با کد تخفیف Salam اولین کتابتان را با ۵۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کنید.
بیست و یک کار مهم بعد از سی سالگی ...

دانلود و خرید کتاب بیست و یک کار مهم بعد از سی سالگی ...

نقشه راه درست زندگی بعد از ۳۰ سالگی

۳٫۳ از ۲۰ نظر
۳٫۳ از ۲۰ نظر

برای خرید و دانلود  کتاب بیست و یک کار مهم بعد از سی سالگی ...  نوشته  جیمز هالیس  و خواندن و شنیدن هزاران کتاب الکترونیکی و صوتی دیگر،  اپلیکیشن طاقچه  را رایگان نصب کنید.

دانلود و خواندن کتاب در اپلیکیشن طاقچه

معرفی کتاب بیست و یک کار مهم بعد از سی سالگی ...

کتاب بیست و یک کار مهم بعد از سی سالگی ... نوشته جیمز هالیس است که با ترجمه مرضیه مروتی منتشر شده است. این کتاب شامل بیست‌ویک نکته ضروری است که تعهد روزانه به آنها باعث خواهد شد زندگی تغییر یابد، جالب‌تر شود و بیشتر متعلق به خودتان باشد.

زندگی ما دو بار آغاز می‌شود: روزی که متولد می‌شویم و روزی که حقیقت وجودی بنیادین را می‌پذیریم که زندگی‌مان با تمام عوامل محدودکننده انتخابی است که به‌عهده خودمان است و لحظه‌ای که این دعوت را می‌پذیریم و مسئولیت‌پذیر می‌شویم، قدرت انتخاب را به‌دست می‌آوریم. این کتاب به ما کمک می‌کند تصویر واضحی از انتخاب‌های بعد از سی سالگی داشته باشیم.

خواندن کتاب بیست و یک کار مهم بعد از سی سالگی را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم

این کتاب را به تمام کسانی که در آغاز سی‌سالگی هستند پیشنهاد می‌کنیم.

بخشی از کتاب بیست و یک کار مهم بعد از سی سالگی ...

بزرگ شدن یعنی چه؟ آیا وقتی به دوران بلوغ رسیدیم و وارد بدن‌های بزرگ و دستورکارهای بزرگ شدیم، بزرگ نشدیم؟ آیا وقتی خانه را ترک کردیم و به دنیای بیرون قدم گذاشتیم و گفتیم: «مرا استخدام کن، من از پس آن شغل برمی‌آیم»، «با من ازدواج کن، تا آخرش با تو هستم»، «به من اعتماد کن، از پس این مسئولیت برمی‌آیم» بزرگ نشدیم؟ آیا از طریق پذیرش مسئولیتی که سال‌ها با انجام نقش‌های والدی، اجتماعی، رابطه‌ای و امانتداری اعمال شده است، بزرگ نشده‌ایم؟ و با این همه، از افراد حاضر در کارگاه‌هایم که افرادی معقول، جاافتاده و مسئولیت‌پذیر نیز بوده‌اند، پرسیده‌ام، «کجا به رشد نیاز داری؟» چرا هنوز هیچ‌کس از من نخواسته است تا این پرسش را توضیح دهم؟ چرا هنوز هیچ‌کس اعتبار این پرسش را به چالش نکشیده است؟ چرا هنوز هیچ‌کس اعتبار این تمرین را مورد تردید قرار نداده است و چرا همه فوراً در عرض چند دقیقه شروع به نوشتن کرده‌اند؟ خب چگونه است که ما این همه نقش‌های بالغ را ایفا می‌کنیم و باز در اعماق قلب خود می‌دانیم که هنوز به رشد نیاز داریم؟ برای جوامع سنتی که درک مبهمی از این سیاره چرخان دارند، از حملات محیط‌های طبیعی، شرایط سخت و انواع عوامل خصمانه جان به در برده‌اند، بزرگ شدن موضوع مرگ و زندگی بود. بیکاری کودکان برای قبیله بسیار گران تمام می‌شد. بنابراین، چون هیئتی مرکزی وجود نداشت که بخشنامه صادر کند، تمدن‌ها آیین‌های گذار را ابداع کردند، با هدف اطمینان از عبور از خامی و وابستگی کودکی به حساسیت‌های بزرگسالی که مستلزم قربانی کردن آسایش و تنبلی در خدمت به هدفی مشترک بود. از اینها گذشته، شرایط و ساختارهای اجتماعی متحول می‌شوند و فناوری متحول می‌شود، اما روان بشر همان است که بود و همان نیروهای روانی که در اجدادمان بروز می‌کردند، در زندگی فعلی ما نیز جاری هستند.

طبق تاریخ ثبت شده، همه ما مجبور شدیم با دعوت‌هایی به بزرگ شدن روبه‌رو شویم. تفاوت اینجاست که اجدادمان مشاهده‌گرانی باهوش بودند که درک می‌کردند ذره‌ای انگیزه برای قربانی کردن آسایش و وابستگی وجود ندارد، مگر اینکه انجامش ضرورت پیدا کند. بنابراین، چون هیئتی مرکزی وجود نداشت تا به این کارها توصیه کند، آنها به‌صورت مستقل راه‌حلی مفید ابداع کردند: آیین‌های گذار. تمام گذارها عبور از چیزی را که به پایان رسیده، مرده و یا دیگر کارآمد نیست، امکان‌پذیر می‌کنند. در بسیاری موارد، روان‌درمانی نیز خواستار انجام همین کار است. چون تعداد کمی مشتاقانه حاضرند امنیت خانه را ترک کنند و به وضعیت ناامن بزرگسالی قدم بگذارند، از نوجوانان چنین درخواستی نمی‌شد. آنها را گاهی حتی با اعمال زور کنار می‌گذاشتند. شش مرحله گذار از لحاظ شکل، شدت، مدت، پوشش و سازوکار فرهنگی متفاوت بود، اما در ریشه و اساس در سراسر دنیا شباهت‌هایی بین گذارها وجود دارد. ترک خانه، آن هم نه با یک کارت دعوت و یا یک درخواست مؤدبانه، بلکه ناگهانی و با قطعیت، بخشی از این گذارها بود. مرحله دوم، جشن مرگ بود که در طیفی از دفن شدن در زمین، تا غوطه‌ور شدن در یک سیال، تا حذف مواردی که می‌دانستند مورد توجه آن شخص است، قرار داشت. مرحله سوم، جشن تولد دوباره بود زیرا موجودی نوظهور و یک روان‌شناسی متفاوت در حال آغاز بود. در مرحله چهارم، به شرکت‌کنندگان آموزش‌هایی در سه مقوله داده می‌شد: داستان‌های کهن‌الگویی خلقت، خدایان و تاریخچه قبیله؛ نقش‌ها و خط‌مشی بزرگسالی در آن فرهنگ؛ و ابزار مخصوص شکار، ماهیگیری، تولد فرزند و کشاورزی مختص آن قبیله. در مرحله پنجم، نوعی کار و آزمایش سخت به آنها داده می‌شد که شامل ترس و یافتن منابع درونی بود. در مرحله ششم، پس از یک جدایی طولانی، آنها همچون افراد بالغ و مستقل به اجتماع بازمی‌گشتند. تنها با این روش جوانان از خامی و وابستگی و کناره‌گیری‌های کودکی گذر می‌کردند و به انتظارات بزرگسالی می‌رسیدند.


نظرات کاربران

مشاهده همه نظرات (۱۴)
نوشین
۱۳۹۹/۱۰/۰۲

کتاب جذابه ولی ترجمه خیلی بده، به نظرم با این ترجمه ارزش خوندن نداره چون واقعن خیلی جاهای کتاب مبهمه. ترجمه کرده زنی چهل ساله از نعمت خوابی برخوردار است که..... میخواد بگه زنی چهل ساله خوابی دیده که در

- بیشتر
safoora s
۱۳۹۹/۱۰/۰۷

کتاب به لحاظ محتوایی خیلی غنی و کاربردیه، ولی متاسفانه ترجمه اصلا روون نیست،به علاوه نگارش کتاب به شدت مشکل داره، خیلی جاها برای فهم بهتر جملات باید کاما گذاشته میشد که نشده و برای همین گاهی یک جمله رو

- بیشتر
حسین
۱۳۹۹/۰۹/۱۸

کتاب خیلی عمیقیه،بطوریکه روی تک تک جمله هاش باید تأمل کنی تا به عمق و مفهوم جمله برسی،به همه پیشنهاد میکنم مخصوصا نیمه دوم عمری ها

hoda
۱۳۹۹/۱۰/۱۰

کتاب رو با این ترجمه توصیه نمیکنم.

Mehragin
۱۴۰۰/۰۱/۲۹

ترجمه اصلااااا خوب نبود، چندبااار اقدام ب خوندن کردم هربار ترجمه بد مانع خوندنم شد.

Nino
۱۳۹۹/۱۲/۰۶

سه بار اقدام کردم به مطالعه ی این کتاب ولی سد ترجمه ی بد هربار مانع شده و بیشتر از ۲۰ صفحه نتونستم پیش برم ... صنعت ترجمه داره به قهقرا میره ... 😑

کاربر ۲۲۳۸۹۸۹
۱۳۹۹/۱۱/۱۵

این کتاب خلاصه شده ی نظرات نویسنده در قالب یک کتاب است با خواندنش مثل اینکه چندین کتاب را خواندید

فاطمه
۱۳۹۹/۱۱/۲۴

بد نبود

کاربر ۱۵۲۰۵۴۱
۱۴۰۰/۰۲/۰۷

ترجمه جالبی نداره و تمام ابعاد کتاب رو تحت تاثیر قرار داده

کاربر ۲۹۵۸۷۰۰
۱۴۰۰/۰۳/۱۷

ترجمه کتاب افتضاح هست. طوری که من اول فکر کردم شاید مشکل از درک من باشه، اما هرچی جلوتر رفتم متوجه شدم ترجمه کتاب افتضاح هست‌. اصلا توصیه نمیکنم

بریده‌هایی از کتاب
مشاهده همه بریده‌ها (۵۸)
همه ما از قدم نهم برنامه‌های ریکاوری آگاهیم: جبران آسیب‌هایی که به دیگران زده‌ایم، درصورتی‌که این کار آسیب بیشتری وارد نکند.
Farzaneh Yazdani
یکی از مطمئن‌ترین راه‌ها برای شناختن سایه خود این است که از افرادی که ما را واقعاً می‌شناسند، مثلاً کسانی که با ما زندگی می‌کنند، بخواهیم به ما بگویند چه چیزی در ما آنها را می‌آزارد، آسیب می‌زند یا برای‌شان مانع ایجاد می‌کند.
Golnaz Javaheri
دو مورد از بزرگ‌ترین تهدیدهای زندگی که با خود داریم عبارت‌اند از ترس و تنبلی. هر روز صبح بیدار می‌شویم و دو موجود خیالی را پایین تختخواب خود می‌بینیم. نام یکی از آنها ترس است و می‌گوید: «دنیا برای تو زیادی بزرگ است، تو از پس آن بر نخواهی آمد. امروز هم دوباره راهی برای فرار پیدا کن.» دیگری نامش تنبلی است و می‌گوید: «هی، سخت نگیر. روز سختی داشتی. تلویزیون را روشن کن، چرخی در اینترنت بزن. کمی شکلات بخور. فردا هم روز خداست.»
Golnaz Javaheri
همیشه اعتقاد داشته‌ام که موفقیت پدر و مادر در داشتن فرزندانی با دستاوردهای قابل‌توجه تعریف نمی‌شود ـ زیرا این می‌تواند جبرانی برای زندگی نزیسته والدین باشدـ بلکه در داشتن فرزندانی است که خود را همان‌گونه که هستند ارزشمند می‌دانند، نه آن چیزی که انتظار می‌رود انجام دهند، به‌دست آورند و بشوند. بسیار ساده به‌نظر می‌رسد، اما نادر است.
Golnaz Javaheri
در میان انبوه صداهایی که در هر لحظه خود را به شما تحمیل می‌کنند، کدام صدا در میان آن همهمه از آنِ شماست؟ کدام صدا از اعماق روح برمی‌خیزد، کدام صدا از عقده‌ها و قالب‌های فرهنگی می‌آید و از کجا تفاوت‌شان را تشخیص می‌دهید؟ این پیام‌های ترکیبی بسیار فراوان‌اند. چگونه می‌توانیم انتخاب کنیم؟ و با این همه، ما لحظه به لحظه در حال انتخاب هستیم و انتخاب نکردن هم پیامدهای خودش را دارد. خب پس، وظیفه این ماده کربنی که جسم می‌نامیم و این جرقه تنگستن که روح می‌نامیم، در ما منتظر است تا ببیند قدم پیش می‌گذاریم و مسئولیت‌پذیری را آغاز می‌کنیم و زندگی‌ای را برمی‌گزینیم که برای‌مان با معناست و این‌گونه به زندگی خدمت می‌کنیم.
taahouraa
ما باید انتخاب‌های خود را انجام دهیم و از ناله‌وفغان دست برداریم. در این لحظات، چیزی در درون تغییر می‌کند. بیش از هر زمان دیگری احساس زنده بودن می‌کنیم. می‌فهمیم که نمی‌توانیم در قید ترس، عرف یا سازگاری بمانیم. می‌فهمیم که اکنون انتخاب‌هایی داریم، همیشه داشته‌ایم. می‌توانیم بله یا نه بگوییم، اما نمی‌توانیم بگوییم انتخابی نداریم. آیا کسی هست که بتواند علی‌رغم قدرت‌های هولناک تقدیر و تأثیرات دیگران بر زندگی‌مان استدلال کند که ما بازیگر نقش اصلی نمایش زندگی خود نیستیم و هر روز صرف‌نظر از خودآگاه بودن یا نبودن، انتخاب‌هایی انجام می‌دهیم؟ آیا کسی هست که بتواند دلیل بیاورد که در نهایت در پایان سفر این ما نبوده‌ایم که نقشی اساسی در پیامد آن ایفا کرده‌ایم؟
taahouraa
نیاز به پیوند با دیگری، گرفتن احساس امنیت از حضور او و تمرکز بر او یکی از معمول‌ترین الگوهای بشر در واکنش به تغییر، وقفه و ابهام است.
M Nourbakhsh
ترس اجتناب‌ناپذیر است، اما زندگی‌ای که ترس در آن عامل تصمیم‌گیری باشد، منجر به ناهنجاری‌های هولناک روح خواهد شد.
M Nourbakhsh
فردیت شاید صرفاً تلاشی باشد تا روزهای بیشتری از عمر خود را خودمان باشیم. تمام آنچه تاریخ، خدایان، طبیعت و تقدیر ـ هر نامی که شما ترجیح می‌دهیدـ از ما می‌خواهند این است که خودمان باشیم. اینکه واقعاً آن کسی باشیم که هستیم به معنای همرنگ جماعت شدن یا زیستن زندگی فردی دیگر نیست. از اینها گذشته، آن زندگی قبلاً زیسته شده، چرا تکرارش کنیم؟ فردیت ندای دعوت به بزرگ شدن، دستیابی به فردیت، و ندای دعوت به فرد بودن است.
Golnaz Javaheri
ظاهراً آنچه برای‌مان رخ می‌دهد، مهم نیست، اینکه ما چگونه آنها را درونی می‌کنیم و اینکه چگونه با آن ارتباط برقرار می‌کنیم، مهم است. به‌نظر می‌رسد آنچه برخی روح‌ها را درهم می‌شکند، به دیگران انرژی می‌دهد و باعث افزایش قدرت اراده‌شان می‌شود.
Golnaz Javaheri

اطلاعات تکمیلی

دسته‌بندی
تعداد صفحات۱۲۱ صفحه
قیمت نسخه چاپی۴۹,۰۰۰ تومان
نوع فایلEPUB
تاریخ انتشار۱۳۹۸/۰۹/۱۷
شابک‫‬‮‭۹۷۸-۶۰۰-۶۲۶۸-۹۴-۱
تعداد صفحات۱۲۱صفحه
قیمت نسخه چاپی۴۹,۰۰۰تومان
نوع فایلEPUB
تاریخ انتشار۱۳۹۸/۰۹/۱۷
شابک‫‬‮‭۹۷۸-۶۰۰-۶۲۶۸-۹۴-۱