با کد تخفیف Salam اولین کتابتان را با ۵۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کنید.
سمفونی مرگ

دانلود و خرید کتاب سمفونی مرگ

۳٫۰ از ۱ نظر
۳٫۰ از ۱ نظر

برای خرید و دانلود  کتاب سمفونی مرگ  نوشته  محمد شهریاری  و خواندن و شنیدن هزاران کتاب الکترونیکی و صوتی دیگر،  اپلیکیشن طاقچه  را رایگان نصب کنید.

معرفی کتاب سمفونی مرگ

کتاب سمفونی مرگ نوشته محمد شهریاری است. این کتاب مجموعه داستانی جذاب و خواندنی است که تصویر تازه‌ای از اتفقات را به خواننده نشان می‌دهد. این کتاب پر از هیجان است و داستان‌های واقعی را روایت می‌کند.

درباره کتاب سمفونی مرگ

کتاب سمفونی مرگ از سری آثار داستانی محمد شهریاری، قاضی ویژه قتل عمد تهران است. که بر اساس تجربه‌های نویسنده در پرونده‌های مختلف نوشته شده است. این کتاب شامل چهار داستان سمفونی مرگ، کشف جسد در لنگرگاه، دوئل، تشریح یک جنایت است.

کتاب سمفونی مرگ شما را با جنایت‌های واقعی در ایران روبه‌رو می‌کند، چیزی که شاید از آن کمتر مطلع باشید. داستان‌های جنایی در ایران بسیار کم است و عموما در فضایی خیالی روایت می‌شوند اما کتاب سمفونی مرگ داستان‌هایی واقعی است از دنیایی که در آن زندگی می‌کنیم و از جزئیاتش خبر نداریم.

خواندن کتاب سمفونی مرگ را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم

این کتاب را به تمام علاقه‌مندان به داستان‌های پلیسی و جنایی پیشنهاد می‌کنیم. 

بخشی از کتاب سمفونی مرگ

با اعتماد به نفس ادامه مسیر داد. پلیس خودروهای سنگین و اتوبوس را ایست می‌داد و بازرسی می‌کرد و کاری به خودروهای سواری نداشت. خیالش راحت شد. عوارض را پرداخت کرد و قبض را گرفت، نفس راحتی کشید و به راه ادامه داد. حسابی خوشحال بود. تا اینجا به خیر گذشته بود و باید امانتی‌ها را به صاحبش که قول داده بود می‌رساند. دودل بود که آیا به حرفی که زده بود، عمل می‌کند یا نه. با این همه گذشته تاریک، این چه اهمیتی داشت که به قول خود عمل کند یا نه؟ اما هنوز بارقه‌هایی از انسانیت را در خود احساس می‌کرد و همین اندک هم برایش کافی بود که به سمت محل تحویل امانتی‌ها حرکت کند، اما باید حسابی فکر می کرد. ممکن بود با یک حرکت ناپخته و نسنجیده تمامی نقشههای او که تا االن انجام شده بود، برمال شود. نیاز به تمرکز داشت. ناخودآگاه ً جاده ای را دید که از اتوبان جدا می شد. نسبتا خلوت بود. وارد جاده شد، نمی دانست جاده به کجا می رفت. همین طور ادامه مسیر داد تا به جاده خاکی رسید و وارد آن شد. تابلو نشان می داد که به روستایی منتهی می شود. از ماشین پیاده شد با خود گفت سری به امانتیها بزند بعد تصمیم نهایی را بگیرد. به سمت صندوق عقب رفت. در را باز کرد. با دیدن داخل صندوق عقب خشکش زد. رنگش پرید و عقب عقب رفت و روی زمین نشست. ادامه مسیر برایش بی فایده بود. بهتر بود امانتی‌ها را همین اطراف می گذاشت و می رفت. از دور خودرویی را دید که از سمت راست می‌آمد. سریع در صندوق عقب را بست و پشت فرمان نشست و حرکت کرد. خودرو از کنار او رد شد، اما توجهی نکرد. حسابی ترسیده بود، این دیگر توی دستور کارش نبود. فکرش را هم نمی کرد. تصمیم آخر خود را گرفت، توقف کرد... پارچه‌ای را برداشت و مشغول خالی کردن صندوق عقب شد. کارش که تمام شد دور و برش را نگاه کرد و به سرعت دور زد و به سمت اتوبان رفت و وارد اتوبان شد. ابتدای تهران که رسید خودرو را کنار خیابانی پارک و پیاده به سمت خانه حرکت کرد. یک ساک داشت که وسایلش در آن بود.

نظرات کاربران

مشاهده همه نظرات (۱)
سیّد جواد
۱۳۹۹/۱۲/۰۹

کتاب ۳۷۳ از کتابخانه همگانی ، ۴ داستانِ جناییِ ساده. مطالعه ی آنها خالی از لطف نیست!!

بریده‌ای برای کتاب ثبت نشده است

اطلاعات تکمیلی

دسته‌بندی
تعداد صفحات۱۱۲ صفحه
قیمت نسخه چاپی۱۸,۰۰۰ تومان
نوع فایلPDF
تاریخ انتشار۱۳۹۷/۱۱/۰۴
شابک۹۷۸-۹۶۴-۳۰۴-۷۷۴-۰
تعداد صفحات۱۱۲صفحه
قیمت نسخه چاپی۱۸,۰۰۰تومان
نوع فایلPDF
تاریخ انتشار۱۳۹۷/۱۱/۰۴
شابک۹۷۸-۹۶۴-۳۰۴-۷۷۴-۰