کتاب صوتی سریال صوتی ارباب حلقه ها (فصل دوم: دو برج ـ قسمت یازدهم) + دانلود نمونه رایگان
با کد تخفیف OFF30 اولین کتاب الکترونیکی یا صوتی‌ات را با ۳۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کن.
تصویر جلد کتاب صوتی سریال صوتی ارباب حلقه ها (فصل دوم: دو برج ـ قسمت یازدهم)

دانلود و خرید کتاب صوتی سریال صوتی ارباب حلقه ها (فصل دوم: دو برج ـ قسمت یازدهم)

گوینده:حامد فعال
انتشارات:استودیو نوار
دسته‌بندی:
امتیازبدون نظر

معرفی کتاب صوتی سریال صوتی ارباب حلقه ها (فصل دوم: دو برج ـ قسمت یازدهم)

کتاب صوتی سریال صوتی ارباب حلقه ها (فصل دوم: دو برج ـ قسمت یازدهم) نوشته‌ی جی. آر. آر. تالکین ادامه‌ی ماجراهای حماسی سرزمین میانه را در میانه‌ی طوفان جنگ و جادو روایت کرده است. در این قسمت شنونده همراه گاندلف، تئودن، آراگورن، مری و پیپین از ویرانه‌های ایزنگارد فاصله می‌گیرد و وارد مرحله‌ای تازه از رویارویی با سایه‌ی موردور می‌شود؛ مرحله‌ای که در آن، خطر دیگر فقط در میدان نبرد نیست بلکه در دل سنگی مرموز و نگاه ناپیدای دشمن نیز حضور دارد. این کتاب صوتی با ترجمه‌ی رضا علیزاده و گویندگی حامد فعال تولید شده و نشر استودیو نوار آن را منتشر کرده است. در این قسمت، تمرکز روایت بر حرکت کاروان از ازنگارد به‌سوی سرزمین‌های روهان، گفت‌وگوهای پررمزوراز گاندلف با هابیت‌ها، و کشف ماهیت گوی شیشه‌ای اورتانک است؛ شیئی که بعدها شنونده آن را با نام پلنتیر می‌شناسد. فضای داستان از ویرانه‌های سنگی و سایه‌دار ایزنگارد آغاز می‌شود، به دره‌های پوشیده از سرخس و بوته‌های خاردار می‌رسد و سپس به تاخت شادوفَکس در دشت‌های پهن و سرد ختم می‌شود. در این مسیر، هم شوخ‌طبعی هابیتی مری و پیپین حضور دارد و هم سنگینی تصمیم‌های گاندلف و آراگورن. کتاب صوتی سریال صوتی ارباب حلقه ها (فصل دوم: دو برج ـ قسمت یازدهم) بیش از آنکه بر نبرد مستقیم تکیه کند، بر تنش پنهان، وسوسه، کنجکاوی و خطر نگاه دشمن تمرکز کرده است و شنونده را در دل شبی طولانی و پرحادثه همراه خود می‌برد.

درباره کتاب سریال صوتی ارباب حلقه ها (فصل دوم: دو برج ـ قسمت یازدهم)

کتاب صوتی سریال صوتی ارباب حلقه ها (فصل دوم: دو برج ـ قسمت یازدهم) در ادامه‌ی روایت تالکین، شنونده را از فضای پرهیاهوی نبرد هلم‌دیپ و ویرانی ایزنگارد به شبی آرام اما پراضطراب می‌برد؛ شبی که در آن، کاروان گاندلف و تئودن از ازنگارد دور می‌شود و در دره‌ای پوشیده از سرخس و بوته‌های خاردار اتراق می‌کند. در این بخش، تالکین بیش از هر چیز بر گفت‌وگوها و کشمکش‌های درونی تمرکز کرده است: از شوخی‌های مری و پیپین درباره‌ی خستگی و خواب گرفته تا بحث‌های جدی گاندلف درباره‌ی نقشه‌ی حرکت، خطر ارتباط ایزنگارد و موردور و لزوم پنهان‌کاری پس از نخستین پیروزی. شنونده در خلال همین گفت‌وگوها با نام‌هایی مانند گودی هلم، دن‌هارو، گودی هند و رودخانه‌ی ایزن روبه‌رو می‌شود و جغرافیای روهان را بهتر می‌شناسد. در کتاب صوتی سریال صوتی ارباب حلقه ها (فصل دوم: دو برج ـ قسمت یازدهم) نقطه‌ی عطف ماجرا، وسوسه‌ی پیپین برای دست‌زدن به گوی شیشه‌ای است که گاندلف از اورتانک با خود آورده است. این کنجکاوی کودکانه، او را نیمه‌شب از خواب می‌پراند و به‌سوی گوی می‌کشاند؛ گویی که در واقع یکی از پلنتیرهای باستانی شاهان گوندور است. تالکین در این قسمت، هم صحنه‌ی نگاه‌کردن پیپین به سنگ و فرو رفتن او در آتش و تاریکی و گفت‌وگوی ذهنی با نیرویی هولناک را تصویر کرده و هم واکنش گاندلف، بازجویی او از پیپین و سپس توضیح مفصل درباره‌ی ماهیت پلنتیرها، جایگاهشان در تاریخ الندیل و گوندور و نحوه‌ی افتادن یکی از آن‌ها به دست سارون را شرح داده است. در ادامه، با ظاهرشدن نازگول بر فراز ماه و فریاد گاندلف، ریتم روایت ناگهان تند می‌شود؛ گاندلف پیپین را بر شادوفَکس می‌نشاند و به‌سوی ادوراس و سپس میناس تی‌ریت می‌تازد، درحالی‌که آراگورن و دیگران مأمور می‌شوند خود را به گودی هلم برسانند. این قسمت از کتاب صوتی، هم‌زمان هم پلی است میان نبردهای روهان و حوادث آینده‌ی گوندور و هم نقطه‌ای است که در آن، نقش پیپین در طرح بزرگ داستان تغییر می‌کند.

خلاصه کتاب سریال صوتی ارباب حلقه ها (فصل دوم: دو برج ـ قسمت یازدهم)

در این بخش از داستان، کاروان گاندلف، تئودن، آراگورن، مری، پیپین و سواران روهان پس از ترک ازنگارد در غروب، از دره‌ی ایزن پایین می‌آیند. هابیت‌ها نگاهی آخر به ویرانه‌های خاکستری ایزنگارد و قامت تنها و دوردست چوب‌ریش می‌اندازند و سپس از کنار ستون دست سفید می‌گذرند؛ ستونی که دست تراشیده‌اش فرو افتاده و انگشت اشاره‌ی سرخ آن در تاریکی می‌درخشد. در راه، مری از گاندلف درباره‌ی نقشه‌ی حرکت، گودی هلم و وضعیت جنگ می‌پرسد و گاندلف توضیح می‌دهد که پیروزی در ایزنگارد فقط نخستین گام بوده و هنوز ارتباطی ناشناخته میان ایزنگارد و موردور وجود دارد. او از قاصدانی می‌گوید که به گودی هند رفته‌اند و از لزوم حرکت گروه‌های کوچک و پنهان در دشت‌ها سخن می‌گوید. کاروان در نهایت از شاهراه جدا می‌شود و در دره‌ای رو به جنوب، زیر بوته‌های خاردار و کنار ریشه‌های درختی پرشاخ اتراق می‌کند. همه به نگهبانی و خواب مشغول می‌شوند اما پیپین بی‌قرار است. او با مری درباره‌ی گوی شیشه‌ای که از سارومان گرفته شده صحبت می‌کند و اعتراف می‌کند که کنجکاوی‌اش آرام نمی‌گیرد. مری او را به یاد نصیحت گیلدور درباره‌ی دخالت‌نکردن در کار ساحران می‌اندازد و پیشنهاد می‌کند تا صبح صبر کند. بااین‌حال، وقتی همه خوابیده‌اند، وسوسه بر پیپین غلبه می‌کند. او دزدکی به‌سوی گاندلف می‌رود، بسته‌ی پارچه‌ای کنار دست او را برمی‌دارد، سنگی دیگر را به‌جای آن می‌گذارد و با گوی واقعی به بالای تپه‌ای کوچک می‌رود. پیپین گوی را در آغوش می‌گیرد و به آن خیره می‌شود. ابتدا سنگ تیره است، سپس نوری سرخ در آن می‌جنبد و ناگهان سراسر آن به آتش می‌کشد. نگاه پیپین اسیر می‌شود، بدنش خشک می‌شود و در سکوتی هولناک، درون سنگ با نیرویی ناشناس روبه‌رو می‌شود. او با فریادی فروخورده به پشت می‌افتد و همه را از خواب می‌پراند. گاندلف گوی را می‌پوشاند و کنار پیپین زانو می‌زند. پس از لحظاتی، پیپین به هوش می‌آید و با ترس و لکنت، آنچه دیده و شنیده را تعریف می‌کند: آسمانی تاریک، برجی بلند، نه موجود بالدار که ستارگان را می‌پوشانند، و سپس نگاه و پرسش‌های موجودی که از او می‌خواهد بگوید کیست و کجاست. پیپین ناخواسته اعتراف می‌کند که هابیت است و صدایی بی‌رحم به او دستور می‌دهد پیامی به «سارومان» برساند و بگوید که «این چیز قشنگ مال او نیست» و باید فوراً فرستاده شود. گاندلف پس از شنیدن روایت، پیپین را می‌بخشد اما به او هشدار می‌دهد که فقط «اقبال نیک» مانع فاجعه شده است. سپس در جمع تئودن، آراگورن و دیگران، ماهیت گوی را آشکار می‌کند: این سنگ، پلنتیر اورتانک و از گنجینه‌های الندیل است که شاهان گوندور در آنجا نهاده بودند. گاندلف سنگ را به آراگورن می‌سپارد و او را «فرمانروا» خطاب می‌کند اما توصیه می‌کند فعلاً از آن استفاده نکند و آن را پنهان نگه دارد، به‌ویژه از پیپین. در همین گفت‌وگو، گاندلف و آراگورن حدس می‌زنند که سارون از طریق پلنتیر میناس ایتیل با سارومان در ارتباط بوده و اکنون، با دیدن پیپین، دچار سوءتفاهم شده و گمان می‌کند هابیتی در اورتانک اسیر است. در اوج این بحث‌ها، سایه‌ای بالدار از برابر ماه می‌گذرد؛ نازگولی بر فراز اردوگاه می‌چرخد و به‌سوی شمال می‌رود. ترسی مرگبار بر سواران می‌افتد و گاندلف فریاد می‌زند که قاصد موردور نزدیک است و نباید منتظر سپیده بمانند. او شادوفَکس را فرامی‌خواند، پیپین را بر زین بی‌زین اسب می‌نشاند و با شتاب از رودخانه‌ی ایزن می‌گذرد، درحالی‌که دیگران مأمور می‌شوند خود را به گودی هلم برسانند. در راه، گاندلف برای پیپین از پلنتیرها، جایگاهشان در میناس آنور، میناس ایتیل، ازگیلیات، انومیناس، آمون‌سول و تپه‌های برج، و نیز از سقوط سنگ‌ها و افتادن یکی از آن‌ها به دست سارون می‌گوید. او توضیح می‌دهد که سارومان با خیره‌شدن بیش از حد به دوردست‌ها، چشمش به باراد-دور افتاده و در دام افتاده است. در پایان این قسمت، شادوفَکس با سرعتی فراتر از اسب‌های عادی به‌سوی ادوراس و سپس میناس تی‌ریت می‌تازد و پیپین در حالی‌که میان خواب و بیداری است، احساس می‌کند او و گاندلف چون دو سنگ بی‌حرکت بر پشت اسبی نشسته‌اند که جهان را زیر سم خود置 می‌گذارد.

چرا باید کتاب سریال صوتی ارباب حلقه ها (فصل دوم: دو برج ـ قسمت یازدهم) را بشنویم؟

کتاب صوتی سریال صوتی ارباب حلقه ها (فصل دوم: دو برج ـ قسمت یازدهم) یکی از آن بخش‌هایی است که در ظاهر آرام و کم‌حادثه به نظر می‌رسد اما در واقع، چند گره مهم داستانی را شکل می‌دهد. شنونده در این قسمت برای نخستین بار به‌طور روشن با پلنتیرها آشنا می‌شود؛ سنگ‌هایی که فقط ابزار دیدن نیستند بلکه کانالی برای نفوذ اراده و فریب دشمن به شمار می‌آیند. توضیحات گاندلف درباره‌ی تاریخ این سنگ‌ها، جایگاهشان در گوندور و نحوه‌ی افتادنشان به دست سارون، لایه‌ی عمیق‌تری به جهان سرزمین میانه می‌دهد و نشان می‌دهد که چگونه ابزارهای بزرگ، بسته به دستِ استفاده‌کننده، می‌توانند به نعمت یا بلا تبدیل شوند. از سوی دیگر، این قسمت تصویری دقیق از شخصیت پیپین ارائه کرده است: هابیتی کنجکاو، شوخ و به‌ظاهر بی‌فکر که همین کنجکاوی او را در مرکز طرح دشمن قرار می‌دهد و سرنوشتش را به میناس تی‌ریت گره می‌زند. شنونده در گفت‌وگوهای او با مری، هم طنز هابیتی را می‌شنود و هم اضطراب پنهانش را. رابطه‌ی گاندلف و پیپین نیز در این قسمت شکل تازه‌ای پیدا می‌کند؛ از سرزنش تند تا بخشش و اعتماد، و همین تضاد، شنیدن این بخش را جذاب کرده است. همچنین، کتاب صوتی در این قسمت به‌خوبی تنش میان پیروزی و خطر را نشان داده است. گاندلف بارها یادآوری کرده که پیروزی در ایزنگارد فقط آغاز کار است و حتی می‌تواند خطر را بیشتر کند. حضور نازگول بر فراز ماه، تصمیم ناگهانی گاندلف برای جداشدن از گروه و تاختن به‌سوی شرق، و اشاره به این‌که هر قدم، پیپین را به «سرزمین سایه‌ها» نزدیک‌تر می‌کند، فضایی آمیخته از امید و بیم می‌سازد. برای شنونده‌ای که دنبال بخش‌های پرجزئیات، گفت‌وگوهای طولانی و توضیح‌های جهان‌ساز است، این قسمت فرصتی است تا بدون شلوغی میدان نبرد، در دل جهان تالکین عمیق‌تر شود و بفهمد چگونه یک نگاهِ اشتباه در دل یک سنگ، می‌تواند مسیر جنگی بزرگ را تغییر دهد.

شنیدن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم؟

شنیدن کتاب صوتی سریال صوتی ارباب حلقه ها (فصل دوم: دو برج ـ قسمت یازدهم) به دوست‌داران فانتزی حماسی، کسانی که از جهان‌سازی دقیق و تاریخچه‌های درون‌متنی لذت می‌برند، علاقه‌مندان به شخصیت‌پردازی هابیت‌ها به‌ویژه پیپین، و شنوندگانی پیشنهاد می‌شود که در مجموعه‌ی ارباب حلقه‌ها به‌دنبال بخش‌هایی هستند که پیوند میان جادو، سیاست و روان شخصیت‌ها را نشان می‌دهد. همچنین به کسانی پیشنهاد می‌شود که می‌خواهند پیش از ورود به حوادث میناس تی‌ریت، نقش پلنتیر و جایگاه پیپین در ادامه‌ی داستان را بهتر درک کنند.

معرفی نویسنده
عکس جی. آر. آر. تالکین
جی. آر. آر. تالکین
آفریقایی | تولد ۱۸۹۲ - درگذشت ۱۹۷۳

جی آر آر تالکین نویسنده‌، شاعر، لغت‌شناس و پژوهشگر انگلیسی است. تالکین خالق مجموعه‌ای از مهم‌ترین رمان‌های فانتزی قرن بیستم، «ارباب حلقه‌ها» و «هابیت» است. آثار فانتزی او نقشی اساسی در اقبال به خواندن و نوشتن در این ژانر ادبی داشت. تالکین در جنگ جهانی اول حضور داشت و با درجه ستوان دوم به ارتش بریتانیا خدمت کرد.

نظری برای کتاب ثبت نشده است

زمان

۵۳ دقیقه

حجم

۳۶٫۶ مگابایت

سال انتشار

۱۳۹۹

قابلیت انتقال

ندارد

زمان

۵۳ دقیقه

حجم

۳۶٫۶ مگابایت

سال انتشار

۱۳۹۹

قابلیت انتقال

ندارد

قیمت:
۲۰,۰۰۰
تومان