۰ دقیقه
قابلیت انتقالدارد
حجم۹۷٫۱ مگابایت
زمان۰۱ ساعت و ۴۰ دقیقه
قابلیت انتقالدارد
حجم۹۷٫۱ مگابایت