کتاب صوتی سریال صوتی دریاچه متروک؛ قسمت نوزدهم + دانلود نمونه رایگان
با کد تخفیف OFF30 اولین کتاب الکترونیکی یا صوتی‌ات را با ۳۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کن.
تصویر جلد کتاب صوتی سریال صوتی دریاچه متروک؛ قسمت نوزدهم

دانلود و خرید کتاب صوتی سریال صوتی دریاچه متروک؛ قسمت نوزدهم

نویسنده:ریچل کین
گوینده:متین بختی
دسته‌بندی:
امتیازبدون نظر

معرفی کتاب صوتی سریال صوتی دریاچه متروک؛ قسمت نوزدهم

کتاب صوتی سریال صوتی دریاچه متروک؛ قسمت نوزدهم نوشته‌ی ریچل کین با ترجمه‌ی حسین مسعودی آشتیانی و گویندگی متین بختی توسط نوین کتاب گویا منتشر شده است. این قسمت ادامه‌ی ماجراهای پرتنش و نفس‌گیر گون پراکتر است؛ زنی که گذشته‌ای خون‌آلود، شوهری هیولاگونه و شهری پر از سوءظن و نفرت او را در محاصره گرفته است. در این بخش از سریال، داستان بیش از هر زمان دیگری به فضای تریلر روان‌شناختی و معمای جنایی نزدیک می‌شود و شنونده را در دل تعقیب‌وگریز، تیراندازی، سوءقصد و در نهایت ناپدیدشدن کودکان گون قرار می‌دهد. این کتاب صوتی با تمرکز بر چند ساعت بحرانی از زندگی شخصیت‌ها پیش می‌رود؛ ساعاتی که در آن سوءظن‌های قدیمی دوباره زنده می‌شود، اتحادهای شکننده شکل می‌گیرد و هر تماس تلفنی می‌تواند آغاز کابوسی تازه باشد. فضای بسته‌ی خانه، کابین کنار دریاچه و اتاق امن پنهان در آشپزخانه، صحنه‌ی اصلی رخدادها هستند و شنونده همراه با گون، سم و کزیا قدم‌به‌قدم در این فضاها حرکت می‌کند و نشانه‌ها را می‌بیند. نوین کتاب گویا با تولید این قسمت، ادامه‌ی یک سریال صوتی پرکشمکش را پیش روی مخاطب گذاشته است که بر تنش روانی، تعلیق و افشای تدریجی رازها تکیه دارد.

درباره کتاب سریال صوتی دریاچه متروک؛ قسمت نوزدهم

کتاب صوتی سریال صوتی دریاچه متروک؛ قسمت نوزدهم ادامه‌ی داستانی است که ریچل کین در قسمت‌های پیشین بنا کرده است؛ داستان زنی به نام گون که سال‌ها زیر سایه‌ی جنایت‌های شوهر سابقش زندگی کرده و حالا در شهری کوچک و کنار دریاچه‌ای پررمزوراز تلاش می‌کند از فرزندانش محافظت کند. در این قسمت، تمرکز روایت بر رابطه‌ی پرتنش گون و سم، گذشته‌ی خونین خواهر سم و سوءظن عمیقی است که میان این دو شکل گرفته و سپس به‌تدریج ترک برمی‌دارد. گفت‌وگوی طولانی آن‌ها در کابین کنار دریاچه، اعتراف‌های سم درباره‌ی تعقیب گون برای نوشتن کتابی درباره‌ی قتل خواهرش، و اعتراف گون به دیدن آخرین قربانی، فضای این بخش را به اعتراف‌خانه‌ای تلخ و عاطفی تبدیل کرده است. در همین حال، حمله‌ی ناگهانی با شاتگان از پشت پنجره، شنونده را از فضای گفت‌وگو به قلب یک صحنه‌ی تیراندازی و بقا پرتاب می‌کند. کتاب صوتی سریال صوتی دریاچه متروک؛ قسمت نوزدهم در ادامه‌ی همین خط داستانی، از لحظه‌ی سوءقصد به جان سم تا بازگشت هراسان گون به خانه و کشف ناپدیدشدن بچه‌ها را دنبال می‌کند. شنونده با او از راهروهای تاریک خانه می‌گذرد، اتاق‌های به‌هم‌ریخته را می‌بیند، رد خون روی ملحفه‌ی آبی کانر را دنبال می‌کند و در نهایت با صحنه‌ی تکان‌دهنده‌ی اتاق امن روبه‌رو می‌شود؛ جایی که باید پناهگاه کودکان باشد اما حالا پر از بطری‌های افتاده، جعبه‌ی کمک‌های اولیه‌ی واژگون، خون تازه و تلفن کنده‌شده از دیوار است. در این قسمت، چند صحنه‌ی کلیدی پشت‌سرهم می‌آیند: تیراندازی از پشت پنجره‌ی کابین، حضور پلیس و بررسی ردپا، بازگشت شتاب‌زده به خانه، کشف خون و غیبت بچه‌ها، تماس تلفنی تهدیدآمیز ناشناس و آغاز رسمی پرونده‌ی «احتمال بچه‌دزدی». در خلال این رویدادها، ذهن گون مدام میان مظنون‌های مختلف می‌چرخد: سم، کزیا، پلیس‌ها، و در نهایت خاویر اسپارزا؛ مردی نظامی که هم به او و هم به بچه‌ها نزدیک بوده است. این قسمت از سریال، بیش از هر چیز بر تشدید تعلیق، گسترش دایره‌ی سوءظن و نشان‌دادن فروپاشی درونی یک مادر در لحظه‌ی گم‌شدن فرزندانش تمرکز کرده است.

خلاصه کتاب سریال صوتی دریاچه متروک؛ قسمت نوزدهم

در این قسمت، داستان از جایی آغاز می‌شود که گون پس از تهدید تلفنی میل و سپردن بچه‌ها به کزیا، برای آرام‌کردن ذهن خود به میدان تیر رفته و حالا تصمیم گرفته به خانه‌ی سم برود. ورود او به کابین سم با فضایی سرد و پر از فاصله همراه است؛ سم با قهوه و رفتارهای کوچک سعی کرده است این یخ را بشکند اما خشم و احساس خیانت هنوز در گون زنده است. در گفت‌وگویی طولانی، سم اعتراف می‌کند که از ابتدا گون را تعقیب کرده تا درباره‌ی قتل خواهرش کتاب بنویسد و حتی از یکی از رفقای قدیمی‌اش در ارتش خواسته او را پیدا کند. او توضیح می‌دهد که گون را ابتدا همدست شوهرش می‌دانسته و باور داشته که از همه‌چیز خبر داشته است. گون هم از دیدن خواهر سم به‌عنوان آخرین قربانی می‌گوید و صحنه‌ی برخورد ماشین با دیوار کارگاه را به یاد می‌آورد. سم برای نخستین‌بار از کلی، خواهرش، نه‌فقط به‌عنوان یک جسد بلکه به‌عنوان دختری زنده حرف می‌زند؛ از نامه‌هایی که در دوران مأموریت برایش می‌فرستاده، تماس‌های اسکایپی، تردیدش میان رشته‌ی کامپیوتر و هنر و حسرتی که حالا از انتخاب‌نکردن شادی او دارد. این اعتراف‌ها گون را به گریه می‌اندازد و حجم خشم، انزجار، احساس گناه و فقدان درونش فوران می‌کند. در همین لحظات صمیمیت و شکنندگی، گون از پشت سر سم در پنجره شبح مردی را می‌بیند که شاتگانی را به سمت سر او نشانه رفته است. او سم را به‌زور کنار می‌کشد، هر دو روی زمین می‌افتند و شلیک شاتگان شیشه‌ها را خرد می‌کند و فنجان محبوب سم را می‌شکند. پس از این سوءقصد، سم و گون با اسلحه‌های خود خانه را بررسی می‌کنند اما مهاجم فرار کرده و فقط ردپاهای ناقصی روی زمین مانده است. صدای فریادها از اطراف دریاچه و نزدیک‌شدن پلیس، به‌ویژه افسر کزیا کلرمانت، فضا را پرتنش‌تر می‌کند. گون نگران خانه و بچه‌هاست اما کزیا ابتدا او و سم را وادار می‌کند در کابین بمانند تا صحنه‌ی جرم ثبت شود. در همین حین، معلوم می‌شود پلیسی که پایین خانه‌ی گون بوده نتوانسته کسی را پیدا کند و گزارش تیراندازی دریاچه احتمالاً برای منحرف‌کردن توجه‌ها بوده است. همین کشف باعث می‌شود گون و سم با شتاب به‌سوی خانه برگردند. وقتی به خانه می‌رسند، دزدگیر هنوز فعال است و این ابتدا به گون آرامش می‌دهد. اما در اتاق لنی، پرده‌ها کشیده و لپ‌تاپ روی زمین افتاده است. در اتاق کانر، خون روی ملحفه‌ی آبی و کف اتاق پاشیده شده و از خود کانر خبری نیست. کزیا مانع ورود گون به اتاق می‌شود تا صحنه‌ی احتمالی جرم دست‌نخورده بماند و هم‌زمان با کارآگاه پرستر تماس می‌گیرد و از «احتمال بچه‌دزدی» خبر می‌دهد. گون در اتاق نشیمن می‌نشیند و در ذهن خود دو سناریو را می‌بیند: یا واقعاً بچه‌ها ربوده شده‌اند یا پلیس‌ها ممکن است او را مظنون اصلی بدانند؛ زنی که قبلاً در مرکز یک پرونده‌ی جنایی بزرگ بوده است. در ادامه، ذهن گون میان مظنون‌های مختلف می‌چرخد: آیا سم فرصت داشته است؟ آیا کزیا کوتاهی کرده یا همدست کسی بوده است؟ آیا پلیس دیگری مثل پرستر یا همکارانش می‌توانست وارد خانه شود؟ در نهایت، ذهنش به خاویر اسپارزا می‌رسد؛ مردی نظامی که به او در میدان تیر کمک می‌کرد، قبلاً از بچه‌ها مراقبت کرده، رمز دزدگیر را دیده و به‌راحتی می‌توانسته اعتماد آن‌ها را جلب کند. پیش از آنکه بتواند نام او را بلند بگوید، گون به یاد «اتاق امن» می‌افتد؛ فضایی پنهان در آشپزخانه که مالک قبلی خانه ساخته است. گون همراه کزیا و سم میز صبحانه را کنار می‌زند، دیوار مخفی را فشار می‌دهد و در فلزی اتاق امن را باز می‌کند. صفحه‌کلید خونی است و این نشانه‌ای است که بچه‌ها احتمالاً آنجا بوده‌اند. داخل اتاق امن، بطری‌های آب افتاده، جعبه‌ی کمک‌های اولیه خالی شده، خون تازه روی زمین دیده می‌شود، کمان شکسته‌ی کانر و تابلوی زردرنگ «کسی وارد نشود، یک زامبی اینجاست» روی زمین افتاده است. تلفن دیواری کنده شده و گوشه‌ای افتاده و کمد کوچک داخل اتاق هم خالی است. این صحنه برای گون به معنای فروپاشی آخرین پناهگاه است؛ جایی که باید امن‌ترین نقطه‌ی خانه باشد حالا خود به صحنه‌ی درگیری و خون تبدیل شده است. گون در شوک و لرز از اتاق بیرون آورده می‌شود و روی صندلی آشپزخانه، جایی که لنی همیشه صبحانه می‌خورده، می‌نشیند. هر شیء کوچک در خانه برای او به خاطره‌ای از بچه‌ها تبدیل می‌شود؛ از گل‌سر اسکلتی لنی تا دسته‌های بازی کانر. در همین حال، گوشی گون زنگ می‌خورد. او تماس را روی بلندگو می‌گذارد و صدای مردی را می‌شنود که با نرم‌افزار تغییر صدا صحبت می‌کند و او را با الفاظ تحقیرآمیز و تهدیدآمیز خطاب قرار می‌دهد؛ از شکنجه و آرزوی مرگ حرف می‌زند اما در ابتدا حتی نمی‌داند بچه‌ها ناپدید شده‌اند. گون با فریاد از او می‌خواهد بچه‌هایش را برگرداند و تهدیدش می‌کند. تماس قطع می‌شود و مشخص می‌شود شماره ناشناس است. گون که تجربه‌ی قبلی تهدیدهای تلفنی و پیام‌های نفرت‌پراکن را دارد، حدس می‌زند این تماس بیشتر از جنس آزار روانی است تا اقدام واقعی. کزیا گوشی او را می‌گیرد تا هم تماس‌ها را کنترل کند و هم موبایل را به‌عنوان مدرک نگه دارد. سم از نگاهش پیداست که شاید خودش هم زمانی در اوج خشم پیام‌هایی برای گون فرستاده باشد و حالا از این گذشته‌ی احتمالی شرمنده است. کمی بعد، کارآگاه پرستر و همکارانش می‌رسند، خانه را می‌بینند و نگاهشان به گون و سم پر از محاسبه و تردید است؛ انگار در ذهن خود احتمال همدستی این دو در ماجرایی تازه را هم بررسی می‌کنند. قسمت نوزدهم در همین نقطه‌ی پرابهام تمام می‌شود؛ جایی که گون باید «همه‌چیز را تعریف کند» و در عین حال با این واقعیت کنار بیاید که فرزندانش در جایی نامعلوم و زیر دست کسی ناشناس هستند.

چرا باید کتاب سریال صوتی دریاچه متروک؛ قسمت نوزدهم را بشنویم؟

این کتاب صوتی برای شنونده‌ای که قسمت‌های قبلی را دنبال کرده است نقطه‌ی عطفی در داستان به‌شمار می‌آید، چون در سریال صوتی دریاچه متروک؛ قسمت نوزدهم چند خط اصلی روایت به هم می‌رسد: گذشته‌ی خونین سم، احساس گناه و بی‌اعتمادی گون، حضور پلیس در اطراف دریاچه و حالا ناپدیدشدن بچه‌ها. این هم‌زمانی باعث شده است که تنش داستانی به اوج برسد و شنونده در فاصله‌ی کوتاهی از اعتراف‌های عاطفی به صحنه‌ی تیراندازی و سپس به کشف یک صحنه‌ی احتمالی آدم‌ربایی پرتاب شود. شنیدن این کتاب صوتی فرصتی است برای همراه‌شدن با ذهن آشفته‌ی یک مادر که میان احساس گناه، خشم، ترس و نیاز به بقا در نوسان است. روایت نشان می‌دهد که چگونه گذشته‌ی یک پرونده‌ی جنایی می‌تواند تا سال‌ها زندگی روزمره را آلوده کند، چگونه قربانیان قدیمی در نگاه دیگران هنوز مظنون به نظر می‌رسند و چگونه اعتماد میان آدم‌ها زیر فشار ترس و سوءظن فرو می‌ریزد و دوباره شکل می‌گیرد. در این قسمت، رابطه‌ی گون و سم از دشمنی و سوءظن به همدلی و همراهی در لحظه‌ی خطر می‌رسد و همین تغییر، لایه‌ی انسانی‌تری به داستان می‌دهد. از سوی دیگر، فضای بسته‌ی خانه، اتاق امن، کابین کنار دریاچه و حضور دائمی پلیس، حس خفقان و محاصره را تقویت کرده است. شنونده در هر صحنه با جزئیات بصری و حسی زیادی روبه‌رو می‌شود؛ از بوی باروت و قهوه تا صدای شلیک، خردشدن شیشه، چکه‌کردن قهوه روی میز و لمس خون روی صفحه‌کلید. این جزئیات شنیداری، همراه با اجرای متین بختی، کمک می‌کند که تصویرها در ذهن مخاطب شکل بگیرد و تعلیق داستان پررنگ‌تر شود. برای کسانی که به دنبال داستانی هستند که هم بُعد احساسی و روانی داشته باشد و هم تعقیب‌وگریز و معما، این قسمت از سریال دریاچه متروک مرحله‌ای است که هم دایره‌ی مظنون‌ها را گسترش می‌دهد و هم خطر را به نزدیک‌ترین نقطه‌ی ممکن می‌آورد: به اتاق خواب بچه‌ها و پناهگاه امنی که دیگر امن نیست.

شنیدن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم؟

شنیدن این کتاب صوتی به کسانی پیشنهاد می‌شود که قسمت‌های قبلی دریاچه متروک را دنبال کرده‌اند و می‌خواهند وارد بخش پرتنش‌تر و تیره‌تر داستان شوند. همچنین به علاقه‌مندان تریلرهای روان‌شناختی، داستان‌های معمایی با محوریت خانواده، و مخاطبانی که از روایت‌هایی درباره‌ی قربانیان پرونده‌های جنایی و پیامدهای طولانی‌مدت آن بر زندگی روزمره کنجکاو هستند پیشنهاد می‌شود. به شنونده‌هایی که تحمل صحنه‌های خون، تهدید، سوءقصد و اضطراب شدید درباره‌ی امنیت کودکان را ندارند، پیشنهاد می‌شود با احتیاط به سراغ این قسمت بروند یا ابتدا با فضای کلی سریال آشنا شوند.

نظرات کاربران

Rez@
۱۴۰۴/۰۵/۰۱

داستان جذابی هست امیدوارم باز هم از سریال های زیبا ترسناک و راز الود بزارید ممنون از زحمات عوامل نوار و هنرمندان عزیز و گرامی🌹🌹🌹🌹🌹

زمان

۴۹ دقیقه

حجم

۹۱٫۱ مگابایت

سال انتشار

۱۴۰۰

قابلیت انتقال

ندارد

زمان

۴۹ دقیقه

حجم

۹۱٫۱ مگابایت

سال انتشار

۱۴۰۰

قابلیت انتقال

ندارد

قیمت:
۳۶,۰۰۰
تومان