
دانلود و خرید کتاب صوتی شاهنامه فردوسی (بخش چهارم)
معرفی کتاب صوتی شاهنامه فردوسی (بخش چهارم)
کتاب صوتی شاهنامه فردوسی؛ بخش چهارم نوشتهی ابوالقاسم فردوسی و با گویندگی فرید حامد ادامهی روایت بلند و پرحادثهای است که در دفترهای پیشین آغاز شده بود و در این بخش به اوجهای تازهای از نبرد، سوگ، پهلوانی و داوری سرنوشت میرسد. استودیو نوار این کتاب صوتی را منتشر کرده است و شنونده را به میانهی میدانهای نبرد ایران و توران، و در دل ماجراهای کیخسرو، رستم، گیو، گودرز، بیژن، فرود و بسیاری پهلوانان دیگر میبرد. در این بخش از شاهنامه، دوران پادشاهی کیخسرو و استوارشدن تاج و تخت او بر پایهی داد و کینخواهی از افراسیاب محور اصلی روایت است. شنونده با صحنههایی روبهرو میشود که در آنها خرد، نژاد، گوهر، هنر و بخت در کنار هم سنجیده شدهاند و فردوسی از زبان پهلوانان دربارهی ارزش این گوهرها داوری کرده است. کتاب صوتی با لحن حماسی و آهنگین گوینده، فضای کوه و دشت، خروش کوس و نالهی کرنا، و نیز زمزمههای اندوهگین مادران و همسران را زنده میکند و شنیدن آن کتاب را به تجربهای نزدیک به تماشای یک نمایش بزرگ پهلوانی بدل میکند. در این جلد، شنونده با فصلهایی روبهرو است که از تاجگذاری کیخسرو و آبادکردن ویرانیها آغاز میشود، به فرستادن رستم به هندوستان، داستان فرود سیاوش و فاجعهی کلات، نبردهای خونین طوس و گیو و گودرز با سپاه توران، شبیخون پیران، و سرانجام رویاروییهای سنگین در کاسهرود و پیرامون آن میرسد. استودیو نوار با این کتاب صوتی امکان همراهی پیوسته با این بخش مهم از شاهنامه را برای شنونده فراهم کرده است.
درباره کتاب شاهنامه فردوسی؛ بخش چهارم
کتاب شاهنامه فردوسی؛ بخش چهارم با تمرکز بر دوران پادشاهی کیخسرو آغاز میشود؛ جایی که شاه جوان پس از سالها خون و آتش، تاج بر سر مینهد و جهان از داد و بخشش او رویی دیگر میبیند. فردوسی در این بخش از شاهنامه، از زبان کیخسرو و پهلوانان، چهار گوهر بنیادین را برمیشمارد: هنر، گوهر، نژاد و خرد؛ و نشان میدهد که چگونه جمعشدن این چهار در یک تن، او را از رنج و غم میرهاند، جز از مرگ که گریز از آن نیست. در آغاز این کتاب صوتی، کیخسرو و رستم و زال و بزرگان ایران به دیدار هم میرسند، سوگ سیاوش تازه میشود، و شاه جوان سوگند میخورد که هرگز به مهر افراسیاب نپیچد و کین پدر را از توران بستاند. سپس کیخسرو به آبادکردن ویرانیهای ایران میپردازد، شهر به شهر میگردد، تخت مینهد، گنج میبخشد و دل خستگان را از غم آزاد میکند؛ تا جایی که زمین بهشتی آراسته میشود و دست اهریمنی بسته میماند. کتاب شاهنامه فردوسی؛ بخش چهارم در ادامه، شنونده را به دل مهمترین نبردهای ایران و توران میبرد. از فرستادن رستم به هندوستان و سپردن مرزها به فرامرز، تا داستان فرود سیاوش در کلات و بدگمانی طوس که به فاجعهای خونین میانجامد؛ جایی که فرود، این شاخهی جداافتاده از درخت سیاوش، با تیری اسب گیو را میزند، ریو نیز و زر اسب را از پای درمیآورد و سرانجام خود و مادرش جریره در آتشی از خون و آتش و خودکشی فرو میسوزند. سپس روایت به نبردهای بیژن، گیو، گودرز و دیگر گودرزیان با سپاه توران میرسد؛ شبیخون پیران بر سپاه مست ایرانی، کشتار سنگین کاسهرود، نامهی پرخشم کیخسرو به طوس، برکناری او و برکشیدن فریبرز، و در نهایت رویارویی دوبارهی دو سپاه در میدانهای گستردهای که در آنها درفش کاویان، گرز گاوسر، و نام پهلوانان بزرگ چون بیژن، بهرام، گستهم، رهام، هومان، فرشیدورد و پیران ویسه پیدرپی بر زبان میآید. این کتاب صوتی در چندین بخش بلند، زنجیرهای از نبردها، پیمانها، شبیخونها و سوگنامهها را در کنار هم مینشاند و تصویری فشرده از فرازونشیبهای پایانی کینخواهی سیاوش به دست میدهد.
خلاصه کتاب شاهنامه فردوسی؛ بخش چهارم
در این کتاب صوتی، محور اصلی روایت، پادشاهی کیخسرو و کینخواهی او از افراسیاب است. در آغاز، فردوسی از زبان دانایان، سه گوهر هنر، نژاد و گوهر و سپس خرد را برمیشمارد و نشان میدهد که جهانجوی از این چهار بینیاز نیست. کیخسرو تاج بر سر مینهد، ویرانیها را آباد میکند، دل غمگینان را شاد میسازد و با گیو و گودرز و طوس و رستم و زال پیمان میبندد که کین سیاوش را از توران بستانند. رستم با سپاهی بزرگ به همراه زال و بزرگان کابل به دیدار شاه میآید، کیخسرو او را پروردگار سیاوش میخواند و با او و دستان سام و دیگر پهلوانان به گفتوگو مینشیند. سپس شاه با رستم و سپاه به سراسر ایران میگردد، شهرها را سامان میدهد و سرانجام به آذرگشسب و آتشکدهی آن میرسد و در آنجا به نیایش میایستد. در ادامه، کیخسرو سوگند بزرگی یاد میکند که هرگز به مهر افراسیاب نپیچد و جز تیغ و گرز میانجیای میان خود و او نگیرد. پس از این سوگند، شاه با پهلوانان به رایزنی مینشیند و از رنجی که افراسیاب بر ایران و بر دل او و بر جان کاووس پیر آورده سخن میگوید. سپس به ساماندادن سپاه میپردازد؛ نام سپهبدان و سران لشکر را بر دفتر مینویسند، از خویشان کاووس، نوذریان، تخمهی گژدهم، میلاد، لواده، پشنگ، شیروی، فرهاد، گرازه و دیگران، هر گروهی را با شمار سواران و جایگاهشان در سپاه مشخص میکنند. کیخسرو هدیهها و جامها و جامههای زرنگار را میان پهلوانان بخش میکند، سر پلاشان دژخیم را جایزه میگذارد و بیژن گیو داوطلب میشود که سر او را بیاورد. سپس شاه هدیههای دیگری برای کسی که در جنگ، سر افراسیاب یا سران او را بیاورد کنار میگذارد و پهلوانان را به کینخواهی برمیانگیزد. بخش مهمی از کتاب صوتی به داستان فرود سیاوش اختصاص دارد. طوس با سپاه به سوی کلات و جرم میرود، در راه دو سوار ناشناس، فرود و تخار، را بر فراز کوه میبیند. فرود، که در دژ کلات با مادرش جریره زندگی میکند، از آمدن سپاه ایران آگاه میشود. جریره به او میگوید که برادرش کیخسرو اکنون شاه است و او باید با خفتان رومی و شمشیر هندی به پیش سپاه برود و خود را به عنوان پور سیاوش و کینخواه پدر معرفی کند. فرود از مادر میپرسد با چه کسی سخن بگوید و جریره نام بهرام و زنگه شاوران را به عنوان همخونان پدر یاد میکند. فرود بر کوه میایستد، بهرام را میبیند، نشانی خال سیاوش را بر بازوی او نشان میدهد و خود را فرزند سیاوش میخواند. بهرام او را میشناسد و به طوس خبر میدهد، اما طوس که دلش با شاه و گودرزیان صاف نیست، به بدگمانی میگراید و به جای پذیرش، فرمان میدهد که آن دو سوار را به تازیانه و بند بیاورند. فرمان طوس به رویارویی خونین میانجامد. ریو نیز، داماد طوس، و زر اسب، داماد دیگر، یکی پس از دیگری به سوی کوه میروند و هر دو با تیر فرود از اسب فرو میافتند. طوس خود نیز زخمی میشود و اسبش از پای درمیآید. گیو که این کار را نادرست میبیند، به میدان میرود و فرود، به نشانهی پرهیز از خونریزی، تنها اسب او را زخمی میکند. اما بیژن، جوان تندخو، سوگند میخورد که از کوه بازنگردد و در نبردی سخت، فرود را تا دروازهی دژ دنبال میکند. سرانجام فرود در دژ محاصره میشود، سنگباران میگردد و با زخمهای بسیار بر زمین میافتد. جریره، که در خواب آتشی بر کوه دیده بود، بیدار میشود، دژ را پر از دشمن میبیند، گنجها را میسوزاند، شکم خود را میدرد و بر بالین فرود جان میدهد. ایرانیان دژ را میگیرند، بهرام بر پیکر فرود میگرید و گودرز و گیو طوس را به تندی سرزنش میکنند. پس از این سوگ، روایت به نبردهای گستردهتر میرسد. سپاه ایران به سوی کاسهرود میرود، بیژن در نبرد با پلاشان، پهلوان تورانی، او را در نبردی تنبهتن میکشد و سر و جوشن و اسب او را نزد گیو میآورد. خبر پیشروی ایرانیان به افراسیاب میرسد، او پیران ویسه را به گردآوری سپاه میفرستد. برف و سرما راهها را میبندد، بسیاری از مردمان و چهارپایان از سرما میمیرند و پس از گشودهشدن راه، دو سپاه در کاسهرود روبهروی هم قرار میگیرند. پیران شبیخون میزند، گلهها را میبرد، ایرانیان مست و بیطلایه غافلگیر میشوند، بسیاری کشته و اسیر میگردند و سپاه ایران به سختی خود را به کوه میرساند. کیخسرو از این شکست و از کشتن فرود خشمگین میشود، نامهای تند به طوس مینویسد، او را از سپهبدی برکنار میکند و فریبرز را به جای او مینشاند. در پایان این بخش، فریبرز با سپاه تازه به میدان میآید، با پیران پیمان میبندد که یک ماه درنگ کنند تا هر دو سپاه آماده شوند، سپس دو لشکر در میدان گستردهای روبهرو میشوند. گیو در میمنه، اشکش در میسره و فریبرز در قلب سپاه میایستند. نبردی سخت درمیگیرد، تیر و نیزه و گرز و شمشیر آسمان را تیره میکند، درفش کاویان در دست فریبرز است، اما در فشار هومان و فرشیدورد، او به کوه پناه میبرد. بیژن درفش را از او میگیرد، اختر کاویان را به قلب سپاه میبرد و دوباره گرد ایرانیان را گرد آن جمع میکند. در این آوردگاه، ریو نیز کشته میشود، بسیاری از گودرزیان و خویشان پیران از دو سو بر خاک میافتند و سرانجام، با تاریکشدن روز، هر دو سپاه از میدان جدا میشوند؛ ایرانیان خسته و خونین، تورانیان شادمان از پیروزی نسبی، و شنونده در آستانهی ادامهی این کینخواهی بزرگ رها میشود.
چرا باید کتاب شاهنامه فردوسی؛ بخش چهارم را بشنویم؟
این کتاب صوتی برای شنوندهای که میخواهد با لایههای عمیقتر شاهنامه آشنا شود، فرصتی است تا یکی از پرحادثهترین دورههای این اثر را یکجا و پیوسته دنبال کند. در این بخش، هم چهرهی شاه دادگر و کینخواه، یعنی کیخسرو، برجسته شده و هم چهرهی پهلوانانی که میان فرمان شاه، غیرت خانوادگی و داوری اخلاقی سرگرداناند؛ از گیو و گودرز و طوس تا بیژن و بهرام و گستهم. شنیدن این کتاب صوتی، تصویر روشنی از منطق جنگ و صلح در شاهنامه به دست میدهد: شبیخون پیران، مستی و غفلت سپاه ایران، تندی طوس و پیامدهای آن، و نیز پافشاری کیخسرو بر پیمان و سوگند، نشان میدهد که چگونه یک تصمیم نادرست میتواند سرنوشت نسلها را دگرگون کند. داستان فرود سیاوش در این میان، نمونهی فشردهای از تراژدی بدگمانی و نشنیدن سخن است؛ جایی که یک شاخهی پاک از درخت سیاوش، به جای پیوستن به سپاه برادر، به دست همان سپاه نابود میشود. از سوی دیگر، این کتاب صوتی برای کسانی که به ساختار سپاه، آیین سوگند، تقسیم لشکر، نامگذاری پهلوانان و جزئیات میدان نبرد در شاهنامه علاقه دارند، منبعی سرشار است. فردوسی در این بخش، نام دهها پهلوان، جایگاه هرکدام در سپاه، نوع درفشها، ساز و برگ جنگی، و حتی هدیهها و خلعتهایی را که شاه میان آنان تقسیم میکند، با دقت برمیشمارد. شنیدن این جزئیات با صدای گوینده، به شنونده کمک میکند تا نقشهی ذهنی روشنی از سپاه ایران و توران و روابط درونی آنها بسازد. در کنار همهی اینها، کتاب صوتی شاهنامه فردوسی؛ بخش چهارم، نمونهی درخشانی از زبان و تصویرسازی فردوسی است؛ از توصیف برف و بوران و آتشزدن کوه هیزم، تا صحنهی خودسوزی جریره و سوگ بهرام بر پیکر فرود. شنیدن این صحنهها، نهتنها آشنایی با یک متن کلاسیک، که تجربهی عاطفی شدیدی از سوگ، خشم، وفاداری و پشیمانی را برای شنونده به همراه میآورد.
شنیدن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم؟
این کتاب صوتی به کسانی پیشنهاد میشود که به حماسههای ایرانی، تاریخ اسطورهای ایران و شخصیتهای پهلوانی شاهنامه علاقه دارند. همچنین به دانشجویان و پژوهشگران ادبیات فارسی که میخواهند بخشهای میانی و پیچیدهی شاهنامه، بهویژه داستان فرود سیاوش و نبردهای کاسهرود را دقیقتر دنبال کنند. به شنوندگانی نیز پیشنهاد میشود که دغدغهی شناخت الگوهای رهبری، تصمیمگیری در بحران، و پیامدهای اخلاقی جنگ و کینخواهی را دارند؛ زیرا در این بخش، نمونههای روشنی از تندی، تدبیر، پیمانشکنی و وفاداری در سطح فردی و جمعی دیده میشود. برای علاقهمندان به شنیدن متنهای کلاسیک بهجای خواندن آنها، این کتاب صوتی میتواند همراهی طولانی و پرماجرا باشد.
زمان
۱۰ ساعت و ۴۶ دقیقه
حجم
۵۹۱٫۷ مگابایت
سال انتشار
۱۴۰۳
قابلیت انتقال
ندارد
زمان
۱۰ ساعت و ۴۶ دقیقه
حجم
۵۹۱٫۷ مگابایت
سال انتشار
۱۴۰۳
قابلیت انتقال
ندارد