کتاب صوتی سریال صوتی ارباب حلقه ها (یاران حلقه ـ قسمت نوزدهم) + دانلود نمونه رایگان
با کد تخفیف OFF30 اولین کتاب الکترونیکی یا صوتی‌ات را با ۳۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کن.
تصویر جلد کتاب صوتی سریال صوتی ارباب حلقه ها (یاران حلقه ـ قسمت نوزدهم)

دانلود و خرید کتاب صوتی سریال صوتی ارباب حلقه ها (یاران حلقه ـ قسمت نوزدهم)

گوینده:حامد فعال
انتشارات:استودیو نوار
دسته‌بندی:
امتیازبدون نظر

معرفی کتاب صوتی سریال صوتی ارباب حلقه ها (یاران حلقه ـ قسمت نوزدهم)

کتاب صوتی سریال صوتی ارباب حلقه ها؛ یاران حلقه، قسمت ۱۹ نوشته‌ی جی. آر. آر. تالکین با ترجمه‌ی رضا علیزاده و گویندگی حامد فعال شنونده را به میانه‌ی یکی از به‌یادماندنی‌ترین فصل‌های سرزمین میانه می‌برد؛ جایی که یاران حلقه پس از گذر از تاریکی موریا به روشنایی شگفت‌انگیز لوت‌لورین قدم می‌گذارند. استودیو نوار آن کتاب را منتشر کرده است و این قسمت از دل رمان بلند یاران حلقه برش خورده تا به‌صورت یک اپیزود مستقل اما پیوسته با قسمت‌های دیگر شنیده شود. در این بخش از کتاب صوتی، تمرکز بر ورود گروه به کاراس گالادون، دیدار با کلبورن و گالادریل، سوگواری برای گندالف و سپس اقامت چندروزه در لوت‌لورین است؛ اقامتی که هم استراحت جسم است و هم آزمون روح. تالکین در این فصل با توصیف‌های دقیق از درختان مالورن، فواره‌های نقره‌ای، تالارهای ساخته‌شده بر فراز شاخه‌ها و سکوت پرمعنای شهر الف‌ها، فضایی می‌سازد که هم شبیه رؤیاست و هم آستانه‌ی خطری بزرگ. گویندگی حامد فعال با تغییر لحن میان الف‌ها، دورف‌ها، هابیت‌ها و انسان‌ها، گفت‌وگوهای طولانی این فصل را از حالت صرفاً روایی خارج کرده و به صحنه‌هایی شنیداری و زنده تبدیل کرده است. این قسمت بیش از آنکه بر نبرد و حرکت سریع تکیه کند بر گفت‌وگو، اندوه، وسوسه و انتخاب تمرکز دارد؛ از روایت مرگ گندالف در موریا تا نگاه نافذ گالادریل در دل یاران و آیینه‌ی پررمزوراز او که گذشته، حال و امکان‌های آینده را نشان می‌دهد. شنیدن این اپیزود برای دنبال‌کردن خط اصلی داستان یاران حلقه ضروری است چون هم جایگاه لوت‌لورین و حلقه‌های الفی را روشن می‌کند و هم وضعیت روحی تک‌تک اعضای گروه را پیش از ادامه‌ی سفر به‌خوبی نشان می‌دهد.

درباره کتاب سریال صوتی ارباب حلقه ها؛ یاران حلقه، قسمت19

کتاب صوتی سریال صوتی ارباب حلقه ها؛ یاران حلقه، قسمت ۱۹ بخشی از رمان بلند تالکین است که در آن یاران حلقه پس از عبور از خطرات کارادراس و موریا به سرزمین لوت‌لورین می‌رسند. تالکین در این فصل با جزئیات فراوان از جاده‌ی سنگ‌فرش سفید، خندق عمیق، تپه‌ی پوشیده از درختان مالورن و شهر درخت‌ها در کاراس گالادون تصویری می‌سازد که در تضاد کامل با تاریکی و تنگنای معادن موریاست. در آن کتاب شنونده همراه هالدیر و گروه از میان بیشه‌های تاریک وارد فضای باز و دایره‌وار شهر می‌شود، از پل سفید می‌گذرد و به دروازه‌های بلند و روشن کاراس گالادون می‌رسد؛ شهری که در آن چراغ‌های نقره‌ای از شاخه‌ها آویزان است و تالارهای عظیم بر فراز تنه‌ی درختان بنا شده است. تالکین در این بخش نه‌تنها معماری و طبیعت لوت‌لورین را توصیف کرده است بلکه آداب استقبال الف‌ها، سکوت خیابان‌ها، ترانه‌هایی که از بالای تپه چون بارانی نرم بر برگ‌ها می‌بارد و شیوه‌ی نشستن و برخاستن کلبورن و گالادریل را نیز با دقت نشان داده است. در ادامه‌ی کتاب صوتی سریال صوتی ارباب حلقه ها؛ یاران حلقه، قسمت ۱۹ شنونده وارد تالار مرتفعی می‌شود که در دل درخت مالورن ساخته شده و در آن کلبورن و گالادریل بر صندلی‌های سفید نشسته‌اند. اینجا جایی است که خبر سقوط گندالف در موریا برای نخستین بار به‌روشنی بیان می‌شود و واکنش الف‌ها، اندوه و شگفتی آنان و گفت‌وگوی تند و سپس پشیمان کلبورن درباره‌ی بیدارشدن بلای باستانی زیر کارادراس شنیده می‌شود. تالکین در این فصل از طریق گفت‌وگوهای طولانی آراگورن، لگولاس، گیملی و دیگران، هم تاریخچه‌ی کوتاهی از موریا، خزد-دوم و ترس قدیمی الف‌ها از بلای خفته زیر کوه را مرور کرده است و هم رابطه‌ی پرتنش و در حال تغییر میان الف‌ها و دورف‌ها را نشان داده است. بخش دوم این قسمت به اقامت چندروزه‌ی گروه در لوت‌لورین، سوگواری الف‌ها برای میتراندیر، نزدیکی تدریجی گیملی و لگولاس، و در نهایت صحنه‌ی آیینه‌ی گالادریل اختصاص دارد؛ جایی که سام و فرودو هرکدام تصویری از شایر، جنگ، درختان افتاده، بیلبو، کشتی‌ها، شهرهای دور و در نهایت چشم سائورون را می‌بینند و سپس راز یکی از سه حلقه‌ی الفی بر دست گالادریل آشکار می‌شود.

خلاصه کتاب سریال صوتی ارباب حلقه ها؛ یاران حلقه، قسمت19

در این قسمت از کتاب صوتی، یاران حلقه همراه هالدیر پس از غروب خورشید از میان بیشه‌های رو به تاریکی عبور می‌کنند و ناگهان به فضای باز و دایره‌واری می‌رسند که خندقی عمیق و تپه‌ای عظیم پوشیده از درختان مالورن آن را دربرگرفته است. شهر کاراس گالادون چون ابری سبز در برابرشان قد می‌کشد و هرچه شب تاریک‌تر می‌شود چراغ‌های بیشتری در شاخه‌ها روشن می‌شود تا جایی که گویی تمام تپه از ستاره‌ها شعله‌ور شده است. گروه از جاده‌ی سنگ‌فرش سفید و پل سفید می‌گذرد، از دروازه‌ی بزرگ وارد می‌شود و در سکوت خیابان‌های گودافتاده و زیر صدای ترانه‌های دوردست الف‌ها به سوی فواره‌ی نقره‌ای و درخت مالورن عظیم هدایت می‌شود. با بالا رفتن از نردبان سفید و گذر از چندین سکوی چوبی، سرانجام به تالاری بزرگ در دل درخت می‌رسند که در آن کلبورن و گالادریل بر صندلی‌های سفید نشسته‌اند. در دیدار نخست، کلبورن تک‌تک اعضای گروه را با نام خوش‌آمد می‌گوید و از آراگورن، گیملی و دیگران یاد می‌کند، اما وقتی می‌فهمد که گندالف در موریا سقوط کرده است تالار پر از فریاد اندوه الف‌ها می‌شود. آراگورن ماجرای گذر از کارادراس، نبرد در اتاق مزربول، آتش، پل باریک و ظهور بلای باستانی را بازگو می‌کند؛ موجودی که لگولاس آن را بالروگ مورگوث می‌نامد و گیملی آن را بلای جان دورین می‌خواند. کلبورن از این‌که دورف‌ها این اهریمن را بیدار کرده‌اند اظهار تأسف می‌کند و می‌گوید اگر می‌دانست هرگز اجازه‌ی عبور از مرزهای شمالی را نمی‌داد، اما گالادریل او را به‌خاطر داوری شتاب‌زده سرزنش می‌کند و از خرد و مقصود ناشناخته‌ی گندالف دفاع می‌کند. سپس با نگاهی نافذ به دل گیملی می‌نگرد و با یادکردن از نام‌های باستانی خزد-دوم و زارام‌زیگیل، در دل دورف جرقه‌ای از عشق و تفاهم برمی‌انگیزد؛ تا جایی که گیملی به پا می‌خیزد و لوت‌لورین و گالادریل را برتر از همه‌ی جواهرات زیر زمین می‌خواند. پس از این دیدار، گروه شب را در شادروان‌هایی نزدیک فواره می‌خوابد و چندین روز در لوت‌لورین می‌ماند. هوا خنک و روشن است، باران‌های کوتاه همه‌چیز را تازه می‌کند و کار روزانه‌ی آنان به خوردن، نوشیدن، استراحت و قدم‌زدن در میان درختان خلاصه می‌شود. لگولاس در شهر و بیرون آن پرسه می‌زند و اغلب گیملی را نیز همراه خود می‌برد؛ نشانه‌ای از دوستی تازه میان الف و دورف. در این مدت الف‌ها ترانه‌های سوگواری برای میتراندیر می‌خوانند و نام او در میان کلمات اندوهگینشان شنیده می‌شود، اما لگولاس از ترجمه‌ی کامل شعرها سر باز می‌زند و می‌گوید اندوه هنوز برای ترانه‌خواندن بسیار تازه است. فرودو که به‌ندرت شعر می‌سازد، کنار فواره می‌نشیند و ترانه‌ای درباره‌ی گندالف می‌سازد که در آن از سفرهای دور او، گفت‌وگو با مردمان و جانوران، شمشیر و شفابخشی، و ایستادن تنها بر پل خزد-دوم سخن می‌گوید. در گفت‌وگوهای شبانه، یاران از نگاه نافذ گالادریل سخن می‌گویند. هرکدام احساس کرده‌اند که میان تاریکی پرخطر پیش رو و رؤیایی شیرین و در دسترس مخیر شده‌اند؛ سام رؤیای باغ و سوراخ کوچکش را به یاد می‌آورد، مری چیزی را در دل نگه می‌دارد و بورومیر از وسوسه‌ای سخن می‌گوید که آن را رد کرده است، هرچند جزئیاتش را پنهان می‌کند. آراگورن از بدگویی درباره‌ی گالادریل برمی‌آشوبد و می‌گوید در او و در این سرزمین هیچ بدی نیست مگر آنچه مهمانان با خود بیاورند. چندی بعد، فرودو و سام در شامگاه سرد از الف‌ها و جادو حرف می‌زنند؛ سام لوت‌لورین را جایی می‌بیند که آدم هم در خانه است و هم در تعطیلات، و در عین دلبستگی به آن حس می‌کند که اگر قرار است سفر ادامه یابد بهتر است زودتر راه بیفتند. در همین حال، گالادریل در سکوت ظاهر می‌شود و آن دو را به باغی محصور در شیب جنوبی کاراس گالادون می‌برد؛ جایی که آیینه‌ی گالادریل در حوضی نقره‌ای قرار دارد. او توضیح می‌دهد که آیینه می‌تواند گذشته، حال و چیزهایی را که ممکن است رخ دهد نشان دهد و هشدار می‌دهد که نباید آن را راهنمای عمل قرار داد. سام نخستین کسی است که نگاه می‌کند و پس از دیدن ستاره‌ها ناگهان صحنه‌هایی از شایر را می‌بیند: درختان کنار جاده‌ی بای‌واتر که می‌افتند، آسیاب قدیمی که با ساختمانی آجری و دودکش بلند جایگزین شده و استادش که با چرخ‌دستی از تپه پایین می‌رود. وحشت‌زده می‌خواهد فوراً به خانه برگردد اما با سخنان گالادریل آرام می‌شود و تصمیم می‌گیرد یا همراه فرودو بازگردد یا هرگز برنگردد. سپس فرودو در آیینه نگاه می‌کند و تصاویری پراکنده می‌بیند: مردی سفیدپوش با چوب‌دستی سفید بر جاده‌ای دور، بیلبو در اتاقش، دریا و کشتی‌های بادبان‌سیاه، شهری بزرگ با رودخانه‌ای پهن و حصاری سفید با هفت برج، نبردی خونین و در نهایت کشتی کوچکی با چراغ‌های سوسوزن. وقتی می‌خواهد کنار بکشد آیینه ناگهان تاریک می‌شود و چشم سائورون در آن پدیدار می‌شود؛ چشمی زرد و آتش‌گرفته با مردمکی چون شکاف رو به نیستی که در جستجوی اهداف بی‌شمار است. حلقه بر گردن فرودو سنگین می‌شود و او نزدیک است به جلو خم شود که صدای آرام گالادریل او را از لمس آب بازمی‌دارد و تصویر محو می‌شود. گالادریل سپس حلقه‌ی خود را آشکار می‌کند؛ یکی از سه حلقه‌ی الفی، نمیاست، حلقه‌ی آدامانت. او توضیح می‌دهد که اگر فرودو شکست بخورد لوت‌لورین بی‌دفاع در برابر دشمن خواهد ماند و اگر پیروز شود قدرت الف‌ها رو به افول خواهد رفت و این سرزمین به‌تدریج از میان خواهد رفت. فرودو که از خرد و شجاعت و زیبایی او تحت‌تأثیر قرار گرفته است پیشنهاد می‌کند حلقه‌ی یگانه را به او بسپارد. گالادریل لحظه‌ای وسوسه‌ی دیرینه‌ی خود را آشکار می‌کند و خود را به‌عنوان ملکه‌ای زیبا و هولناک تصور می‌کند که همه دوستش دارند و در عین حال از او نومیدند، اما در نهایت می‌گوید از آزمون سربلند بیرون آمده است و کوچک می‌شود و به غرب می‌رود و گالادریل می‌ماند. در پایان، او به فرودو می‌گوید که حلقه‌ها قدرتی متناسب با صاحب خود می‌بخشند و تا زمانی که اراده‌ی او به اندازه‌ی کافی نیرومند نشده است نباید در پی استفاده از قدرت حلقه باشد. سپس اعلام می‌کند که فردا صبح یاران باید لوت‌لورین را ترک کنند چون موج‌های تقدیر در راه است.

چرا باید کتاب سریال صوتی ارباب حلقه ها؛ یاران حلقه، قسمت19 را بشنویم؟

شنیدن این قسمت از کتاب صوتی برای درک لایه‌های عمیق‌تری از جهان تالکین اهمیت زیادی دارد چون چند محور اساسی داستان در آن گره می‌خورد. در این اپیزود شنونده برای نخستین بار با لوت‌لورین به‌عنوان سرزمینی میان زمان حال و خاطره‌ی دوران‌های کهن روبه‌رو می‌شود؛ جایی که هم پناهگاه است و هم یادآور این واقعیت که هیچ پناهگاهی پایدار نیست. توصیف‌های طولانی از درختان مالورن، فواره‌ی نقره‌ای، تالارهای ساخته‌شده بر فراز شاخه‌ها و سکوت شهر، در کنار صدای گوینده، فضایی می‌سازد که شنیدن آن حس حضور در مکانی رؤیایی و در عین حال در آستانه‌ی خطر را ایجاد می‌کند. کتاب صوتی سریال صوتی ارباب حلقه ها؛ یاران حلقه، قسمت ۱۹ همچنین نقطه‌ای است که در آن رابطه‌ی میان الف‌ها و دورف‌ها تغییر می‌کند و دوستی غیرمنتظره‌ی لگولاس و گیملی شکل می‌گیرد؛ دوستی‌ای که ریشه‌اش در یک نگاه و چند نام باستانی و یک ستایش صادقانه از زیبایی لوت‌لورین است. از سوی دیگر، این قسمت یکی از مهم‌ترین مواجهه‌های فرودو با وسوسه و آگاهی است؛ هم در نگاه به آیینه‌ی گالادریل و دیدن چشم سائورون و هم در پیشنهاد داوطلبانه‌ی حلقه به گالادریل. شنونده در اینجا می‌بیند که چگونه تالکین قدرت را نه‌تنها در نبرد و سلاح بلکه در انتخاب، خودداری و توان «نه گفتن» تعریف کرده است. این اپیزود همچنین تصویری روشن از وضعیت روحی یاران پس از مرگ گندالف ارائه می‌دهد؛ از سوگواری الف‌ها و ترانه‌هایشان تا تلاش فرودو برای سرودن شعری درباره‌ی او و گفت‌وگوهای شبانه‌ی گروه درباره‌ی نگاه گالادریل و رؤیاهای پنهانشان. برای کسانی که داستان را دنبال می‌کنند این قسمت مثل مکثی آگاهانه در میانه‌ی سفر است؛ مکثی که در آن گذشته مرور می‌شود، آینده در آیینه‌ای مبهم دیده می‌شود و هرکس باید در دل خود تصمیم بگیرد که با چه چیزی ادامه دهد و از چه چیزی بگذرد. شنیدن این فصل کمک می‌کند تا ادامه‌ی ماجراهای یاران حلقه و تصمیم‌های بعدی آنان معنای عمیق‌تری پیدا کند.

شنیدن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم؟

شنیدن این کتاب صوتی به دوست‌داران فانتزی حماسی که می‌خواهند جهان سرزمین میانه را فراتر از نبردها و ماجراهای سطحی بشناسند پیشنهاد می‌شود. همچنین به کسانی پیشنهاد می‌شود که به توصیف‌های فضاساز، گفت‌وگوهای طولانی درباره‌ی قدرت، وسوسه و مسئولیت و صحنه‌های پررمزوراز مانند آیینه‌ی گالادریل علاقه‌مند هستند. شنیدن آن برای دنبال‌کنندگان مجموعه‌ی سریال صوتی ارباب حلقه ها که می‌خواهند پیوستگی داستان یاران حلقه را حفظ کنند نیز ضروری است، چون این قسمت حلقه‌ی اتصال میان تاریکی موریا و مرحله‌ی بعدی سفر گروه به‌سوی سرنوشت حلقه است.

معرفی نویسنده
عکس جی. آر. آر. تالکین
جی. آر. آر. تالکین
آفریقایی | تولد ۱۸۹۲ - درگذشت ۱۹۷۳

جی آر آر تالکین نویسنده‌، شاعر، لغت‌شناس و پژوهشگر انگلیسی است. تالکین خالق مجموعه‌ای از مهم‌ترین رمان‌های فانتزی قرن بیستم، «ارباب حلقه‌ها» و «هابیت» است. آثار فانتزی او نقشی اساسی در اقبال به خواندن و نوشتن در این ژانر ادبی داشت. تالکین در جنگ جهانی اول حضور داشت و با درجه ستوان دوم به ارتش بریتانیا خدمت کرد.

نظری برای کتاب ثبت نشده است

زمان

۵۸ دقیقه

حجم

۴۰٫۰ مگابایت

سال انتشار

۱۳۹۹

قابلیت انتقال

ندارد

زمان

۵۸ دقیقه

حجم

۴۰٫۰ مگابایت

سال انتشار

۱۳۹۹

قابلیت انتقال

ندارد

قیمت:
۲۰,۰۰۰
تومان