با کد تخفیف Salam اولین کتابتان را با ۵۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کنید.
کتاب صوتی فرضیه خوشبختی اثر جاناتان هایت

دانلود و خرید کتاب صوتی فرضیه خوشبختی

یافتن حقیقت مدرن در خرد باستان

۳٫۴ از ۱۷ نظر
۳٫۴ از ۱۷ نظر

برای خرید و دانلود  کتاب صوتی فرضیه خوشبختی  نوشته  جاناتان هایت  و خواندن و شنیدن هزاران کتاب الکترونیکی و صوتی دیگر،  اپلیکیشن طاقچه  را رایگان نصب کنید.

دانلود و خواندن کتاب در اپلیکیشن طاقچه

معرفی کتاب صوتی فرضیه خوشبختی

کتاب صوتی فرضیه خوشبختی نوشته جاناتان هایت است که با ترجمه ساناز فرشیدفر و صدای حامد افرا منتشر شده است. این کتاب یافتن حقیقت مدرن در خرد باستان را به شما یاد می‌دهد.

درباره کتاب فرضیه خوشبختی

جاناتان هایت ۱۰ نظریه‌ کهن و تنوع عظیمی از یافته‌های تحقیق مدرن را بیرون کشیده است و بررسی می‌کند‌. هدف نویسنده این بوده است در حد توان بهترین داستان درباره‌ عوامل شکوفایی انسان و موانع خوب زیستن را که خودمان می‌سازیم، بررسی کند.

جاناتان هایت استادیار روان‌شناسی دانشگاه ویرجینیاست. جاناتان بنیان‌های احساسی اخلاق و تنوع اخلاق در فرهنگ‌های مختلف رو بررسی می‌کند؛ فرهنگ لیبرال‌ها و محافظه‌کاران ازجملهٔ اون‌ها است.

داستان با این ارزیابی شروع می‌شود که ذهن انسان چطور کار می‌کند؛ البته این ارزیابی کامل نیست؛ صرفاً دو حقیقت باستانی را بیان می‌کند. باید اول این حقیقت‌ها را درک کنید تا از مزیت‌های روان‌شناسی مدرن برای بهبود زندگی‌تان بهره ببرید. اولین حقیقت نظریهٔ بنیادین این کتاب است: ذهن به بخش‌هایی تقسیم شده است که گاهی با هم در تضاد هستند. گام دوم در این داستان این است که زندگی اجتماعی‌مان را ارزیابی کنیم. قدم بعدی برای شکوفاشدن در این داستان نگاه‌کردن به وضعیت رشد و پیشرفت انسان‌ها است. 

نتیجهٔ این داستان سؤالی دربارهٔ معنا است: 

چرا بعضی از مردم در زندگی معنا و هدف و رضایت‌مندی به دست می‌آورند، ولی بقیه نه؟ 

نویسنده با این نظریهٔ فراگیر فرهنگی شروع می‌کند که یه بُعد عمودی معنوی در هستی انسان وجود دارد و باید آن را کشف کنید و بشناسید و بتوانید بهترین استفاده را از آن داشته باشید. 

شنیدن کتاب فرضیه خوشبختی را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم

این کتاب را به تمام کسانی که به دنبال خوشبختی هستند پیشنهاد می‌کنیم.

بخشی از کتاب فرضیه خوشبختی

تفکر انسان به تشبیه وابسته‌ست. ما مفهوم‌های جدید یا پیچیده رو در قیاس با چیزهایی می‌فهمیم که قبلاً یاد گرفتیم. مثلاً سخته که به‌طور کلی راجع به زندگی فکر کنیم، اما وقتی این‌طوری تشبیهش می‌کنیم که «زندگی یه سفره» به نتیجه‌هایی می‌رسیم: باید منطقه رو بشناسی، یه مسیر انتخاب کنی، چند تا همسفر خوب واسهٔ خودت پیدا کنی و از سفر لذت ببری؛ چون ممکنه آخر راه هیچی به دست نیاری. فکرکردن درمورد ذهن هم سخته، اما یه بار که براش یه تشبیه پیدا کنی، فکرت جهت می‌گیره. توی تاریخ انسان‌ها با حیوانات زندگی کرده‌ن و سعی کرده‌ن اون‌ها رو مهار کنن. برای همین هم ردپای این حیوانات رو توی تشبیه‌های کهن می‌بینیم؛ مثلاً بودا ذهن رو به یه فیل وحشی تشبیه کرده:

در گذشته همیشه این ذهنم رو گمراه می‌کرد و دائم بین خودخواهی و شهوت و لذت سرگردان بودم، ولی امروز دیگه گمراهم نمی‌کنه و در اختیارمه؛ درست مثل یه فیل وحشیه که رام‌کننده مهارش می‌کنه.

افلاطون هم از استعارهٔ مشابهی استفاده می‌کنه و می‌گه نفس یا روان مثل ارابه‌ست؛ متانت هم بخش عقلانی ذهنه و اون رو هدایت می‌کنه. ارابه‌ران‌های افلاطون باید دو تا اسب رو کنترل می‌کردن:

اسب نجیب سمت راست شق‌ورقه، استخوان‌داره، با یه گردن بلند و بینی باشکوه. اون عاشق شرافت، تواضع و خویشتن‌داریه؛ هم‌زاد شکوه واقعیه. نیازی نیست شلاقش بزنی؛ با دستورهای کلامی هدایت می‌شه. اون یکی کج‌وکوله‌ست و کلافی از گوشت و استخوانه... هم‌زاد لاف‌زدن‌های بی‌معنی و گستاخیه، کلاً کَره و انگارنه‌انگار که یه اسبه. علاوه بر شلاق، سیخونک هم لازم داره.

از نظر افلاطون بعضی احساسات و هیجان‌ها خوبن، مثل عشق به شرافت. این‌جور حس‌ها نفْس رو به مسیر درستی هدایت می‌کنن، اما بقیه بد هستن، مثل ولع و شهوت. هدف آموزه‌های افلاطون این بوده که به ارابه‌ران کمک کنه تا کنترل کامل این دو تا اسب رو به دست بگیره. زیگموند فروید هم ۲۳۰۰ سال بعد از افلاطون مدل مشابهی رو بهمون پیشنهاد کرد؛ گفت ذهن به سه بخش تقسیم شده: ایگو (یعنی ضمیرخودآگاه و منطقی)، سوپرایگو (وجدان که تعهد زیادی سفت‌وسختی به قانون‌های جامعه داره) و اید (خواستن لذت، هر چه بیش‌تر و هر چه زودتر هم بهتر). من موقع سخنرانی دربارهٔ فروید از این تشبیه استفاده می‌کنم که ذهن رو مثل یه درشکهٔ یک‌اسبه، یه ارابهٔ دورهٔ ویکتوریایی! تصور کنین که درشکه‌چی اون، همون ایگو، دیوانه‌وار تلاش می‌کنه یه اسب گرسنهٔ هولِ سرکش، یعنی اید، رو کنترل کنه. هم‌زمان هم پدر درشکه‌چی، یعنی همون سوپرایگو، اون پشت نشسته و داره یه‌ریز دربارهٔ اشتباه‌های او وِر می‌زنه. از نظر فروید هدف روان‌کاوی این بوده که با قدرت‌بخشیدن به ایگو و کنترل بیش‌تر اون روی اید و مستقل‌شدنش از سوپرایگو، از چنین مخمصه‌ای رها بشیم. 

نظرات کاربران

مشاهده همه نظرات (۲)
محسن
۱۴۰۱/۰۲/۱۹

گوینده خیلی بده و تلفظ اسم‌هایی مثل دیل کارنگی و بناسرا رو کلا غلط میگه در کل هم لحن گویندگی نامناسبه

کاربر ۳۹۰۸۱۶۵
۱۴۰۰/۱۰/۰۷

خوبه

اطلاعات تکمیلی

دسته‌بندی
شابکundefined
زمان۱۴ ساعت و ۵۵ دقیقه
قابلیت انتقالدارد
حجم۸۱۹٫۷ مگابایت
زمان۱۴ ساعت و ۵۵ دقیقه
قابلیت انتقالدارد
حجم۸۱۹٫۷ مگابایت