دانلود رایگان کتاب صوتی اجاره خانه
با کد تخفیف OFF30 اولین کتاب الکترونیکی یا صوتی‌ات را با ۳۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کن.
تصویر جلد کتاب صوتی اجاره خانه

دانلود و خرید کتاب صوتی اجاره خانه

نویسنده:بزرگ علوی
گوینده:حامد فعال
انتشارات:استودیو نوار
امتیاز
۳.۹از ۱۷ رأیخواندن نظرات

معرفی کتاب صوتی اجاره خانه

کتاب صوتی اجاره خانه نوشته‌ی بزرگ علوی روایتی است از زندگی چند خانواده‌ی فرودست شهری که زیر سقفی فرسوده و در خانه‌ای اجاره‌ای، با فقر، آبروداری، خرافه، عشق و ترس از بدنامی دست‌وپنجه نرم می‌کنند. استودیو نوار آن کتاب را با گویندگی حامد فعال منتشر کرده است و شنونده را به دل حیاطی شلوغ، نمور و پرهیاهو می‌برد که در آن بیش از ۱۰ خانوار در سه حیاط تنگ و تاریک جا گرفته‌اند. در مرکز ماجرا آمیرزا، مالک سالخورده‌ای قرار دارد که از همه‌ی املاک آبا و اجدادی‌اش فقط دو خانه برایش مانده است؛ در یکی زندگی می‌کند و دیگری را به چندین خانواده اجاره داده است. او هر روز عصر به خانه‌ی اجاره‌ای سر می‌زند، از بعضی مستأجرها بی‌دردسر کرایه می‌گیرد و با بعضی دیگر بر سر اجاره‌ی عقب‌افتاده بحث می‌کند. در میان این مستأجرها، خانواده‌ی سید مصیب سمسار جایگاه ویژه‌ای دارد؛ مردی بیمار و فرسوده که زمانی پیشکار و همه‌کاره‌ی آمیرزا بوده و حالا در اتاقی نمور با همسرش خیرالنسا و دخترشان وجیحه زندگی می‌کند. کتاب صوتی اجاره خانه با توصیف دقیق فضا، بوها، صداها و جزئیات زندگی روزمره‌ی این آدم‌ها، شنونده را به درون اتاق‌های تنگ، کرسی‌های کهنه، بساط وافور، دعا و جادو، و گفت‌وگوهای پر از نگرانی و حساب‌وکتاب می‌برد. حامد فعال با گویندگی خود لحن هر شخصیت را از زن آقا تا آقا نبی، از آمیرزا تا سید مصیب و وجیحه، متمایز کرده است و فضای پرتنش و درعین‌حال آشنا و ملموس آن خانه‌ی اجاره‌ای را زنده می‌کند.

درباره کتاب اجاره خانه

کتاب صوتی اجاره خانه داستانی از بزرگ علوی است که در آن یک خانه‌ی اجاره‌ای و ساکنانش به صحنه‌ای برای نمایش فشارهای اقتصادی، تغییرات اجتماعی و کشمکش‌های درونی آدم‌ها تبدیل شده است. در آن کتاب، خانه‌ی آمیرزا با سه حیاط و اتاق‌های نمور و فرسوده‌اش، مثل قابی است که زندگی بیش از ۱۰ خانوار را در خود جا داده است؛ از سید مصیب سمسار و همسرش خیرالنسا و دخترشان وجیحه تا زن آقا، آقا نبی، بچه‌ی بی‌سرپرست، و همسایه‌هایی که هرکدام با فقر، بدهی، آبرو و رؤیای نجات از این وضعیت درگیر هستند. داستان با معرفی آمیرزا شروع می‌شود؛ مردی که از تمام املاک آبا و اجدادی‌اش فقط دو خانه برایش مانده و یکی را به چند خانواده اجاره داده است. او هر روز عصر به خانه‌ی اجاره‌ای سر می‌زند، از بعضی مستأجرها روزانه یا هفتگی کرایه می‌گیرد، با بعضی سروکله می‌زند و از بعضی مثل سید مصیب خجالت می‌کشد طلبی بخواهد. در همین رفت‌وآمدها، شنونده به اتاق سید مصیب وارد می‌شود؛ اتاقی با سقف شکم‌داده، تیرهای نیم‌سوخته، چراغی با لوله‌ی شکسته، کرسی، پتوی چرک‌تاب، گلیم کهنه و بوی تند رطوبت، تریاک و تن خسته‌ی آدم‌هایی که ساعت‌ها در حمام مانده‌اند. در کنار این تصویر، تنها نقطه‌ی تمایز، قالیچه و رختخوابی است که وجیحه با کارکردن در خانه‌ی میرزا و معلم‌شدن برای جهیز خود خریده است. کتاب صوتی اجاره خانه در ادامه، در چند بخش پیوسته اما قابل تشخیص، زندگی این آدم‌ها را در دل یک باران طولانی و بی‌امان دنبال می‌کند. در یک بخش، گفت‌وگوهای زن آقا و خیرالنسا درباره‌ی شوهر دادن وجیحه به «مشتی» حسین آقای شوفر شنیده می‌شود؛ جایی که ۵۰ تومان نقد، یک پیراهن، یک جفت کفش و وعده‌ی شغلی مثل شوفری، معیار سنجش آینده‌ی دختر است. در بخشی دیگر، گذشته‌ی سید مصیب مرور می‌شود؛ از روزهایی که در دستگاه آمیرزا پیشکار بوده تا زمانی که دکان عطاری و بعد سمساری باز کرده و هر بار زیر فشار قوانین، مالیات، آژان‌ها و دزدی و حبس، یک‌قدم دیگر سقوط کرده است. در لابه‌لای این روایت، شخصیت‌هایی مثل آقا نبی که زمانی محرر آقای محل بوده و حالا با قرض‌دادن پول خرد به کارمندان شهرداری روزگار می‌گذراند، و زن آقا که از رختشویی و فالگیری و دلالی به اینجا رسیده، هرکدام بخشی از فضای اجتماعی داستان را شکل می‌دهند. پایان‌بندی کتاب صوتی اجاره خانه با اوج‌گرفتن باران، فروریختن سقف اتاق سید مصیب و واکنش آمیرزا، حلقه‌ی ارتباط میان مالک و مستأجر، گذشته و حال، و رؤیای نجات و واقعیت تلخ را کامل می‌کند.

خلاصه داستان اجاره خانه

در کتاب صوتی اجاره خانه، محور اصلی داستان خانه‌ای است که آمیرزا، مالک سالخورده، آن را به چندین خانواده اجاره داده است. او از گذشته‌ی پرمالک و مکنت خود فقط دو خانه برایش مانده و یکی را به بیش از ۱۰ خانوار در سه حیاط تنگ تقسیم کرده است. هر عصر به آنجا می‌آید، از بعضی مستأجرها بی‌دردسر کرایه می‌گیرد و با بعضی بر سر اجاره‌ی عقب‌افتاده بحث می‌کند. در میان همه‌ی مستأجرها، خانواده‌ی سید مصیب جایگاه ویژه‌ای دارد؛ مردی که زمانی پیشکار و همه‌کاره‌ی آمیرزا بوده و حالا در اتاقی نمور و فرسوده با همسرش خیرالنسا و دخترشان وجیحه زندگی می‌کند. فضای اتاق سید مصیب با جزئیات توصیف شده است: سقفی که شکم داده، تیرهای نیم‌سوخته، دیوارهای نمور، چراغی با لوله‌ی شکسته، کرسی، پتوی چرک‌تاب، گلیمی کهنه و بوی تند رطوبت، تریاک و خستگی. در گوشه‌ای از اتاق، بساط وافور پهن است و در گوشه‌ای دیگر، قالیچه و رختخوابی که تنها دارایی مستقل وجیحه به‌عنوان جهیز او به‌حساب می‌آید؛ دختری که از کودکی در خانه‌ی میرزا کلفتی کرده، بعد به مدرسه رفته و حالا معلم شده است. بارانی طولانی از صبح روز قبل شروع شده و هنوز می‌بارد. آمیرزا می‌داند این باران برای خانه‌ی فرسوده‌اش چه نتیجه‌ای دارد و مضطرب است. در همین حال، وجیحه برای کاری از خانه بیرون می‌رود و در رفت‌وآمد او، گفت‌وگوهای میان خیرالنسا و زن آقا شکل می‌گیرد. زن آقا که عمری را با رختشویی، فالگیری و دلالی گذرانده، حالا تمام هم‌وغمش این است که برای وجیحه شوهر پیدا کند؛ دامادی به نام حسین آقای شوفر که ۵۰ تومان نقد، یک پیراهن و یک جفت کفش قول داده است. از نظر او، این «داماد» فرصتی تکرارنشدنی است و نباید از دست برود. خیرالنسا از یک‌سو به این ۵۰ تومان به‌عنوان راهی برای پرداخت کرایه‌ی عقب‌افتاده و سبک‌شدن بار زندگی نگاه می‌کند و از سوی دیگر، میان شرم، خشم و ترس از بدنامی دخترش گرفتار است. او برای شوهر دادن وجیحه به انواع دعا، نذر، جادو و نسخه‌های خرافی متوسل شده؛ از جوشاندن قلیاب در سرکه و پاشیدن آن در درگاه خانه تا تقسیم‌کردن خرما بین چند سید. اما وجیحه هر بار در برابر این ازدواج مقاومت کرده است و مدرسه و کارش به‌عنوان معلم، برای او تصویری دیگر از زندگی ساخته است. در همین میان، گذشته‌ی سید مصیب مرور می‌شود؛ از روزهایی که در دستگاه آمیرزا، پیشکار مالیه‌ی یزد و کرمان و بلوچستان بوده تا زمانی که با تغییر اوضاع، املاک و دارایی‌های آمیرزا یکی‌یکی از دست می‌رود و او هم همراه با ارباب سابقش سقوط می‌کند. مصیب دکان عطاری باز می‌کند، زیر فشار قوانین و آژان‌ها و مالیات و محدودیت‌ها زمین می‌خورد، بعد دکان سمساری راه می‌اندازد، مغازه‌اش را دزد می‌زند، حبس می‌شود و درنهایت بساطی جلوی مسجد شاه پهن می‌کند. در تمام این سال‌ها، امید او این است که وجیحه با درس‌خواندن و کارکردن، راهی برای نجات او از این وضعیت پیدا کند. در خانه، فشار همسایه‌ها و حرف مردم هم بر این وضعیت اضافه می‌شود. زن آقا مدام از پشت سر وجیحه و خیرالنسا حرف می‌شنود و آن را به خانه می‌آورد؛ از این‌که «دختر به این بزرگی» نباید بی‌شوهر بماند تا این‌که «پشت سرش حرف می‌زنند». خیرالنسا میان ترس از بدنامی و میل به حفظ آینده‌ی دخترش سرگردان است و سید مصیب از این‌که وجیحه را فقط برای پرداخت کرایه‌ی خانه به یک «بی‌سر و پا» بدهد، بیزار است. او رؤیای دامادی را در سر دارد که بتواند دست او را جایی بند کند، نه کسی که فقط ۵۰ تومان نقد روی میز بگذارد. شبی که باران بی‌وقفه می‌بارد، وجیحه دیر به خانه برمی‌گردد. وقتی سید مصیب از او می‌پرسد کجا بوده، با سادگی می‌گوید پیش دختر آمیرزا بوده است. بعد از خوردن آبگوشت، سید مصیب ناگهان اعلام می‌کند که فردا او را برای حسین آقای شوفر عقد می‌کنند. این جمله برای وجیحه مثل ضربه‌ای سنگین است؛ او تا آن لحظه شوهر را بیشتر در قالب پسر خوش‌چهره‌ای که در راه مدرسه می‌بیند یا بازرس وزارت فرهنگ که به او لبخند زده و تقدیرنامه داده، تصور کرده بود، نه مردی مثل شوفر پیشنهادی زن آقا. درحالی‌که همه در اتاق تاریک و سرد در سکوتی سنگین فرو رفته‌اند و باران همچنان می‌بارد، هرکدام درگیر فکر امروز و فردای خود هستند؛ از قیمت نان و اجاره‌ی خانه تا آبرو و آینده‌ی وجیحه. باران اما بی‌تفاوت به این دل‌مشغولی‌ها کار خودش را می‌کند. سقف اتاق که سال‌هاست شکاف برداشته و تیرهایش نیم‌سوخته است، زیر فشار آب جمع‌شده تاب نمی‌آورد. بام مثل کوفته‌ی وارفته فرو می‌ریزد، گل و خاک و چوب بر سر خفتگان می‌ریزد و جرزهای دیوار هم همراه آن فرو می‌آید. صبح که آمیرزا برخلاف معمول زودتر به دیدن مستأجرهایش می‌آید، دیگر صدای ناله‌ی سید مصیب و غرغر خیرالنسا شنیده نمی‌شود. زن آقا به بهانه‌ی کمک برای بیرون‌کشیدن مرده‌ها از زیر آوار، هرچه از اسباب دم‌دست پیدا می‌کند یواشکی به اتاق خودش می‌برد. وجیحه زیر آوار با لبخندی بر لب پیدا می‌شود؛ لبخندی شبیه همان وقتی که در راه مدرسه پسر خوشگل را دنبال خود می‌دید. آمیرزا وقتی چهره‌ی دردکشیده‌ی او را می‌بیند، از ویرانی‌ای که به‌نوعی نتیجه‌ی بی‌توجهی و سودجویی خودش است، خجالت می‌کشد و از خانه بیرون می‌رود.

چرا باید کتاب اجاره خانه را بشنویم؟

کتاب صوتی اجاره خانه برای شنونده تصویری فشرده و پرجزئیات از زندگی در یک خانه‌ی اجاره‌ای شلوغ و فرسوده می‌سازد؛ جایی که فقر، بدهی، ترس از بدنامی، خرافه، امید به ترقی و رؤیای نجات در هم تنیده شده است. در آن کتاب، هر شخصیت نماینده‌ی نوعی مواجهه با فشارهای اقتصادی و اجتماعی است: آمیرزا مالک سالخورده‌ای است که از دنیای قدیم به‌جا مانده و درک می‌کند که «دوره‌اش تمام شده»، اما همچنان به اجاره و تعمیر حداقلی خانه دل بسته است؛ سید مصیب قربانی تغییرات اجتماعی است که امیدش را به ترقی دخترش گره زده؛ خیرالنسا میان نیاز مالی، آبرو و آینده‌ی وجیحه گرفتار است؛ زن آقا و آقا نبی با دلالی، فالگیری و قرض‌دادن خرد، راهی برای زنده‌ماندن پیدا کرده‌اند. شنیدن کتاب صوتی اجاره خانه فرصتی است برای لمس‌کردن این تنش‌ها از نزدیک؛ از گفت‌وگوهای تند و پر از سرزنش و خواهش، تا توصیف بوها، صداها و اشیای ریز اتاق‌ها که نشان می‌دهد فقر فقط عدد و رقم نیست، بلکه در تشک خیس، پتوی چرک‌تاب، سقف شکم‌داده و بساط وافور هم حضور دارد. در کنار این‌ها، وجیحه به‌عنوان دختری که درس خوانده، معلم شده و با این‌حال هنوز زیر فشار سنت، حرف مردم و نیاز مالی خانواده قرار دارد، چهره‌ای از نسل تازه‌ای را نشان می‌دهد که میان مدرسه و خانه، میان رؤیای استقلال و واقعیت اجاره‌ی عقب‌افتاده، معلق مانده است. برای شنونده‌ای که به جزئیات فضاسازی و شخصیت‌پردازی اهمیت می‌دهد، این کتاب صوتی نمونه‌ای است از این‌که چگونه می‌توان در یک محدوده‌ی کوچک مکانی، شبکه‌ای از روابط پیچیده و چندلایه ساخت. گویندگی حامد فعال نیز با تفکیک لحن شخصیت‌ها، از زن آقا و خیرالنسا تا آمیرزا و سید مصیب، به شنونده کمک می‌کند تا بدون گم‌شدن در شلوغی اسامی و صداها، در جریان گفت‌وگوها و کشمکش‌ها قرار بگیرد و درنهایت، فروریختن سقف را نه‌فقط یک حادثه‌ی فیزیکی، بلکه نمادی از فروپاشی امیدها و ساختارهای فرسوده احساس کند.

شنیدن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم؟

شنیدن کتاب صوتی اجاره خانه به کسانی پیشنهاد می‌شود که به داستان‌های شهری با محوریت زندگی طبقات فرودست و روابط مالک و مستأجر علاقه‌مند هستند. به علاقه‌مندان آثار بزرگ علوی و روایت‌هایی که در فضای محدود، شخصیت‌های متعدد و پرتنش را کنار هم قرار می‌دهند نیز پیشنهاد می‌شود. به کسانی که دغدغه‌ی موضوعاتی مثل فقر شهری، فشار اجتماعی بر زنان، ازدواج اجباری، خرافه و تغییرات نسلی دارند و می‌خواهند این مسائل را در قالب یک داستان متمرکز تجربه کنند هم شنیدن آن کتاب توصیه می‌شود. همچنین به شنوندگانی که به فضاسازی دقیق، توصیف جزئیات زندگی روزمره و گفت‌وگوهای پرکشمکش میان همسایه‌ها و اعضای خانواده علاقه دارند، این کتاب صوتی می‌تواند تجربه‌ای قابل‌توجه ارائه کند.

معرفی نویسنده
عکس بزرگ علوی
بزرگ علوی
ایرانی | تولد ۱۲۸۳ - درگذشت ۱۳۷۵

سید مجتبی بزرگ علوی در تاریخ ۱۳ بهمن ۱۲۸۲ در تهران متولد شد. او نویسنده‌ی رمان‌های مشهوری از جمله چشمهایش است. علوی در خانواده‌ای مرفه، روشنفکر و فرهیخته رشد کرد. در ابتدای جوانی برای تحصیل به شهر مونیخ در آلمان مهاجرت کرد. رشته‌ی تحصیلی علوی در دانشگاه علوم تربیتی و روانشناسی بود. جالب اینجا است که نطفه‌ی نوشتن و خلق داستان در همین سال‌ها در ذهن بزرگ علوی کاشته شد و از همین زمان بود که علوی نویسندگی و روزنامه‌نگاری را به طور جدی پیگیری کرد و اصول آنها را فراگرفت.

نظرات کاربران

fateme nematy
۱۴۰۴/۱۲/۲۷

خوب بود

سارا مجد
۱۴۰۵/۰۱/۰۵

شاهکار عالی و ممنون از راوی گرامی که این داستان را چندین برابر جذاب‌تر کردن ممنون از طاقچه

saraa.kh
۱۴۰۴/۱۲/۲۵

داستان جذاب ودلنشینی هست .گوینده هم به خوبی اجراش کرد

علیرصا سفیدیان
۱۴۰۱/۰۸/۱۳

چجوری دختره زنده موند؟ خوب نبود.

Jamshidi
۱۴۰۵/۰۱/۲۶

داستان و گوینده خوب بودن. کارما انتهای داستان هم دلنشین.

Toki
۱۴۰۵/۰۱/۱۰

خیلی ضعیف و اعصاب خوردکن بود!

کاربر 2115826
۱۴۰۵/۰۱/۱۰

داستان غم انگیز ودردآشنایی بود ولی پایانش خوب بود گاهی مرگ بهترین نعمت هست وپایان دادن به همه ی بدبختی های زندگیست

کاربر 10371740
۱۴۰۵/۰۱/۰۷

راوی داستان بسیار روان و خوش صدا داستان ملموس و گیرا

زمان

۳۲ دقیقه

حجم

۲۲٫۴ مگابایت

سال انتشار

۱۳۹۷

قابلیت انتقال

ندارد

زمان

۳۲ دقیقه

حجم

۲۲٫۴ مگابایت

سال انتشار

۱۳۹۷

قابلیت انتقال

ندارد

قیمت:
رایگان