معرفی و دانلود کتاب به وقت شکنجه و باروت + خلاصه رایگان
تصویر جلد کتاب به وقت شکنجه و باروتsubscriptionAvailable

کتاب به وقت شکنجه و باروت

نوع کتاب
۴.۵(از ۶ امتیاز)
پدیدآورندگان: 
جردن هارپر، داریوش دل‌آرا
انتشارات: 
انتشارات خوب

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy

معرفی کتاب به وقت شکنجه و باروت

کتاب به وقت شکنجه و باروت رمانی نوشته جردن هارپر است. این کتاب روایتی جذاب و نفس‌گیر با ماتفاقاتی که نمی‌توانید پیش‌بینی کنید. کتاب به وقت شکنجه و باروت را داریوش دل‌آرا به فارسی ترجمه کرده است.

درباره کتاب به وقت شکنجه و باروت

پالی دخترک یازده ساله خجالتی و بسیار باهوشی است که همیشه یک خرس عروسکی در بغل دارد، پدرش، نیت، که تازه از زندان آزاد شده است، در سرقتی هم‌دست می‌شود. پدر پالی با ماشینی که سرقت کرده، جلوی در مدرسه به دنبال او می‌آید و این شروع تغییر زندگی پالی است. او باید زودتر بزرگ شود.

نیت، دشمنان زیادی در زندان پیدا کرده است، یک دارودسته‌ خلافکار، به نام آریان، می‌خواهند با کمک اعضای خود در خارج از زندان، نیت را پیدا کنند و بکشند. آن‌ها قبل‌تر نیز همسر نیت مادر پالی را کشته‌اند، و کشتن پالی هدف بعدی آن‌ها است.

پالی باید زودتر از انتظارش بزرگ شود و با حقیقت روبه‌رو شود.

خواندن کتاب به وقت شکنجه و باروت را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم

این کتاب را به تمام علاقه‌مندان به داستان‌های پلیسی پیشنهاد می‌کنیم

بخشی از کتاب به وقت شکنجه و باروت

شانه‌هایش را مثل آدم‌های بازنده پایین آورده و صورتش را پشت موهایش پنهان کرده بود. بااین‌حال، مثل هفت‌تیرکش‌های غرب وحشی، چشمانی پرشرر و مصمم داشت.

مادرش معمولاً پس از نوشیدن چند پیک ویسکی می‌گفت که چشمان پرشرر دخترک به پدرش رفته است. در این لحظات بود که می‌توانست، بی‌خشم مسموم همیشگی در سینه‌اش، درمورد شوهر سابقش صحبت کند. یخ داخل پیک را قرچ‌قرچ زیر دندانش خرد می‌کرد و بنا می‌کرد درمورد این نوع خاص از چشم‌های آبی مات و کم‌فروغ توضیح دادن. اینکه چطور بیل هیکاک وحشی و جسی جیمز و خلبانان جنگنده همگی چشمان آبی روشن داشتند. چطور مدارس تک‌تیراندازی دنبال به خدمت گرفتن افسرهایی بودند که چشمان آبی رنگ‌پریده داشتند. پالی آنچه را که واقعاً در ذهن داشت به مادرش نمی‌گفت، اما اگر قرار به گفتن بود، باید می‌گفت همهٔ حرف‌هایی که درمورد چشمان پرشرر می‌زنند، به نظرش مزخرف است. او نمی‌توانست چشمان پرشرر هفت‌تیرکش‌های غرب را داشته باشد، چون اصلاً هفت‌تیرکش نبود. تا آن زمان با هیچ‌چیز و هیچ‌کس با خشونت رفتار نکرده بود، الّا پوست ناخن دستش و گوشت لب‌هایش، که از شدت جویدنْ متورم شده بود. بنابراین، چندان به چشمان پرشرر فکر نمی‌کرد. حداقل، نه تا روزی که پایش را از در ورودی مدرسهٔ راهنمایی فونتانا بیرون گذاشت، دم در ایستاد و با پدرش چشم تو چشم شد.

یک جفت چشم پرشرر و گستاخ. نوعی آبی رنگ‌پریده، همچون چشمان خودش. در نگاه مرد چیزی بود که باعث می‌شد احساس کند قلبش در حلقش می‌تپد. بعدها فهمید چشم‌های آدمی نه‌تنها آنچه را که می‌بینند، بلکه آنچه را که قبلاً دیده‌اند هم نمایان می‌کنند.

پالی یازده‌ساله شش سالی می‌شد که پدرش را ندیده بود؛ اما بی هیچ تردیدی می‌شناختش. وقتی پدر را جلوی در مدرسه دید، به حقیقت دیگری هم پی برد؛ او حتماً فرار کرده بود. پدرش آدم بدی بود؛ سارق بود و آن لحظه باید در زندان می‌بود. مادرش می‌گفت پدرش بد بودن را بیشتر از شوهر بودن یا پدر بودن دوست دارد. پالی فهمیده بود پدرش گهگاهی نامه می‌فرستاده، اما مادرش هرگز نمی‌گذاشت او آن‌ها را بخواند. پدر هم چند سال قبل، به‌کلی دست از نوشتن کشیده بود. فهمیده بود داشتن پدری شرور، تا حد زیادی، مثل این است که اصلاً پدر نداشته باشی؛ خصوصاً وقتی پدر در زندان باشد. 

برای تجربه‌ای بهتر در دانلود کتاب به وقت شکنجه و باروت و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را به‌صورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن می‌توانید مطالعه‌ی خود را شخصی‌سازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتاب‌ها را همیشه و همه‌جا تجربه کنید. علاوه‌بر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیف‌های ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.

مشخصات کتاب الکترونیکی

نام کتاب:به وقت شکنجه و باروت
موضوع:رمان، داستان خارجی
نویسنده:جردن هارپر
مترجم:داریوش دل‌آرا
انتشارات:انتشارات خوب
سال انتشار نسخه فیزیکی:۱۳۹۹/۰۱/۲۵
فرمت کتاب:EPUB
حجم فایل کتاب:۲.۹۵ مگابایت
شابک:۹۷۸-۶۲۲-۶۹۸۳-۴۴-۰
تعداد صفحه‌ها:۲۸۰ صفحه
قیمت کتاب:۲۶۰۰۰۰ تومان

نظر شما دربارهٔ این کتاب

به این کتاب چه امتیازی می‌دهید؟

۱
۲
۳
۴
۵

نظرات کاربران

یه ocd کارکرده در حد نو
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۲/۱۲/۰۷

اگه دنبال یه داستان اکشنی که فیلم های هالیوود رو براتون تداعی کنه و کلی اطلاعات به دردبخور از این فضا بهتون بده، توی خوندنش تردید نکنید. این داستان انقدر موجز و شسته رفته نوشته شده که هیچ اطلاعات اضافه ای...بیشتر

۰

بریده‌هایی از کتاب

کاربر ۳۵۰۶۶۶۱
۴
سگ‌ها آدم نیستن. آدم‌ها سگ هستن. وقتی می‌آن که سرشون داد بزنی. وقتی هیچ‌کس حواسش بهشون نباشه، وحشی می‌شن. وقتی کارشون تموم می‌شه، احساس شرم می‌کنن. دست قوی‌ها رو لیس می‌زنن و سر ضعیف‌ها داد می‌کشن. خرابکاری می‌کنن، چون حوصله‌شون سر رفته. اون‌ها چیزهایی رو که عاشقشون هستن می‌جون. اون‌ها به گله احتیاج دارن. تا جایی که بتونن، ترتیب این و اون رو می‌دن. تا جایی که بتونن می‌خورن و می‌نوشن تا بالا بیارن. به اون‌هایی محبت می‌کنن که بهشون محبت کنن، حتی اگه کسی که داره محبت می‌کنه، شرور و فاسد و رذل و پست‌فطرت باشه. سگ‌ها آدم نیستن. آدم‌ها سگ هستن.»
کاربر ۳۵۰۶۶۶۱
۲
«ضعفت رو بپذیر تا قوی شی!»
کاربر ۸۸۲۵۳۷۸
۰
خالکوبی‌ها و جای زخم‌های چاقو روی بدنش، حکایت از سوءپیشینه‌اش داشت.