با کد تخفیف Salam اولین کتاب الکترونیکی یا صوتی‌ات را با ۵۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کن.
کتاب پرواز بر فراز آشیانه‌ی فاخته اثر کن کیزی

دانلود و خرید کتاب پرواز بر فراز آشیانه‌ی فاخته

۴٫۰ از ۱۴ نظر
۴٫۰ از ۱۴ نظر

برای خرید و دانلود  کتاب پرواز بر فراز آشیانه‌ی فاخته  نوشته  کن کیزی  و خواندن و شنیدن هزاران کتاب الکترونیکی و صوتی دیگر،  اپلیکیشن طاقچه  را رایگان نصب کنید.

دانلود و خواندن کتاب در اپلیکیشن طاقچهدرباره طاقچه بی‌نهایت

معرفی کتاب پرواز بر فراز آشیانه‌ی فاخته

کتاب پرواز بر فراز آشیانه‌ی فاخته نوشته‌ کن کیزی، است که با ترجمه حسین کاظمی یزدی منتشر شده است. این کتاب یک اقتباس سینمایی مشهور هم دارد که در ایران با نام دیوانه از قفس پرید شناخته می‌شود و جک نیکلسون بازی بی‌نظیری در آن ارائه کرده است.

درباره کتاب پرواز بر فراز آشیانه‌ی فاخته

قهرمان اصلی رمان پرواز بر فراز آشیانه‌ی فاخته، یک زندانی عادی به نام «رندال مک مورفی» است که به دلیل همخوابگی با دختری جوان‌تر از سن قانونی، محکوم به زندان شده‌ اما برای فرار از کار اجباری در زندان معمولی تمارض به دیوانگی کرده‌ است تا بتواند دوران آسانی را در آسایشگاه روانی بگذراند. اما این بیمارستان را یک پرستار دیوانه اداره می‌کند، زنی که می‌خواهد همه را خورد کند و چیزی از کسی باقی نگذارد. مک‌مورفی سرنوشتی متفاوت از انتظارش را در پیش رو دارد.

در فیلم سینمایی و رمان تفاوت‌های بسیاری وجود دارد، بزرگترین تفاوت آن راوی داستان است، در فیلم ما از زبان راوی سوم شخص داستان را می‌شنویم اما در کتاب با یکی از شخصیت‌های آسایشگاه روانی روبه‌رو هستیم که از گذشته و زندگی‌اش روایت می‌‌کند.

مجله تایم رمان پرواز بر فراز آشیانه‌ی فاخته را جزو ۱۰۰ رمان برتر انگلیسی زبان بین سال‌های ۱۹۲۳ و ۲۰۰۵ معرفی نموده است

خواندن کتاب پرواز بر فراز آشیانه‌ی فاخته را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم

این کتاب را به تمام علاقه‌مندان به ادبیات داستانی جهان پیشنهاد می‌کنیم

بخشی از کتاب پرواز بر آشیانه‌ی فاخته

مک‌مورفی برمی‌گشت به بیمارستان، چون دیگر نمی‌توانست بیرون بیمارستان بنشیند و در کارسون‌سیتی یا رنو یا جاهای دیگر پوکر بازی کند و بگذارد پرستار درست جلوی چشم او آخرین حرکتش را انجام دهد و بازی را تمام کند. انگار مک‌مورفی امضا داده بود تا بازی را به آخر برساند و هیچ راه فراری هم از این قرارداد نداشت.

به‌محض این‌که از تختخواب‌های‌مان بیرون آمدیم و دور بخش حلقه زدیم، جریانی که در بخش پیش آمده بود زمزه‌کنان در کل بخش پخش شد. یکی از کسانی که دیشب در جمع ما نبود پرسید: «اونا چی داشتن؟» «یه نشمه؟ توی خوابگاه؟ خدای من!» دیگران به او گفتند که نه‌تنها نشمه که نوشیدنی هم بوده است. مک‌مورفی قصد داشت پیش از آن‌که کارکنان شیفت صبح بیایند، دختر را بیرون بفرستد، ولی از خواب بیدار نشده بود. «این چه حرف چرتیه داری به ما می‌گی؟» هیچ حرف چرتی در کار نیست، من خودم آن جا بودم.

نظرات کاربران

مشاهده همه نظرات (۷)
Sayo
۱۳۹۹/۰۸/۲۸

طاقچه جان این کتابای فوق العاده رو چرا تو بینهایت نمیذاری؟😔

Leo n
۱۴۰۰/۰۵/۱۶

همیشه فکر میکردم دو جور داستان داریم، داستان های پرکشش و نه چندان عمیق و داستان های پرمغز اما کش دار! این یکی هم مفهوم داره و هم کشش عالی در کل داستان، طوری که نمیشه رهاش کرد. تقریبا از

- بیشتر
Fatemeh7
۱۴۰۰/۱۰/۱۲

داستان در یک آسایشگاه روانی اتفاق میوفته و راوی، شخصی به نام رئیس برومدن، که تظاهر به کر و لال بودن میکنه هست. که بعدا از اومدن یک بیمار جدید به نام مک مورفی ماجراها شروع میشه. بخش جالبش در مورد

- بیشتر
حسین
۱۴۰۱/۰۵/۲۴

داستانی جذاب و پر مایه...حتی اگه فیلمش رو هم دیدید بازم بخونید بی نهایت لذت میبرید.

s.Alireza.s
۱۴۰۱/۰۳/۳۰

تنها میتونم بگم یه شاهکار.به اندازه بقیه زندگیتون زندگی خواهید کرد

مریم
۱۴۰۰/۰۹/۰۸

حتماً پیشنهادش میکنم،عالی بود عاااالی هم کتاب هم گویندگی آقای اتقایی که به بهترین وجه ممکن داستان رو خوندن،ممنون از ایشون و ممنون از شما🌹

MTA
۱۴۰۰/۰۴/۰۵

باید بگم متاسفانه این کتاب چندان نتونست نظر من رو جلب کنه و دلیل اصلی ترجمه ضعیف و پر از سانسوره. کلمات و جملات در رسوندن پیام و منظور کمی ناتوانند، من ترجمه دیگه‌ای رو پیدا کردم و اون رو

- بیشتر
بریده‌هایی از کتاب
مشاهده همه بریده‌ها (۱۰)
شما می‌دونین که جامعه چقدر یه آدم مشتاقو آزار می‌ده.
~parsa~
البته تفاوت‌های نسخهٔ سینمایی رمان با اصل اثر و ناتوانی‌های زبان تصویر در بیان اثر ادبی بر کسی پوشیده نیست،
~parsa~
«این دنیا... متعلق به قوی‌هاست دوست من! اساس وجود ما بر اینه که قوی‌ها با بلعیدن ضعیف‌ها قوی‌تر می‌شن. ما باید اینو بپذیریم. ما باید این مسئله رو به‌عنوان قانون جهان طبیعی بپذیریم. خرگوشا نقششونو توی این ماجرا می‌پذیرن و گرگو قوی‌تر تشخیص می‌دن. خرگوش برای دفاع از خودش ناقلا و ترسو و گریزان شده و به همین خاطره که سوراخای مختلفی توی زمین می‌کنه تا وقتی گرگی از اونجا رد شه، توی اون سوراخا قایم بشه. خرگوش تحمل می‌کنه و ادامه می‌ده. اون جایگاهشو می‌شناسه. یقیناً هیچ‌وقت گرگو به جنگ دعوت نمی‌کنه. این کار عاقلانه است؟ عاقلانه است؟»
~parsa~
اگر چشمانت را ببندی، آن‌ها نمی‌توانند چیز زیادی درموردت بگویند.
میهمان دنیا
چون او می‌داند که برای حفظ تعادل خود باید به چیزهایی که آزارمان می‌دهند، بخندیم تا نگذاریم دنیا ما را دیوانه کند. او از جنبهٔ دردناک ماجرا باخبر است؛ او می‌داند انگشت من می‌سوزد، می‌داند سینهٔ دختر کبود شده است و دکتر عینکش را گم کرده است؛ ولی او نمی‌گذارد که درد شوخ‌طبعی را محو کند، بلکه بیشتر می‌گذارد تا شوخ‌طبعی درد را محو کند.
s.Alireza.s
«تا حالا نمی‌دونستم بیماری روانی می‌تونه جنبه‌ای از قدرت در خودش داشته باشه، قدرت. فکرشو بکن: آدم هرچی بی‌عقل‌تر باشه، می‌تونه قدرتمندتر باشه. هیتلر یه نمونهٔ خوبه. انصافْ مغزهای پیرو گیج می‌کنه، مگه نه؟ غذای فکر.»
s.Alireza.s
«ولی شما می‌دونین که جامعه چقدر یه آدم مشتاقو آزار می‌ده. از اون به بعد وقتمو توی زندانای شهرای کوچک می‌گذرونم. اونا بهم می‌گن به دعوا عادت کردم و دوست دارم دعوا کنم. گندش بزنن. وقتی یه چوب‌بُر بودم و دعوا می‌کردم، اونا کاری باهام نداشتن، اونا می‌گن این قابل بخششه که یه کارگر سخت‌کوش انرژیشو آزاد کنه؛ اونا می‌گن، ولی اگه یه قمارباز باشی و اونا بدونن که هرازگاه قمار می‌کنی، اون وقت هر کاری که می‌کنی به لعنت سگ هم نمی‌ارزه و خودتم یه مجرم هستی. واسه همین بود که برای مدت زیادی منو فرستادن زندون.»
soheil.mrajabi
همان‌طوری‌که صدا در اطراف ناقوس بزرگی که تازه ساکت شده است می‌چرخد، خنده در چشمانش، در لبخند و تکب
yasinds
مثل یک دنیای کارتونی که شخصیت‌ها بدون بُعد هستند و در داستانی ساختگی می‌جنبند؛ داستانی که اگر برای شخصیت‌های کارتون واقعی نباشد، می‌تواند خیلی سرگرم‌کننده باشد...
yasinds
در آن هفته چندین بار صدای خنده‌های از ته دلش را شنیدم و می‌دیدم که شکمش را می‌خاراند، خمیازه می‌کشد و با هر کسی که شوخی می‌کند، چشمکی هم به او می‌زند. همه‌چیز برای او عادی بود، ولی پرستار گنده و کمباین پشت سرش مرا نگران می‌کرد. فکر کنم مک‌مورفی آن‌قدر قوی بود که خودش باشد و بر خلاف میل پرستار عقب‌نشینی نکند. فکر می‌کنم شاید او واقعاً چیزی غیرعادی است. او خودش است، همین. شاید همین‌که خودش است، او را قوی‌تر می‌کند. طی این سال‌ها دست کمباین به او نرسیده است. چه چیزی باعث شده که پرستار با خود فکر کند که در این چند هفته می‌تواند چنین کاری کند؟ او به آن‌ها اجازهٔ دست‌درازی نمی‌دهد.
حسین

اطلاعات تکمیلی

دسته‌بندی
تعداد صفحات۳۷۲ صفحه
نوع فایلEPUB
تاریخ انتشار۱۳۹۶/۰۸/۰۷
شابک۹۷۸-۹۶۴-۲۹۵۳-۸۸-۲
تعداد صفحات۳۷۲صفحه
نوع فایلEPUB
تاریخ انتشار۱۳۹۶/۰۸/۰۷
شابک۹۷۸-۹۶۴-۲۹۵۳-۸۸-۲